مقالات

مقالات (4588)

پژوهش حاضر براساس این فرض انجام گرفته است که برخورداری هر‌چه بیشتر زنان از سرمایة فرهنگی می‏تواند موقعیت آن‌ها را در خانواده بهبود بخشد و مطالبات آن‌ها را بالا ببرد. جهت بررسی فرض مذکور، داده‏ های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه و با انتخاب نمونه‏ ای 385 نفری از زنان متأهل ساکن شیراز به‌دست آمد. روش نمونه‌گیری، تصادفی چند‌مرحله ‏ای و تصادفی ساده بود و برای تحلیل داده‏ ها و آزمون فرضیه‏ ها روش ‏های آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چند‌متغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ‏ها نشان‌دهندة وجود رابطة معنا‏دار بین انواع سرمایة فرهنگی (نهادینه، تجسم‌یافته و عینیت‌یافته) با قدرت زنان در خانواده است؛ بدین معنا که با افزایش انواع سرمایة فرهنگی در زنان، قدرت آن‌ها نیز افزایش می‏ یابد. همچنین از بین متغیرهای زمینه ‏ای تحصیلات مرد، اشتغال زن و بعد خانواده با قدرت زنان ارتباط معناداری را نشان داده است. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می‏دهد که 3 متغیر اشتغال، تعداد اعضای خانواده و سرمایة فرهنگی به ترتیبِ میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشته ‏اند وارد معادله شده و در‌مجموع 40‌ درصد از واریانس متغیر وابسته را توضیح داده‏ اند (40/0 R2 = ).

امروزه، پدیدة خودشیءانگاری به مفهوم ارزیابی دیگران براساس ظاهر فیزیکی، زیبایی و جذابیت جنسی، پدیده ‏ای است که منبع عمدة درد و رنج زنان، به‌ویژه دانشجویان دختر، به‌شمار می‏ آید و موجب کاهش تاب‏ آوری و خوددلسوزی و تهدید سلامت روانی آن‏ها می‏شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ خودشیءانگاری با تاب ‏آوری و خوددلسوزی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعة آماری این پژوهش شامل همۀ دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار ورودی 1393 به تعداد 647 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 242 نفر تعیین شد که با روش نمونه‏ گیری تصادفی طبقه‏ ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏ ها از پرسش‌نامه‏ های استاندارد خودشیءانگاری مک‏ کینلی و هاید، تاب‏ آوری کونور و دیویدسون و خوددلسوزی نف استفاده شد. یافته‏ های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای خودشیءانگاری با تاب‏ آوری و خوددلسوزی رابطة منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، براساس نتایج تحقیق مشخص شد که مؤلفه‏ های خودشیءانگاری (شرم بدنی، نظارت بدنی و کنترل ظاهر) توانستند حدود 31‌ درصد واریانس تاب‏ آوری و 18‌درصد واریانس خوددلسوزی را تبیین کنند. بنابراین، کاهش خودشیءانگاری می‏تواند سبب افزایش تاب‏ آوری و خوددلسوزی دانشجویان دختر شود.

وضعیت زنان در چند دهۀ اخیر در بیشتر نقاط دنیا پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. بااین‌حال، شکاف جنسیتی هنوز در بسیاری از جوامع وجود دارد. این پژوهش، با استفاده از شاخص‌های بین‌المللی سنجش وضعیت زنان، به بررسی تطبیقی کشورهای اسلامی خاورمیانه و شمال افریقا از حیث توسعۀ جنسیتی، نابرابری و شکاف جنسیتی می‌پردازد. روش این پژوهش تحلیل ثانویۀ داده‌های بین‌المللی است که به دو روش تحلیل توصیفی اکتشافی و تحلیل خوشه‌ای انجام ‌گرفته است. تجزیه و تحلیل‌های این تحقیق در‌خصوص وضعیت این کشورهای اسلامی بر دو الگوی اصلی تأکید دارد: اول آنکه، چنانچه مجموعۀ این کشورها را به‌عنوان یک کل در نظر بگیریم، شکاف‌ جنسیتی میان آن‌ها به‌مراتب بیشتر و برجسته‌تر از سایر نقاط جهان است. دوم آنکه، تحلیل‌های تفصیلی این پژوهش نیز نشان‌دهندۀ تنوع و تفاوت‌های قابل ملاحظه بین این کشورهاست؛ به‌طوری‌که می‌توان آن‌ها را بر‌اساس وضعیت زنان در سه شاخص بین‌المللی به پنج گروه مجزا تقسیم کرد. در این گروه‌بندی، کشورهای قطر و کویت در دستۀ یک، کشورهای امارات متحدۀ عربی، تونس، بحرین، عمان، عربستان سعودی و لیبی در گروه دوم، کشورهای لبنان، ترکیه و الجزایر در گروه سوم، کشورهای ایران، سوریه، اردن، مصر، مراکش، پاکستان و عراق در گروه چهارم و یمن و افغانستان در گروه پنجم قرار می‌گیرند. بر این اساس، به نظر می‌رسد برای تبیین و شناخت دقیق وضعیت زنان در این کشورها، توجه به تفاوت‌های متعدد و ناهمسانی آن‌ها، هم در وضعیت کنونی و هم در روند تحولات وضعیت زنان در سه دهۀ گذشته، ضروری است.

زمينه و هدف: رضايت زناشويي، يكي از مهم ترين تعيين كننده هاي عملكرد سالم نهاد خانواده است. بنابراين پرداختن به مولفه هايي كه مي تواند در بهبود آن موثر باشد از اهميت بسزايي برخوردار است كه يكي از آن ها سلامت معنوي است. اين مطالعه با هدف بررسي ارتباط سلامت معنوي و رضايت زناشويي زنان متاهل شهرستان كرج انجام شده است.
روش كار: روش تحقيق پژوهش حاضر مقطعي از نوع همبستگي بوده و 122 از زنان متاهل مراجعه كننده به مراكز بهداشت كرج با استفاده از نمونه گيري در دسترس در مطالعه شركت نمودند. رضايت زناشويي با استفاده از پرسشنامه انريچ و سلامت معنوي با استفاده از پرسشنامه اليسون و پالوتزين موردسنجش قرار گرفت. براي تجزيه وتحليل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. آمار توصيفي، آزمون هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون، تي تست و آناليز واريانس، جهت رسيدن به اهداف و پاسخ به سوالات پژوهش بكار گرفته شد.
يافته ها: نتايج نشان داد سلامت معنوي همبستگي معني داري با رضايت زناشويي زنان متاهل دارد (001/0 > p) ميانگين نمره سلامت معنوي در حد متوسط بوده (14 ± 99) و ميانگين نمره رضايت زناشويي نيز در حد متوسط (29 ± 164) بوده است. بين ميانگين نمره رضايت زناشويي و سن زن، سن همسر، تحصيلات زن و همسر ارتباط معني داري وجود داشت ( 05/0 > p ).
نتيجه گيري: با توجه به نتايج مطالعه حاضر براي بهبود كيفيت زندگي مشترك زن و مرد و رضايت زناشويي، سلامت معنوي بايد مد نظر قرار گيرد.

هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر دل­زدگی زناشویی، رضایت زناشویی و صمیمیت زوجین بود. طرح پژوهش از نوع طرح ­های پژوهشی آزمایشی (پیش ­آزمون- پس­ آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری مورد نظر شامل زوجین مراجعه­ کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1395 بودند که از میان آن­ها، 48 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16 نفر) و یک گروه کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. برنامۀ شناختی-رفتاری طی 8 جلسه­ ی و به صورت هفتگی اجرا شد. آزمودنی­ ها به پرسش­نامه­ های رضایت زناشویی کانزاس، پزسشنامه دلزدگی زناشویی و پرسشنامه صمیمیت زناشویی پاسخ دادند. داده­ ها به کمک آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که گروه به صورت معناداری روی دلزدگی زناشویی و مولفه­ های آن (01/0­ < ­P)، رضایت زناشویی (01/0­ < ­P) و صمیمیت زناشویی (01/0­ < ­P­) تاثیر دارد. به این ترتیب که میانگین نمرات گروه­ شناختی-رفتاری در مقایسه با گروه کنترل در پایان آموزش در هر سه متغیر بالاتر بود (01/0 P < ). رویکرد شناختی-رفتاری می­توانند در زمینه روابط زناشویی یک مداخله مناسب به حساب بیاید و به جوانب مختلف این رابطه بپردازد. امّا در عین حال، به نظر می­رسد که رویکرد شناختی-رفتاری دارای اثرگذاری بهتری در زمینه­ هایی که نیاز به مداخله شناختی بیشتری دارد، است.