مقالات

مقالات (4430)

هدف: یکی از اهداف اصلی تحقیقات درباره روابط بین زوج‏ها پیش‏بینی رضایت زناشویی با مشخص کردن عواملی است که بر کیفیت تعامل بین زوج‏ها تأثیر می‏گذارد. پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه سبک‌های دلبستگی و بخشش با رضایت زناشویی در زوج‏ها انجام شده است.
روش: روش پژوهش از نوع همبستگی استفاده شده است. به این منظور از بین زوج‏های شهرستان ماسال، 75 زوج (150n=) به روش نمونه‏گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع‏آوری اطلاعات سه پرسشنامه سبک‌های دلبستگی بزرگسالان کالینز و رید، بخشش انرایت و مقیاس رضایت زناشویی اینریچ بود که روایی و اعتبار هر سه مورد تأیید قرار گرفته است. داده‏های به‌دست آمده با استفاده از روش‏های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام و با بهره‌گیری از نرم‌افزار 16 SPSS تحلیل شدند.
یافته‏ها: تحلیل داده‏ها نشان داد که بین سبک‌های دلبستگی اجتنابی و اضطرابی و رضایت زناشویی رابطه منفی، بین سبک دلبستگی ایمن و رضایت زناشویی رابطه مثبت و همچنین بین بخشش و رضایت زناشویی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0P≤). علاوه بر این پژوهش نشان داد که سبک‌های دلبستگی و بخشش به میزان 28 درصد، واریانس رضایت زناشویی را پیش‏بینی می‏کند. تحلیل رگرسیون چند‏گانه همچنین نشان داد که تنها بعد رفتاری بخشش 10 درصد واریانس رضایت زناشویی را در زوج‏ها تبیین می‏کند و این مقدار تبیین واریانس، معنادار است (01/0P≤).
نتیجه‏‏ُ‏گیری: یافته‏های پژوهش حاضر نشان می‏دهند که بین سبک‌های دلبستگی و بخشش با رضایت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد. هر یک از زوج‏‏ُ‏ها تصویر دلبستگی را که در دوران نوزادی شکل داده‌اند، در مقابل همدیگر بکار می‏بندند. همچنین با توجه به نقش بخشش در کاستن از احساسات منفی و افزایش احساسات مثبت، می‏‏ُ‏توان دریافت که بخشش با کیفیت بالای رضایت زناشویی همراه است. در پژوهش‏‏ُ‏های آینده لازم است روشن شود که آیا مداخلاتی در سبک‌های دلبستگی، تغییری در میزان بخشش افراد و رضایت زناشویی‏شان ایجاد می‏‏ُ‏کند.
کلیدواژه ها
سبک‌های دلبستگی؛ بخشش؛ رضایت زناشویی؛ زوج‏ها

هدف: شاخه های هنر از جمله ادبیات همیشه حامل شوق ها و اضطراب های بشریست. یکی از این اضطراب ها تقابل کهنه و نو است که با برآمدن مدرنیته شدت گرفت. اضطراب مدرنیته به صورت شک، ابهام و تناقض در ادبیات نمود یافت و شخصیتی شکست خورده، منزوی و متردد، محور روایت های ادبی شد. در ادبیات مذکور، تصویر خانواده  به دلیل تمایز یافتگی افراطی افراد آن، بصورت فضایی ناامن  و خالی از روابط صمیمی در آمد. این وضعیت از اول قرن چهاردهم شمسی به آرامی وارد فضای شعر و داستان فارسی شد، تا هنوز هم کم وبیش ادامه دارد. غرض از این تحقیق  علاوه بر انعکاس  تجربه تاریخی ایرانی، نشان دادن ظرفیت و قابلیت متون ادبی بویژه ادبیات فارسی در راستای کمک رسانی به تببین نظریه های روان در مانی و مشاوره در تعامل درمانگر و درمان پذیر است.
روش: روش تحقیق تلفیقی از نشانه شناسی روایی با نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون است. به همین منظور ابتدا  دلالت های هنری شعر رمزگشایی شده است سپس آن رمزگشایی، در خدمت عناصر تحلیلی نظریه موری بوون قرار گرفته است.
 یافته‌ها: شعر فروغ فرخزاد حاوی موضوعات متنوعی مبنی بر اضطراب دنیای مدرن است. یکی از نمونه های آشکار انعکاس اضطراب مدرنیته در نهاد خانواده، شعر «دلم برای باغچه می سوزد» است که در اوایل دهه چهل به روایت در آمده است.  در این شعر، راوی با استفاده از شخصیت پردازی مستقیم و غیر مستقیم، عناصر هویتی ثابت و متغیر افراد را که منجر به جدایی آنها شده است در دو سطح زبانی و بصری به تصویر می کشد و خانواده ای مستاصل را معرفی می کند.
نتیجه‌گیری با توجه به نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون، نتیجه حاکی از آن است که افراد خانواده با تمامی تمایز یافتگی هویتی به «تفکیک خویشتن» در معنای اصطلاحی نظریه نرسیده اند. از طرفی دیگر قاعده «مثلث ها» که با وارد کردن دیگری سعی می کند اضطراب را کنترل کند، برای هیچ یک از اهالی خانواده اتفاق نیفتاده است به همین دلیل  نظام خانوادگی از هم گسسته و افراد در کنار هم احساس تنهایی می کنند.
کلیدواژه ها
شعر فروغ فرخزاد؛ مدرنیته؛ نظریه موری بوون؛ خانواده؛ اضطراب

هدف: یکی از الگوهای مهم در زمینه بررسی کارکرد خانواده ،الگو کارکرد خانواده مک مستر است، پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه عملکرد خانواده بر اساس این الگو با اختلالات شخصیت در یکی از اعضای خانواده انجام گرفت.
روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. در این پژوهش 300 نفر از دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه به شیوه نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه شخصیتی میلون و پرسشنامه عملکرد خانواده استفاده شد. به منظور آزمون فرضیه‌های پژوهش از تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، همبستگی پیرسون و تحلیل همبستگی بنیادی استفاده گردید.
یافته‌ ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین همه خرده مقیاس‌های عملکرد خانواده خانواده(ارتباط، ایفای نقش، آمیزش هیجانی، حل مشکل، همراهی هیجانی، کنترل رفتار و عملکرد کلی) با اختلالات شخصیت رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
نتیجه ‌گیری: با توجه به نتایج می‌توان گفت که روان‌درمانگران و مشاورانی که از خانواده درمانی برای درمان اختلالات شخصیت بهره می‌گیرند بر اصلاح کارکردهای خانواده تاکید داشته باشند.
کلیدواژه ها
عملکرد خانواده؛ الگو مک مستر؛ احتلالات شخصیت

هدف: از آنجایی که خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی دارد، پژوهش حاضر با هدف مقایسه هیجان خواهی و عملکرد خانواده در افراد مطلقه، در حین طلاق و عادی صورت گرفت.
روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای بود. جامعه پژوهش افراد مطلقه و در حین طلاق و عادی ساکن استان تهران بودند. نمونه پژوهش 451 نفر از افراد مطلقه و 402 نفر در حین طلاق بودند که با استفاده از نمونه گیری طبقه‌ای نسبی با مراجعه به دادگاه های مختلف استان تهران انتخاب شدند. سپس 500 نفر از افراد عادی، با استفاده از نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای جهت مقایسه با دو گروه همتا شدند. شرکت کنندگان به ابزارهای سنجش عملکرد خانواده مک مستر و هیجان خواهی آرنت پاسخ دادند. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) و آزمون تعقیبی شفه مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که هیجان خواهی و عملکرد خانواده در افراد مطلقه، در حین طلاق و عادی در تمامی ابعاد در سطح خطای کمتر از 05/0 تفاوت معناداری دارند. بدین معنا که افراد مطلقه و در حین طلاق نسبت به افراد عادی هیجان‌خواهی بیشتری داشتند. همچنین کارکرد خانواده در افراد مطلقه و در حین طلاق از افراد عادی مختل‌تر بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که افراد مطلقه و در حین طلاق هیجان خواهی بیشتر و عملکرد خانواده پایین‌تری نسبت به افراد عادی دارند. لذا هیجان خواهی بعلت ایجاد شرایط تعارض در بین نظام اجرایی خانواده می‌تواند در افزایش خطر پذیری به سمت کسب لذت با تکالیف طبیعی زناشویی و خانواده تداخل نماید.
کلیدواژه ها
هیجان خواهی؛ عملکرد خانواده؛ طلاق؛ حین طلاق

هدف: به دلیل افزایش روز افزون طلاق در اکثر کشورها، ازجمله ایران و تاثیرات مخربی که این پدیده می تواند بر روی زوج ها، فرزندان و جامعه بگذارد، برای کاهش این پدیده پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی مشاورۀ پیشگیری از طلاق بر کیفیت زندگی و انصراف از طلاق زوج های در آستانه طلاق صورت گرفت.
روش: طرح پژوهش از نوع تحقیق نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل نامعادل است.  جامعه آماری پژوهش را تمامی زوج های متقاضی طلاق مراجعه کننده به مرکز مشاوره خانواده دادگستری شهرستان سنندج در سال 1390، تشکیل داده است. نمونه مورد نظر 16 زوج در آستانه طلاق بودند که به روش نمونه گیری داوطلبانه از بین زوج های متقاضی طلاق انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل  قرار داده شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، شامل پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه محقق ساخته در خصوص اطلاعات جمعیت شناختی و نقش یابی جنسیتی بود به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری خی دو و ANCOVA استفاده شد.
یافته‌ها:.نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که الگوی مشاوره پیشگیری از طلاق توانسته است کیفیت زندگی زوج های گروه آزمایش را به طور معنی داری افزایش دهد (001/0≥ P). همچنین نتایج نشان داد که میزان انصراف از طلاق زوج های شرکت کننده در این برنامه بیشتر از گروه کنترل بوده است ((01/0 ≥ P).
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش و تاثیر الگوهای یکپارچه مشاوره را در کاهش طلاق و افزایش کیفیت زندگی زوج ها مورد تایید قرار داده است، بنابراین می تواند در برنامه های مشاوره پیشگیری از طلاق و رفع تعارضات زناشویی موثر واقع شود.
کلیدواژه ها
الگوی یکپارچه مشاوره؛ کیفیت زندگی؛ انصراف از طلاق؛ زوج های در آستانه طلاق