مقالات

مقالات (3896)

راه كارهاي مقابله اي با انحرافات جنسي و اخلاقي يكي از مهم ترين مسائلي است كه در جامعه كنوني از اهميت ويژه اي برخوردار است. يكي از مهم ترين شاخه هاي اين انحرافات اجتماعي شامل انحرافات جنسي است كه اين مقاله به توضيح و تفصيل راه كارهاي مقابله با اين انحرافات از ديدگاه قرآن كريم مي پردازد. از اين رو، هدف از پژوهش حاضر، تبيين راهبردها و فنوني است كه در قرآن كريم براي بهداشت جنسي و مقابله با انحرافات اخلاقي به تفكيك دوران خردسالي و بزرگسالي مطرح شده است. در اين پژوهش، با استفاده از روش توصيفي به استخراج و تنظيم مطالب پرداخته شده است.
نتايج نشان داد كه در قرآن كريم روش هاي متعددي براي بهداشت جنسي وجود دارد. مهم ترين و شاخص ترين آنها در دوره خردسالي، راهبردهايي است كه برخي از آنها عبارتند از: ملاحظه كردن تفاوت هاي جنسيتي در تعامل با كودكان؛ رعايت بهداشت اخلاقي زوجين در حضور فرزندان؛ جداسازي بستر خواب كودكان؛ پاسخ گويي صحيح به سوالات جنسي كودك، و اجازه گرفتن در حين ورود به اتاق والدين. در دوره نوجواني و جواني نيز راهبردهايي همچون آگاهي دادن در زمينه مسائل جنسي، خدامحوري، توجه به قيامت و ياد مرگ، تقويت اراده، بهداشت اخلاقي، تغذيه، ازدواج، و آموزش خانواده در خصوص تكاليف زناشويي مي باشدكه در دو بعد «راه كارهاي درماني» و «كنترل» به تجزيه و تحليل آنها مي پردازيم.

کليدواژگان: راه كار، مقابله، انحرافات جنسي، قرآن، روان شناسي

از موضوعات مهم و بنيادين در ارتباط با حقوق خانواده، بحث رياست و سرپرستي خانواده است كه بسياري از موضوعات ديگر از آن سرچشمه مي گيرد. در فقه و حقوق اسلامي، رياست خانواده به مرد سپرده شده است، اما در اين باره كه قلمرو اين رياست تا كجاست تحقيق منسجمي صورت نگرفته است. به عبارت روشن تر، در اين باره كه حدود لزوم اطاعت زن از شوهر به چه ميزان است، به طور مشخص بحث نشده و فقها اگرچه در اين زمينه نظرياتي را ارائه نموده اند، اما پراكنده و نامنظم است. از طرفي، روشن نبودن محدوده لزوم اطاعت زن از شوهر، مايه پيدايش اختلافات فراوان در كانون خانواده خواهد بود. از اين رو، در مقاله حاضر سعي شده است تا موارد و مصاديق اطاعت زوجـه از زوج با توجه به آنچه در لابه لاي كتب فقهي آمده، ارائه شود و بر اساس ادله معتبر فقهي، محدوده لزوم اطاعت زن از شوهر مشخص گردد.

کليدواژگان: رياست، اطاعت، إذن، تمكين، نشوز

هدف اصلي اين تحقيق، بررسي جرم بي حجاب از منظر قانون مجازات اسلامي و همچنين تحليل عوامل موثر بر بي حجابي در دانشجويان دختر است. بدين منظور، ابتدا با مطالعه تحقيقات انجام شده در اين زمينه، چارچوب نظري تحقيق، تدوين و سپس از طريق اطلاعات حاصل از جمع آوري پرسشنامه و با استفاده از نرم افزار spss متغيرهاي مورد نظر وارد معادله رگرسيون لوجستيك گرديد.
نتايج حاصل از بررسي نشان مي دهد كه ميزان حجاب دوستان و اطرافيان، برداشت غلط از آزادي و تماشاي برنامه هاي ماهواره اي در مجاورت ساير متغيرها، مهم ترين عوامل تاثيرگذار بر بي حجابي دانشجويان شناخته شد. در بين اين سه عامل، مهم ترين عامل وضعيت حجاب دوستان و اطرافيان است. با در نظر گرفتن اثر تك تك عوامل بدون تاثير ساير متغيرها بجز سه متغيري كه به عنوان مهم ترين عوامل معرفي شد، ميزان حجاب خانواده، تقليد از ديگران و ميزان اهميت به مد روز يا مدگرايي به عنوان عوامل تاثيرگذار بر بي حجابي شناخته شدند. با توجه به نتايج بررسي اين مدل هاي آماري از بين اين سه متغير معني دار و تاثيرگذار، تاثير مدگرايي از ديگر عوامل چشمگيرتر است.

کليدواژگان: بي حجابي، اركان جرم، دوستان و اطرافيان

بررسي تفاوت هاي زن و مرد در بعد تكوين و تشريع، از جمله مباحث مهم در عرصه مطالعات زنان و خانواده است كه ديگر ساحت هاي زندگي اجتماعي را نيز از خود متاثر مي نمايد و بي شك، توجه به حقوق طبيعي و تكويني انسان هاست كه زيربناي وضع قوانين الهي و بشري قرار مي گيرد. نوشتار حاضر با هدف تبيين نمودن علت برخي تفاوت هاي تكويني و تشريعي، در صدد است با بهره گيري از منابع تفسيري، فقهي و... به بررسي اين موضوع بپردازد تا از اين رهگذر، زمينه هرگونه سوء استفاده از اين تفاوت ها را از بين ببرد. به نظر مي رسد تفاوت هاي تشريعي زن و مرد كه در شرع مقدس اسلام لحاظ شده، به تفاوت خلقت و طبيعت آنها با يكديگر باز مي گردد و بي شك، اين تفاوت ها از سوي آفريدگار حكيمي قرار داده شده كه بر اساس علم، عدل و حكمت، انسان ها را آفريده و با در نظر گرفتن استعداد و توانمندي هر يك، آنها را مكلف به تكاليفي نموده است. بنابراين، وجود اين تفاوت ها در راستاي جذب و انجذاب بيشتر انسان ها و به منظور دست يابي به هدف نهايي از خلقت انسان است.

کليدواژگان: تفاوت، تكوين، تشريع، ارث، شهادت، ديه

هدف اصلي اين نوشتار كه به روش توصيفي ـ تحليلي، با استفاده از منابع كتابخانه اي و اجراي روش دلفي به رشته تحرير در آمده، عبارت است از بررسي جايگاه هويت فرهنگي و مولفه هاي آن با تاكيد بر دين، در اهداف آموزش و پرورش ايران. به اين منظور، ابتدا به واكاوي مفهوم هويت فرهنگي و مولفه هاي اساسي آن با تاكيد بر مولفه هاي عرصه دين پرداخته و سپس با جست وجو در اهداف كلي آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران، ميزان توجه به مولفه هاي ديني هويت فرهنگي را مورد ارزيابي قرار داده است. نتايج بررسي ها نشان داده كه در اهداف آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران، مولفه هاي ديني هويت فرهنگي از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و با توجه به اينكه «تقويت و تحكيم هويت ديني نسل جوان» از رسالت هاي اصلي نظام آموزشي كشور محسوب مي شود، نياز جدي به بازانديشي و تجديدنظر در برخي از اهداف نظام آموزشي، احساس مي شود.

کليدواژگان: هويت فرهنگي، مولفه هاي هويت ديني، اهداف تربيتي، تعليم و تربيت