مقالات

مقالات (4430)

هدف: با توجه به اهمیت سبک زندگی و نقش آن در رفتارهای فردی، اجتماعی و خانوادگی که می‌تواند در ارتقاء و تعالی‌بخشی خانواده مؤثر واقع شود، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ابعاد سبک زندگی و تعالی خانواده در شهر اصفهان انجام شد.
روش: این تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری خانواده‌های شهر اصفهان در سال 1390 بودندکه از بین آن‌ها 360 نفر (180 زوج) با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت است از: پرسشنامه سبک زندگی لعلی و عابدی (1390) و پرسشنامه کارآمدی خانواده از دیدگاه اسلام صفورایی (1388) بودند. داده‌های حاصل به روش همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد بین ابعاد سبک زندگی و تعالی خانواده همبستگی مثبت و معنی‌دار وجود داشت. بدین ترتیب که از بین ابعاد سبک زندگی در گام اول، سلامت اجتماعی، 42/0 در گام دوم سلامت اجتماعی و سلامت روحانی 46/0 و در گام سوم سلامت اجتماعی، سلامت روحانی و سلامت روان‌شناختی 49/0 با تعالی خانواده همبستگی چندگانه معناداری داشتند.
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان داد ابعاد سبک زندگی به ویژه سلامت اجتماعی، سلامت روحانی و سلامت روان‌شناختی با تعالی خانواده رابطه دارد. لذا مشاوران برای اصلاح و تغییر سبک زندگی خانواده بیشتر بر ابعاد اجتماعی و روحانی و جنبه‌های روان‌شناختی سبک زندگی تأکید نمایند.
کلیدواژه ها
سبک زندگی؛ تعالی خانواده؛ خانواده

هدف: با توجه به اهمیت سبک زندگی و نقش آن در رفتارهای فردی، اجتماعی و خانوادگی که می‌تواند در ارتقاء و تعالی‌بخشی خانواده مؤثر واقع شود، این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین ابعاد سبک زندگی و تعالی خانواده در شهر اصفهان انجام شد.
روش: این تحقیق از نوع همبستگی است. جامعه آماری خانواده‌های شهر اصفهان در سال 1390 بودندکه از بین آن‌ها 360 نفر (180 زوج) با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت است از: پرسشنامه سبک زندگی لعلی و عابدی (1390) و پرسشنامه کارآمدی خانواده از دیدگاه اسلام صفورایی (1388) بودند. داده‌های حاصل به روش همبستگی و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد بین ابعاد سبک زندگی و تعالی خانواده همبستگی مثبت و معنی‌دار وجود داشت. بدین ترتیب که از بین ابعاد سبک زندگی در گام اول، سلامت اجتماعی، 42/0 در گام دوم سلامت اجتماعی و سلامت روحانی 46/0 و در گام سوم سلامت اجتماعی، سلامت روحانی و سلامت روان‌شناختی 49/0 با تعالی خانواده همبستگی چندگانه معناداری داشتند.
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان داد ابعاد سبک زندگی به ویژه سلامت اجتماعی، سلامت روحانی و سلامت روان‌شناختی با تعالی خانواده رابطه دارد. لذا مشاوران برای اصلاح و تغییر سبک زندگی خانواده بیشتر بر ابعاد اجتماعی و روحانی و جنبه‌های روان‌شناختی سبک زندگی تأکید نمایند.
کلیدواژه ها
سبک زندگی؛ تعالی خانواده؛ خانواده

هدف: ازدواج به عنوان مهمترین وعالی ترین رسم اجتماعی، رابطه ی انسانی، پیچیده، ظریف و پویا است که از ویژگی‌های خاصی برخوردار است .هدف از این پژوهش تبیین اثربخشی آموزش مهارت همدلی به شیوه گروهی بر افزایش صمیمیت زوجین بود.
روش: این پژوهش از نوع آزمایشی به شیوه ی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، کلیه زوجینی بودند که به دلیل مشکلات مربوط به صمیمیت و نیاز به بهبود روابط صمیمانه به مرکز مشاوره رشد در شهر شیراز در سال 1390مراجعه کرده بودند. نمونه این پژوهش 20 زوج از زوجینی بودند که بطور هدفمند پس از کسب پایین ترین نمره درآزمون صمیمیت انتخاب شدند و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش (10 زوج) و گروه کنترل (10 زوج) جایگزین شدند. سپس بعد از مداخله آموزشی بر روی گروه آزمایش، پرسشنامه مجدداً اجرا گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزارSPSS   و آزمون آماری کوواریانس آنالیز شدند.
یافته‌ها: داده های به دست آمده برای بررسی میزان تأثیر آموزش مهارت همدلی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت در دو گروه آزمایش و کنترل از نظر میزان صمیمیت زوجین به سطح معنادار رسیده است. اندازه اثر آموزش 50 درصد بوده است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه می توان عنوان کرد که آموزش مهارت همدلی به شیوه گروهی بر افزایش صمیمیت زوجین تأثیر گذار است.
کلیدواژه ها
همدلی؛ صمیمیت؛ زوجین

هدف: ترتیب تولد و حجم خانواده می‌تواند در سبک زندگی و شخصیت نقش مهمی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ترتیب تولد و حجم خانواده در پیش‌بینی سبک زندگی و ابعاد شخصیتی دانشجویان بود.
روش: در این پژوهش همبستگی،360 نفر از دانشجویان دانشگاه گیلان به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و مقیاس اصلی موفقیت بین فردی آدلر و پرسشنامه شخصیتی نئو را تکمیل نمودند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چند متغیری با روش گام به گام استفاده شد.
یافته‌ها: بین ترتیب تولد با سبک‌های زندگی نیاز به تأیید، کنارآمدن، مسئولیت‌پذیری، محتاط بودن و مستحق بودن رابطه منفی و بین ترتیب تولد با سبک های زندگی تعلق-علاقه اجتماعی و سخت‌گیری رابطه مثبت بدست آمد. بین ترتیب تولد با ابعاد شخصیتی روان‌رنجورخویی، برونگرایی و وظیفه شناسی‌رابطه منفی وجودداشت. بین حجم خانواده با سبک‌ زندگی مسئولیت‌پذیری رابطه منفی و با روانرنجوریرابطه مثبت بدست آمد. بر اساس نتایج رگرسیون چند متغیری با روش ورود، ترتیب تولد به صورت مثبت سبک زندگی نیاز به تأیید، کنار آمدن و مسئولیت‌پذیری و به صورت منفی سبک هابی زندگی محتاط بودن، تعلق و سخت‌گیری را پیش‌بینی نموده است؛ ترتیب تولد به صورت منفی روان‌رنجورخویی، برون‌گرایی و وظیفه‌شناسی را پیش بینی نموده است. اما حجم خانواده نقشی در پیش بینی سبک های زندگی و ابعاد شخصیتی نقش نداشته است.
نتیجه‌گیری:نتایج از رابطه ترتیب تولد و حجم خانواده با برخی از ابعاد سبک زندگی و شخصیت حمایت می‌کند و تلویحات مهمی در توجه به نقش ترتیب تولد و حجم خانواده در سبک زندگی و شخصیت دارد.
کلیدواژه ها
ترتیب تولد؛ حجم خانواده؛ سبک زندگی؛ شخصیت؛ دانشجویان

هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی کارآیی درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد انطباق یافته زوجی، زوج درمانی رفتاری یکپارچه‌نگر بر کاهش علائم نگرانی و ناسازگاری زناشویی، زنهای دارای آشفتگی زناشویی و اختلال اضطراب فراگیر بود. بدین منظور شش نفر از زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همسران شان که آشفتگی زناشویی نیز داشتند با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.
روش: در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان استفاده شد. کارآیی پروتکل درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد انطباق یافته زوجی، زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در طی سه مرحله مداخله (خط پایه، درمان 16 جلسه ای و پی گیری 3 ماهه) با استفاده از پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)، نسخه چهارم پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (GADQ-ΙV)، مقیاس سازگاری دونفره (DAS) و پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ) مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا(RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو درمان بر آماج های درمان تاثیر مثبتی گذاشته بودند. هم چنین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد انطباق یافته زوجی کارآیی بیشتری نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر نشان داد.  
 نتیجه‏ گیری: نتایج نشان داد که هر دو درمان بر آماج های درمان تاثیر مثبتی گذاشته بودند. هم چنین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد انطباق یافته زوجی کارآیی بیشتری نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر نشان داد.
کلیدواژه ها
اختلال اضطراب فراگیر؛ درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد انطباق یافته زوجی؛ زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر؛ زوجین