پایان نامه ها

پایان نامه ها (1616)

مسئله اصلی در این تحقیق شناخت عوامل موثر بر تفاوت نگرش دختران و مادرانشان به ارزشهای مربوط به خانواده است. جهت پشتوانه تئوریک تحقیق از نظریات ارزشها و نگرشها و نظریات تاریخی نسلی مارگارت مید و کارل مانهایم استفاده شده است. بر این اساس چهار متغیر مستقل شامل تفاوت سنی مادر و دختر، تفاوت سطح تحصیلات آنها، تفاوت در میزان استفاده از رسانه های جهانی (اینترنت و ماهواره) و تفاوت در میزان دینداریشان در نظر گرفته شده اند. جامعه آماری در این تحقیق دختران دانشجوی دانشکده های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی و مادرانشان بودند. حجم نمونه 260 دختر محاسبه شده و نمونه گیری به روش سهمیه ای از دانشکده های مختلف صورت گرفته بود. جهت اجرای تحقیق از روش پیمایش استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است و برای تحلیل داده ها در SPSS از کندال tau-b و tau-c استفاده شده است. اعتبار ابزار اندازه گیری صوری است و پایایی آن از طریق آزمون-آزمون مجدد ارزیابی شده است.

هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط ویژگی های شخصیتی و شیوه های فرزندپروری مادر و الگوهای ارتباطی خانواده با وضعیت روانشناختی دانش آموزان مقطع ابتدایی بود. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی است.پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی نئو، شیوه های فرزند پروری بامریند، الگوهای ارتباطی خانواده ریچی و فیتزپاتریک و پرسشنامه وضعیت روانشناختی کودکان گادو و اسپرافکن توسط مادران گروه نمونه تکمیل شدند. نتایج نشان داد که از بین شیوه های فرزند پروری صرفأ سبک اقتداری با اضطراب دانش آموزان رابطه معنادار منفی؛از بین ویژگی های شخصیتی مادر صرفأ برونگرایی با ترس مرضی رابطه معنادار مثبت دارد. بعلاوه، نوروزگرایی مادر رابطه معنادار مثبت و ویژگی شخصیتی گشودگی مادر با اختلالات خلقی رابطه معنادار منفی وجود داشت . نتایج این پژوهش در راستای بهداشت روانی و پیشگیری از ترس های مرضی، اضطراب و اختلالات خلقی دانش آموزان مقطع ابتدایی قابل استفاده است.

این پژوهش در زمینه آموزش تکنیک‌های دلبستگی برای آغاز ارتباط بین مادر و جنین و ارتقاء رضایت زناشویی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تکنیک‌های دلبستگی پیش از زایمان بر افزایش دلبستگی مادر به جنین و افزایش رضایت زناشویی زنان باردار است. تحقیقات نشان می‌دهند بررسی مداخلاتی که مبتنی بر آموزش مفاهیمی همچون دلبستگی پیش از زایمان است، بر ایجاد دلبستگی مادر به جنین و رضایت زناشویی زنان باردار تأثیر دارد. روش و ابزار پژوهش حاضر، نیمه تجربی است و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. اعضای گروه آزمایش و کنترل که هر کدام شامل 15 نفر از زنان باردار بودند. سپس زنان گروه آزمایش در 8 جلسه‌ی 120 دقیقه‌ای در کارگاه آموزشی تکنیک‌های دلبستگی شرکت کردند. نتایج نشان می‌دهد آموزش تکنیک‌های دلبستگی پیش از زایمان بر افزایش دلبستگی مادر به جنین و رضایت زناشویی تاثیر مثبتی به جای خواهد گذاشت.

این پژوهش به "بررسی نقش پایگاه اجتماعی زنان و تأثیر آن بر جامعه‌پذیری فرزندان" می‌پردازد. زنان و مادران بطور غیرمستقیم بر روی فرزندان تأثیر می‌گذارند، زیرا کودکان مادران خود را الگو قرار می‌دهند. هدف اصلی آن این است که پایگاه اجتماعی زنان چه تأثیری می‌تواند بر جامعه‌پذیری فرزندان داشته باشد. چارچوب نظری این پژوهش از نظریات نظریه‌پردازانی چون امیل دورکیم در زمینه اجتماعی شدن و پایگاه اجتماعی ماکس وبر استفاده شده است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و طرح تحقیق آن مقطعی می‌باشد. جامعه آماری زنان شاغل 45-28 ساله در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور که فرزندان آنها بین 6 تا 18 ساله می‌باشند که با استفاده از روش تمام شماری تعداد 86 نفر بدست آمده است و ابزار اصلی پرسشنامه می‌باشد و برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار spss استفاده گردید. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات، نتایج بدست آمده بین پایگاه اجتماعی مادر با میزان جامعه‏پذیری فرزندان رابطه‏ی معناداری را نشان نداد.

موضوع تلقیح مصنوعی و مسایل مختلف مرتبط با آن چندی است که بحثهای زیادی را در محافل حقوقی و فقهی و پزشکی برانگیخته است که از آن جمله مسئله مادرجانشینی است .ترتیبات مادرجانشینی به دو صورت کلی تقسیم میشود که عبارتند از: جانشینی در بارداری و جانشینی با باروری مصنوعی، که در هر دو شکل آن قائل به مشروعیت عمل میباشیم.این وضعیت را عده‌ای از فقها و حقوقدانان در تحت برخی عقود معینه از قبیل اجاره و عاریه آورده‌اند که بنظر میرسند اطلاق عناوین عاریه و اجاره خالی از اشکال نباشد.لیکن در صورت اصرار بر آن غالب عقده اجاره اشخاص میتوان آورد.فتاوی فقهای معاصر بر صحت قرارداد مزبور نظر دارد، لیکن برخی از آنان در موضوع، قائل به احتیاط گشته‌اند.در خصوص مسئله نسب ، از آنجایی که قانون مدنی تنها رابطه طفل متولد از زنا با طرفین نطفه را دارای اعتبار نمیداند و از آنجا که موضوع مادرجانشینی ارتباطی با زنا ندارد، نسب ناشی از مادرجانشینی صحیح و مشروع است و یا حداقل نامشروع نمی‌باشد.با توجه به اینکه ما قائل به نسب صحیح در مادرجانشینی هستیم کلیه آثار نسب صحیح بر روابط بین طفل متولد از مادرجانشین و ابوین بر آن حاکم خواهد بود.در خصوص تعیین والدین در مورد پدر، موضوع قابل بحث چندانی نیست و پدر حکمی که صاحب اسپرم نیز میباشد پدر بعنوان پدر قانونی شناخته میشود.اما در خصوص مادر سه نظریه مختلف وجود دارد، که عده‌ای مادرحکمی را مادر قانونی و عده‌ای دیگر مادرجانشین را مادر قانونی و دسته سوم هر دو مادر را مادر قانونی میدانند.

صفحه1 از324