مقالات

مقالات (4588)

دوشنبه, 27 شهریور 1396 ساعت 16:41

زنان، دین‌داری و مادری

نوشته شده توسط

مادر‌شدن هم برای زنان و هم برای جامعه مهم است. مادری سنگ بنای خانواده و منبع عمدۀ هویت زنانگی است و به همین دلیل نسبت آشکاری با تلاش زنان برای حضور در عرصۀ عمومی و نیز تغییرات اجتماعی‌ـ فرهنگی جامعه دارد. دراین‌صورت، آیا نگرش زنان نسبت به مادری‌کردن در حال تغییر از سنتی به مدرن است؟ و آیا دین‌داری بر آن مؤثر است؟ در تحقیق حاضر، مادری براساس الگوی (A.G.I.L) پارسونز به‌مثابۀ یک نظام کنش صورت‌بندی شده است. در پژوهشی پیمایشی در شهر تهران تلاش شده با استناد به آن، به سؤالات یادشده پاسخ داده شود. نتایج بیانگر آن است که پاسخ هر دو پرسش مثبت است؛ هرچند روابط دو متغیر یادشده بسته به مؤلفه‌های بررسی‌شدة آن‌ها متفاوت است، نگرش بیشترین نسبت پاسخ‌گویان به مادری و ابعاد آن نه سنتی و نه مدرن، بلکه ترکیبی از این دو است. این امر درخصوص بُعد اجتماعی به بیشترین حد (2/76‌درصد‌) و درخصوص بعد فرهنگی به کمترین حد (66‌درصد) می‌رسد. سهم اصلی در تبیین تغییرات نگرش به مادری بیشتر برعهدۀ دین‌داری ذهنی است (32/0) تا دین‌داری عملی (17/0). التقاطی و ترکیبی‌بودن نگرش غالب به مادری را می‌توان حاکی از شرایط گذار جامعه از سنتی به مدرن در بلندمدت و به تبع آن وقوع تضاد هنجاری در آینده تفسیر کرد.

براساس نظریۀ گروه خاموش، زبان و شیوه‌های ارتباطی، متأثر از شرایط اجتماعی است که در آن مردان قدرت و امکانات بیشتری دارند و زنان، به دلیل محرومیت، به‌مثابۀ گروه‌های خاموش محسوب می‌شوند؛ لیکن تحولات تکنولوژیکی اخیر و دسترسی به فضاهای مجازی به کاهش نابرابری‌های اجتماعی و تقویت گروه‌های ضعیف اجتماعی از جمله زنان انجامیده است. در این مطالعه، نحوۀ تأثیر فضاهای مجازی (سایت‌های مربوط به مراقبت‌های پزشکی دوران بارداری و زایمان) بر توانمندسازی زنان باردار به‌مثابۀ گروه‌های خاموش واکاوی شده است. این تحقیق با بهره‌گیری از روش نظریۀ مبنایی و نمونه‌گیری هدفمند با 16 نفر از زنان باردار مراجعه‌کننده به این سایت‌ها و مصاحبۀ کیفی با آن‌ها انجام شده است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد زنان با استفاده از فضای مجازی توانسته‌اند بر محدودیت ناشی از جنسیت فایق آیند و مسائل بارداری را بدون دغدغه بیان کنند و فضاهای مجازی به توانمندسازی ارتباطاتی زنان باردار یاری رسانده است. علاوه بر این، زنان توانسته‌اند به کمک اطلاعات حاصله از اینترنت، نقش فعالی در فرایند مراقبت‌های پزشکی خود ایفا کنند؛ بنابراین، فضاهای مجازی به تعدیل قدرت در رابطة پزشک و بیمار انجامیده است.

زنان یکی از گروه ‏های هدف در برنامه‌های فقرزدایی‌اند؛ به‌ویژه زنان مطلقه و همسرفوت‌شده که به‌واسطۀ شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه با مسئلۀ فقر بیشتر درگیرند. این پژوهش درصدد سنجش عوامل مؤثر بر فقرزدایی و توانمندسازی زنان مطلقه و بیوۀ شهرستان سلسله (به‌منزلۀ یکی از شهرستان‌های محروم) است. جامعۀ آماری تحقیق، زنان مطلقه و همسرفوت‌شدۀ شهرستان سلسله است. حجم نمونه به روش خوشه‏ ای و تصادفی 120 نفر و از ابزار پرسش‌نامه برای جمع ‏آوری داده ‏ها استفاده شد. برای تحلیل داده‏ها نیز از آمارهای رواسپیرمن، تا اوبی کندال و رگرسیون گام‏به‏گام و همچنین در قالب مدل‌سازی معادلات ساختاری، از نرم‏افزار آموس استفاده شد. یافته‏ های پژوهش نشان داد بین میزان وام‏ های کم‌بهره، طرح‏های خوداشتغالی، آموزش عمومی و مهارت‏آموزی و فقرزدایی زنان رابطۀ معناداری وجود دارد. نقش کمک ‏های غیرنقدی کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) بر فقرزدایی زنان تأیید نشد. یافته‏ ها، در صورت تأکید بر وام‏های کم‌بهره و مشارکت‌دادن زنان در طرح‏ های خوداشتغالی و مهارت‏ آموزی و آموزش عمومی، از کارکردی مثبت بر عمل‌کرد این سازمان در فقرزدایی زنان حکایت دارد.

امروزه، پدیدة تفکیک جنسیتی در محیط‌های کاری حساسیت فزاینده‏ای یافته است. بر این اساس، واکاوی دلایل بروز چنین پدیده‌ای اهمیت اساسی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدۀ تفکیک جنسیتی شغلی با تأکید بر نقش ارزش‌های شغلی در بروز چنین پدیده‏ای انجام گرفته است. این پژوهش با روش پیمایشی و در زمستان 1393 انجام شده است. جامعۀ آماری شامل 72 نفر از کارکنان کتاب‌خانه‏های عمومی شهرستان اهواز و نیروهای ستادی ادارۀ کل کتاب‌خانه‌های عمومی خوزستان هستند که پرسش‌نامۀ پژوهش به شکل سرشماری بین همۀ آنان توزیع شد. نتایج نشان داد که میزان اهمیت ارزش‌های شغلی در دو بعد ارزش‌های بیرونی و درونی، بین زنان و مردان یکسان است، ولی تفاوت ارزش‌های اجتماعی و ارزش‌های توازن کار/ زندگی بین زنان و مردان به‌طور آماری معنادار است. بدین صورت که ارزش‌های اجتماعی و توازن کار/ زندگی نزد زنان اهمیت بیشتری در مقایسه با مردان دارد. در کل، نتایج تأیید‌کنندۀ دیدگاه‌های نظری به شکل کاملی نبود و نیاز به بازنگری در این دیدگاه‌ها را آشکار کرد.

با توجه به افزایش تعداد کاربران شبکة اجتماعی تلگرام در ایران، به‌خصوص در میان اقشار جوان و تحصیل‏ کرده، به نظر می‏رسد که مطالعۀ نوع استفاده از این شبکه‏ ها، به‏ ویژه در فعالیت‏های آموزشی، حائز اهمیت باشد. با توجه به اهمیت موضوع، هدف این تحقیق توصیفی‌ـ همبستگی بررسی عوامل تأثیرگذار بر قصد استفادۀ دانشجویان از شبکة اجتماعی تلگرام در فعالیت‏های آموزشی با تأکید بر اثر تعدیل‏گری جنسیت بود. جامعۀ آماری این تحقیق 767 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته‏ های کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد بود که بر پایۀ جدول بارتلت و همکاران (2001)، 196 نفر از آنان با روش نمونه ‏گیری طبقه ‏ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏ ها از پرسش‌نامۀ استاندارد (پس از متناسب‏ سازی پرسش‏ها با زمینۀ مرتبط با پژوهش) استفاده شد. نتایج تحقیق گویای آن بودند که دو متغیر برداشت ذهنی از سهولت و مفید‌بودن اثر مثبت و معنا‏داری بر نگرش استفاده از تلگرام در فعالیت‏های آموزشی داشتند، در‌حالی‌که رابطۀ بین برداشت ذهنی از جذابیت با نگرش نسبت به استفاده از تلگرام معنا‏دار نبود. همچنین، نگرش به استفاده از تلگرام اثر مثبت و معنا‏داری بر قصد استفاده از آن در فعالیت‏های آموزشی داشت. نتایج تحلیل گروه‏ های چندگانه نشان دادند که از بین چهار رابطۀ بررسی‌شده، فقط اثر تعدیل‏ گری جنسیت در رابطۀ بین برداشت ذهنی از سهولت با نگرش به استفاده از تلگرام در فعالیت‏های آموزشی تأیید شد؛ به نحوی که این رابطه برای دانشجویان پسر مثبت و معنا‏دار، ولی برای گروه دانشجویان دختر غیرمعنا‏دار بود.