این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ تاریخی به تبیین سیاستهای فرهنگی پهلوی اول در عرصه زنان می‌پردازد و با تکیه بر نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان به دنبال پاسخ به این سؤال است که این سیاستها بر بروز بحران هویت زن ایرانی چه تأثیری داشته است. یافته‌های تحقیق حاکی است به دلیل اینکه لایه اصلی و هسته مرکزی هویت ایرانی بر سه عنصر اسلامی، ایرانی و شیعی مبتنی است و سیاستهایی نظیر تقویت روحیه خودناباوری در زن مسلمان، ترویج سبک زندگی غربی (سبک زندگی غیر ایرانی)، ترویج علنی بی‌حجابی، ترویج ولنگاری با تغییر در قانون ازدواج و طلاق در تعارض جدی با هویت زن ایرانی است. به دلیل غلبه نسبی ساختارهای مبتنی بر الگوی توسعه غربی بر جامعه ایرانی عصر پهلوی اول، در دراز مدت، زن ایرانی را با به‌هم‌ریختگی و در نهایت بحران هویت روبه‌رو کرده استمهدی سیاوشی - فرهاد زیویار

منتشرشده در مقالات

این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه عملکرد خانوادگی در افراد با حجاب برتر، حجاب معمولی و حجاب ضعیف صورت گرفت. طرح پژوهش توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی دختران و زنان بالای 15 سال کشور که 2868 نفر از آنها به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس عملکرد خانواده و پرسشنامه جمعیت‌شناختی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش‌ تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین عملکرد خانواده و نوع حجاب وجود دارد (001/0 p). بنابراین توجه به خانواده برای هرگونه اقدام و برنامه ریزی در زمینه حجاب بیش از پیش اهمیت دارد.

منتشرشده در مقالات

موضوع اين مقاله تبیین عوامل جامعه¬شناختی مؤثر بر ترجیح باروری زنان در شهر کرمان است. روش پژوهش از نوع پيمايش و برای آزمون فرضیات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. نمونه آماري شامل 342 زن متأهل شاغل در سازمانهای دولتی شهر کرمان است که با شيوه نمونه¬گيري خوشه‏ اي انتخاب شدند. یافته¬های تحقیق نشان داد كه نگرش منفی پاسخگویان نسبت به آینده جامعه (51/0) بیشترین همبستگی را با ترجیح باروری دارد؛ پس از آن سهم فردگرایی (305/0-)، منفعت¬طلبی (24/0-)، نگرش نسبت به فرزند (29/0)، خردگرایی (16/0-) و رضایتمندی زناشویی (28/0) محاسبه شده است. متغیرهای میزان مطالعه، تحصیلات، درامد و استفاده از رسانه به شکل غیر مستقیم ترجیح باروری زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مبتنی بر یافته‌ها مهمترین عامل اثربخش بر ترجیح باروری زنان نگرش منفی آنها نسبت به آینده است که به شکل غیر مستقیم تحت تأثیر میزان درامد (42/0)، میزان استفاده از رسانه¬ها (33/0) و میزان تحصیلات (39/0) است. پیشنهاد می‌شود با پرداختن به ابعاد معنوی فرزندآوری و تقویت پیامهای امیدبخش در رسانه¬ها و دانشگاه¬ها، نگرش زنان نسبت به باروری مثبت، و از کالاگون شدن پدیدۀ فرزندآوری جلوگیری شود.

منتشرشده در مقالات

عوامل اقتصادی اجتماعی و فرهنگی در میزان باروری تا چه حد مؤثّر است و باروری زنان در میان زیر گروه‌های مختلف مذهبی به چه صورت است؟ برای پاسخ به این سؤالات، داده¬ها با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامه ساخت یافته در مورد 362 زن شیعه و سنّی در شهر سرپُل ذهاب انجام گرفت، جمع آوری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته¬ها نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین باروری این دو گروه مذهبی از زنان وجود دارد؛ هر چند میزان باروری در هر دو گروه کم است. این معنی داری توانایی فرضیه الهیات ویژه را در تبیین تفاوت باروری میان زیرگروه های مختلف جمعیّتی آشکار می کند. تحلیل های چند متغیّری نشان داد که ترکیبی از ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیّتی سهم تعیین‌کننده‌تری (39 درصد در مقابل 1/20 درصد) در تبیین باروری زنان سنّی در مقایسه با زنان شیعه دارد. هم‌چنین، تحلیل چند متغیّری نشان داد که با کنترل تمام  متغیّرهای مستقل، مذهب تأثیر معنادار خود را حفظ کرده است؛ هر چند شدّت این رابطه با کنترل دیگر متغیّرها کاهش یافته است. بر اساس این نتایج در سیاستگذاری های جمعیّتی آینده، سیاستها باید بیشتر معطوف و متمرکز بر زنان ازدواج کرده¬ تک فرزند و بویژه بدون فرزند باشد که در نمونه مورد بررسی و در میان زنان شیعه مذهب (28/8 درصد بدون فرزند) نمایانتر است. بنابراین، سیاستهای دولت باید با خواسته¬ها و منافع زنان و خانواده¬ها همسو باشد.

منتشرشده در مقالات

هدف این پژوهش، مقایسه امید به زندگی، تاب¬آوری و تمایزیافتگی در نوجوانان خانواده¬های چند فرزند و تک فرزند شهر خرم¬آباد بود. طرح پژوهش رابطه¬ای از نوع علی ـ مقایسه¬ای است. جامعه آماری شامل تمام دانش¬آموزان نوجوان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر خرم¬آباد در سال تحصیلی 95 ـ 1394 بود. حجم نمونه شامل 150 نفر دانش¬آموز از خانواده¬های تک فرزند بودند که به صورت نمونه¬گیری در دسترس و 150 نفر دانش¬آموز از خانواده¬های چند فرزند که متناسب با افراد تک فرزند به¬صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر (1991)، مقیاس تاب¬آوری کانر و دیویسون (2003) و پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورون (2000) بوده است. به¬منظور تجزیه‌وتحلیل داده¬ها از تحلیل واریانس چند متغیری و تک متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین میزان امید به زندگی، تاب¬آوری و تمایزیافتگی نوجوانان خانواده-های تک فرزند و چند فرزند تفاوت معناداری وجود دارد ( 001/0 P = )؛ بدین معنی که میزان امید به زندگی، تاب-آوری و تمایزیافتگی در نوجوانان خانواده¬های چند فرزند از نوجوانان خانواده¬های تک فرزند بیشتر بود. با توجه به نتایج این مطالعه، که نوجوانان خانواده¬های تک فرزند، از بین متغیرهای مورد مطالعه، میانگین کمتری را نسبت به نوجوانان خانواده¬های چند فرزند نشان دادند، لازم است زمینه¬ کسب آگاهی بیشتر در مورد ویژگیهای نوجوانان خانواده¬های تک فرزند و چند فرزند و همین¬طور شیوه¬های فرزندپروری مناسب برای والدین این کودکان در جامعه فراهم شود.

منتشرشده در مقالات

هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباط زناشویی مینه¬سوتا بر کیفیت زندگی و رضایتمندی زناشویی بود. در این پژوهشِ کارآزمایی تصادفی شاهد دار (RCT)، 60 نفر (30 زوج) دارای مشکلات زناشویی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره وابسته به آموزش و پرورش مشهد، با استفاده از نمونه¬گیری اتفاقی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر ¬کدام 15 زوج) قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامه کیفیت زندگی (WHO) و رضایتمندی زناشویی انریچ بود. تنها گروه آزمایش برنامه مهارتهای ارتباط زناشویی را طی ده جلسه دریافت کردند. پس از پایان مداخلات، هر دو گروه آزمایش و کنترل به پس آزمون پاسخ گفتند. داده‏ ها با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي و آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه‌و‌ تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای کیفیت زندگی و رضایتمندی زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (0001/0 p ). در نتیجه برنامه مهارتهای ارتباطی زناشویی مینه سوتا در افزایش کیفیت زندگی و تمام ابعاد رضایتمندی زناشویی تاثیر داشته است و از نتایج این پژوهش می توان در کاهش مشکلات ارتباطی زناشویی بهره برد.

منتشرشده در مقالات

این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ تاریخی به تبیین سیاستهای فرهنگی پهلوی اول در عرصه زنان می‌پردازد و با تکیه بر نظریه تکوین و تکون هویت ملی ایرانیان به دنبال پاسخ به این سؤال است که این سیاستها بر بروز بحران هویت زن ایرانی چه تأثیری داشته است. یافته‌های تحقیق حاکی است به دلیل اینکه لایه اصلی و هسته مرکزی هویت ایرانی بر سه عنصر اسلامی، ایرانی و شیعی مبتنی است و سیاستهایی نظیر تقویت روحیه خودناباوری در زن مسلمان، ترویج سبک زندگی غربی (سبک زندگی غیر ایرانی)، ترویج علنی بی‌حجابی، ترویج ولنگاری با تغییر در قانون ازدواج و طلاق در تعارض جدی با هویت زن ایرانی است. به دلیل غلبه نسبی ساختارهای مبتنی بر الگوی توسعه غربی بر جامعه ایرانی عصر پهلوی اول، در دراز مدت، زن ایرانی را با به‌هم‌ریختگی و در نهایت بحران هویت روبه‌رو کرده استمهدی سیاوشی - فرهاد زیویار

این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه عملکرد خانوادگی در افراد با حجاب برتر، حجاب معمولی و حجاب ضعیف صورت گرفت. طرح پژوهش توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی دختران و زنان بالای 15 سال کشور که 2868 نفر از آنها به شیوه نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس عملکرد خانواده و پرسشنامه جمعیت‌شناختی استفاده شد. داده‌ها با استفاده از روش‌ تحلیل واریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین عملکرد خانواده و نوع حجاب وجود دارد (001/0 p). بنابراین توجه به خانواده برای هرگونه اقدام و برنامه ریزی در زمینه حجاب بیش از پیش اهمیت دارد.

موضوع اين مقاله تبیین عوامل جامعه¬شناختی مؤثر بر ترجیح باروری زنان در شهر کرمان است. روش پژوهش از نوع پيمايش و برای آزمون فرضیات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. نمونه آماري شامل 342 زن متأهل شاغل در سازمانهای دولتی شهر کرمان است که با شيوه نمونه¬گيري خوشه‏ اي انتخاب شدند. یافته¬های تحقیق نشان داد كه نگرش منفی پاسخگویان نسبت به آینده جامعه (51/0) بیشترین همبستگی را با ترجیح باروری دارد؛ پس از آن سهم فردگرایی (305/0-)، منفعت¬طلبی (24/0-)، نگرش نسبت به فرزند (29/0)، خردگرایی (16/0-) و رضایتمندی زناشویی (28/0) محاسبه شده است. متغیرهای میزان مطالعه، تحصیلات، درامد و استفاده از رسانه به شکل غیر مستقیم ترجیح باروری زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مبتنی بر یافته‌ها مهمترین عامل اثربخش بر ترجیح باروری زنان نگرش منفی آنها نسبت به آینده است که به شکل غیر مستقیم تحت تأثیر میزان درامد (42/0)، میزان استفاده از رسانه¬ها (33/0) و میزان تحصیلات (39/0) است. پیشنهاد می‌شود با پرداختن به ابعاد معنوی فرزندآوری و تقویت پیامهای امیدبخش در رسانه¬ها و دانشگاه¬ها، نگرش زنان نسبت به باروری مثبت، و از کالاگون شدن پدیدۀ فرزندآوری جلوگیری شود.

عوامل اقتصادی اجتماعی و فرهنگی در میزان باروری تا چه حد مؤثّر است و باروری زنان در میان زیر گروه‌های مختلف مذهبی به چه صورت است؟ برای پاسخ به این سؤالات، داده¬ها با استفاده از روش پیمایشی و پرسشنامه ساخت¬یافته در مورد 362 زن شیعه و سنّی در شهر سرپُل ذهاب انجام گرفت، جمع¬آوری شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته¬ها نشان داد که تفاوت آماری معنی¬داری بین باروری این دو گروه مذهبی از زنان وجود دارد؛ هر چند میزان باروری در هر دو گروه کم است. این معنی¬داری توانایی فرضیه الهیات ویژه را در تبیین تفاوت باروری میان زیرگروه¬های مختلف جمعیّتی آشکار می¬کند. تحلیل های چند متغیّری نشان داد که ترکیبی از ویژگیهای فرهنگی، اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیّتی سهم تعیین‌کننده‌تری (39 درصد در مقابل 1/20 درصد) در تبیین باروری زنان سنّی در مقایسه با زنان شیعه دارد. هم‌چنین، تحلیل چند متغیّری نشان داد که با کنترل تمام¬ متغیّرهای مستقل، مذهب تأثیر معنادار خود را حفظ کرده است؛ هر چند شدّت این رابطه با کنترل دیگر متغیّرها کاهش یافته است. بر اساس این نتایج در سیاستگذاری های جمعیّتی آینده، سیاستها باید بیشتر معطوف و متمرکز بر زنان ازدواج کرده¬ تک فرزند و بویژه بدون فرزند باشد که در نمونه مورد بررسی و در میان زنان شیعه مذهب (28/8 درصد بدون فرزند) نمایانتر است. بنابراین، سیاستهای دولت باید با خواسته¬ها و منافع زنان و خانواده¬ها همسو باشد.

صفحه1 از243