01 خرداد 1395 ساعت 11:45

جلسه دوم کارگاه تخصصی شیوه های و اصول نگارش مقاله علمی پژوهشی/متن کامل

نوشته شده توسط

در ابتدای جلسه خانم دکتر سیده سعیده غروی معاون محترم پژوهشی جامعه الزهرا (س) گزارش کوتاهی از فعالیت‌های این معاونت ارائه کرد و پس‌ازآن، آقای دکتر پاکتچی قبل از شروع بحث به یک سؤال پاسخ داد و نکته مهمی را بیان کرد.

 مشروح این جلسه تقدیم می گردد:

 

یکی از حضار سؤال کرد که اگر کسی مهارت مسئله پیدا کردن را نداشته باشد باید از درگیر شدن در کار پژوهشی منصرف شود؟

 ما در مورد شخص صحبت نکردیم بلکه تأکید ما بر کار بود. بحث این بود که یک پژوهش بدون مسئله به سامان نمی‌رسد ولی ممکن است افراد به‌صورت گروهی کار کنند و هرکدام در قسمتی مهارت دارند و می‌تواند کار را به سامان برساند. فقط توصیه می‌کنم کسی که ایده و مسئله را پیدا می‌کند باید در فرآیند کار شخصاً حضورداشته باشد. این‌که از استادی یادداشت بگیرند و مسئله را مبنا قرار دهند و روی آن کار کنند کار انجام نمی‌شود؛ زیرا او است که صاحب مسئله است و صرفاً با دو خط، موضوع به دیگری منتقل نمی‌شود.

 نکته مهمی که در مورد خودکارشدگی باید گفت این است که خودکارشدگی لایه به لایه است. ممکن است از یک لایه عبور کنیم ولی در لایه دیگری متوقف شویم. یک نمونه جالب در تاریخ تفکر اندیشه متفکر فرانسوی لویی آتوسر است. او می گوید مارکس به این نکته توجه کرد که سرمایه‌گذاری یک تفکری را بر همه جهان غالب کرد که صاحب سرمایه است که باید بیشترین سود را ببرد و کارگر حقی را باید دریافت کند که صاحب سرمایه تصور می‌کند حق او است ولی مارکس تصمیم گرفت قاعده را بر هم بزند و کارگر به حقوق خودش آگاهی پیدا کند.

 آتوسر می گوید مارکس به نصف قضیه توجه کرده بود و به نصف دیگر توجه نکرده بود. یک دام این بود که کارگر توسط سرمایه‌دار استثمار شود و مارکس توانسته بود از آن عبور کند ولی یک دام دیگر را مارکس متوجه نشد و آن این بود که چه کسی می گوید کار کارگر کالا است؟ این مطلب را سرمایه‌دار می گوید و مارکس نیز آن را پذیرفت و فقط بر این مسئله بحث می‌کند که به قیمت باشد نه زیر قیمت. او در فضای خودکار شده افتاده بود و در همان فضا کار کرد.

 همین مسئله در مورد مطالعات زنان اتفاق می‌افتد. یک باور چند قرنی وجود داشت که خانم‌ها نباید در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند و وظایف محدودی برای آن ها و عمدتا در خانه تعریف می‌کرد. الآن به این مرحله رسیده‌اند که چه کسی این حرف را زده است؟ یعنی می‌خواهند از مرحله خودکارشدگی خارج شوند ولی یک لایه دیگر هنوز وجود دارد.

 برای من جالب بود که در چند موسسه مختلف که بر بانوان تمرکز دارد تکیه ویژه‌ای بر مسئله خانواده وجود دارد یعنی حالت طوری است که انگار این بانوان هستند که سنگ خانواده را باید به سینه بزنند. ازاین‌رو است به‌محض این‌که مسئله خانواده مطالعه شود خودبه‌خود مفهوم زن بودن به ذهن می‌آید. عمده محققان که درزمینهٔ خانواده کار می‌کنند زنان هستند. این هم یک لایه دیگر خودکارشدگی است. به نظر من به همان اندازه که خانم‌ها به خانواده باید توجه داشته باشند مردان نیز باید توجه کنند. پیشنهاد می‌کنم که پای آقایان را نیز به مطالعات خانواده باز کنید. مسئله خانواده زمانی به سرمنزل مقصود می‌رسد که مردان نیز مشارکت کنند.

 

سؤال: مردان درزمینهٔ زنان و خانواده، به‌اندازه کافی کارکرده‌اند و جای خالی کار کردن زنان در این زمینه احساس می‌شود.

 اگر این‌طور باشد بنده هیچ اعتراضی ندارم ولی به آقایان اعتراض دارم که درزمینهٔ خانواده نیز کار کنند.

 

آقای دکتر پاکتچی در ادامه بحث کارگاه به ملاک‌های مقاله پرداخت.

 

جدید بودن موضوع

 در یک مقاله پژوهشی باید موضوع جدید باشد و معنایش این است که الزاماً به یک دانایی جدید منجر شود و اگر نباشد آن کار، اثر پژوهشی محسوب نمی‌شود. ده‌ها بار در مجالس مختلف این موضوع را مطرح کرده‌ام یک اشکال مشترک بوده است. عده‌ای معتقدند ممکن است مقاله‌ای بنویسیم و دانایی جدیدی در آن نباشد ولی مطالب مفیدی در آن است که برای جامعه لازم است.

 باید دو موضوع را برای خودمان روشن کنیم؛ این‌که چه چیزی مفید است و چه چیزی پژوهش است و این دو با هم بسیار متفاوت است.

 قرآن کریم می‌فرماید: «فذکر انما انت مذکر» خیلی از موضوعات است که باید مرتباً بازگو شود و این‌که واعظی درباره یاد موت صحبت کند و بهشت و جهنم را برای مردم ترسیم کند بسیار لازم و ضروری است ولی پژوهش نیست. حتی ممکن است افرادی معلم بسیار موفق باشند و حاشیه‌های بسیار خوبی برای کتاب‌های علمی بنویسند ولی این‌ها آموزش است و پژوهش چیز دیگری است. خواهش من این است که سودمند بودن و پژوهشی بودن را از هم تفکیک کنیم. نو بودن جزو ماهیت کار پژوهشی است.

 

دکتر صفری: تبیین دقیق نمی‌تواند پژوهش باشد؟

 تبیین و توصیف به این معنا که ابعاد جدیدی از مسئله را روشن کند یا تصویر کلی ارائه کند که قبلاً به‌صورت جز نگر به آن نگاه می‌کردیم یا به‌صورت گونه شناسی به ما ارائه کند که به اما اجازه می‌دهد که سیستم طبقه‌بندی داشته باشیم پژوهشی است ولی باز کردن و توضیح دادن مطلب، کار پژوهشی نیست.

 

سؤال: این دانایی جدید برای چه کسانی باشد؟ ممکن است در طبقه خاصی معلوم باشد یا این‌که فردی خودش به دانشی رسیده باشد ولی آن را ارائه نکرده باشد.

 دانایی جدید برای جهان علم است؛ نه برای یک دانشجو. علاوه بر این، در حوزه روش تحقیق، علمی را نمی‌شناسیم که فی بطون الرجال باشد و عرضه نشده باشد زیرا این نگاه سنتی که انسانی احساس می‌کند سینه‌اش پر از علم است و فرصتی نشده آن را به دیگران انتقال دهد در دنیای امروز وجود ندارد.

 در لحظه‌ای که پژوهشگر دست‌به‌قلم می‌برد و تحقیق می‌کند او هم مانند دیگران نمی‌داند وقتی به نتیجه‌ای رسید او تنها کسی است که می‌داند و وقتی گزارشش منتشر کرد به دیگران نیز اجازه می‌دهد که بداند.

 

دکتر صفری: آیا دانایی جدید می‌تواند بی‌نیاز از پیشینه تحقیق باشد؟

 پیشینه پژوهش همیشه جزو لاینفک کار پژوهشی است. اساساً این‌که یک کسی بیاید و در حوزه‌ای از دانش مطالبی را ارائه کند و این‌قدر نو باشد که فاقد هیچ پیشینه‌ای باشد جامعه علمی تشنه آن نیست. علاقه بر این است که فردی بیاید علم را یک‌قدم جلو ببرد.

 وارد شدن به چیزی که فاقد پیشینه است پرخطر است و تضمینی وجود ندارد که پژوهش با این وضعیت در مسیر درست پیش برود. برای همین است که وقتی کسی یک بحث پژوهشی را مطرح می‌کند هم چارچوب نظریه و هم پیشینه تحقیق و هم صورت‌مسئله حل‌نشده را از او می‌پرسند.

 

ویژگی‌های عمومی موضوع

 

 

واضح بودن موضوع

 در بیان مسئله، اهمیت دارد که موضوع واضح باشد؛ مثلاً فضای تبلیغ را با فضای پژوهشی مقایسه کنید و عادت کنیم در فضای تبلیغی به‌صورت تبلیغی و در فضای پژوهشی به‌صورت پژوهشی رفتار کنیم.

 وقتی یک نفر در یک محفلی به‌قصد تبلیغ دین، راجع به آخرت صحبت می‌کند بسیار مواظب است که وارد حوزه‌های شبهه‌ناک نشود و اگر بشود همه می‌گویند این فرد ناشی است. دقیقاً به همین دلیل است که استفاده از عبارات مبهم و دوپهلو و دیپلماتیک در فضای تبلیغ و تدریس مفید است؛ یعنی مسئله را طوری بیان می‌کند که شخص مقابل درگیر شبهه‌ها نشود و اگر احیاناً شد پاسخی برای او پیدا می‌کنیم.

 به‌عنوان‌مثال؛ از مسلمات دین اسلام است که حضرت عیسی به صلیب آویخته نشد ولی این‌که ایشان زنده‌اند یا از دنیا رفته‌اند جزو مسلمات دین اسلام نیست و در بین علمای اسلامی و روایات نیز هر دو قول وجود دارد. فرض کنید یک نفر در مقام توضیح موضع اسلام این مسئله را مطرح می‌کند که اسلام معتقد است که ایشان به صلیب کشیده شده‌اند ولی وارد مسئله زنده‌بودن ایشان نمی‌شود. قرن‌های متمادی افراد در این مورد صحبت کرده‌اند و روی آن قسمتی از مسلمات نیست تأکید نکرده‌اند. در مقام تبلیغ و تعلیم، این سخنگو است که تصمیم می‌گیرد کجا از عبارات واضح و کجا از عبارت مبهم استفاده کند ولی دنیای پژوهش دنیای دوپهلو حرف زدن نیست؛ زیرا مخاطب خاص است و مخاطب عامی نیست که نگران القاء شبهه در ذهن او شویم. نگاه پژوهشی باز کردن مسیرهای دانش است بنابراین مبهم مطرح کردن مسائل در پژوهش یک ایراد محسوب می‌شود و به‌هیچ‌وجه یک مهارت نیست. پس از عنوان تا تک‌تک جملات مقاله باید درنهایت وضوح باشند.

 

محدود بودن موضوع

 این مساله چالشی است که همیشه با آن درگیر هستیم. برخی مواقع یک دانشجو مایل است پایان‌نامه‌ای بنویسد که در آن، همه مسائل مسلمین را حل کند. همچنین یک مقاله علمی پژوهشی در 20 صفحه نمی‌تواند دامنه گسترده‌ای از مسائل را حل کند. اگر کسی در این‌گونه آثار، سفره‌ای را پهن کرد باید بتواند جمع کند و نمی‌توان طرح مسئله کرد و بقیه را رها کنیم و موکول به زمان دیگری کنیم. پس موضوع باید در همین حد باشد.

 اگر در هنگام طراحی دیدیم موضوع گسترده است این امکان را دارید که موضوع را کوتاه کنید.

 

تفصیل پذیر بودن موضوع (برای تجزیه و استخراج مباحث جزئی)

 بسیاری از مطالب به‌صورت اجمالی در ذهن ما وجود دارد. اگر بتوانیم این مفهوم اجمالی را روی کاغذ بیاوریم و تفصیل دهیم از آن مقاله پژوهشی درمی‌آید و اگر نتوانیم دیگر امکان حرکت نداریم؛ زیرا درست مانند یک درخت که از ریشه شروع می‌شود و بعد شاخه‌شاخه می‌شود اگر ایده‌ای در ذهنتان دارید باید بتوانید آن را شاخه‌شاخه باز کنید تا به قالب مقاله درآید.

 

بی‌طرفانه بودن موضوع

 همه ما به‌عنوان انسان گرایش‌هایی داریم و طبیعی است که وقتی مطالعه می‌کنیم نمی‌توانیم به انسان دیگری تبدیل شویم و همه تعلقات را کنار بگذاریم. ولی این دلیل بر این نمی‌شود که همه تعلقاتمان در تحقیق اعمال کنیم.

 یک مرد طبیعی است که گرایش داشته باشد مرد را محور مطالعه خویش قرار دهد؛ همچنان که زنان چنین احساسی نسبت به خود دارند ولی ممکن است یک خانم در یک موضوعی کار کند و جنسیت خود را دخالت ندهد. یک ایرانی ممکن است کاری انجام دهد که لازم باشد از قوم عرب مناقبی را ذکر کند. قومیت محقق نباید در نوشتن مقاله تأثیر بگذارد.

 بسیار اهمیت دارد که محقق خود را کنترل و مدیریت کند. بدترین حالت آنجایی است که در عنوان مقاله، قضاوت صورت گیرد. متأسفانه این رسم در میان ما جا نیفتاده است ولی بخصوص کسانی که در مقالات خارجی مقاله چاپ می‌کنند توجه کنند که عنوان نیش‌دار ممکن است باعث شود کسی مقاله ما را نخواند.

 

دکتر صفری: استفاده از القاب احترام‌آمیز برای معصومین (ع) که بار معنایی خاصی دارد چگونه است؟

مخاطبان مانند مخاطبان پنجاه سال گذشته نیست که با شیعه آشنا نباشند؛ بنابراین استفاده از این القاب اشکالی ندارد. منظور من از طرح این موضوع، پیش‌داوری است وگرنه رعایت احترام لازم است.

 

جامع‌ومانع بودن موضوع

 در طراحی کار خودمان نسبت‌ها را باید به‌صورت جامع‌ومانع در نظر بگیریم؛ مثلاً عنوان، چکیده، مقدمه، بدنه و نتیجه‌گیری مقاله باید ازنظر جامعیت و مانعیت همخوانی داشته باشد. به تعبیر دیگر باید گفت که این گونه نباشد که در چکیده یا مقدمه یا متن یا نتیجه گیری چیزی را بگوییم که در مقاله به آن نپرداخته باشیم. بخش های مختلف مقاله باید ازنظر محتوایی با هم سازگاری داشته باشد. باید معلوم باشد که به چه موضوعاتی پرداخته و چه موضوعاتی خارج است؟ در برگه‌های ارزیابی مقاله بخشی است که ارزیاب باید پاسخ دهد که مقاله چقدر مطالب خارج از موضوع دارد؟ یا این مقاله نسبت به ادعایی که می‌کند چقدر جامعیت دارد؟

 گاهی اوقات برخی موضوعات را بر اساس ارتکازات ذهنی خودمان فکر می‌کنیم جامعیت دارد ولی نباید ارتکازات ذهنی خودمان را دخالت دهیم؛ مثلاً فردی موضوع «آسیب‌شناسی آموزش قرائت قرآن در مدارس ابتدایی» را انتخاب می‌کند. در ایران بودن این مقاله، ارتکاز ذهنی ما است ولی اگر در جای دیگری ترجمه شود معلوم نمی‌شود. ممکن است موضوعی در یک شهر بررسی‌شده باشد که باید در عنوان مقاله ذکر شود. یا یک موضوع فقهی است و اشاره نمی‌کند که در کدام مذهب است؟ برای خودمان مشخص است که مذهب اثنی عشری است ولی برای خواننده مشخص نیست.

 

دکتر صفری: سؤال کرده‌اند که بین مقالات پژوهشی و isi تفاوتی وجود دارد؟

 یکی از جلسات بعدازظهر را اختصاصاً به این‌گونه مقالات می‌پردازم. هیچ تفاوتی ازنظر مبانی روش تحقیق ندارند. تنها تفاوتی که وجود دارد که در آنجا سخت‌گیری‌هایی وجود دارد که ممکن است در داخل کشور نباشد. نکته دیگری نیز وجود دارد که به جنبه علمی مربوط نمی‌شود و در جلسه آینده خواهم گفت.

 

چند سؤال پیرامون موضوع

 

 

چهار سؤال اساسی وجود دارد که اگر داور هم باشیم باید این سؤال را از آن مقاله بپرسیم:

 

1- آیا موضوع ارزش و اولویت برای پژوهش دارد؟

 یک فرد پژوهشگر متوسط و معمولی در طول یک سال اگر خیلی همت کند و توانایی کار داشته باشد انتظار نداریم سه مقاله علمی پژوهشی بیشتر بنویسد. فرض کنید این فرد هفتادسال عمر کند و گل کارش چند سال است. در بهترین حالت می‌تواند 60 مقاله علمی پژوهشی بنویسد. این اتفاق معمولاً نمی‌افتد و این‌قدر مشکلات در زندگی وجود دارد که در کار وقفه می‌افتد؛ بنابراین هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم باید توجه کنیم که آیا موضوع اولویت برای پژوهش دارد؟

 این اولویت می‌تواند به برنامه‌ریزی پژوهشگر مربوط شود؛ مثلاً بگوید من می‌خواهم در طول بیست سال آینده در مورد تاریخ کلام شیعه در سه قرن اول داشته باشم. اگر فهرست مقالات خود بنده را نگاه کنید شاید در نگاه اولیه فکر کنید که به‌صورت پراکنده در همه حوزه‌ها کارکرده‌ام ولی برنامه من در طول سال‌های متمادی این بوده است که روش‌های تحقیق را شناسایی کنم و آن را در حوزه مطالعات اسلامی پیاده کنم و دائماً به‌عنوان یک پازل جاهای خالی را پر کنم.

 

2- آیا این موضوع ظرفیت پژوهش را دارد؟

 در برخی موارد امکانات به ما اجازه پژوهش نمی‌دهد. بحثی را در یکی از کلاس‌ها مطرح کردم و گفتم که احتمالاً از آیات و برخی روایات برداشت می‌شود که در عصر ظهور اسلام، علاوه بر یهود و نصاری، گروهی زرتشتی در مکه و مدینه زندگی می‌کردند ولی تابه‌حال بیشتر بر یهود و نصاری کار شده است.

 دو روز بعد یکی از دانشجویان درخواست کرد که می‌خواهم این موضوع را پایان‌نامه کنم. گفتم اگر می‌خواهی به دنبال منابعی که گزارش دارند بروی با اطلاعی که دارم فقط یک نفر اشاره وار به آن پرداخته است و او شهرستانی در ملل و نحل است. پس ازنظر گزارش دست ما خالی است؛ بنابراین به سراغ متد می‌رویم. لازم است که کسی تحلیل گفتمان کند و آن متد هنوز کار دارد. با این مقدار کمی منبع و فقدان متد اگر یک نفر درگیر پژوهش شود کاری نمی‌توان انجام داد. بنابراین مسئله فقط این نیست که موضوع ما را به خود جذب کرده باشد بلکه باید دید اصلاً این کار شدنی است؟

 ممکن است برخی پژوهش‌ها نیاز به زمان و زمینه دارد؛ مثلاً ممکن است بیست سال دیگر بتوان انجام داد. امروزه به خاطر امکانات نرم‌افزاری بسیاری از پژوهش‌ها را می‌توان انجام داد که چند سال قبل امکان نداشت.

 

3- آیا پژوهشگر توانایی پرداختن به موضوع را دارد؟

 یک پژوهش خاص ممکن است نیاز به زبان خاص داشته باشد و ما بر آن مسلط نباشیم. شخصی رساله‌ای در مورد جنبه‌ای از تاریخ اسلام در آندلس نوشته بود که من داور آن بودم. یکی از نقدهای من این بود که فهرستی را ارائه کردم که این مطالب را نوشته‌ام ولی شما توجه نکرده‌اید. او در جواب گفت که من اسپانیایی نمی‌دانستم.

 دقیقاً یک پژوهشگر باید ظرفیت‌های خود را در نظر بگیرد. همین‌طور تحقیق‌های دیگر که نیازمند دانستن برخی فنون و علوم خاص است.

 بنده بسیار دوست دارم می‌توانستم مقاله‌ای می‌نوشتم و ترجمه ژاپنی ایزوتسو از قرآن را بررسی کنم. او که متخصص در معناشناسی است برای من مهم است که بدانم معناشناسی او در ترجمه‌اش از قرآن چقدر تأثیر داشته است ولی من ژاپنی نمی‌دانم. از همان اول تکلیف من روشن است و سراغ این تحقیق نمی‌روم.

 

4- آیا پژوهشگر به موضوع علاقه دارد؟

 پژوهش کار سخت و طاقت‌فرسا است و اهمیت دارد محقق علاقه‌مند باشد و کارفرمایشی و با اکراه جواب نمی‌دهد.

 

 

 

 

در این بخش توانایی علمی پژوهشگر به نکته آخر آن یعنی محدود بودن رشته‌های درگیر که نیاز به توضیح دارد اشاره می‌کنم. در این دوره تبی بنام مطالعات میان‌رشته‌ای وجود دارد. علت این‌که به آن «تب» می‌گویم به خاطر این است که خودم علاقه‌مند هستم ولی گاهی این مطالعات آفت می‌شوند و طوری مطرح می‌شوند که حق مطلب ادا نمی‌شود.

 کسی که درگیر مطالعه میان‌رشته‌ای شود در هر دو رشته باید اطلاعات کافی داشته باشد؛ مثلاً فردی می‌خواهد در حوزه روان‌شناسی و قرآن کار پژوهشی کند. قران می‌داند و روان‌شناسی نمی‌داند درحالی‌که باید به‌اندازه کافی روان‌شناسی بداند. یک راه دیگر هم وجود دارد که به‌صورت گروهی تحقیق صورت گیرد. دنیا دنیای همکاری است.

 درهرصورت درگیر شدن در مطالعات میان‌رشته‌ای بدون دانش کافی وهن پژوهش و بسیار صدمه زننده است.

 

دکتر صفری: لطفاً در مورد مطالعات میان‌رشته‌ای بیشتر توضیح دهید.

 میان‌رشته‌ای ترجمه (Interdisciplinary) است. میان‌رشته‌ای در دو معنای اعم و اخص بکار می‌رود. میان‌رشته‌ای به معنای اعم درجایی است که دو یا رشته با هم درگیر می‌شوند. ولی این قسمت خودش اقسامی دارد و ساده‌ترین آن چند رشته‌ای یا multidisciplinary است؛ مثلاً با یک حوزه مطالعاتی با عنوان مطالعات زنان مواجه شوید که چند رشته‌ای است. افرادی از منظر روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، فقهی یا جنبه دیگر به زن نگاه می‌کند و کوششی هم صورت نمی‌گیرد که همه آن‌ها یک‌جهت داشته باشند بلکه قرار از زاویه دیدهای دیگر نگاه شود. مثال دیگر مطالعات سلامت است که از منظرهای مختلف موردمطالعه قرار می‌گیرد.

 حوزه دیگری وجود دارد که در فارسی به آن ترا رشته‌ای می‌گویند و معنایش این است که چیزی از یک علم وارد علم دیگر شود و نه بالعکس؛ یعنی تک مسیره است. به‌عنوان‌مثال کاری که آقای ایزوتسو در معناشناسی انجام داد به سراغ معناشناسی رفت و الگوهای معناشناسی را در قرآن بکار برد.

 میان‌رشته‌ای به معنای اخص یعنی به معنای دقیق علمی جایی است که یک یا چند علم با هم در ارتباط قرار می‌گیرند و از آن‌ها یک علم جدید متولد می‌شود که قبلاً به‌صورت جداگانه وجود نداشته است. به‌عنوان‌مثال علوم شناختی از دانش‌های مختلف مانند زبان‌شناسی، فلسفه، رایانه و عصب‌شناسی وارد گفتگو شدند و چنین علمی از آن‌ها خارج‌شده است. این علم بسیار شبیه به فرزند انسان است که شباهت به هر دو خانواده دارد. این وضعیت بسیار کم اتفاق می‌افتد و نیازمند شرایط بسیار سخت است.

 

سؤال: آیا مسئله و موضوع با هم تفاوت دارند؟

 مسئله در همان ابتدای تحقیق پیدا می‌شود و وقتی به مرحله طراحی می‌رسیم موضوع مطرح می‌شود. موضوع جنبه ایجابی دارد و مسئله جنبه سؤالی. همچنین وضوح موضوع، بیشتر است یعنی از مسئله مبهمی که جنبه حسی داشت به موضوع رسیدیم که جنبه مفهومی دارد؛ یعنی دقیقاً از مفهوم‌های معین در علم استفاده می‌کنیم ولی وقتی مسئله پیدا می‌کنیم درگیر این مفهوم‌های معین نیستیم. آنجایی که درگیر پیدا کردن مسئله هستیم با خودمان فکر می‌کنیم ولی وقتی به مرحله طراحی می‌رسیم مخاطب داریم و باید تحقیق قابل‌فهم باشد.

 

سؤال: اساتید می‌گویند عنوان مقاله یا پایان‌نامه باید مسئله محور باشد نه موضوع محور. این دو چه تفاوتی دارد؟

 این مسئله برمی‌گردد که ما در فارسی موضوع را به دو معنا بکار می‌گیریم. یکی به معنای subject و دیگری به معنای topic. آنجایی که می‌گویند باید مقاله موضوع محور نباشد منظورشان موضوع به معنای subject است. این موضوعی که الآن در مورد آن صحبت می‌کنیم topic است؛ یعنی هر کاری باید سر عنوان داشته باشد و این‌که سر عنوان باید مسئله محور باشد شکی در آن نیست. این وضعیت مشترک لفظی است که در فارسی اتفاق افتاده است.

 در طراحی اولیه باید حتماً بدانم به کجا می‌روم؟ راه رفته کجا است؟ راه نرفته چقدر دارم؟ این‌ها را حتماً باید بنویسیم. گاهی اوقات دانشجویان به‌صورت شفاهی مراجعه می‌کنند و می‌گویند فلان موضوع را می‌خواهم کار کنم. من به آن‌ها می‌گویم که قادر نیستم با هیچ موضوعی ارتباط شفاهی برقرار کنم ولی اگر روی کاغذ بنویسید می‌توانم ارتباط برقرار کنم. نکته دقیقاً همین‌جا است که وقتی افراد راجع به موضوع حرف می‌زنند تنها حس خود را انتقال می‌دهند. ما که در مورد موضوع عاطفی صحبت نمی‌کنیم. فردی موفق است که موفق شود یک صفحه در مورد آن بنویسد.

 

الآن دقیقاً راجع به آن یک صفحه صحبت می‌کنیم که یک نفر به‌عنوان طرح باید برای خود بنویسد. در گذشته طرح را می‌نوشتیم و روبروی خود می‌گذاشتیم و مانند نقشه، دائماً به آن توجه می‌کردیم. الآن هم می‌شود این کار را با رایانه انجام داد ولی همین الآن نیز من شیوه نوشتن را ترجیح می‌دهم. وقتی می‌گوییم تمام اجزاء مقاله باید جامع‌ومانع باشد تنها در صورتی می‌توان کنترل کرد که برنامه داشته باشم.

 اعتماد به ذهن در جنین موردی درست نیست. توجه کنید که یک پژوهشگر هرگز روی حافظه خود حساب باز نمی‌کند؛ زیرا حافظه ما بسیار فرار و سیال است؛ یعنی زمانی که کار می‌کنم دیدگاه‌های خودم را تغییر می‌دهم و اگر برنامه نداشته باشم پلان من تبدیل به پلان خمیری می‌شود و معلوم نیست کدام قسمت از مقاله‌ام را بر اساس کدام پلان نوشته‌ام؟ به همین خاطر است این‌گونه افراد که بر اساس برنامه مکتوب کار نمی‌کنند شروع مقاله یک‌چیز است و پایان مقاله چیز دیگر است.

 دقیقاً به همین خاطر است که باید برنامه مکتوب داشت. حال اگر در حین کار به نتیجه رسیدم که باید تصحیح کنم باید سیستماتیک تصحیح کنم؛ یعنی هم در طرح تصحیح کنم و هم در تمامی اجزاء مقاله‌ام دوباره بررسی کنم.

 

منابع برای انتخاب موضوع

 

ادامه پژوهش‌های پیشین

مسئله مهم این است که پیشینه داریم و پژوهشگر از صفر کار نمی‌کند. او گوشه‌ای از جهان علم است و یک‌قدم در علم برمی‌دارد. مشخص است که حوزه کاری من کجا است؟

 

همسان گیری پژوهش‌های پیشین

در برخی موارد ممکن است در حوزه‌ای تحقیق صورت نگرفته باشد ولی مشابه آن تحقیق در حوزه دیگر صورت گرفته باشد. به‌عنوان‌مثال اگر بخواهم در مورد ارجاعات قرآن کریم به انجیل تحقیق کنم و در این زمینه کار مهمی انجام نشده است ولی کار مشابهی در مورد تورات انجام شده باشد آن کار را مطالعه می‌کنم و اگر ببینم ازنظر علمی استاندارد خاصی دارد از الگوی آن استفاده می‌کنم.

 

بسط موردی نظریه‌ها

خیلی وقت‌ها افرادی یک نظریه را ارائه می‌دهند و این نظریه می‌تواند در صدها مورد پیاده‌سازی شود. ممکن است ما یک تئوری را انتخاب کنیم و در موضوع خودمان پیاده‌سازی کنیم. به‌عنوان‌مثال علامه طباطبایی نظریه اعتباریات دارند که هم از اصول فلسفه و روش رئالیست بیان کرده‌اند و هم به‌صورت مبسوط‌تر در رساله فی الاعتباریات تشریح کرده‌اند. حال یک نفر می‌خواهد این تئوری را در یک مورد خاص مانند زنان پیاده‌سازی کند و عنوان مقاله‌اش این باشد: جایگاه زنان در جامعه اسلامی با تکیه بر نظریه اعتباریات؛ یعنی می‌خواهد نظریه اعتباریات را پیاده‌سازی کنم و از نگاه دریچه آن، نسبت زن و مرد در جامعه و جایگاه زنان در جامعه اسلامی توجه کنم. اینجا از طراحی خود نظریه استفاده می‌کنم؛ مثلاً یکی از مباحثی که علامه طباطبایی مطرح می‌کند این است که اعتبارات انسانی ارتباط مستقیم با نیاز دارد. تغییر نیازها موجب تغییر اعتبارات می‌شود؛ بنابراین می‌توانم قسمتی از مقاله‌ام را اختصاص دهم به این‌که چطور با تغییر نیازهای اجتماعی در عصر مدرن تعریف ارائه‌شده در مورد جایگاه زن تغییر کرده است. برای تبیین مقاله‌ام باید اجزاء مختلف این نظریه را تبیین کنم و روی موضوعم پیاده‌سازی کنم.

 

آزمون موردی روش‌ها

دنیایی بنام دنیای روش‌ها داریم و بنده نیز به‌تناسب علاقه‌ام بسیار با آن درگیر هستم. صدها و صدها روش تحقیق مختلف در علوم انسانی وجود دارد مثلاً حوزه روشی بنام تحلیل گفتمان داریم و در بین این‌ها نیز روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف. یک نفر می‌خواهد این روش معین را به‌صورت موردی درجایی پیاده‌سازی کند؛ مثلاً خطبه کوتاهی از نهج البلاغه را بر اساس الگوی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بررسی کند. این تحقیق بر اساس همان روش تحلیل گفتمان و گام‌های آن پیش می‌رود.

 

دکتر صفری: آیا هر روشی را در هرجایی می‌توان بکار برد؟

قطعاً این‌گونه نیست؛ بنابراین مواجه ما با این روش‌ها باید گزینش گرانه و منتقدانه باشد. باید ببینیم این روش چقدر با آن مورد تناسب دارد. به خاطر همین است که لازم است در مورد آن روش‌ها اطلاعات کافی داشته باشیم و خاستگاه آن‌ها را بشناسیم و بدانیم چقدر در کار ما مؤثر است؟ پس قائل به‌تفصیل هستیم و استفاده از هر روشی را مناسب نمی‌دانیم و بستن راه استفاده از روش‌ها نیز درست نیست.

 

مسئله یابی با تفکر خلاق

این مورد سخت‌ترین قسمت است. تمام مطالبی که عرض کردم ممکن است شما را در چارچوبی قرار دهد. در جاهایی ممکن است فردی با تفکر خلاق مسئله‌ای را پیدا می‌کند و با خلاقیت پلان را از خود موضوع دربیاورد و کار خوب ولی بسیار وقت‌گیر است. از به دانشجویان و کسانی که در ابتدای تحقیق هستند انتظار می‌رود موارد گذشته را پی بگیرند و کسانی ک جلوتر هستند انتظار این است ک از تفکر خلاق استفاده کنند.

عنوان تفکر خلاق را نیز عمداً انتخاب کردم. امروزه کلاس‌هایی برای افزایش مهارت در استفاده از تفکر خلاق برگزار می‌شود و کتاب‌هایی نیز نوشته شده است.

 

فهرست جلسات کارگاه تخصصی اصول و شیوه های نگارش مقاله علمی پژوهشی

 

 

 

 

خواندن 2191 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید