مقالات

مقالات (4430)

مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی الگوی تحلیل سازه‏های شخصی و درمان هیجان مدار بر رضایت زناشویی بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس‏آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمام زوج‏های متعارض شهر تهران بود که در سال 92-91 به مراکز مشاوره استان تهران مراجعه کرده بودند. شرکت‏کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه 15 زوجی جایگزین شدند. و مداخلات درمانی دریافت کردند. داده‏ها با پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ فرم کوتاه 47 سؤالی گردآوری و با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمان سازه‏های شخصی در مقایسه با درمان هیجان‏مدار بر رضایت زناشویی مؤثرتر بود و لی پس از 3 ماه پیگیری تفاوتی بین دو گروه یافت نشد و همچنین دربین ابعاد رضایت زناشویی درمان هیجان مدار در بعد شخصیتی و الگوی تحلیل سازه‏های شخصی دربعد ارتباط مؤثرتر بودند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می‏دهد که الگوی تحلیل سازه‏های شخصی می‏تواند به عنوان یک گزینه مداخلاتی در آشفتگی‏های زناشویی مورد استفاده قرار بگیرد.
کلیدواژه ها
الگوی تحلیل سازه‏های شخصی؛ درمان هیجان مدار؛ رضایت زناشویی

هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخله به روش ذهن آگاهی بر کاهش دلزدگی زناشویی مادران دارای فرزند مبتلا به نقص توجه - بیش فعالی انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش مادران دارای فرزند بیش فعال مراجعه کننده به خانه‌های سلامت منطقه 21 شهرداری شهر تهران بود. نمونه مورد مطالعه شامل 24 مادر بود که به طور دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی، در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند. از مقیاس سنجش اختلال نقص توجه-بیش فعالی و مقیاس دلزدگی زناشویی برای جمع آوری داده‌ها استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 2 ساعته ذهن آگاهی را به صورت هفتگی دریافت کردند، گروه کنترل هیج مداخله مشخصی را دریافت نکردند. در پایان، هر دو گروه مجدداً ارزیابی شدند (پس آزمون). داده‌ها از طریق تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‏ ها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری بر دلزدگی زناشویی و مولفه‌های آن در مادران دارای کودکان بیش فعال مؤثر بوده و مادران در گروه آزمایشی کاهش معناداری را در دلزدگی زناشویی نشان دادند.
نتیجه‌ گیری: با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان روش مداخله‌ای ذهن آگاهی را به عنوان یک روش موثر در کاهش دلزدگی زناشویی مادران دارای کودک مبتلا به نقص توجه-بیش فعالی و افزایش سطح سلامت این مادران و خانواده به عنوان یک سیستم، پیشنهاد داد.
کلیدواژه ها
ذهن آگاهی؛ دلزدگی زناشویی؛ اختلال نقص توجه-بیش فعالی؛ خانواده

هدف: روش تعامل مادر با دخترش به خصوص هنگام تعارض بر نحوۀ زندگی، عشق ورزی و کار او تأثیر به سزایی دارد و پایه و اساس ارتباط های او در آینده خواهد بود. در این راستا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان راه حل مدار به شیوۀ گروهی بر کاهش تعارضات مادر- دختر در مادران انجام گرفت.
روش: طرح تحقیق حاضر از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، مادران دختران نوجوان مقطع متوسطه منطقه 13 شهر تهران بودند. جهت جمع آوری داده‏ها از پرسشنامه راهبردهای تعارض اشتراس (CT)، فرم تعارض با فرزند، استفاده شد. از بین مادران، 30 نفر که نمراتشان بالاتر از سایرین بود، انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه‏ های آزمایش و گواه قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش در هشت جلسه درمان راه حل مدار به شیوه ی گروهی شرکت نمودند. از آزمون تحلیل کوواریانس جهت آزمون اختلاف میانگین‏های گروه‏ها استفاده گردید.
یافته‌ها: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت درمان نامبرده منجر به افزایش مهارت استدلال و کاهش پرخاشگری کلامی و فیزیکی در مادران شده و در مجموع تعارضات مادر- دختر را کاهش می دهد(05/0>p).
نتیجه‌گیری: بنابراین می‏توان نتیجه گرفت که از این روش درمان می توان برای کاهش تعارضات مادر- دختر بهره مند شد
کلیدواژه ها
نوجوانی؛ روابط مادر – دختر؛ تعارض و درمان راه حل مدار

هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر کیفیت ارتباط زوجین در پیش بینی احساس تنهایی در میان دانشجویان متأهل می‌باشد.
روش: این پژوهش مقطعی- توصیفی و از نوع همبستگی می‌باشد. نمونه پژوهش مشتمل بر 196 نفر (114 زن و 80 مرد)، است که به شیوۀ تصادفی طبقه‏ای از خوابگاه‏های‏ متأهلین دانشگاه‏های تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه‏های مقیاس کوتاه تنهایی اجتماعی و هیجانی بزرگسالان SELSA-S و کیفیت ارتباط زوجین پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده‏ها با استفاده از روش‏های آماری همبستگی، رگرسیون و آزمون t صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بین کیفیت ارتباط زوجین و سه خرده مقیاس احساس تنهایی، رابطه منفی و معناداری وجود دارد و کیفیت ارتباط می‏تواند 27 درصد از واریانس مربوط به خرده مقیاس تنهایی رمانتیک، 17 درصد از واریانس تنهایی خانوادگی و 8 درصد واریانس تنهایی اجتماعی را تبیین کند. در کیفیت ارتباط زوجین، تفاوت معناداری بین گروه زنان و مردان مشاهده نشد، اما در خرده مقیاس های احساس تنهایی، زنان در خرده مقیاس تنهایی رمانتیک میانگین معنادار بالاتری داشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به این یافته‏ها می‌توان نتیجه گرفت که کیفیت ارتباط زوجین می‏تواند در احساس تنهایی آنها نقش داشته باشد. بنابراین در انجام مداخله‏ های مربوط به خانواده، تقویت و بهبود کیفیت ارتباط زوجین به عنوان روش مناسبی برای کاهش احساس تنهایی و عواطف منفی و افزایش شادکامی و سلامت روان شناختی پیشنهاد می‏گردد.
کلیدواژه ها
کیفیت ارتباط زوجین؛ تنهایی خانوادگی؛ تنهایی اجتماعی؛ تنهایی رمانتیک

هدف: سازگاری زناشویی حالتی است که در آن برای زن و شوهر احساس رضایت و شادی از ازدواج و از یکدیگر وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه غنی‌سازی ارتباط بر سازگاری زناشویی زوج‏ها انجام گرفت.
روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه‏تجربی و طرح پیش‏آزمون و پس‏ آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از کلیۀ زوج‏های داوطلب شهرستان بردسکن بود. نمونه شامل پژوهش 12 زوج (6 زوج در گروه کنترل و 6 زوج در گروه آزمایش) بودند که به روش نمونه‌گیری داوطلب با جایگزینی تصادفی انتخاب شدند. گروه آزمایش در 6 جلسه مشاوره گروهی به شیوه رویکرد غنی‌سازی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل تحت هیچ مداخله‌ای قرارنگرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه سازگاری دونفری اسپانیر (1976) بود که زوج‏های گروه آزمایش و کنترل در دو مرحلۀ پیش آزمون و پس‌آزمون آن را تکمیل کردند.
یافته‌ ها: تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط آزمون آماری تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج تفاوت معناداری را بین دو گروه در سازگاری زناشویی، رضایت زناشویی، همبستگی دو نفری و توافق دو نفری نشان داد، اما در متغیر ابراز محبت تفاوت معناداری بین دو گروه مشخص نشد.
نتیجه‏ گیری: از یافته‌های پژوهش حاضر می‌توان درراستای مداخلات بالینی و درمانی استفاده کرد و سازگاری زوج‌ها را افزایش داد.
کلیدواژه ها
برنامه غنی‌سازی ارتباط؛ سازگاری زناشویی؛ زوج‌ها