17 دی 1396 ساعت 08:13

ازدواج با فرزندخوانده از منظر اصول قانون اساسی ایران

نوشته شده توسط ماهرو غدیری - مهران اسماعیلی

در سال 1392 با تصویب قانون حمایت از کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست، در تبصره 26 این قانون مقرر شد: «... ازدواج چه در زمان حضانت و چه بعد از آن بین سرپرست و فرزندخوانده ممنوع است، مگر این‌که دادگاه صالح پس از اخذ نظر مشورتی از سازمان، این امر را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد». ادعا شد که با عدم ممنوعیت شرعی و سکوت قانون، مواردی از ازدواج با فرزندخوانده وجود داشته که لااقل با این مقرره انجام چنین ازدواج‌هایی موکول به اجازه دادگاه مبتنی بر مصلحت فرزندخوانده خواهد شد و بدین ترتیب از فرزندخوانده در برابر آسیب‌های احتمالی حمایت خواهد شد. سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است چنین مقرره‌ای در راستای اصول 10، 20 و 21 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تا چه حدودی می‌تواند حافظ قداست و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی، ایجاد زمینه‌هاي مساعد براي رشد شخصیت زن و احیاي حقوق مادي و معنوي او، حمایت از کودکان بی‌سرپرست و حمایت حقوقی برابر برای همه اعم از زن و مرد باشد. این مقاله توصیفی، تحلیلی و انتقادی بوده و با روش کتابخانه‌ای با توصیف عواقب و پیامدهای چنین مقرره‌ای، به این سؤالات پاسخ داده است و نهایتاً پیشنهاد می‌کند برای پیشگیری از بی‌اخلاقی و فروپاشی نهاد خانواده، حمایت بدون تبعیض از کودک در برابر آسیب‌های جبران‌ناپذیر و حفظ حقوق مادی و معنوی زن، اصلاح این تبصره هرچه سریع‌تر در دستور کار قانونگذار قرار گیرد.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده: ماهرو غدیری - مهران اسماعیلی
  • منتشر شده در: فصلنامه خانواده پژوهی - دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشکده خانواده - علمی پژوهشی سال 13 شماره 2 پیاپی 50
  • رتبه مقاله: علمی–پژوهشی
  • منبع: فصلنامه خانواده پژوهی - دانشگاه شهید بهشتی، پژوهشکده خانواده - علمی پژوهشی سال 13 شماره 2 پیاپی 50
خواندن 24 دفعه

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید