پایان نامه ها

پایان نامه ها (1616)

مقدمه: کودکی به عنوان دورانی که سنگ بنای شخصیت فرد در آن بنا نهاده می شود که تحت تاثیر عوامل متعدد است که رابطه ی مادر – کودک جزء مهم ترین این عوامل تلقی می شود. در این پژوهش به بررسی اثر بخشی آموزش بهبود روابط مادر– کودک بر تغییر شیوه‌های فرزند‌پروری و کاهش کودک‌آزاری پرداخته می‌شود. روش‌کار: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه گواه است. نمونه ای به تعداد 30 نفر از بین مادران دارای کودک 10-7 ساله که در مدارس پایه اول تا چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل بودند به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و سپس به روش گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش(15n=) و کنترل(15n=) قرار گرفتند. بسته آموزشی بهبود روابط والد و کودک با عنوان«این طوری هم می‌شود» برای گروه آزمایش در 10 جلسه، بصورت دو روز در میان آموزش داده شد.

اسلام برای کودک حقوقی را قرار داده است. هر حقی تکلیف و وظیفه ای را به دنبال دارد. پدر و مادر مکلف و موظف هستند تا به حقوق کودک احترام بگذارند و در صدد ادای حق او برآیند. وظائف پدر و مادر قبل از تولد کودک شروع می شود و تا پایان هفت سال دوم زندگی کودک ادامه پیدا می کند. مطابق قانون وراثت صفات و خلقیات پدر و مادر به کودک انتقال می یابد. در نتیجه زن و مرد باید به دنبال انتخاب پدر و مادری با صفات خوب و پسندیده برای فرزند خود باشند. در مورد آمیزش باید به دستورات اسلام توجه کنند. زمانی که کودک متولد شد او را شستشو داده و نام پسندیده برای او انتخاب کنند. سر او را بتراشند و به مقدار وزن موی سر او طلا و یا نقره صدقه بدهند و برای او عقیقه کنند و او را ختنه کنند و از او به درستی نگهداری کنند و مخارج رسیدگی به او را تأمین نمایند. و از همه اینها بالاتر به آموزش و پرورش او اقدام نمایند. از محبت به او دریغ نورزند و هرگاه به او وعده ای دادند به وعده خود عمل کنند.

با وجود ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران که کشوری درحال توسعه و در حال گذار می‌باشد نوعی عدم توازن بین ساختار عینی کلان و نظام فرهنگی، ارزش ها و هنجارها وجود دارد. به طوری که با بالا رفتن روزافزون نرخ اشتغال زنان شاغل طی چند دهه اخیر، همچنان ساختار تفکیک نقش‌های جنسیتی وجود دارد و زن امروزی در طیف وسیعی از نقش های غالباً متعارض گرفتار شده است که البته این امر می‌تواند در نهاد خانواده به عنوان یک نهاد بنیادین در شکل‌گیری شخصیت کودک اثرگذار باشد. اما در شرایطی که مادران شاغل در این نوع از تعارض شغلی و خانوادگی گرفتار آیند، عملاً انجام این‌گونه کارها برای آنان نه تنها مقدور نبوده بلکه تأثیر بسزایی در تقلیل سلامت جسمی و روحی آنان، اعضای خانواده و بالاخص فرزندانشان خواهد داشت. به همین دلیل سلامت مادر در تعامل مفید و سازنده با کودک نقش اساسی دارد زیرا کیفیت مطلوب این تعامل مستلزم کنش‌ورزی سالم جسمانی و روانی مادر است و بالعکس.

این پژوهش تحت عنوان "بررسی رابطه پرخاشگری مادر با خود پنداره و سبک اسناد فرزندان"انجام شد.هدف از اجرای این پژوهش ،بررسی رابطه پرخاشگری مادر با خود پنداره فرزندان،بررسی رابطه پرخاشگری مادر با سبک اسنادی فرزندان وابعاد علی سبک اسناد آنان،بررسی رابطه جنسیت با خود پنداره و سبک اسناد فرزندان وبررسی رابطه خود پنداره با سبک اسناد، بوده است .جامعه این پژوهش را مادران و فرزندان دانش آموز آنان در پایه چهارم تا ششم مدارس ابتدایی شهرستان ملاردتشکیل داده است که در سال تحصیلی 94- 93مشغول به تحصیل می باشند. ازجامعه فوق تعداد280 نفر(140 دختر و 140 پسر) از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسش نامه پرخاشگری باس و پری ،پرسش نامه خودپنداره کودکان لایپسیت ،پرسش نامه سبک اسناد کودکان تامپسون استفاده شد.داده های پژوهش با استفاده از روش های آمارتو صیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی )و آمار استنباطی (رگرسیون،ضریب همبستگی پیرسون و آزمونt گروه های مستقل ) و با کمک نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.در ارتباط با سوالات، بین میزان پرخاشگری مادر با خود پنداره فرزندان آنان و همچنین بین خود پنداره و سبک اسنادی رابطه معنادار مشاهده شد و در سایر موارد، یافته ها معنا دار نبود.

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان خودپنداره مادر و سبک دلبستگی وخودپنداره فرزند انجام گرفت. نمونه مورد بررسی 180 دانش آموز دختر در مقطع متوسطه دبیرستان های شهرسمنان در سال تحصیلی 89 – 88 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای گزینش شدند. برای اندازه گیری خودپنداره و سبک دلبستگی دانش آموزان از مقیاس خودپنداره تنسی (فیتز و وارن، 1996) و مقیاس دلبستگی بزرگسال هزن و شیور(1987) بهره برده شد و خود پنداره مادران نیز توسط مقیاس خودپنداره تنسی اندازه گیری شد. طرح پژوهش از نوع همبستگی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام، همبستگی تفکیکی و نیمه تفکیکی و همبستگی کانونی استفاده شد. نتایج نشان داد که رابطه مثبتی میان خودپنداره مادر و فرزند و رابطه منفی میان سبک های دلبستگی ناایمن و خودپنداره فرزند وجود دارد. همچنین میان خودپنداره مادر با سبک دلبستگی و خودپنداره فرزند رابطه مثبت معناداری بدست آمد. به این معنی که خودپنداره مادر و سبک های ناایمن دلبستگی فرزند می توانند خودپنداره فرزند را پیش بینی کند.