مقالات

مقالات (4588)

این پژوهش با هدف طراحی و تعیین برخی از ویژگیهای روانسنجی مقیاس ایمان در رابطه زناشویی به منظور تهیه ابزاری برای سنجش نگرش مذهبی در رابطه زناشویی انجام شد. به این منظور، 243 نفر به شیوه نمونه‌گیری خوشه ای از بین دانشجویان دانشگاه های استان تهران و همسران آنها انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بود از مقیاس ایمان در رابطه زناشویی که بر اساس مطالعات نظری و پژوهشی و مصاحبه با زوجین مذهبیِ موفق طراحی شد، پرسشنامه تقدس در ازدواج و مقیاس حضور خداوند در زندگی زناشویی ماهونی و همکاران (1999)، شاخص رضایت زناشویی هادسون (1992) و مقیاس مذهب‌گرایی اسلامی بهرامی احسان (1384). داده ها نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t گروه های مستقل تحلیل شد. در بررسی یافته ها، روایی محتوایی سؤالات از نظر کارشناسان آگاه به موضوع و روایی صوری سؤالات از نظر آزمودنیهای شرکت‌کننده در پژوهش در مرحله پایلوت مورد تأیید قرار گرفت و 19 گویه در این مرحله حذف شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 33 گویه باقیمانده از شش عامل الگوی عملی اعتقادی دینی، (عدم) تردید اعتقادی، اتکا به خداوند، حضور خداوند، ارزشگذاری مذهبی و مسئولیت‌پذیری دینی اشباع شده است. همچنین نتایج نشان داد که ایمان در رابطه زناشویی دارای روایی همگرای معنی‌داری با نمره های پرسشنامه های تقدس در ازدواج، حضور خداوند در رابطه زناشویی، شاخص رضایت عمومی زناشویی، و مقیاس مذهب‌گرایی اسلامی بود (001/0 > p). همبستگی نمره های آزمودنیها در دوبار اجرای آزمون به فاصله زمانی یک هفته معنی‌دار بود (85/0 = r) که نشان از پایایی بازآزمایی خوب مقیاس می‌داد (001/0 > p). هم¬چنین ضریب آلفای کرونباخ کل سؤالات استخراج شده 94/0 = α بود. با توجه به این یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که مقیاس ایمان در رابطه زناشویی، ابزاری با روایی و پایایی مناسب برای سنجش نگرش مذهبی به زندگی زناشویی در زوجین است.

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر گسترش روز افزون استفاده از شبکه‌های اجتماعی مجازی بر ساختار خانواده انجام شده است. برای رسیدن به نتایج دقیقتر، تحقیق به روش آمیخته (کیفی و کمّی) صورت گرفته و برای جمع آوری اطلاعات ابتدا از شیوه مصاحبه با روش نمونه‌گیری نظری با 30 نفر از افراد فعال (متأهل) در شبکه های اجتماعی مجازی بهره گرفته، و در ادامه از ابزار پرسشنامه برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد، صرف حضور افراد و استفاده آنان از فناوریهای مرتبط با شبکه های اجتماعی نمی تواند به آسیب هویتی و پیدایش گسست در نهاد خانواده منجر شود؛ بلکه با شناخت، رعایت و کنترل جوانب ابعاد حاکم بر این پدیده، افراد می توانند با حضور در این فضا حمایتهای نسبی به دست آورند همچنین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با سرمایه اجتماعی پیوندی درون خانواده (درون گروهی) رابطه معناداری ندارد ولی نوع استفاده کاربران در این فضا با احساس تعلق خانوادگی همبستگی معناداری دارد. به نظر می‌رسد احساس کاهش تعلق خانوادگی و سرمایه اجتماعی درون خانواده صرفا نظر دیگر افراد خانواده است و خود کاربر به کاهش یافتن سرمایه اجتماعی پیوندی خانوادگی خویش در اثر استفاده از این فضا اعتقادی ندارد.

زمینه و هدف: یافته‌های جرم‌شناختی و بزه‌دیده شناختی نشان می‌دهند که برخی افراد به دلیل خصوصیات خاص زیست‌شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی، بیش‌تر از دیگران در معرض بزه‌دیدگی قرار دارند. زنان در این دسته جای می‌گیرند. مقالۀ حاضر تلاش می‌کند تا سازوکارهای سیاست جنایی تقنینی و اجرایی در خصوص حمایت از زنان بزه‌دیده را شناسایی کند. روش: روش مقالۀ حاضر، توصیفی و تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات نیز از روش کتابخانه‌ای با استفاده از راهبردها و ابزارهای متنوعی از جمله کتب، مقالات، سایت‌های اینترنتی، متون چاپی نمایه شده در بانک‌های اطلاعاتی و دیگر منابع مرتبط موجود در کتابخانه‌های عمومی، تخصصی یا دیجیتال بهره گرفته شده است. یافته‎ها و نتایج: نتایج پژوهش بیانگر درک ضرورت و فوریت حمایت از زنان در ساختار اجتماعی به زبانی جرم شناسانه و در قالب جلوه‌هایی از سیاست جنایی است. جرم‌انگاری افتراقی و تشدید مجازات بزهکارانی که بزه‌دیدگان آن‌ها آسیب‌پذیرتر از سایر افراد جامعه هستند، تشکیل و توسعۀ مراکز مشاورۀ حقوقی و قضائی، کمیسیون‌های جبران خسارت، پرورش قضات زن و به‌کارگیری آنان در امور قضائی، ایجاد مراکز درمانی، بهداشتی و تخصیص شبکۀ ارتباطی و آموزش زنان در خود ایمن‌سازی، از جمله سازوکارهای حمایت از زنان بزه‌دیده در سیاست جنایی افتراقی هستند.

توجه به مسائل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و روانی زنان پس از طلاق به دلیل آسیب گسترده برای فرد و جامعه بسیار مهم است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مسائل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و روانی زنان پس از طلاق انجام شد. این پژوهش یک مطالعۀ توصیفی مقطعی بود که طی آن 300 نفر از زنان مطلقۀ شهرستان خرم‌آباد از تیر تا شهریورماه سال 1394 به روش در دسترس انتخاب شدند. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامۀ جمعیت‌شناسی و پرسشنامۀ مسائل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و روان‌شناختی زنان پس از طلاق بود. برای تحلیل داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی مانند درصد و درصد فراوانی و آمار استنباطی مانند آزمون کای‌اسکوار با نرم‌افزار 20 spss استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن شرکت‌کنندگان در پژوهش حاضر به ترتیب 56/8 ± 30/29 بود. نتایج حاصل از تجزیه‌ و تحلیل آماری نشان داد که درمجموع، بین نظرات پاسخگویان برحسب طیف پاسخگویی کاملاً مخالف تا کاملاً موافق در مسائل اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی و روانی زنان پس از طلاق تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 > p). بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که مسائل اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و روانی زنان پس از طلاق از شدت متفاوتی برخوردار است. بر اساس نتایج چنین پژوهش‌هایی، می‌توان پیشنهاد داد که به‌منظور بهبود وضعیت زندگی زنان مطلقه، چنین مسائلی طی کارآزمایی‌های بالینی باهدف طراحی مدل‌های مداخلۀ مناسب یا اصلاح مداخله‌های موجود مورد توجه قرار بگیرد.

زمینه و هدف: حفظ نظم، بازگرداندن شرایط به حالت عادی و کنترل خشونت یکی از وظائف اصلی حاکمیت به ‌وسیلۀ نیروهای آموزش‌دیدۀ انتظامی است. برخلاف باور عمومی، استفاده از نیروهای پلیس زن در کنترل اغتشاشات می‌تواند نقش عمده‌ای ایفا کند که در این مقاله سعی شده است تا تجربۀ سایر کشورها در این رابطه بررسی شود. روش: این مقاله به روش اسنادی و با بهره‌گیری از جدیدترین منابع و مقالات موجود در زمینۀ کنترل اغتشاشات تنظیم ‌شده است. یافته‌ها و نتایج: مطالعات نشان داد که اگرچه زنان پلیس به خاطر فیزیک بدنی، کمتر در مأموریت‌های پلیسی اجازۀ ورود پیدا می‌کنند، ولی به دور از هرگونه تعصب جنسیتی، زنان در شرایط بحرانی و آشوب می‌توانند موجبات آرامش اغتشاش و تفرق اغتشاش‌گران را به وجود آورند.