مقالات

مقالات (4588)

امروزه، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یکی از شاخص‏ های مهم توسعه به‌شمار می‏رود؛ این در حالی است که زنان، به‌ویژه در مناطق روستایی، به دلیل آسیب‏ پذیری بیشتر نسبت به مردان، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایین‏تری داشته ‏باشند که این مسئله لزوم بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن را دو‌چندان می‏کند. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق توصیفی‌ـ همبستگی با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی انجام گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش را 13 هزار و 835 نفر از زنان 15 تا 64 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اسلام ‏آباد غرب در استان کرمانشاه تشکیل دادند که با توجه به جدول بارتلت و همکاران (2001)، 250 نفر از آنان با روش نمونه‏ گیری چندمرحله‏ ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ استاندارد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که چهار متغیر سن، تعداد اعضای خانوار، تعداد فرزند و سابقۀ زندگی مشترک رابطۀ منفی و معنا‏دار و دو متغیر سطح تحصیلات و زمان صرف‌شده برای ورزش روزانه رابطۀ مثبت و معنا‏دار با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی داشتند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که بین میانگین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان بر‌حسب متغیرهای وضعیت تأهل، سرپرستی خانوار، داشتن بیمه و انجام‌دادن معاینات دوره‏ای پزشکی تفاوت معنا‏داری وجود داشت. در‌نهایت، شش مؤلفۀ سبک زندگی ارتقادهندۀ سلامت شامل مدیریت تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت‏ پذیری سلامتی، ورزش و فعالیت بدنی، مدیریت استرس و ارزشمند‌بودن زندگی 57‌درصد از واریانس کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی را تبیین کردند.

کلید واژه ها:زنان روستایی  ،سلامت زنان  ،کیفیت زندگی،  کیفیت زندگی، مرتبط با سلامتی،  عوامل تأثیرگذار،  اسلام‌ آباد غرب (شهرستان) ، سبک زندگی ،ارتقادهنده سلامت  

امروزه، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یکی از شاخص‏ های مهم توسعه به‌شمار می‏رود؛ این در حالی است که زنان، به‌ویژه در مناطق روستایی، به دلیل آسیب‏ پذیری بیشتر نسبت به مردان، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایین‏تری داشته ‏باشند که این مسئله لزوم بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن را دو‌چندان می‏کند. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق توصیفی‌ـ همبستگی با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی انجام گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش را 13 هزار و 835 نفر از زنان 15 تا 64 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اسلام ‏آباد غرب در استان کرمانشاه تشکیل دادند که با توجه به جدول بارتلت و همکاران (2001)، 250 نفر از آنان با روش نمونه‏ گیری چندمرحله‏ ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ استاندارد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که چهار متغیر سن، تعداد اعضای خانوار، تعداد فرزند و سابقۀ زندگی مشترک رابطۀ منفی و معنا‏دار و دو متغیر سطح تحصیلات و زمان صرف‌شده برای ورزش روزانه رابطۀ مثبت و معنا‏دار با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی داشتند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که بین میانگین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان بر‌حسب متغیرهای وضعیت تأهل، سرپرستی خانوار، داشتن بیمه و انجام‌دادن معاینات دوره‏ای پزشکی تفاوت معنا‏داری وجود داشت. در‌نهایت، شش مؤلفۀ سبک زندگی ارتقادهندۀ سلامت شامل مدیریت تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت‏ پذیری سلامتی، ورزش و فعالیت بدنی، مدیریت استرس و ارزشمند‌بودن زندگی 57‌درصد از واریانس کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی را تبیین کردند.

کلید واژه ها:زنان روستایی  ،سلامت زنان  ،کیفیت زندگی،  کیفیت زندگی، مرتبط با سلامتی،  عوامل تأثیرگذار،  اسلام‌ آباد غرب (شهرستان) ، سبک زندگی ،ارتقادهنده سلامت  

کارآفرینی محور توسعۀ اقتصادی است و کارآفرینان با تخریب روش‏های کهن و ناکارآمد قبلی و جایگزینی آن‌ها با شیوه‏ های کارآمد و نوین به نظام اقتصادی پویایی و حیات می‏بخشند. از عواملی که در کارآفرینی دخیل‌اند، مسئلۀ جنسیت است و میزان موفقیتی که هر جنس در کسب‌و‌کار خود به دست خواهد آورد، به‌طور خاص به ویژگی‏های آن‌ها برمی‌گردد. از‌این‌رو، هدف این پژوهش بررسی ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی‌ـ پیمایشی و جامعۀ آماری شامل مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است (507 نفر) که از بین آن‌ها تعداد 213 نفر (90 زن و 123 مرد) به‌‌منزلۀ نمونۀ آماری به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته (با ضریب قابلیت اعتماد 82/0) استفاده شده است که دو گروه از ویژگی‌های شخصیتی و شناختی‌ـ مهارتی کارآفرینان را می‌سنجد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. بین ویژگی‌های کارآفرینانه در دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد. ویژگی شخصیتی تحمل ابهام در زنان کارآفرین و استقلال‌طلبی در مردان کارآفرین در سطح نامطلوبی ارزیابی شده است. همچنین، بین ویژگی‌های شخصیتی زنان و مردان مؤسس مراکز آموزشی، به‌جز ویژگی‌های استقلال‌طلبی و تحمل ابهام، تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بین ویژگی‌های شناختی‌ـ مهارتی زنان و مردان نیز تفاوت معناداری وجود ندارد و در هر دو گروه در سطح نسبتاً مطلوبی ارزیابی شده است.

کلید واژه: جنسیت ، زنان کا‌رآفرین ، کارآفرینی  ،تهران  ،کارآفرینی زنان،  مردان کارآفرین،  مدرسه غیر دولتی ، ويژگي‌هاي کارآفريني  ،دبیرستان غیر دولتی  

کارآفرینی محور توسعۀ اقتصادی است و کارآفرینان با تخریب روش‏های کهن و ناکارآمد قبلی و جایگزینی آن‌ها با شیوه‏ های کارآمد و نوین به نظام اقتصادی پویایی و حیات می‏بخشند. از عواملی که در کارآفرینی دخیل‌اند، مسئلۀ جنسیت است و میزان موفقیتی که هر جنس در کسب‌و‌کار خود به دست خواهد آورد، به‌طور خاص به ویژگی‏های آن‌ها برمی‌گردد. از‌این‌رو، هدف این پژوهش بررسی ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی‌ـ پیمایشی و جامعۀ آماری شامل مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است (507 نفر) که از بین آن‌ها تعداد 213 نفر (90 زن و 123 مرد) به‌‌منزلۀ نمونۀ آماری به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته (با ضریب قابلیت اعتماد 82/0) استفاده شده است که دو گروه از ویژگی‌های شخصیتی و شناختی‌ـ مهارتی کارآفرینان را می‌سنجد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. بین ویژگی‌های کارآفرینانه در دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد. ویژگی شخصیتی تحمل ابهام در زنان کارآفرین و استقلال‌طلبی در مردان کارآفرین در سطح نامطلوبی ارزیابی شده است. همچنین، بین ویژگی‌های شخصیتی زنان و مردان مؤسس مراکز آموزشی، به‌جز ویژگی‌های استقلال‌طلبی و تحمل ابهام، تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بین ویژگی‌های شناختی‌ـ مهارتی زنان و مردان نیز تفاوت معناداری وجود ندارد و در هر دو گروه در سطح نسبتاً مطلوبی ارزیابی شده است.

کلید واژه: جنسیت ، زنان کا‌رآفرین ، کارآفرینی  ،تهران  ،کارآفرینی زنان،  مردان کارآفرین،  مدرسه غیر دولتی ، ويژگي‌هاي کارآفريني  ،دبیرستان غیر دولتی  

ایران طی دهه‌های اخیر با مسئله‌ای جمعیتی به نام کاهش شدید باروری مواجه شده است. با توجه به حرکت جامعۀ ایران به سمت مدرنیته و در‌نتیجه تغییر سبک زندگی افراد، سؤال اساسی این تحقیق آن است که تغییر در سبک زندگی چه اندازه می‌تواند نگرش کنش‌گران در معرض باروری را تحت‌تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تأثیر مؤلفه‌های سبک زندگی بر نگرش به فرزندآوری بین زنان در آستانۀ ازدواج مراجعه‌کننده به شبکه‌های بهداشت درمانی شهر تهران انجام گرفته است. با استفاده از تکنیک پرسش‌نامه،‌ 384 نفر از زنان شهر تهران بررسی شدند. طبق نتایج تحقیق، 3/83درصد زنان بررسی‌شده نگرش متوسط و ضعیفی به فرزندآوری و کارکردهای آن دارند. همچنین، بین مؤلفه‌های سبک زندگی (مدیریت بدن، اوقات فراغت، مصرف فرهنگی و پایگاه اقتصادی اجتماعی) با نگرش به فرزندآوری رابطۀ معناداری وجود دارد و 32‌درصد از تغییرات نگرش به فرزندآوری با متغیرهای مستقل تبیین می‌شود. بین مؤلفه‌های سبک زندگی، متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی قوی‌ترین متغیر پیش‌بین متغیر وابسته است. به عبارتی، متغیر مذکور علاوه بر اثر مستقیم بر نگرش زنان شهر تهران به فرزندآوری، بر همۀ ابعاد سبک زندگی اثرگذار است و متغیر مصرف فرهنگی نیز علاوه بر تأثیر بلافصل بر نگرش زنان، تحت‌تأثیر سایر ابعاد و مؤلفه‌های سبک زندگی است. همچنین، مؤلفۀ مدیریت بدن بعد از پایگاه اقتصادی اجتماعی، بر نگرش زنان به فرزندآوری اثرگذار بوده است.

کلید واژه ها: فرزندآوری،  اوقات فراغت زنان ، پایگاه اجتماعی زنان ، پایگاه اقتصادی زنان،  اوقات فراغت ، مدیریت بدن،  مصرف فرهنگی ، تهران،  سبک زندگی،  پایگاه اجتماعی،  نگرش زنان ، پایگاه اقتصادی،  زنان در آستانه ازدواج