هدف: هدف مطالعۀ کیفی پدیدارشناختی حاضر، درک بسترها و پیامدهای طلاق از رویکرد تجربه‏ ای زنان مطلّقه و چگونگی برخورد با این تجربه در زندگی بعد از طلاق است. برخلاف مطالعات اثبات‏گرایانه که مسئله‏ ی طلاق را عمدتاً از منظر بیرونی مطالعه کرده و به عوامل بروز جدایی بین زوجین می‏پردازند، این مطالعه‏ بر دریافت تجربه ‏مند زنان از نگاه خودشان متمرکز شده و چگونگی تعامل آنها را با زندگی جدید واکاوی می‏کند.
روش:این مطالعه، رویکرد نظری و روش‏ شناسی پدیدارشناسی را برای آشکار سازی و بازنمایی تجربه‏ ی طلاق از نگاه زنان مطلّقه به‏ کار گرفته و فرآیند آن را از زبان سوژه ‏های مورد مطالعه روایت می‏کند. روش نمونه‏ گیری در این مطالعه از نوع هدفمند با حداکثر تنوع بوده و با نمونه ‏ای هدفمند از زنان مطلّقه‏ ی شهر تهران بر اساس معیار اشباع نظری مصاحبه‏ ی کیفی صورت گرفته است.
یافته‏ ها: مطابق یافته‎ها عوامل زمینه‏ ساز طلاق در چهار محور کلی بسترهای اقتصادی، بسترهای فردی ـ روان‏شناختی، بسترهای ارتباطی و بسترهای اجتماعی ـ فرهنگی دسته ‏بندی می‎شوند.  پیامدهای طلاق برای زنان مطلّقه نیز در سه عنوان پیامدهای فردی، پیامدهای اقتصادی و پیامدهای اجتماعی ‏بررسی شدند.
نتیجه‏ گیری:براساس تجربۀ زیستۀ زنان مطلّقه دو بستر کلان (اجتماعی/ فرهنگی و اقتصادی) از یک طرف و دو بستر میانی و خرد (فردی و تعاملی) از سوی دیگر زمینه‏ های بروز طلاق می‏باشند. در بخش شیوه‏ های سازگاری زنان مطلقه نیز دو راهبرد کلی زندگی با خانواده‏ ی پدری و تشکیل زندگی مستقل مطرح شدند.
کلیدواژه ها
پدیدارشناسی؛ تجربۀ زیسته؛ بسترها و پیامدها؛ سازگاری؛ زنان مطلقه‌ی تهران

هدف: این پژوهش به مطالعه‌ی رابطه‌ی بازی های ویدئویی و رایانه‌ای با متغیّرهای درون خانوادگی و تحصیلی در بین نوجوانان دبیرستانی می پردازد.
       روش:  با استفاده از روش هم‌بستگی و روش نمونه-گیری هدفمند تعداد 188 نفر دختر و پسر دانش‌آموز بر حسب اظهارات مربّیان و ناظم مدرسه(مقیاس محقّق ساخته سطح خشونت در مدارس)، ( مقیاس  1 تا 8 ساعت استفاده ار بازی‌های رایانه‌ای خشن) در میان 5 دبیرستان انتخاب شدند. در این تحقیق اندازه گیری خشونت از طریق خودگزارش‌دهی دانش‌آموز و سوابق مدرسه-ای انجام گرفته است. روایی صوری و محتوایی توسّط متخصّصان و پایایی هر سه بخش پرسش‌نامه از طریق آلفای کرانباخ به ترتیب 92/، 88/ و 85/ و پایایی کل 89/ محاسبه گردید.
      یافته‌ها: یافته-های تحقیق نشان داد پسران بیشتر از دختران درگیر بازی‌های رایانه ‌ی خشن هستند و محتمل است انجام این بازی-ها مقدار بیشتری خشونت را توسّط پسران در خانه یا مدرسه تولید کند. از نتابج این تحقیق دریافتیم که بین متغیّرهای خشونت خانوادگی و خشونت در مدرسه رابطه وجود دارد. نظارت والدین بر انتخاب بازی نوجوانان و میزان بازی کردن آن‌ها می تواند نقش تعدیل‌کننده روی اثرات مخرّب بازی‌های ویدیویی در مدارس بازی کند. دانش‌آموزانی که  بازی‌های رایانه‏ای خشن انجام می‌دهند احتمال دارد با  افت نمرات در مدرسه مواجه شوند. سرانجام میان متغیّرهای پیش بین خانوادگی بیانگر خشونت(مدّت بازی در منزل، دعواهای خانوادگی به ویژه دعوای والدین ) و بازی های خشن ویدئوی- رایانه‌ای رابطه وجود دارد.
      نتیجه‏گیری: سطح خشونت (کتک کاری، خشونت لفظی و قهر) در بین خانواده نوجوانانی که از بازی های رایانه‌ای خشن استفاده می کنند در بسیاری از موارد بر اساس متغیّرهای درون خانوادگی مانند تعداد فرزندان، شغل والدین، گذراندن وقت کافی با فرزندان و نوع رابطه‌ی والدین متغیّر است.
کلیدواژه ها
بازی ویدئویی؛ رایانه؛ خشونت؛ خانواده؛ نوجوان

مسئله اعتیاد به مواد مخدر یکی از بزرگ ترین بلاهای اجتماعی قرن حاضر می باشد که بسیاری از اقشار جامعه به گونه ای با آن درگیر هستند به گونه ای که اثرات مخربی را بر پیکره جامعه و خانواده وارد کرده است. شیوع این پدیده نگران کننده باعث شده است که بشر به این فکر بیفتد که براستی چه زمینه و بسترهایی در جامعه موجب گرایش به سوء مصرف این مواد و افزایش شیوع آن خصوصا در میان افراد می شود و مصرف این مواد چه تأثیری بر پیکره خانواده بر جای می گذارد؟ پژوهش حاضر از جمله تحقیقات همبستگی است که سعی دارد به بررسی رابطه اعتیاد سرپرست خانوار با چگونگی جامعه پذیری فرزندان در شهرستان اردبیل بپردازد. از این رو سعی کرده است به این سوالات پاسخ دهد که: آیا اعتیاد سرپرست خانواده با چگونگی جامعه پذیری فرزندان رابطه دارد؟ اگر پاسخ مثبت است این مسئله تا چه حد در جامعه پذیری فرزندان موثر است؟ گرد آوری اطلاعات در این پژوهش به وسیله پرسشنامه انجام گردیده است.

منتشرشده در پایان نامه ها

اينترنت امروزه جايگاه ويژه‌اي در خانواده‌ها دارد و به عنوان يك وسيله ارتباطي با كاربردي دوجانبه، عرصه‌ زندگي فردي و اجتماعي را دچار تغيير و تحول كرده است؛ به طوري كه هم جريان زندگي را آسان كرده و سبب رفاه آدمي شده و هم با دسترسي گسترده و استفاده بيش از حد به آن، افراد را به شدت به خود وابسته ساخته و نوع جديدي از اعتياد به نام اعتياد اينترنتي يا اعتياد مدرن را پديد آورده است. در اين مطالعه تلاش شده است اعتياد به اينترنت و پيامدهاي آن بر خانواده، كنكاش شود. بدين سبب، بر اساس تحقيقات و اطلاعات پژوهشي انجام شده در ارتباط با موضوع تحقيق، از روش اسنادي براي انجام و اتمام پژوهش بهره گرفته شده است. در نهايت، بعد از ارائه تعاريفي از مفاهيم اساسي تحقيق، اعتياد اينترنتي، انواع و اثرات فردي و اجتماعي آن بر كاربران و خانواده‌‎هايشان، تشريح و پيشنهادهايي براي جلوگيري از شكل‌گيري و كاهش اين پديده، ارائه شده است.
كليد واژه‌ها: اينترنت، اعتياد اينترنتي، شبكه‌هاي اجتماعي، كاربر، خانواده.

نياز جنسي يكي از نيازهاي مهم انسان است و حركت صحيح براي ارضاي آن، موجب آرامش رواني فرد مي شود، گاهي برخي افراد از راه هاي نامناسب، درصدد رفع اين نياز برمي آيند. يكي از اين راه هاي نامناسب، هرزه نگاري در فضاي مجازي است كه به شكل هاي مختلف، محصولات گوناگوني را در اختيار مخاطبان قرار مي دهد و مي تواند آسيب هاي جبران ناپذيري بر فرد و جامعه وارد سازد. شايد بتوان گفت مهم ترين آسيبي كه كاربري اين محصولات در پي دارد، به زنان و به دنبال آن، نهاد خانواده وارد مي شود. به دليل اهميت اين موضوع، هدف اصلي پژوهش، بررسي تاثيرات هرزه گردي اينترنتي بر خانواده و روابط جنسي زوج ها است و به صورت كيفي، با استفاده از روش مصاحبه عميق و مبتني بر نمونه گيري هدفمند انجام شده است. بدين منظور با 20 نفر از مرداني كه مصرف كننده فيلم و عكس هرزه نگاري بودند، مصاحبه عميق صورت گرفته است. نتايج تحليل يافته ها، استخراج مقوله اصلي الگوي رفتار جنسي معتادان به هرزه نگاري اينترنتي با زيرمقوله هاي اعتياد، تشديد، حساسيت زدايي، تخيلات جنسي، فعاليت جنسي و رفتار جنسي شهواني است.

فنآوري رسانه‏اي به عنوان يكي از پي‌آمدهاي مدرنيسم، با حضور در خانواده‌ها كاركردهاي خانواده را تغيير داده است. ارزش‏هايي چون مادي‏گرايي، مصرف‏گرايي و فردگرايي، خانواده را از كاركردهاي اصلي خود دور كرده و موجب گسست پيوندهاي اصيل خانوادگي شده است. در حال حاضر از به ‏كارگيري فنآوريهاي مدرن تا حدود زيادي گريزي نيست و در كنار آسيب‌ها، مزايا و فوايدي زيادي نيز به همراه دارد. ازاين‌رو، شايسته است با فرهنگ‏سازي و آگاهي‏بخشي به خانواده‌ها، ضمن بهره‏گيري از آثار مثبت آن، تدابيري براي كاهش آسيب‌ها انديشيده شود. در اين ميان، نقش رسانه‌ها با توجه به كاركردهاي اطلاع‌رساني و آموزشي آنها، داراي اهميت است.
كليد واژگان
خانواده، فنآوري مدرن، فرهنگ، كاركرد، رسانه.

چکیده مقاله:
ریشه ی تمام انحرافات بشری،کنارزدن قوانین حیات بخش الهی وتنظیم قوانینی باتوجه به تجربیات ناقصی است که باعث بروز مشکلات فراوانی ازجمله بی حجابی وبدحجابی می گردد.عدم وجودایمان کافی ،نبوداصالت ونجابت،عدم امکانات مادی ویا داشتن امکانات فراوان،مصاحبت بادوستان ناباب،الگوبرداری ازمجلات وفیلم ها،بالارفتن سن ازدواج،زندگی درمحیط فاسد و...برخی ازدلایل این بد حجابی به شمارمی روند که آثار زیان آوری چون:ازبین رفتن شخصیت زن وایجادناامنی برای او،سستی بنیان خانواده وگسترش فساددرجامعه رابه ارمغان می آورد.درنتیجه برزن مسلمان است برای در امان ماندن ازهوس های نامحرمان ، ازاعمالی چون گفت وگوهای تحریک آمیزبانامحرمان،خلوت کردن بامردان بیگانه،عبورازمکان های شلوغ،پوشیدن لباس های نامناسب و...اجتناب نماید. ازجمله لباس زن بدن نما،معطر، جذاب ، شبیه مردان وتنگ نباشد. دراین صورت فوایدی چون :کمال،آزادی وامنیت ،تحکیم بنیان خانواده،آرامش روانی وسلامت وسعادت اجتماع،خروج ازلشکریان دشمن ،پناهگاه ضدزنا ونیزطهارت قلب عایدزن وجامعه ی اسلامی خواهدگردید. اسلام به عنوان کامل ترین دین، حیا وحجاب را به عنوان یک صفت بازدارنده ازگناه مورد ستایش قرارمی دهد ودرآیات مختلفی چون 31 و 32 نور، 34،54 و 60 احزاب و...انسان به ویژه زن مسلمان رابه داشتن آن تشویق می کند .پیامبر اکرم(ص)نیزداشتن حیا راامری ضروری برای انجام صله ی رحم،رعایت حق والدین،ادای امانت ونیزخودداری ازفحشا می داند .به همین دلیل است که قرآن وروایات اززن باتعابیری چون : حرث،لباس، تسکین،ریحانه،نعمت و...نام برده است.وبرای جلوگیری ازبی حجابی وبدحجابی راه هایی چون:تقویت ایمان واعتقاد،احیای فرهنگ اصیل اسلامی،شناساندن الگوهای والا وزنان برجسته،تشویق دختران به ازدواج وایجادشرایط لازم، ارشاد وراهنمایی وکنترل زنان بی حجاب،کنترل معاشرت های نابجا،شناساندن ارز ش ووظیفه ی زن مسلمان و... راپیشنهاد می کند.
منتشرشده در مقالات

امروزه با نقش شگرف رسانه در جوامع بشري و تاثير آن در انتقال اطلاعات و افكار، بايد توجه داشت كه رسانهعلاوه بر تاثيرات مثبت، مي تواند با تبليغ جرم وفساد، هرزگي و خشونت، موجب افزايش جرايم و انحرافات در جامعه گردد.در نگاه جرم شناسانه، يكي از تاثيرات منفي رسانه، گسترش بي بند و باري در جامعه است كه در چند دهه اخير با گسترش رسانه هاي جهاني و خارج از كنترل دولت ها، مانند ماهواره و اينترنت، اين معضل در جامعه، مصاديق بيشتري يافته است.از جمله مصاديق بي بندوباري مي توان به فرار از خانه و روابط جنسي آزاد و اعتياد جنسي اشاره كرد كه رسانه نقش بسيار موثري بر اين پديده ها مي تواند داشته باشد. مقاله حاضر به بررسي اين دو معضل اجتماعي مي پردازد و از آن جا كه فرار از خانه در قانون،جرم انگاري نشده است و صرفاً انحراف تلقي مي شود، و نيز مقدمات مجازي روابط نامشروع در اينترنت و ماهواره غالباً از كنترل قانوني خارج است، لذا پيشنهاد مي كندكه دولت، مردم، خانواده و رسانه ها، با استفاده از فرهنگ سازي و آموزش، تلاشي همگاني براي مقابله با اين مفاسد و جايگزين سازي آن با برنامه ها و تفريحات سالم، داشته باشند.

کليدواژگان: رسانه، اينترنت، ماهواره، بي بندوباري، جرم انگاري، جرم زدايي

زنان تربيت يافته، فرهيخته و آگاه سلامت جامعه را تامين مي نمايند و بالعكس چنانچه زنان، از داشتن يك زندگي صحيح محروم مانده و امنيت آنان به مخاطره افتد، بي شك افراد جامعه نيز از نتايج اين امر بي نصيب نخواهند بود. بزه ديدگي زنان يكي از آفاتي است كه به علت ساختارهاي زيستي ـ رواني و اجتماعي و فرهنگي حاكم بر زندگي زنان، كيفيت و شكل خاصي به خود مي گيرد.
مقاله حاضر علاوه بر بررسي بزه ديدگي زنان و علل آن به بزه ديدگي ساختاري زنان نيز پرداخته و اين مساله را در سطح خرد يعني بزه ديدگي ناشي از جرايم مورد بررسي قرار مي دهد و نگاهي گذرا به بزه ديدگي سطح كلان نيز دارد و به اين نتيجه مي رسد كه براي رفع بزهكاري بايد زمينه هاي بزه ديدگي رفع شود. لذا راه حل هاي قانوني را براي اين منظور ارائه مي نمايد.

کليدواژگان: زنان، بزه ديده شناسي، بزه ديدگي، اشكال بزه ديدگي، جرايم

پنج شنبه, 24 فروردين 1396 ساعت 16:05

نظریه جبران خسارت به حقوق معنوی کودک

چکیده

عدم رشد بدنی، عقلی و روانی کودک، ضریب آسیب پذیری او را بسیار بالا می برد. بدین جهت در تعالیم ادیان الهی، مکتب های تربیتی، نظام های حقوقی، حقوق بین الملل و قوانین کشورها برای مصونیت کودک از آسیب ها، و جبران خسارتهای مادی، عاطفی و اخلاقی او، روشهای حمایتی خاصی پیش بینی شده است. حمایت از حقوق مادی و معنوی کودک نیازمند شناسایی مصادیق آن می باشد. حقوق معنوی کودک به حقوقی گفته می شود که به نحوی با هویت و شکل گیری شخصیت عاطفی، عقلانی و فکری او مرتبط می باشد؛ حق تابعیت، حق نسب و حق آموزش و پرورش از جمله حقوق معنوی کودک به شمار می آیند. نگارنده با شناسایی این حقوق در مجموعه تعالیم تربیتی و حقوق اسلام، تجاوز و تخلف از حقوق معنوی کودک را منشأ مسؤولیت دنیوی و اخروی، اخلاقی، مدنی و کیفری دانسته است. استقراء مفاهیم تربیتی و تأمل در سیاق ادله متضمن این مفاهیم، امکان گذر از مسؤولیت اخلاقی به مسؤولیت مدنی را میسر می سازد. نویسنده همچنین با بهره گیری از روش اجتهادی به ا ستناد قواعد فقهی لاضرر، حرج و بنای عقلای مبانی فقهی نظریه جبران خسارت به حقوق معنوی کودک را ارائه نموده است.
واژگان کلیدی

حقوق کودک، حقوق معنوی، مسؤولیت اخلاقی، مسؤولیت مدنی، مسؤولیت کیفری، جبران خسارت

صفحه1 از26