شنبه, 11 دی 1395 ساعت 11:06

متن کامل بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی در همایش صدف کوثر

نوشته شده توسط

javadi

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و افضلهم محمد و علی اهل بیتهم الاطیبین الانجبین سیما بقیة الله فی العالمین، بهم نتولی و من اعدائهم نتبرء الی الله.

مقدم شما آیات، حجج، اساتید و بزگواران را گرامی می داریم. از برگزار کنندگان این همایش قدر شناسی می کنم. از خردمندانی که بر بار علمی این همایش به وسیله مقاله های خود افزودند سپاسگذاریم. از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم که به برکت ولیش خیر و صلاح امت اسلامی مخصوصا شما را تأمین کند و خیر دنیا و آخرت به همه شما مرحمت کند.

این همایش وزین علاوه بر صبغه دینی و  صبغه علمی، صبغه حقوقی هم دارد. زیرا حقوق متقابل مادر و فرزند ایجاب می کند که فرزند مادرش را بشناسد و بشناساند

و بر این پیوند ارزنده مادری فخر بورزد. اگر فرمود و ازواجه امّهاتکم و اگر فرمود حرّمت علیکم امّهاتکم و اگر حکومت توسعه موضوع در این جا سهم تعیین کننده دارد که دارد، و اگر نبود آیه لا تنکحوا ازواجه من بعده، همین آیه کافی بود، اگر توسعه موضوع در بخش های فراوان سهم تعیین کننده دارد، در حقوق متقابل فرزند و مادر هم سهمی دارد. و اگر ازواجه امهاتکم هست که هست، و اگر حقوق مادر مشروع نیست و اگر حقوق مادر لازم است، و اگر اولین حق، شناخت پاکدامنی مادر است، ما دیر جنبیدیم در برگزاری این همایش و این کنگره عظیم.

اما آن چیزی که می توان در این جا به آن رسید، اولا جاهلیت را عقلانیت کردن نه کاری سخت که کار هر کسی نیست. آدم بتواند در فضای جاهلی که فرهنگ آنها فرهنگ جاهلی است این فرهنگ را در فرهنگ عقلانی تبدیل کند این یک. فرهنگی جاهلی را فرهنگ عقلانی دادن کار هر عالم و فقیهی هم نیست. در جاهلیت معیار تصحیح و تکذیب قبول و نکول پدران بود. اگر می خواستند چیزی را بپذیرند و تصدیق کنند، بگویند آری، سندشان انا وجدنا آّبائنا علی امه، پدرشان بود. و اگر چیزی را خواستند نفی کنند تکذیب کنند و نپذیرند برهانشان همان ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین، سند پدرشان بود. خب اگر ملتی تصدیق و تکذیبشان به قبول و نکول گذشته وابسته است این ملت مرده است. در چنین فضایی خدیجه آمده است برهان عقلی اقامه کرده است. قبل از بعثت موحدانه خدا را عبادت می کرده است. قبل از بعثت به نبوت عامه اعتقاد داشته است. قبل از بعثت به نبوت انبیای ابراهیمی معتقد بوده است. هیچ وقت انا وجدنا آبائنا علی أمّه و ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین نبوده است. این کاری که امام صادق سلام الله علیه طبق نقل مرحوم کلینی بعدها فرمود، که از انبیای ابراهیمی آموخت و اندوخت. وجود مبارک امام صادق طبق نقل ثقه الاسلام کلینی رضوان الله علیه فرمود اگر می خواهید عالم شوید، ما یک محقق داریم یک دلال. آن که نقل دیگران را نقل می کند تحویل شاگرد می دهد دلال علم است. اگر بخواهی عالم باشی و اگر آن حرمت علمی عالمان را ببری باید بفهمی که چه آوردی. نه بفهمی دیگران چه کار کرده اند. بین دلال علم و فقیه فرق است. بین دلال علم و حکیم فرق است. بین دلال علم و متکلم فرق است بین دلال علم و مفسر فرق است. خدیجه در عصر دلالی یک محقق بود. او موحّد بود. او قبل از اینکه وجود مبارک حضرت به مقام بعثت برسد موحدانه خدا را عبادت می کرد. هرگز نمی گفت انا وجدنا آبائنا علی أمه. هرگز نمی گفت ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین. اگر گفت آبائنا یعنی ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و اسحاق. این ارزش ندارد که ما یک همچین مادری را بشناسیم؟ ما فرزند این مادر هستیم. وجود مبارک امام صادق(ع) فرمود شما اگر بخواهید عالمانه زندگی کنید دو طرف بسته است. هم ورود ممنوع است هم خروج ممنوع است. بخواهی سر تکان بدهی بالا ببری نفی کنی باید قرآن دستت باشد. بخواهی سر خم کنی تصدیق کنی فتوا بدهی باید قرآن دستت باشد. این از هنر روایات امام صادق علیه السلام است که فرمود «ان الله سبحانه تعالی (قد حَصَّنَ ) خَصَّ عِبَادَهُ بِآيَتَيْنِ مِنْ كِتَابِهِ». فرمود ذات اقدس اله راه را باز نگذاشته است که هر جور بخواهی حرف بزنی هر جوری بنویسی هر جایی بخواهی بری. اگر بخواهی تصدیق کنی باید برهان داشته باشی نه اینکه دلال باشی. اگر بخواهی تکذیب کنی باید برهان داشته باشی نگویی چون گفتند، بگویی چون می گویند. دو تا قلعه است دو تا دژ است دو طرف حصن است دو طرف بسته است کجا می خواهی بروی؟ بخواهی تصدیق کنی چیزی را بگویی آری باید برهان دستت باشد. «مِنْ كِتَابِهِ أَنْ لَا يَقُولُوا حَتَّى يَعْلَمُوا». بخواهی تکذیب کنی چیزی را نفی کنی باید برهان دستت باشد. «بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ». کافر نه برهان دستش است با این وضع سر پایین می آورد می گوید آری. نه برهان دستش است سر بالا می برد و می گوید نه. مؤمن دو طرفش بسته است. بخواهد تصدیق کند یک حصنی یک قلعه ای است یک دژبانی دارد. آن دژبان این آیه است: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا» همین است. «أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللّهِ إِلَّا الْحَقَّ» همین. بخواهی تکذیب کنی بگویی نه، برهان باید دستش باشد. ««بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ». این عصر جاهلیت است که فرهنگ، فرهنگ تقلید است، دلالی است، نه تحقیق نه استدلال.

در چنین وضعی خدیجه کبری عالمه عابده زاهده موحده ای بود مادر ما این است. ما فخر می کنیم که همچین مادری داریم. درست است که او دوازده معصوم و معصومه به بار آورد. خب چه او را موحّد کرد؟ در کدام مکتب درس خواند. این بخش فرهنگی که وجود مبارک مادرمان خدیجه کبری (علیها آلاف التحیة و الثناء) آمده فرهنگ عقلانیت را در فضای جاهلی پیاده کرد. چون آن فرهنگ، فرهنگ جاهلی بود اقتضای جاهلی هم داشتند. اقتضای جاهلی در محدوده روال رخ می دهد.

بارها به عرضتان رساندم از آمریکا هیچ کاری ساخته نیست چنان که نبوده است. ما ده سال جنگ داشتیم. هشت سال جنگ خارجی و دو سال هم جنگ خارجی. همین که بهمن 57 انقلاب به ثمر رسید گلوله ها و خاکریزها و مرزبندی ها شکل گرفت. دو سال ترور و جنگ داشتیم جنگ داخلی بود. هشت سال جنگ خارجی بود. خب در تمام این ده سال این آمریکا پلید نقش داشت و نتوانست کاری کند و نمی تواند کاری کند. اما همین آدم بی عرضه اگر بگوید گزینه نظامی روی میز من است سجده شکر می برند اما خدا و ما أدراکَ ما خدا گفت گزینه نظامی روی میز قرآن است. «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ الله» با من طرف هستید. در جاهلیت کهن که دین در سوره احزاب گفته است جاهلیت کهنه، «تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولی». در آن جاهلیت که ربا یک پیمان تجاری و اقتصادی رسمی بود، از یک سو، دامن فروشی یک تجارت رسمی بود که فرمود « لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إنْ ارَدْنَ تَحَصُّناً» از سوی دیگر. هر دو را خدیجه خط بطلان کشید. مال فراوان داشت هم ربا را تحریم نمود و هم بغاء را. خب آن ثروت کلان نیازی نداشت که انسان کالای تجاری را از آن راه نا امن از حجاز به مکه ببرد. با ربا می توانست مال خود را بیشتر کند. هم جلوی ربا را گرفت و هم به آیه نیامده «لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ إنْ ارَدْنَ تَحَصُّناً» که تجارت رسمی عده ای بود امروز هم که در فضای مجازی تجارت رسمی یک عده است آن جاهلیت کهن است پس فرهنگ را عوض کرده است، اقتصاد را عوض کرده است، طهارت را عوض کرده است، ربا را تحریم کرده عوض کرده است این کار خدیجه مادر ما است. البته این نه تنها مادر دوازده معصوم است، خب فاطمه بنت اسد هم مادر دوازده امام است این مقام را ندارد. این سلام و عرض ادب خاصی که اهل بیت نسبت به خدیجه دارند ما را موظف کرده اند که در پیشگاه حضرتش کرنش کنیم، نه به خاطر این که مادر دوازده معصوم و معصومه است. فاطمه بنت اسد هم مادر دوازده امام است. ما اگر بخواهیم ببینیم رهاورد او در اسلام چیست تبدیل فرهنگ جاهلیت به فرهنگ عقلانی یک، تحریم وام های ربوی دو، تحریم مراکز فساد در فضای مجازی و غیر مجازی سه. اینها کار مادر ما بود. اگر این مادر بخواهد از ما راضی شود باید راه او را طی کنیم. عقوق نشویم مگر مرده و زنده فرقی می کند. پدر و مادر حقی دارند. راهی که رفته اند باید آن راه را طی کنیم. چه زنده چه مرده. اگر کسی در حیات پدر و مادرش عاق آنها نباشد بعد از وفاتشان هم نباید باشد. این دعای مخصوص وجود مبارک امام سجاد در صحیفه نسبت به پدر و مادر همین است.

ما باید باور کنیم که ازواجه امهاتکم، تنها این نیست که در زیارت السلام علیکِ بگوییم.. باید راه آنها را طی کنیم. اگر ازواجه امهاتکم هست که هست، و اگر سند حکومت توسعه موضوعی عام هست که هست، این همین است. این راه مادرمان را باید طی کنیم. حالا وجود مبارک خدیجه کبری سلام الله علیها که طرف مشورت پیغمبر بود، سعی می کرد منزل را خوب نگه بدارد، روز ها برای حضرت تا غار حرا غذا ببرد حضرت امیر می فرماید فقط من میدیدم که پیمبر در آن غار چه ناله ها میزند و لا یریه احدٌ غیری. چه کسی در آن موقع برای پیامبر غذا می آورد؟ همین خدیجه. او مال التجاره فراوان را به برکت اِشراف آن حضرت نه کارگری و کارمندی، با اِشراف آن حضرت به سود آوری تبدیل کردند. همان مردمی که «إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها» همون مردم را رام کرد دقت کنید که الیهما نیست بلکه الیها است. زمان، زمان غلبه تجارت است. کل جریان را خدیجه رهبری کرد در زمان جاهلیت. رفتن به کوه حرا با نبود وسیله کار دشواری است. آن راه طولانی را خدیجه می پیمود. این یک مریم ثانی است برای ما در قرآن کریم فرمود «و اذکر فی الکتاب مریم». وجود مبارک خدیجه سلام الله علیها نه تنها چون مادر ما است الگوی ما است. چون زن است الگوی جامعه است. بارها شنیده ایم کمال انسان در روح اوست این اولاً. روح مجرّد است این ثانیاً. مجرد نه مذکر است نه مؤنث این ثالثاً. دین آمده این مجرّد را شکوفا کند رابعاً. لذا فرمود « ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ». «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ». دقت کنید که گفته است الذین نه اللاتی. الگوی جامعه بد نه زنان بد. الگوی جامعه بد زن نوح است. الگوی جامعه بد اعم از زن و مرد زن لوط است. زن الگوی جامعه است چه مرد چه زن. و مریم سلام الله علیها الگوی جامعه خوب است. اما هیچ جا نیست هیچ کمالی از اسلام مشروط به انوث و ذکور نیست. رسالت و نبوت و این گونه امور کارهای اجرایی است. اینها کمال نیست.

پشتوانه نبوّت و رسالت ولایت است. همه محققین این را با برهان ثابت کرده اند که رسالت کار اجرایی است. ولایت پشتوانه نبوت و رسالت است. آن ولایت مشروط به ذکورت نیست. مرحوم کلینی در جلد اول کافی نقل کرده است که بعد از رحلت پیامبر جبرئیل با حضرت زهرا سخن می گفت و مطالبی می آورد، حضرت امیر علیه السلام از او بشارت می خواست که امروز جبرئیل بر تو چه آورده است. بعد از رحلت پیامبر گفتند که دیگر وحی تشریعی قطع شد. دیگر وحیی نخواهد آمد الی یوم القیامه. اما وحی تکوینی، علم به غیب اینها مرتب هست. آن وحی تمام شدنی نیست آن علم که تمام شدنی نیست. چرا اینها گفته اند که علم ما نامحدود است؟ در روایات ما هست که علم امام نامحدود است در حالی که خودش وجود محدودی است. می گوید نهر بخواهد حرف بزند دو جور است. اگر منقطع الأول و الآخر باشد محدود است. اما از یک طرف این نهر اگر به بحر وصل باشد نامحدود است دیگر. درست است نهر محدود است اما بحر نا محدود است. کم نیست روایاتی که می گوید علم ما نامحدود است اما خودشان محدود هستند. می گوید ولی خدا چه به علم الهی وابسته باشد، به لدن وابسته باشد، این علم، علم تجربی و اصول و فلسفه و کلام نیست. همین علم را انسان از این ها یاد بگیرد لدنی نیست، یا از کتاب یاد بگیرد لدنی نیست یا از فرشته ها یاد بگیرد لدنی نیست لدن یعنی نزد. اگر برود و برود و برود بالا نزد خدا هیچ واسطه و حجابی نباشد همه حجب نورانی خرق بشود، بشود «انک لتلقی القرآن من لدن علیٍّ حکیم» علم لدنی است. تمام شدنی نیست. ولکن خطا بردار هم نیست. در چنین فضایی وجود مبارک خدیجه سلام الله علیه آن راه ها را طی کرده است. وجود مبارک امام صادق علیه السلام آن بیان را فرموده است. ائمه ما این راه را به ما نشان داده اند. این را وجود مبارک ذات اقدس اله درباره امرأه فرعون می فرماید. که هیچ کمالی در انسان مشروط به ذکورت نیست یا ممنوع به انوثت نیست مرجعیت کار اجرایی است. آن که مهم است فقاهت است و اجتهاد. زن می تواند در حد اجتهاد یا بالاتر باشد شاگرد تربیت کند که مرجع باشد. مرجع شدن زن هنر نیست مگر مرجع شدن مرد کمال است؟ اگر زن بتواند صاحب جواهری بشود و شاگردانی تربیت کند که همه شان مرجع باشند، آن که کمال است فقاهت است نه مرجعیت. مرجعیت یک کار اجرایی است. آن که کمال است ولایت است که صدیقه کبری دارد. خدیجه کبری دارد. فاطمه معصومه دارد با تفائت مراتب علم. خب ما مادرمان ولی الله است.

خب ما وقتی فرزند همچین مادری هستیم باید فخر کنیم. اینکه ذات اقدس اله به پیغمبرش فرمود به اینها بگو و ازواجه امّهاتکم، یعنی شما بچه های همچین مادری هستید. این هشدار است به عظمت وی. چون شناسنامه داریم. چرا بچه های شیرخوارگاه به جایی نمی رسند؟ چون نمی دانند بچه چه کسی هستند. چرا بچه های کسانی که در بیوت علمی هستند غالباً به مقام علمی می رسند؟ چون شناسنامه دستشان است. این آیه می گوید شما شناسنامه دارید مادرتان این است. خب اگر از آن طرف هم شناسنامه دیگری هم به ما دادند. گفتند هر کسی که به دنیا آمده است پدر و مادر او برایش شناسنامه می گیرند این طبیعی است. اما وقتی که بزرگ شد شناسنامه اش را خودش باید بگیرد. وقتی بالغ شد شناسنامه قدیمی به درد او نمی خورد باید شناسنامه بگیرد. به ما گفتند أنا و علیٌّ ابوا هذه الأمّه. خب اگر ما آمدیم و؛ حالا خدیجه کبری مادر ما است؛ اگر آمدیم و وجود مبارک حضرت امیر را به عنوان پدر قبول کردیم، خب چرا ما اینها را قبول نکنیم؟ چرا برای بازی وقت صرف کنیم. فرمود أنا و علیٌّ ابوا هذه الأمّه. پس وجود مبارک خدیجه از دو منظر مادر ما است. یکی را قرآن کریم فرمود و ازواجه امّهاتکم. یکی که وجود مبارک پیغمبر فرمود أنا و علیٌّ ابوا هذه الأمه. خب ما اگر رفتیم و قبول کردیم که انشاءالله قبول کنیم، اگر حضرت را به عنوان پدر قبول کردیم مادر ما که خواهد بود؟ ... اما چرا پدرمان را انتخاب کردیم؟ قرآن دو تا اثر دارد. یک عده گمراه را گمراه تر می کند و یک عده به راه را به راه تر می کند. « وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظّالِمِينَ إِلّا خَساراً». چطور قرآن یک عده ای را کور تر می کند؟ کسی که ضعف گوارشی دارد این گلابی هر چه شیرین تر باشد مضرات بیشتری دارد. آیا تقصیر گلابی است یا تقصیر دستگاه گوارش او است؟ طبیب به او می گوید که میوه شیرین نخور دردت را بیشتر می کند. و لا یزید الظالمین الا خسارا....

خب ما در پذیرش أنا و علیّ أبوا هذه الأمة آزاد بودیم ولی قبول کردیم. وقتی وجود مبارک حضرت امیر را به عنوان پدر قبول کردیم مادری که باید انتخاب کنیم صدیقه کبری است. وقتی وجود مبارک پیغمبر را به عنوان پدر قبول کردیم مادری که باید انتخاب کنیم خدیجه کبری است. آن اولی که به ما گفتند ما گفتیم آمنّا و سلمنا. دومی گفته أنا و علیٌّ أبوا هذه الأمه. ما هر لحظه باید این حقوق و عقوق را باید بررسی کنیم.

وجود مبارک حضرت امیر هم از یک منظری فرزند خدیجه کبری بود. و ازواجه امهاتکم شامل امیر المؤمنین هم هست. وجود مبارک حضرت امیر در پرورشگاه حضرت خدیجه کبری رشد کرد. البته تربیت الهی داشت. در صوت العدالة الانسانیة می خوانید یک گرانی در جامعه رخنه کرد ابوطالب سلام الله علیه و رضوان الله علیه که این هم متأسفانه مظلوم است خیلی مرد الهی است. این به سایر برادرانشان به عبّاس به دیگران پیشنهاد داد یا خود عباس پیشنهاد داد، یا وجود مبارک پیغمبر پیشنهاد داد، که خشکسالی در مکه به خیلی ها آسیب رسانده است و عموی ما ابو طالب آسیب بیشتری دیده است. تصمیم گرفتند بار سنگین ابو طالب را توزیع کنند حضرت فرمود عموی ما عائله مند است برویم عائله را توزیع کنیم یک جلسه ای مشورتی ترتیب دادند با حضرت ابوطالب در میان گذاشتند حضرت فرمودند دعونی عقیلا و... پسر بزرگتر عقیل را برای اداره امورم بگزارید هر کدام از بچه ها را می خواهید ببرید ببرید. اول کسی که اقدام کرد وجود مبارک حضرت پیغمبر بود که گفت علی را من می برم. این خواست خدا بود. زراره از شاگردان خاص حضرت امام صادق علیه السلام بود از ایشان گلایه کرد که شما ما را بد گفته اید. آبروی ما را برده اید. حضرت فرمود من شما را حفظ کرده ام. اینها می خواستند من شما را تعریف کنم تا شما را بگیرند. نشنیده ای قضیه آن کشتی که حضرت خضر سوراخ کرد؟ کار ما مثل کار خضر است. گاهی آسیب می رسانیم که بماند. اگر نه شما محترم هستید. ما اگر جایی نقد می کنیم برای این است که این طلای زرین بماند. وجود مبارک حضرت امیر از همان اول تحت تربیت وجود مبارک حضرت پیغمبر بوده است. خب وقتی حضرت علی آمد کودکی بود خدیجه مادر او بود. تمام مدیریت ظاهری به عهده خدیجه بود.

اولین بار مرحوم آملی بزرگ -که هم مرحوم آقا ضیاء در اجازه اجتهادش نوشته کهف المجتهدین العظام و هم مرحوم نائینی در اجازه اجتهادش نوشته صفوة اللمجتهدین العظام ما در تهران در درسش جزوه ایشان را گرفتم در بالای هر صفحه ای نوشته بسم الله الرحمن الرحیم یا صاحب الزمان- آقای آملی اولین بار این حدیث شریف را از محضر ایشان شنیدم که از وجود مبارک امام صادق (ع) پرسیدند چرا کنیه پیامبر ابوالقاسم است؟ فرمود مگر نه این است که حضرت علی بن ابی طالب تربیت شده محضر پیغمبر است و مگر نه این است که شاگرد فرزند استاد است و استاد پدر اوست عرض کرد بله فرمود مگر نه آن است که علی قسیم النار و الجنة است تقسیم بهشت و جهنم را دارد پس پیغمبر ابوالقاسم است. بعدها دیدیم مرحوم صدوق در معانی الخبار این حدیث را ذکر کردند.

شما عزیزان باید بدانید خدا به هر انسانی استعدادی داده، انسان در برابر نعمت هایی که خدا به او داده است مسؤول است. اگر طلبه ای احساس می کند که استعداد خوبی دارد با نظرات شیخ انصاری کلنجار می رود با صاحب جواهر کلنجار می رود و روحیه تحقیق در او است در برابر آن استعداد مسؤول است. او حق ندارد برود و امام جمعه یا جماعت بشود برود نماینده بشود بعید است بتواند روز قیامت جواب خدا را بدهد این نهال فروشی غده ای است حوزه های نجف و غیر نجف را مرجعیت دینی حفظ می کند اگر طلبه ای می بیند این هوش را دارد باید بداند این هوش را ارزان نفروشد امامت جمعه و جماعت واجب کفایی است اما اگر کسی در خود دید الناس معادن کمعادن اذهب و الفضه این هیچ جوابی پیش خدا ندارد که برود امام جماعت بشود این فقط باید در حوزه تحقیق کند، تألیف کند و تدریس کند و شاگرد تربیت کند چون این حوزه به او نیاز دارد. آنچه مرحوم طوسی در تبیان نقل کرده است با تنظیم خاصی امین الاسلام در مجمع البیان ذکر کرده است کمتر چیزی خودش آورده است چند صد سال طول کشید تا مرحوم فیض تفسیر نوشت چهار صد سال بعد از آن حوزه خاموش بود بین فیض و المیزان چهارصد سال فاصله است وقتی قرآن مهجور باشد چی میتواند جامعه را اداره کند نگذاشتند یا غافل بودیم یا نخواستیم چهارصد سال این قرآن مهجور بود و بعد علامه طباطبایی آمد و اگر جریان مشروطه و جنگ های جهانی اول و دوم نبود علامه حداکثر از صافی بیشتر می نوشت اما و ما ادراک المیزان و المیزان کجا صافی کجا؟ این غده های سرطانی جنگ های اول و دوم چقدر برکت آورد دهها دانشکده پزشکی بخاطر سرطان تأسیس شده اگر مرض نبود این همه پزشکی و وزارت درمان تأسیس می شد؟ این انقلاب هم صدها مسئله آورد صد ها مسئله صدها جواب می خواهد و این صدها جواب را طلبه ای که امام جمعه و جماعات می شود نمی تواند پاسخ بدهد این فقط از طلبه زرین فکر بر می آید اگر استعدادی در خود می بینید جواب خدا را باید بدهید.

این پیام مادر ما است. آنها در شعب ابی طالب صبر کردند، تحریم ها را تحمل کردند، خدا رحمت کند شهید مطهری را حرف خوبی زده است. آنکه قاتل امام حسین علیه السلام بود تنها شمر نبود ما شمر را که لعنت می کنیم بعد از آن می گوییم و شایعت و بایعت و تابعت. امروز شبهه دینی شبهه عبائیه نائینی نیست آن رخت بربست و کسی حساب نمیکند امروز شبهه علمی شبهه کانت و هگل است که جوان های ما با سجاده می روند دانشگاه بینماز بر می گردند این بیان نورانی امام صادق است که می فرماید العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس. می شود گفت الذین تهجم علیهم اللوابس لیسوا بعالم. من هجمت علیه اللوابسُ لیس بعالم. خدا کند این همایش ها علم سالم و عمل صالح نصیب همه ما کند.

مجدداً مقدم همه شما را گرامی می داریم آیات بزرگوار، اساتید بزرگوار، دانشمندان بزرگوار، برادارن و خواهران ایمانی، از همه شما حق شناسی می کنیم و از جناب آقای دکتر رفیعی که تلاش و کوشش خالصانه در برگزاری این همایش انجام دادند ذات اقدس اله از ایشان بپذیرد و همه بزرگوارانی که با ایراد مقال و مقالت بر غنای علمی این همایش افزودند، ذات اقدس اله به احسن وجه بپذیرد. خدایا امر فرج ولیمان را نزدیک بگردان. نظام ما ، رهبر ما، مراجع ما ، حوزه های فقهی فرهنگی دانشگاهی ما مملکت ما در سایه امام زمان حفظ بفرما روح مطهر امام راحل و شهدا را با اولیای الهی محشور بفرما، خطر سلفی و تکفیری را به صهیونیست برگردان ..... والسلام علیکم و الرحمة الله و برکاته

قابل ذکر است این همایش روز پنجشنبه 2 دیماه 1395 در دو نوبت صبح و عصر در مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) و جامعة الزهرا (س) برگزار گردید و در نوبت صبح حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی به ایراد سخنرانی پرداختند. در نوبت عصر نیز  بیانات حضرت آیت الله اعرافی مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور و حضرت آیت الله ری شهری تولیت آستان حضرت عبدالعظیم حسنی و ریاست دانشگاه دارالحدیث در مقام شامخ حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها زینت بخش این همایش بود.

خواندن 312 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید