01 خرداد 1395 ساعت 11:46

جلسه سوم کارگاه تخصصی شیوه ها و اصول نگارش مقاله علمی پژوهشی/متن کامل

نوشته شده توسط

آقای دکتر احمد پاکتچی در سومین جلسه کارگاه اصول و روش نگارش مقاله علمی پژوهشی، در بیان معیارهای مقالات علمی پژوهشی، معیارهای مقالات isi را بررسی کرد و در ادامه به چارچوب و کلیت مقاله نویسی پرداخت.

isi علامت اختصاری موسسه‌ای است که نام کامل آن (Institute for Scientific Information) است و ترجمه آن موسسه اطلاعات علمی می باشد. این موسسه در سال 1960 توسط شخصی بنام اوگن گارفیلد تأسیس شد و در سال 1992 توسط موسسه‌ای بنام Thomson Scientific & Healthcare خریداری شد. سایت isi بیشتر به نام این شرکت شناخته می‌شود و به تعبیر دیگر isi یک شرکت است.

وقتی isi به وجود آمد فقط به علوم دقیقه مانند کشاورزی، زیست‌محیطی، پزشکی، شیمی و مانند آن توجه داشت و طبیعتاً از علوم انسانی در این مجموعه که اسمش sci بود خبری نبود. بعدها که مورد استقبال مواجه شد ssci (اختصارScience Citation Index) را راه انداختند که کار مشابهی در علوم اجتماعی انجام می‌داد. آخرین اتفاق در این مجموعه، راه‌اندازی ahci (اختصار Arts and Humanities Citation Index) بود که شامل هنرها و انسانیات می‌شد. در ادبیات آنگلوساکسونی، انسانیات برای آن شاخه‌هایی بکار برده می‌شود که از جنس ساینس نیستند بلکه برای اموری بکار برده می‌شود که به ذوق و قریحه انسان‌ها مربوط می‌شود. دین هم در همین حوزه قرار می‌گیرد. این در حالی است که ما به علوم دینی به‌عنوان علم نگاه می‌کنیم.

این سه لایه مجموعاً isi را تشکیل داده‌اند. علت علاقه به آن، بیشتر علوم فنی و مهندسی و بعدازآن اجتماعی است. همیشه باید توجه کنیم که لایه سوم ازنظر کسانی که فضای isi را اداره می‌کنند ملحقی به علوم است و دقیقاً در تعریف علوم نمی‌گنجد. این موضوع ازنظر ارسال مقاله بسیار مهم است.

Isi یک سری ضوابطی را برای مجلات در نظر می‌گیرد. هیچ نویسنده‌ای مستقیماً با آن تماس ندارد بلکه این مجموعه مستقیماً با صاحبان مجلات ارتباط دارد و نویسندگان با مجلات ارتباط دارند. وقتی‌که می‌خواهیم مقاله‌ای برای مجلات بفرستیم باید توجه کنیم چه اهدافی در پس این سیستم وجود دارد؟

تلقی محققان ما این است که این موسسه، مجموعه ای مانند جلسه دفاع از پایان‌نامه است که دانشجو از اثر خود دفاع می‌کند و اثر ارزیابی علمی می شود ولی این نیست که مجموعه علمی نشسته باشند و مقاله‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد و اعتبار آن تائید شود. حتی گاهی اوقات در اینترنت افراد مقالاتی به‌عنوان نقد می‌آوردند که در isi پذیرفته‌شده است؛ درحالی‌که شرایط مقاله را ندارد. عکس این قضیه نیز به‌وفور اتفاق می‌افتد که یک مقاله شرایط اصلی را دارد ولی در این موسسه پذیرفته نمی‌شود. ماجرا به اهداف شکل‌گیری isi برمی‌گردد.

هدف isi ایجاد سیستم اطلاع‌رسانی برای دسترسی سریع محققین به منابع است. در دنیا تعداد بسیار زیادی مجله چاپ می‌شود و اگر محقق علوم انسانی بخواهد هر شماره را نگاه کند عمرش کفاف نمی‌دهد. بهترین چاره این است که اولویت‌بندی شود و برخی از مجلات و مقالات را در یک اولویت قرارداد؛ مثلاً به یک نفر گفت که اگر بخواهی در مورد مباحث خانواده در اسلام نگاه کنی این سه مجله را بخوان.

Isi برای خودش یک مجموعه موضوعات تعریف می‌کند و در هر موردی دو سه تا مجله را معین می‌کند و آن‌ها را به مخاطب ارائه می‌دهد. برای این هدف یک سلسله قواعدی را در نظر گرفته است که برخی از آن‌ها علمی هستند؛ مانند کیفیت نوشته شدن مقاله که در مورد آن بحث خواهیم کرد ولی برخی از پارامترها به جنبه علمی مجله مربوط نمی‌شوند؛ مانند انتشار به‌موقع مجله. هم‌اکنون در کشور خودمان وزارت علوم در ممیزی مجلات بر این موضوع تکیه می‌کند. در همین موقع است که اگر مجله‌ای احساس کند از انتشار به موقع عقب افتاده، ممکن است در سخت‌گیری‌ها کوتاهی ‌کند و اگر احساس کند به‌اندازه کافی منتشر می‌کند سختگیری‌ها را افزایش می‌دهد؛ بنابراین قسمتی از سخت‌گیری‌ها به انتشار به‌موقع برمی‌گردد.

برخوردار بودن مجله از هیئت تحریریه بین‌المللی یکی از دیگر از ملاک‌های isi است. ممکن است همه هیئت تحریریه یک‌رشته از اساتید طراز اول ملی باشند ولی اگر بین‌المللی نباشند موردتوجه isi نیست. این نکته ممکن است ارتباطی با نویسنده نداشته باشد ولی یک مورد می‌تواند به نویسنده ارتباط داشته باشد و آن این‌که به همان اندازه که isi به هیئت تحریریه بین‌المللی اهمیت می‌دهد به مجله‌ای که از ملیت‌های مختلف مقاله دارد اهمیت می‌دهد. این مسئله برای ایرانیان مفید است و ممکن است گاهی سهل گیری‌هایی نیز صورت گیرد. برخی نکات وجود دارند که جنبه فرمی دارند مثلاً یا متن مقاله یا حداقل چکیده آن، به زبان انگلیسی باشد.

ملاک‌های دیگری نیز وجود دارد و اگر علاقه‌مند به چاپ این مسئله هستید تمام معیارهای isi را بخوانید. برای مطالعه این معیارها، اینجا را کلیک کنید!

درهرصورت این موسسه بیشتر به ضوابط فرمی توجه می‌کند و در این زمینه حرفه هایی همچون کلاه برداری علمی نیز شکل گرفته است؛ بنابراین عجیب نیست که در کشورهای مختلفی تیم‌هایی تشکیل شده‌اند و تمام قوانین isi را خوانده‌اند و قادرند مقالاتی را ارائه کنند که ملاک‌های isi را دارد و داوری علمی نیز ندارد.

نکته‌ای که باید در تمامی مقالات تأکید کنم این است که برای هر مجله ای مقاله ارسال می کنید حتما قالب های آن را رعایت کنید. توجه کنید که مجلات مختلف قالب‌های معین و مخصوص به خود دارند ولی یک سری قالب‌های مشترکی نیز وجود دارد که ما می‌توانیم بر قالب‌های مشترک متمرکز شویم. برای ارسال مقالات، فرم مهم است. مواردی پیش آمده است چه برای مجلات و چه برای کنفرانس‌ها، مؤلف مقاله را فرستاده است و برگشت‌خورده است. پیگیری کردیم و گفته‌اند مثلاً چکیده در 500 کلمه باشد و او در 1000 کلمه نوشته است. علتش این است که به فرم‌ها اهمیت می‌دهند ولی ما در ایران کمتر به آن اهمیت می‌دهیم. حتی اگر مسئله نقطه‌گذاری و ویرایش نگارشی رعایت نشود برای مجلات علمی پژوهشی بسیار مهم است؛ علتش این است که افراد زیادی برای این کار ندارند. وقتی سایت یک مجله را نگاه می‌کنید به شما می‌گوید نوع فونت و اندازه آن به این صورت باشد. منطق آن روشن است؛ زیرا او هیچ‌کس را ندارد برای این‌که این فونت را تغییر دهد. چیزی که ممکن است برای ما قابل‌فهم نباشد. در ایران این مسئله مقداری سهل‌تر است؛ زیرا کادر دارند و انجام می‌دهند؛ بنابراین حتماً دستورالعمل آن مجله را بخوانید.

 

چارچوب مقاله و قواعد مقاله‌نویسی

1-      عنوان

2-      نام نویسنده

3-      اطلاعات تماس

4-      چکیده

5-      واژگان کلیدی

این‌ها آغاز مقاله است و بعد از این‌ها بدنه مقاله شروع می‌شود. برخی از آن‌ها نیاز به توضیح ندارد ولی برخی که نیاز دارد را توضیح می‌دهم.

نویسنده

نکته‌ای که در مورد نام نویسنده وجود دارد مسئله سرقت ادبی است. اگر نویسنده‌ای اسمش حذف شود و یا مسئله جابجایی نام‌ها نویسنده اول کسی است که سردبیر مجله فکر می‌کند باید با او تماس گرفته شود. حال اگر این نام‌ها درست تنظیم‌نشده باشد اختلالاتی در ارتباط به وجود می‌آورند.

دکتر صفری: افرادی فکر می‌کنند اگر نام استاد در کنار نام آن‌ها در مقاله قید شود به معنای این است که استاد حق او را ضایع کرده است و به نام خود بهره‌برداری می‌کند.

نام هرکسی که در کار سهیم است باید در مقاله آورده شود. در این زمینه باید سهیم بودن را تعریف کرد؛ مثلاً در isi باید بیان کنید که چه کسانی در نگارش مقاله سهیم بوده‌اند در حدی که اگر فردی نرم‌افزاری را در اختیار شما قرار دهد تا محاسباتی را با آن انجام دهید باید نام او در مقاله بیاید؛ زیرا اگر سهم او ادا نمی‌شد این کار به سرانجام نمی‌رسید. جلسه گذشته گفتم ممکن است افرادی باشند که کار ایده دادن و مبانی فکری و یا یافتن منابع یا تنظیم مطالب را بر عهده بگیرند که در این صورت باید نام آن‌ها ذکر شود. این، همان چیزی است که در پایان‌نامه‌ها رعایت می‌شود؛ زیرا استاد راهنما در ایده دادن و راهبری کار، نقش دارد و قاعدتاً نام او ذکر می‌شود و اگر حذف شود اجحافی صورت می‌گیرد؛ مگر این‌که افراد داوطلبانه از حق خود صرف‌نظر کنند.

دکتر صفری: ترتیب نام‌ها بر چه اساسی است؟

بر اساس میزان تعهد و مسئولیت است؛ یعنی چه کسی مستقیماً پاسخگوی مطالب داخل مقاله است؟

 

واژگان کلیدی

معمولا تعداد 5 تا 6 کلمه را به عنوان واژگان کلیدی مقاله انتخاب می کنیم. اساسا واژگان کلیدی برای جستجو است و برای همین است که تا قبل از این که ابزارهای الکترونیکی برای جستجو متداول نشد با این پدیده مواجه نبودیم؛ به این معنا که موتور های جستجو مانند گوگل از این واژگان برای رسیدن به مقاله استفاده می کنند و اگر کسی واژگان کلیدی شما را جستجو کند می تواند مقاله شما را پیدا کند.

با این فرض باید به چند نکته توجه کرد:

1-      نباید عبارات بلند باشد؛ مثلا شخصی بگوید: «مسایل اجتماعی مربوط به خانواده». باید حداکثر دو واژه باشد.

2-      برخی افراد از واژه هایی استفاده می کنند که در عنوان مقاله هست؛ مثلا عنوان مقاله ای «مکتب تاریخ نگاری مدینه در قرن سوم هجری» باشد و کلمه «تاریخ نگاری» را به عنوان واژه کلیدی انتخاب کند. نیازی به این کار نیست؛ زیرا این کلمه در عنوان هست و موتورهای جستجو با عنوان قادر به پیدا کردن هستند. ما در واژگان کلیدی باید کلماتی که در عنوان منعکس نشده است را جبران کنیم. اگر این کار را نکنیم به معنای از دست دادن امکان دسترسی به مقاله مان در جستجو است.

3-      از کلمات کلی و عادی یا بدون معنای خاص استفاده نشود؛ مثلا اگر شخصی در واژگان کلیدی خود کلمه های «تاریخ» و «اسلام» را بگذارد اگر کسی کلمه تاریخ را جستجو کند موتور جستجو به صورت میلیونی به او نتیجه جستجو را خواهد داد.

اگر بدانیم فلسفه کلمات کلیدی جستجو است نحوه انتخاب واژگان کلیدی ما متفاوت می شود.

کلیت مقاله

سه نکته مهم را باید در کلیت مقاله در نظر گرفت:

¢      بايد از سطح علمی کافی برخوردار باشد.

¢      اولين عملکرد مقاله، انتقال پيام به خواننده و متقاعد کردن وی به ارزشمند بودن تحقيق انجام شده است، پس بهتر است قبل از شروع به نوشتن، در مورد پيام موضوع تأمل شود.
استفاده از شيوايی و فن بيان مناسب، پيروی از اسلوب مقاله‌نويسی است.

¢      مطالبی که قرار نيست در بدنه مقاله، مطرح شوند، بايد از مقدمه و نتايج حذف شود.

ده‌ها مورد داور مقالاتی بودم که وقتی به نتیجه‌گیری می‌رسد تازه یادش می‌افتد که این مطلب را نیز باید بگوید. یا مطالبی را در مقدمه مطرح می‌کند و در متن مقاله رها می‌شود.

عنوان مقاله

دادن عنوان آسان نیست و باید نصف کار انجام داده‌شده باشد تا عنوان بدهد.

1- عنوان مهم‌ترین عبارت يک مقاله است که بايد بازنمود تمامی از موضوع اصلی تحقيق باشد.در فرم‌های داوری مقالات علمی پژوهشی یکی از آیتم‌هایی که داور در مورد آن قضاوت می‌کند این است که عنوان مقاله با متن تناسب دارد؟ اگر نداشته باشد از ارزش مقاله کم می‌شود.

2- عنوان مقاله حتی‌الامکان بايد دقيق و رسا بوده و از به کار بردن اصطلاحات ناآشنا يا اختصاری خودداری شود. به‌طورمعمول (نه هميشه) و در نام‌گذاری اکثر تحقیق‌ها اين نکات در نظر گرفته می‌شود: چه چيزی را می‌خواهیم بررسی کنيم، در چه جامعه‌ای، در کجا و در چه زمانی؟ شما حق‌دارید اصطلاحی را وضع کنید و همان‌جا نیز تعریف کنید ولی در عنوان، حق انجام چنین کاری را نداریم؛ زیرا در عنوان نمی‌توانیم اصطلاح موردنظر را توضیح دهیم؛ مثلاً باید این‌گونه قید بزنید: جایگاه تنقیح مناط در فقه امامیه در سده هشت قمری. هرچقدر این تقیدات کمتر شود مقاله‌ای رها است و مشخص نیست نویسنده دقیقاً چه می‌خواهد بگوید؟ این نکته باید در پایان‌نامه نیز رعایت شود و همان مطلبی است که در جلسه قبل نیز گفتیم.

3- عنوان بايد «فاقد پیش‌داوری» باشد. همچنين هیچ‌گاه نبايد در عنوان مقاله نتيجه پژوهش را به‌صورت ثابت‌شده ذکر نمود. حکم نباید در عنوان داده شود بلکه در حین رسیدگی به مسئله داده می‌شود. چیزی شبیه به دادگاه است که فرد را متهم می‌خوانند و به او مجرم نمی‌گویند؛ زیرا اتهام او در حال بررسی است و هنوز جرمش ثابت نشده است و اگر ثابت شد در پایان دادگاه به او مجرم می‌گویند. مقاله علمی پژوهشی نیز همین است؛ یعنی چیزی را که قرار است در حین مقاله به اثبات برسد و به‌عنوان نتیجه‌گیری باید بیاید نمی‌توان به‌عنوان پیش‌داوری در عنوان مقاله آورد؛ مثلاً فردی می‌خواهد مذهب عکرمه مولای ابن عباس را بررسی کند نمی تواند این عنوان را بزند: «خارجی بودن عکرمه مولای ابن عباس». بنابراین مناسب است بگوییم: «مطالعه در مورد مذهب عکرمه مولای ابن عباس».


4- اگر کلماتی در توصيف ويژگی مطالعه شما نقش کليدی دارند، حتماً در عنوان خود آن را بگنجانيد.

چکیده تحقیق

چکیده تحقیق در سنت نویسندگی ما نبوده است. ماجرای چکیده تحقیق از حدود اواسط قرن بیستم در علوم دقیقه شروع شد. یک سری مقالات در مجلات چاپ می‌شود و بهترین حالت آن است که کل مجله را بخرد و بخواند. در قرن بیستم مرسوم بود یک سری ایندکس‌هایی چاپ می‌شد که فقط عنوان مقالات در آن بود و موضوع‌بندی شده بود؛ مانند فهرست مقالات فارسی یا مجموعه کشاف الدوریات العربیه. اگر می‌خواهید بدانید که درباره جایگاه مضاربه در بانکداری اسلامی چه مقالاتی وجود دارد؟ به‌ عنوان‌هایی که موضوع‌بندی شده بود مراجعه می‌کردید و به شما چند مقاله را معرفی می‌کرد. این نوع ایندکس‌ها فقط عنوان مقاله را داشتند. شاید خواندن عنوان مقالات تا حدودی کمک می‌کرد ولی باز هم نیاز به اطلاعات بیشتر احساس می‌شد. لازمه‌اش این بود که حد وسطی را اختراع کنیم که بزرگ‌تر از عنوان و کوچک‌تر از اصل مقاله باشد و این حد وسط، چکیده تحقیق بود.

این کار به روشی کارآمد تبدیل شد و مورد استقبال زیادی قرار گرفت و محققین احساس می‌کردند راه‌حل بسیار مناسبی برای پیگیری علوم است. ممکن است افراد، فرصت خواندن اصل مقالات را نداشته باشد ولی می‌توانند سالی یک‌بار یک جلد کتاب بگیرند و چکیده مقالات مختلف را بخوانند و در جریان همه موضوعات قرار بگیرند.

دو سه دهه بعد با به وجود آمدن اینترنت، چکیده شکل جدیدی به خود گرفته است. الآن هر مقاله‌ای نوشته می‌شود حتماً یک چکیده دارد و آن چکیده می‌تواند از طریق سیستم‌های اطلاع‌رسانی ارائه شود. بسیاری از مؤسساتی که اصل مقاله را می‌فروشند چکیده را به‌صورت رایگان در اختیار شما قرار می‌دهند. با این کار محقق می‌تواند مطمئن شود این مقاله به درد او می‌خورد و آن مقاله را می‌خرد.

چکیده در اختیار کسی است که اصل مقاله را در اختیار ندارد و من باید با چکیده خودم او را متقاعد کنم که مقاله من ارزش خواندن دارد. چکیده کارکرد دیگری نیز دارد. افراد نمی‌توانند همه مقالات را از ابتدا تا انتها بخوانند ولی می‌توانند چکیده‌ها را بخوانند؛ بنابراین می‌توان انتظار داشت یک محقق در زمینه رشته خودش همه چکیده‌ها را بخواند و بعد تصمیم بگیرد اصل کدام مقاله را بخواند؟

1- چکيده دارای اهميتی تقريباً مساوی با عنوان است. در چکيده قسمت‌های مختلف مقاله شامل مقدمه، اهداف، روش‌ها و نتايج تحقيق به‌صورت خلاصه ذکر می‌شود. در مورد روش‌ها، ممکن است برای خواننده مهم باشد که نویسنده از چه روشی استفاده کرده است؟ مثلاً برای این‌که ثابت کنیم صحیفه سجادیه تا چه حد منتسب به امام سجاد (ع) است ممکن است محقق از نظر سندی یا رجالی یا نسخه‌شناسی یا روش تحلیل متن یا تحلیل گفتمان بررسی کند؛ بنابراین باید نویسنده، روش خود را در چکیده بیاورد. یکی از فواید این کار برای جلوگیری از تکرار است.

دکتر صفری: منظورتان از روش چیست؟ زیرا ممکن است فرد در روش بگوید روش تحلیلی توصیفی و مانند آن.

این مشکلی است که باید آسیب‌شناسی شود. یکی دیگر از آسیب‌هایی که در این زمینه داریم چیزی است که با عنوان روش کتابخانه‌ای نوشته می شود. سؤال این است که در حوزه علومی که ما با آن سروکار داریم مگر کسی غیر از کتابخانه‌ای می‌تواند روش دیگری را انتخاب کند؟ روش کتابخانه‌ای را در مقابل روش میدانی بکار می‌برند؛ یعنی کسی در عرصه جامعه از روش‌های پیمایشی استفاده می‌کند. این نوع تعبیرات فرار از توضیح دادن در مورد روش تحقیق است.

در مورد روش‌ها کتاب‌های زیادی نوشته شده است و جا دارد که باز هم معرفی شود. یک‌وقت به تحلیل موضوع می‌پردازیم که باید از روش‌های تحلیلی که خود اقسامی دارد استفاده کنیم. یک‌وقت تاریخی به موضوع نگاه می‌کنیم که خودش روش‌های زیادی دارد. یک‌وقت نیز روش ما تطبیقی است که این خود نیز روش‌های متعددی دارد.

وقتی ما روش خود را اعلام می‌کنیم مخاطب تنها در همان محدوده باید از ما انتظار داشته باشد. ولی اگر روش را به‌صورت کلی بگوییم علاوه بر این‌که مخاطب سردرگم می‌شود می‌تواند به ما اعتراض کند و چند مورد را نشان دهد که ما به آن نپرداخته‌ایم؛ بنابراین اعلام روش می‌تواند نوعی دفاع از خود نیز باشد.

2- چکيده‌ مقاله‌ قسمتی‌ است‌ که‌ خواننده‌ بعد از جذب‌ شدن‌ توسط‌ عنوان‌ مقاله‌ به‌ آن‌ نگاه‌ کرده‌ و آن را می‌خواند، ‌ چکيده‌ علاوه‌ بر کوتاه‌ بودن‌ بايد به‌طور معنی‌داری‌ خلاصه‌شده‌ و حاوی‌ مطالب‌ اصلی‌ و مهم‌ترین‌ یافته‌های مسلم‌ مقاله‌ باشد.

توصیه می‌کنم که مهارت‌هایی برای خود در نوشتن در سایز ایجاد کنید. کسانی که کلاس‌های تافل را گذرانده باشند می‌دانند یکی از الزام‌هایی که در سنجش توانایی زبان استفاده می‌کنند نوشتن در سایز است؛ مثلاً راجع به فلان اتفاق در 200 کلمه بنویس و به‌محض این‌که از این تعداد بیشتر شود برای او نمره منفی در نظر گرفته می‌شود.

باید یاد بگیریم به‌اندازه حرف بزنیم. بخصوص کسانی که درگیر دانشنامه نویسی هستند این مسئله بسیار مهم است و اگر رعایت نشود قابل مدیریت نیست. دوست عزیزم آقای دکتر شهیری به من فرموده است که یک مقاله در 1000 کلمه بنویسم که فرق بین گفتمان و فرهنگ چیست؟ در نگاه اول به نظر می‌رسد چنین کاری ممکن نیست ولی بعد از بررسی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که من می‌توانم این کار را انجام دهم. زندگی فرد محقق دائماً مملو از این مسائل است و باید به‌اندازه نوشتن به‌عنوان مهارت در نظر گرفته شود. این مهارت قابل یادگیری است.

در چکیده نیز باید به‌اندازه خرج کرد. این دقیقاً مانند کسی است که برای کاری پول معین دارد و بیشتر از آن ندارد و باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که تا آخر کار پولی کم نیاورد. باید هر کلمه‌ای که در چکیده بی‌دلیل بکار رفته است را حذف کرد؛ مثلاً برخی می‌نویسند: «اهمیت یافته‌ها در مقاله بحث شده است» این جمله حدود هفت کلمه را به خود اختصاص داده است درحالی‌که هیچ نتیجه‌ای ندارد.

مثال معروفی است که می‌گویند فردی کنار دریا تابلویی زده بود که بر روی آن نوشته بود: در این مکان ماهی زنده به فروش می‌رسد. شخصی که شاید علم روش‌شناسی می‌دانست به او گفت واضح است که در این مکان ماهی می‌فروشی. پس کلمه «در این مکان» اضافی است و آن را حذف کن. او نیز چنین کرد. در وقت دیگری دید که نوشته: «ماهی تازه به فروش می‌رسد» به او گفت همه می‌دانند که ماهی تازه است؛ پس قید تازه اضافی است و آن را حذف کند. او نیز چنین کرد. در وقت دیگر گفت: همه می‌دانند که اینجا ماهی می‌فروشی و قید فروش اضافی است. بار آخر که آمد، دید روی تابلو نوشته: «ماهی» به او گفت: این چه کلمه‌ای است؟ معلوم است که اینجا ماهی است.

این واقعیت پدیده‌ای است که به‌صورت جدی‌اش در تحقیق با آن مواجه هستیم. در برخی نوشته ها می‌بینیم که برخی جملات هیچ معنایی را با خود همراه ندارند. ما باید عادات نوشتن خود را تغییر دهیم. بنده به‌عنوان تجربه شخصی عرض می‌کنم که نوشتن چکیده وقت می‌برد. پس از پایان نوشتن باید زوائد را حذف کرد؛ مثلاً صفت و موصوفی در کنار هم ذکر شده است همان صفت کافی است و موصوف را حذف می‌کنم یا این‌که جمله معترضه را حذف می‌کنم. این‌قدر باید مانند تیغ جراحی این چکیده را کوتاه کرد تا عصاره آن به دست آید.

 

فهرست جلسات کارگاه تخصصی اصول و شیوه های نگارش مقاله علمی پژوهشی

 

 

 

خواندن 2228 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید