مقالات

مقالات (4430)

هدف: این پژوهش به دنبال بررسی میزان سازگاری اجتماعی کودکان یک زبانه و دوزبانه  در 2 منطقه‌ی شهر کرمانشاه  می‏باشد.
      روش:تحقیق حاظر از نوع پژوهش های علّی ـ مقایسه‌ای است. در پژوهش‌های علّی ـ مقایسه‌ای، پژوهش‌گر به دنبال کشف و بررسی روابط عوامل و شرایط و یا نوعی رفتار است که قبلاً و جود داشته یا از طریق مطالعه نتایج حاصل از آنها رخ داده است. وی‍ژگی تحقیق علّی ـ مقایسه‌ای بررسی علل پس از وقوع آنهاست.
       جامعه‌ی تحقیق کلیه‌ی کودکان دوره‌ی ابتدایی دو منطقه‌ی 1 و 2 شهر کرمانشاه هستند. دراین پژوهش نمونه‌ی تحقیق شامل 20 نفر از کودکان یک زبانه و 20 نفر از کودکان 2 زبانه(شامل 10 دختر یک زبانه و 10 دختر 2 زبانه و 10 پسر یک زبانه و 10 پسر دوزبانه) است که به تبع این ویژگی(یک زبانه یا دو زبانه بودن) دارای تجارب خانوادگی ویژه(خاص) می باشند. در این پژوهش به علّت محدودیت‌هایی که در زمینه‌ی انتخاب نمونه موجود بود، از روش نمونه‌گیری در دسترس استفاده شد. برای جمع آوری داده‌ها در این پژوهش از پرسش‌نامه‌ی رفتاری کودکان راتر استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در این پژوهش از روش‌های آمار توصیفی مانند میانگین ؛ واریانس و ... استفاده شده است و در بخش آمار استنباط از آزمون آماری معناداری اختلاف میانگین (t) استفاده شده است.
      یافته‏ها:بر اساس نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش، 1- در سطح معناداری 05/ 0 اختلاف معناداری بین بیش‌فعّالی ـ پرخاش‌گری و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود ندارد؛ 2-  در سطح معناداری 05/ 0 تفاوت معناداری بین اضطراب ـ افسردگی و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود دارد؛ 3-  در سطح معناداری 05/0 تفاوت معناداری رفتاری ضدّاجتماعی در کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود ندارد؛ 4-  در سطح معناداری 05/0 اختلاف معناداری بین ناسازگاری اجتماعی و کودکان یک زبانه و دوزبانه وجود دارد؛ 5- در سطح معناداری 05/0 اختلاف معناداری بین ناسازگاری اجتماعی دختران و پسران دوزبانه وجود ندارد و 6- در سطح معناداری 05/0 تفاوت معناداری بین ناسازگاری اجتماعی در کودکان دختر و پسر یک‌زبانه در مدارس ابتدایی وجود ندارد.
       نتایج: بین میزان سازگاری کودکان یک‌زبانه  و دوزبانه تفاوت معناداری وجود دارد، امّا تفاوت‌ معناداری بین میزان سازگاری اجتماعی کودکان دختر و پسر یک‌زبانه هم‌چنین میزان سازگاری اجتماعی کودکان دختر و پسر دوزبانه مشاهده نمی‌شود.
کلیدواژه ها
یک زبانگی؛ دوزبانگی؛ سازگاری اجتماعی؛ جنسیت؛ تجارب ویژه‌ی خانوادگی

هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش کارآفرینی بر بهبود کیفیت زندگی خانوادگی و درآمد خانوارهای
بی‌بضاعت صورت گرفت.
      روش: طرح تحقیق از نوع آزمایشی با پیش و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی تحقیق شامل کلیه‌ی خانوارهای با درآمد پایین‌تر از صدهزار تومان در شهر سنندج بود که از این جامعه طبق فراخوان 200 نفر برای شرکت در کارگاه آموزش کار آفرینی ثبت نام کردند و با استفاده از پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی و مصاحبه‌ی تشخیصی تکمیلی در مورد درآمد خانوارها، 106 نفر از 200 نفر ثبت نام شده دارای شرایط شرکت در کارگاه تشخیص داده شدند. از این جامعه به‌شیوه‌ی تصادفی 60 مرد سرپرست خانوار انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری (آموزش کارآفرینی و گواه) قرارگرفتند. با استفاده از پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی و مصاحبه‌ی تشخیصی تکمیلی در مورد درآمد خانوارها، داده ها در سه مرحله‌‌ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفتند.
      یافته‌ ها: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیّری نشان داد که آموزش کارآفرینی بر بهبود کیفیت زندگی و درآمد خانوارهای بی بضاعت مؤثّر بوده و اثر آن‌ها در مرحله‌ی پی‌گیری ماندگار است.
      نتیجه گیری: از طریق آموزش کارآفرینی می‌توان کیفیت زندگی را ارتقاداد و به افزایش درآمد خانواده های بی بضاعت کمک نمود.
کلیدواژه ها
بهبود کیفیت زندگی خانوارها؛ افزایش درآمد خانوارها؛ آموزش کارآفرینی

هدف: این پژوهش به مطالعه‌ی رابطه‌ی بازی های ویدئویی و رایانه‌ای با متغیّرهای درون خانوادگی و تحصیلی در بین نوجوانان دبیرستانی می پردازد.
       روش:  با استفاده از روش هم‌بستگی و روش نمونه-گیری هدفمند تعداد 188 نفر دختر و پسر دانش‌آموز بر حسب اظهارات مربّیان و ناظم مدرسه(مقیاس محقّق ساخته سطح خشونت در مدارس)، ( مقیاس  1 تا 8 ساعت استفاده ار بازی‌های رایانه‌ای خشن) در میان 5 دبیرستان انتخاب شدند. در این تحقیق اندازه گیری خشونت از طریق خودگزارش‌دهی دانش‌آموز و سوابق مدرسه-ای انجام گرفته است. روایی صوری و محتوایی توسّط متخصّصان و پایایی هر سه بخش پرسش‌نامه از طریق آلفای کرانباخ به ترتیب 92/، 88/ و 85/ و پایایی کل 89/ محاسبه گردید.
      یافته‌ها: یافته-های تحقیق نشان داد پسران بیشتر از دختران درگیر بازی‌های رایانه ‌ی خشن هستند و محتمل است انجام این بازی-ها مقدار بیشتری خشونت را توسّط پسران در خانه یا مدرسه تولید کند. از نتابج این تحقیق دریافتیم که بین متغیّرهای خشونت خانوادگی و خشونت در مدرسه رابطه وجود دارد. نظارت والدین بر انتخاب بازی نوجوانان و میزان بازی کردن آن‌ها می تواند نقش تعدیل‌کننده روی اثرات مخرّب بازی‌های ویدیویی در مدارس بازی کند. دانش‌آموزانی که  بازی‌های رایانه‏ای خشن انجام می‌دهند احتمال دارد با  افت نمرات در مدرسه مواجه شوند. سرانجام میان متغیّرهای پیش بین خانوادگی بیانگر خشونت(مدّت بازی در منزل، دعواهای خانوادگی به ویژه دعوای والدین ) و بازی های خشن ویدئوی- رایانه‌ای رابطه وجود دارد.
      نتیجه‏گیری: سطح خشونت (کتک کاری، خشونت لفظی و قهر) در بین خانواده نوجوانانی که از بازی های رایانه‌ای خشن استفاده می کنند در بسیاری از موارد بر اساس متغیّرهای درون خانوادگی مانند تعداد فرزندان، شغل والدین، گذراندن وقت کافی با فرزندان و نوع رابطه‌ی والدین متغیّر است.
کلیدواژه ها
بازی ویدئویی؛ رایانه؛ خشونت؛ خانواده؛ نوجوان

هدف: مقاله‌ی حاضر با هدف شناسایی عوامل پیش بینی کننده‌ی گرایش زوجین به طلاق در مناطق مرزی صورت گرفته است. در بخش نظری بر اساس نتایج به‌دست آمده از بررسی نظریه‌ها و مرور منابع تجربی موجود یک چارچوب مفهومی تنظیم و در قالب آن فرضیه‌های اصلی مطرح شده است.
      روش: پژوهش به روش هم‌بستگی و نحوه‌ی گردآوری اطّلاعات پیمایشی و ابزار  پرسش‌نامه در مورد 400 نفر نمونه از زوجین ساکن در شهر مرزی بانه انجام گرفته است. داده های به‌دست آمده با استفاده  از روش‌های آماری هم‌بستگی کندال، تحلیل رگرسیون چندمتغیّره و تحلیل مسیر با بهره گیری از نرم افزار20 SPSS تحلیل شدند.
       یافته‏ ها: با وجود شناخت بالای زوجین از هزینه‌ها و عواقب  طلاق در جامعه،  گرایش متوسّطی نسبت به طلاق در ابعاد عاطفی و رفتاری آن وجود دارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که متغیّرهای میزان برآورده نشدن انتظارات، تصوبر مثبت از پیامدهای طلاق، مداخله‌ی اطرافیان، تفاوت عقاید، از هم گسیختگی خانواده، ناهمسانی زوجین، مصرف رسانه‌های خارجی، پایگاه اقتصادیـ اجتماعی، بلوغ فکریـ  عاطفی اثر تقویت کننده‌ایی بر گرایش به طلاق داشته و متغیّرهای پای‌بندی دینی، دستیابی به اهداف، مصرف رسانه‌های داخلی و سطح تحصیلات اثر کاهنده‌ایی بر گرایش به طلاق داشته است. در مجموع متغیّرهای مذکور حدود 58 درصد از تغییرات گرایش به طلاق در زوجین مورد بررسی را تبیین می‌کنند.
      نتیجه‌گیری: مهم‌ترین عامل پیش‌بینی کننده‌ی گرایش به طلاق، متغیّر نابسامانی اجتماعی بوده است که  خود متأثّر از تغییرات ارزشی و محیطی (رشد تجارت مرزی و اقتصاد غیر رسمی،  تغییرات شدید در وضع اقتصادی منطقه، افزایش نامتعارف حجم سرمایه‌ی اقتصادی در میان بخشی از مردمان این منطقه)می‌باشد.
کلیدواژه ها
گرایش به طلاق؛ انتظارات زوجین؛ نابسامانی اجتماعی؛ مصرف رسانه؛ عقاید زوجین؛ شهر مرزی بانه

هدف: هدف ازاین پژوهش بررسی رابطه‌ی بین ویژگی‌های شخصیتی کارکنان با سلامت سازمانی دانشگاه کردستان بوده است.
      روش: روش پژوهش در این مقاله توصیفی و از نوع هم‌بستگی و جامعه‌ی آماری شامل کلیه‌ی کارکنان(رسمی،  پیمانی،   قراردادی) غیرهیأت علمی دانشگاه کردستان در سال تحصیلی 91-90 بوده است (نفر N=202). حجم نمونه‌ی آماری 133 آزمودنی بود که به شکل تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها ازدو پرسش‌نامه‌ی استاندارد شخصیتی نئو و سلامت سازمانی هوی وهمکاران استفاده گردید.که روایی آنها از طریق روایی محتوایی وضریب پایایی با استفاده از فرمول کرونباخ برای پرسش‌نامه‌ی  شخصیتی نئو 85/. و برای پرسش‌نامه‌ی سلامت سازمانی87/. برآوردشد.
       یافته‏ هاا: نتایج ضریب هم‌بستگی پیرسون حاکی از آن است که بین ویژگی‌های شخصیتی کارکنان با سلامت سازمانی دانشگاه کردستان رابطه‌ی مستقیم ومعنی داری وجود دارد.به‌طوری که هرچه میزان ویژگی‌های شخصیتی کارکنان بالاتر باشد،  سلامت سازمانی نیز بیشتر است.
       نتیجه‏ گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد وضعیت دانشگاه کردستان از نظر میزان ویژگی‌های شخصیتی کارکنان و سلامت سازمانی پایین‏تر از حدّ متوسّط(از میانگین مورد انتظار یعنی 3 کمتر است) است.هم‌چنین نتایج حاکی از آن است که مؤلّفه‌ی برون گرایی شخصیت بهترین پیش بینی کننده‌ی سلامت سازمانی بوده است وبه تنهایی 39درصد تغییرات سلامت سازمانی را توضیح         می دهد.