پنج شنبه, 20 خرداد 1395 ساعت 04:30

حضرت خدیجه رحمت واسعه خدا بر پیامبراکرم رضی الله عنه بود

نوشته شده توسط

آیا همسری غیر از حضرت خدیجه این استعداد را دارا بود که دعوت تاریخی شوهرش را وقتی از غار حرا آمد، با ایمان قوی و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال کند، بی آن که در راستی او و این که خدا او را تنها نخواهد گذاشت، شکی در دل راه بدهد؟
حضرت خدیجه (س) نمونه برجسته کمال، نبوغ، فهم و بینش بود که همانند آن را در میان مردان و زنان، کمتر می توان یافت، و عفت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صمیمیت، مهر و وفا از جمله صفات برجسته او بود. در جاهلیت حضرت خدیجه را طاهره و سیده نساء قریش می خواندند و در اسلام، یکی از چهار بانویی

که بر همه بانوان بهشت فضیلت و برتری دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزیزش، هیچ بانویی این مقام و فضیلت را نیافت. او برای رسول خدا رضی الله عنه نعمتی بزرگ، و رحمتی از رحمات واسعه خداوند متعال بود
همسر خردمند بهترین آرامش بخش قلب مرد است
برای مرد، به ویژه مردی که بیرون خانه و در اجتماع به فعالیت های بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظیم داشته باشد و عهده دار پیکار و جهاد بوده و مورد یورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترین آرامش دهنده قلب و روح و نگهبان پایداری و رفع کننده خستگی و ناراحتی، همسر هوشیار و خردمند و مهربان و دلسوز است. اگر مردی در خارج از خانه با دشمنان گرم پیکار گشته و به حمله های وحشیانه، استهزاء، سرزنش و اذیت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نیز با همسری نادان و بدخو و ترسو، ضعیف و شماتت گر، روبه رو شود که او را از کار و هدف و پیمودن راهی که مدنظر اوست باز دارد و او را سرزنش کند و به ترک دعوا و تسلیم شدن به دشمنان وادار نماید، از این که هر روز شوهرش مورد شتم و استهزای جاهلان قرار می گیرد، خسته و ناخشنود باشد و در پی حل مشکلات همسر خویش برنیاید، بی شک مشکلات و دشواری های آن مرد، دوچندان خواهد شد. پیامبراسلام رضی الله عنه آورنده بزرگ ترین رسالت آسمانی، از طرف خدا مأمور بود که با خرافات و مظاهر شرک و بت پرستی و ستمگری و محرومیت توده های ضعیف و فقر و جهل و نادانی، فساد فحشا و آن چه رذایل بود، مبارزه و با گردنکشان، مشرکان و بت پرستان متعصب، رؤسای قبایل و سران استثمار، با عادات و ادیان باطل و تعصبات کورکورانه جهاد کند.
اگر حضرت خدیجه از پیامبر می خواست تا از دعوت خویش دست بردارد

مشرکان، همه توان و قدرت خویش از جمله: شجاعان پیل تن و مردافکن، شعرای دشنام ده و ناسزاگو، اراذل و اوباش، زن ومرد، خویش و بیگانه، را برای مبارزه با اهداف آن حضرت بسیج کردند و تا آن جا که می توانستند او و چندتن از یارانش را اذیت کرده، می زدند، رنج داده و ناسزا می گفتند. سر راهش را با خار و خاشاک می بستند، در حال نماز و پرستش به او توهین کرده و روابط خود را با او و یارانش قطع نمودند. طعام و خواروبار را در اختیار او و کسان و پیروانش قرار نمی دادند و در کل، محیط خارج، علیه پیامبر رضی الله عنه به پیکار و نبرد برخاسته بود و همه مشرکان با دعوت و رسالتش مخالفت می نمودند.

با وجود این همه دشمن و موانع و مشکلات، اگر در میان همه این دشمنان، پیامبر رضی الله عنه هر روز وقتی به خانه می آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسری که سیده زنان قریش و دارای آن شخصیت و صاحب آن همه ثروت و مکنت بود، روبه رو می شد که از راه دل سوزی و ترحم و یا اعتراض، از او می خواست تا از دعوت خویش دست بردارد و خود را مورد این همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجیب و دشواری قرار می گرفت؟!

اگر آن همسر محترم که ثروت کم نظیر خودش را در اختیار شوهر قرار داده بود تا در راه خدا و دستگیری از فقیران انفاق کند، پیشنهاد می داد که مناسب است با قوم و قبیله ات که حاضرند تو را امیر و پادشاه خود قرار دهند، سازش کنی و با دین و روش آن ها کاری نداشته باشی و زندگی آرام و راحت ما را به یک زندگی سرشار از حادثه و نگرانی تبدیل ننمایی، پیامبر رضی الله عنه چگونه او را قانع می ساخت؟ و چه کسی توانایی مرهم گذاشتن بر جراحات روح و جسم آن حضرت را داشت؟
فقط خدیجه (س) چنین بود

بی شک سراسر زندگی پیامبر رضی الله عنه از داخل و خارج خانه، فشار و مانع و سختی می شد. ولی لطف خدا دریچه های قلب حضرت خدیجه (س) را چنان به سوی درک حقانیت دعوت اسلام باز کرد و آن چنان دلش را نورانی و سرشار از معرفت و حکمت گردانیده بود که هرگز پیامبر رضی الله عنه با چنان منظره اسفناک، در داخل خانه روبه رو نشد. دکتر «بنت الشاطی» می گوید: آیا همسری غیر از حضرت خدیجه این استعداد را دارا بود که دعوت تاریخی شوهرش را وقتی از غارحرا آمد، با ایمان قوی و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال کند، بی آن که در راستی او و این که خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شکی در دل راه بدهد؟ آیا جز حضرت خدیجه، هیچ بانوی ثروتمندی که در ناز و نعمت و آسایش و احترام زیسته، می توانست با کمال رضایت و خرسندی از زندگی اشرافی، اموال بسیار و عزت و توانگری چشم بپوشد، تا در دشوارترین لحظات زندگی کنار همسرش بایستد و او را در بلایا و مشکلات موجود در راه تحقق هدفی که به حقانیت آن ایمان داشت، یاری کند، حاشا و کلا! فقط حضرت خدیجه چنین بود و زنان دیگر چون او نیستند، مگر آن که در طبقه و رتبه او باشد. 1
خدا به جای محبت مردم مکه
حضرت خدیجه را به رسولش داد!

خداوند به جای شهر مکه، مردم مکه و مهر و محبت آن ها و استقبال ایشان از دعوت به توحید، حضرت خدیجه را به پیامبر رضی الله عنه عطا کرد و او هنگامی که حضرت به خانه می آمد، به استقبال ایشان می شتافت و از حال شان پرسش می کرد و از آن حضرت دل جویی می نمود و رحمت و نصرت و لطف خدا را به یاد ایشان آورده، گرد وغبار را از چهره درخشانشان می شست، و ملالت آزار قوم را با تسلاهای گرم از دلشان می زدود. «ابن اسحاق» می گوید: سخنی از قوم در رد و تکذیب، که موجب اندوه و آزردگی فکر و خاطرش شود، نمی شنید، مگر آن که خدا آن اندوه را به واسطه حضرت خدیجه برطرف می ساخت. حضرت خدیجه سنگینی سخنان سخت را بر او سبک می کرد و او را تصدیق می نمود. و رفتار و جسارت های مردم را بی ارزش و بی اهمیت می شمرد.

آری، حضرت خدیجه نخستین زنی بود که دین اسلام را پذیرفت و با پیامبر رضی الله عنه نماز خواند، و جز حضرت علی بن ابیطالب - که همواره پیش و بعد از بعثت، ملازم و پیرو پیامبر رضی الله عنه بود و از راه و روش پیامبر رضی الله عنه لحظه ای جدا نشد - کسی از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.

حضرت خدیجه با دوراندیشی و افکار حکیمانه، خردمندی و حدس صائبی که داشت، دعوت پیامبر رضی الله عنه را پذیرفت، و سوابق نیکو و درخشان رسول خدا رضی الله عنه و اخلاق و صداقت و راست گویی و امانتداری، یاری ضعفا و دستگیری از فقرا، تواضع، قناعت و ایثار و بخشش و مهمان نوازی و سایر صفات پسندیده آن حضرت، همه در نظر حضرت خدیجه - آن زن آزموده حکیمه - مجسم بود، و می دانست آن سوابق عالی و ملکوتی، در چنان محیط تاریک و پر از فساد و تباهی از علایم نبوت است.
حضرت خدیجه نیز از آزار مشرکان بی نصیب نماند

حضرت خدیجه، پیامبر رضی الله عنه را به خوبی شناخته و دریافته بود که او از باطل پرهیز دارد و از دروغ بیزار است.

بنابراین حضرت خدیجه در پذیرفتن اسلام، هیچ گونه صبر و تردیدی نکرد، و از همان قدم اول، یار و مددکار پیامبر رضی الله عنه شد و ثروت و اموال خود را برای یاری دین خدا، در اختیار پیامبر رضی الله عنه قرار داد. حضرت خدیجه نیز چون پیامبر رضی الله عنه از آزار مشرکان و بت پرستان بی نصیب نماند، زن ها از او کناره گرفته و رفت وآمد با او را قطع کردند، به او زخم زبان می زدند و سخنان درشت می گفتند، حتی در هنگام زایمان به کمک او نمی آمدند و او را تنها می گذاشتند. اما حضرت خدیجه، آیند ه ای را می دید که دیگران نمی دیدند. او می دانست دین حضرت محمد رضی الله عنه حق است، و طولی نخواهد کشید که پرستش خدای یگانه، جای پرستش بت ها را خواهد گرفت و خدا پیامبرش را یاری می کند و روزبه روز بر شهرتش افزوده می شود.

آری، حضرت خدیجه در اسلام مقامی یافت که از میان بانوان، جز دخترش - که سیده نساء عالمین است - کسی به آن مقام و افتخار دست نیافت و خدا نسل پیامبر رضی الله عنه را از چنین بانویی قرار داد. پیامبر رضی الله عنه در عین نشاط جوانی، در سن بیست وپنج سالگی با حضرت خدیجه که چهل سال از عمر خویش را پشت سرگذاشته بود، ازدواج کرد. و حدود بیست وچهار سال، حضرت خدیجه چراغ خانه پیامبر رضی الله عنه و انیس و غم خوار او بود و پیامبر رضی الله عنه تا حضرت خدیجه زنده بود، یعنی تا سن پنجاه سالگی خودش و شصت و پنج سالگی حضرت خدیجه، زن دیگری اختیار نکرد. بعد از حضرت خدیجه هم اگر چه به اقتضای حکمت ها و مصالحی، زن های متعددی گرفت، ولی هیچ یک از آن ها جای حضرت خدیجه را نگرفتند و فراقی را که از فقدان حضرت خدیجه در خانه رسول خدا رضی الله عنه پیدا شد، پر نکردند، و پیامبر رضی الله عنه از آن ها صاحب فرزندی نشد و نسل آن حضرت از حضرت خدیجه باقی ماند.
پیامبر (ص) پس از وفات حضرت خدیجه (س)، هرگز او را فراموش نکردند

پیامبر رضی الله عنه، حضرت خدیجه را فراموش نکرده و از اخلاق و صفات او یاد می فرمودند، به کسانی که با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف می کردند.

«عایشه» می گوید: بر احدی از زن های پیامبر رضی الله عنه آن قدر غیرت نورزیدم که بر خدیجه غیرت ورزیدم. برای این که پیامبر رضی الله عنه بسیار از او یاد می فرمود و اگر گوسفندی ذبح می شد، از آن برای دوستان خدیجه می فرستاد. 2 و نیز از او نقل شده است که رسول خدا رضی الله عنه از خانه بیرون نمی رفت، مگر آن که حضرت خدیجه را یاد می کرد و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می فرمود. «انس بن مالک» روایت کرده که رسول خدا رضی الله عنه فرمود: بهترین زنان عالم مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد رضی الله عنه هستند. 4

از «ابن عباس» روایت شده که پیامبر رضی الله عنه چهارخط در زمین کشید و فرمود: آیا می دانید این چیست؟ عرض کردند: خدا و رسول خدا داناتر است. پیامبر رضی الله عنه فرمود: فاضل ترین زنان بهشت، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد رضی الله عنه و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم - همسر فرعون - می باشد. 5 در سیره ابن هشام روایت کرده که: جبرییل خدمت رسول خدا آمد و گفت: خدیجه را از طرف خدا سلام برسان. پیامبر رضی الله عنه فرمود:

یا خدیجه هذا جبرئیل، یقرئک السلام من ربک. فقالت خدیجه: الله السلام و منه السلام، و علی جبرئیل السلام 6

و به روایت دیگر، خدیجه فرمود: ان‌ّالله هوالسلام و علی جبرئیل السلام، و علیک السلام و رحمةالله و برکاته. 7 یکی از مزایای خدیجه این بود که همواره پیش از بعثت و بعد از بعثت، پیامبر رضی الله عنه را تعظیم می کرد و سخنش را تصدیق می نمود. فضایل حضرت خدیجه (س) و کرایم اخلاق او بسیار است که قلم ناتوان امثال بنده توان بیان آن را ندارد.
پی نوشت ها:

    ۱. اهل البیت - توفیق ابوعلم/102، ترجمه نقل به معنی.
    ۲. اسدالغابه/436/5 و کتب دیگر. 3. همان.
    ۳. اسدالغابه/437/5، الاستیعاب، بهامش الاصابه/284/4 و 285. 5. همان.
    ۴. کشف الغمة/124/2، ای خدیجه، این جبرئیل است که از جانب پروردگارت به تو سلام می فرستد، پس خدیجه عرض کرد: «خداوند، سلام است، و هر سلامی از اوست و بر جبرئیل سلام باد».
    ۵. کشف الغمة/2ف/124، خداوند، سلام است و بر جبرئیل و بر تو سلام و رحمت و برکات خدا باد.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: آیةالله العظمی صافی گلپایگانی
  • منتشر شده در: افق حوزه - چهارم تیر ماه 1393 شماره 393
  • رتبه مقاله: مشخص نشده
خواندن 422 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید