مقالات

مقالات (4430)

هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی آموزش مهارت‏های تنظیم منابع تکوین خود برکاهش تعارضات زناشویی زنان انجام گرفت.
روش: روش پژوهش تجربی و از نوع پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی زنان متاهل ساکن شرق تهران  که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله‏ای، و در حجم نمونه 28 نفر، اتنخاب شدند؛ و به دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشویی (MCQ) بود. آزمودنی‏های گروه آزمایش طی هشت جلسه (هر جلسه 120 دقیقه) تحت آموزش مهارت‏های تنظیم منایع تکوین خود قرار گرفتند. در حالیکه گروه گواه هیچ نوع مداخله‌ای دریافت ننمود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد.
یافته‏ ها:نتایج نشان دادبین گروه آزمایش و گواه در کاهش تعارضات زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه‏ گیری:آموزش مهارت‏های تنظیم‏ منابع‏ تکوین خود بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مؤثر است، و می‏تواند در راهبردهای زوج درمانی مورد استفاده مشاوران خانواده قرار گیرد.
کلیدواژه ها
منابع تکوین خود؛ تعارضات زناشویی؛ زنان

هدف: پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو رویکرد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی بر تعدیل طرح واره‌های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق بود.
روش: در این روش مداخله‌ای نیمه آزمایشی که با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد، 60 نفر از افراد متقاضی طلاق شهرستان نورآباد مراجعه کننده یا ارجاع داده شده توسط دادگاه خانوادگی به مراکز بهزیستی، کمیته امداد و بخش مشاوره شبکه بهداشت و درمان بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گروه اول آموزش پذیرش و تعهد و برای گروه دوم روایت درمانی گروهی و گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. پژوهش با کمک  فرم کوتاه پرسش نامه طرح‌واره‌های ناسازگارانه اولیه یانگ (YSQ-SF) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آنالیز واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.
یافته‏ ها: نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی نسبت به گروه کنترل به طور معنی‌داری بر تعدیل طرح‌واره‌های ناسازگار اثر بخش بوده‌اند (001/0≥P).
نتیجه‏ گیری: بنابراین توجه به اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی در محیط‌های مشاوره و روان درمانی خانواده از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
کلیدواژه ها
پذیرش و تعهد؛ روایت درمانی؛ طرح واره؛ ناسازگار؛ طلاق

هدف: پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو رویکرد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی بر تعدیل طرح واره‌های ناسازگار اولیه در مراجعان متقاضی طلاق بود.
روش: در این روش مداخله‌ای نیمه آزمایشی که با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد، 60 نفر از افراد متقاضی طلاق شهرستان نورآباد مراجعه کننده یا ارجاع داده شده توسط دادگاه خانوادگی به مراکز بهزیستی، کمیته امداد و بخش مشاوره شبکه بهداشت و درمان بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گروه اول آموزش پذیرش و تعهد و برای گروه دوم روایت درمانی گروهی و گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. پژوهش با کمک  فرم کوتاه پرسش نامه طرح‌واره‌های ناسازگارانه اولیه یانگ (YSQ-SF) جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آنالیز واریانس با اندازه‌گیری مکرر استفاده شد.
یافته‏ ها: نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی نسبت به گروه کنترل به طور معنی‌داری بر تعدیل طرح‌واره‌های ناسازگار اثر بخش بوده‌اند (001/0≥P).
نتیجه‏ گیری: بنابراین توجه به اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و روایت درمانی گروهی در محیط‌های مشاوره و روان درمانی خانواده از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
کلیدواژه ها
پذیرش و تعهد؛ روایت درمانی؛ طرح واره؛ ناسازگار؛ طلاق

هدف: این مطالعه با هدف تعیین رابطۀ بین دلزدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان صورت گرفته است.
روش: در این مطالعه همبستگی از بین زنان متاهل شهر تهران 200 نفر از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل، مقیاس دلزدگی زناشویی، شاخص احقاق جنسی هالبرت و پرسشنامه باورهای بدکارکردی جنسی بودند. داده‌ها با استفاده از آمارتوصیفی ازجمله، فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی از قبیل: ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و تحلیل واریانس چند‌متغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج حاکی از وجود رابطۀ بین دلزدگی زناشویی، احقاق جنسی و باورهای بدکارکردی جنسی در زنان متاهل می‌باشد. همچنین دلزدگی زناشویی در زنان از روی مؤلفه‌ها‌ی مرتبط به باورهای بدکارکردی جنسی قابل تبیین است و از میان مؤلفه‌ها‌ی باورهای بدکارکردی جنسی زنان، محافظه‌کاری و باورهای خود پندارۀ جسمی بیشترین نقش را در افزایش دلزدگی زناشویی دارا هستند. از دیگر نتایج پژوهش حاضر این است که از میان مؤلفه‏های باورهای بدکارکردی جنسی زنان، محافظه‌کاری بیشترین نقش را در کاهش احقاق جنسی زنان متاهل داراست.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می‌رسد نوع شناخت و باورهایی که زنان متاهل درباره مسائل جنسی دارند تاثیر زیادی بر میزان دلزدگی زناشویی آنها دارد یعنی هرچه باورهای جنسی منفی بیشتر باشد دلزدگی زناشویی بیشتر می‌شود و تاثیر منفی بر میزان احقاق جنسی زنان خواهد داشت. با توجه به نقش کلیدی باورهای جنسی در زندگی زناشویی پیشنهاد می‏شود در کلاس‌های آموزشی پیش از ازدواج، نقش و جایگاه این باورها در میزان رضایت زناشویی و جنسی زوجین آموزش داده شود.
کلیدواژه ها
دلزدگی زناشویی؛ احقاق جنسی؛ باورهای بدکارکردی جنسی

هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش شناختی- رفتاری گروهی بر انتظاراتزناشوییزنان و مردان متأهل شهرستان کوهدشت بود. روش: این تحقیق شبه تجربی بوده و نمونه ی آن 32 زن و مرد بودند که از بین داوطلبانی که از فروردین تا اواخر تیر ماه 1389 به مراکز و مؤسسات مشاوره و روانشناسی شهرستان کوهدشت مراجعه کرده بودند، به شیوۀ هدفمند و به صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هرگروه 8 زوج). ابزار پ‍ژوهش پرسشنامۀ انتظارات زناشویی بود که دارای 3 بعد 1- انتظار از همسر به عنوان دوست و حامی؛ 2- انتظار از زندگی زناشویی و انتظار از یک رابطه ایده‌آل است. ابتدا از دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آموزش شناختی- رفتاری در 8 جلسه دو ساعته و به صورت هفته‌ای در گروه آزمایش به اجرا در آمد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در پایان از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. فرضیه تحقیق بیان می‏دارد که آموزش شناختی‏رفتاری گروهی بر انتظارات زناشویی زنان و مردان متأهل شهرستان کوهدشت اثربخش است. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته‌ها:نتایج نشان داد که افرادی که مداخلۀ آموزش شناختی- رفتاری را دریافت کرده بودند، انتظارات زناشویی آنان در مرحله‌ی پس‌آزمون بهبود یافته است. نتیجه‌گیری: از نتایج به دست آمده می‏توان نتیجه گرفت که مداخلۀ آموزش گروهی شناختی- رفتاری بر بهبود انتظارات زناشویی مردان و زنان متأهل شهرستان کوهدشت اثربخش بوده است.
کلیدواژه ها
آموزش شناختی- رفتاری؛ انتظارات زناشویی؛ زنان و مردان متأهل