مقالات

مقالات (3896)

علامه محمد حسين فضل الله از جمله مفسران شيعي لبناني محسوب مي شود كه با هدف ارائه اصول كلي حاكم بر نظام اجتماعي اسلام، در قالب شيوه اي تحليلي و اجتهادي به پردازش آيات قرآني پرداخته است. اين مقاله در قالب 3 بخش به بررسي ديدگاه وي درباره مشاركت اجتماعي زنان اختصاص يافته است. مهم ترين يافته هاي اين مطالعه از رهگذر بررسي آراء تفسيري ايشان اين است كه يكسان بودن مبدا پيدايش انسان ها ،كرامت ذاتي انسان ها، عقل گرايي و اجتماع گرايي از مهم ترين مباني تفسيري علامه فضل الله در تبيين مشاركت اجتماعي زنان محسوب مي شوند. علامه فضل الله با تاكيد بر تساوي عقلي زنان و مردان، اختصاص قواميت مردان به كانون خانواده، نفي قواميت مردان در حوزه خانواده با تعريف مردسالارانه و جواز تصدي مشاغل اجتماعي توسط زنان، مخاطبان را به جواز مشاركت اجتماعي زنان سوق مي دهد. بررسي تحليلي اين ديدگاه در مقايسه با ديگر صاحب نظران در اين عرصه، غايت ديگري است كه بدان پرداخته شده است.

کليدواژگان: علامه محمدحسين فضل الله، لبنان، تفسير قرآن، مشاركت اجتماعي، زنان

حجاب و رعايت عفاف از مختصات ارزشي زن مسلمان است كه تاكنون ضرورت و بداهت عقلي آن از جنبه هاي گوناگون بررسي شده است. پوشش به عنوان پديده اي اجتماعي محسوب مي شود كه در سال هاي اخير بيش از پيش توجه همگان را به خود معطوف كرده است. امروزه بيش از آنكه بحث پوشش صحيح و اسلامي مطرح باشد، بحث بدپوشي و استفاده از مدها و الگوهاي متنوعي مطرح است كه با آيين و احكام اسلامي همخواهي ندارند. اين مطالعه با استفاده از مرور تحقيقات انجام شده، به بررسي و شناخت عوامل اجتماعي رويگرداني از حجاب و ارائه راه كارهاي مرتبط با آن مي پردازد. در راستاي اين هدف، نظريات جامعه شناسي مربوط همچون نظريه هاي ساختي-كاركردي، نظريه كنش متقابل، ديدگاه تضادي و گزينش عاقلانه مطرح و الگوي تلفيقي اي از آنها ارائه گرديد؛ و در ادامه، علل رويگرداني مانند تاثيرات ساختاري، ضعف خانواده در هدايت و نظارت، نقش رسانه، بالا رفتن سن ازدواج و ... با توجه به نظريات، تبيين شدند. در نهايت نيز راه كارهايي براي كاهش بدحجابي مطرح گرديد.

کليدواژگان: پوشش، رويگرداني از حجاب، محيط هاي ارتباط، يادگيري، همانندسازي، دروني سازي، منافع و هزينه ها

اهميت راي دهي و رفتار انتخاباتي همواره در شاخه هاي مختلف نظري مورد تاكيد قرار گرفته است.يكي از مهم ترين رهيافت ها در اين زمينه، رهياف جامعه شناختي است كه در آن سعي مي شود گرايش هاي مختلف فرد بر اساس تاثير متغيرهايي همچون پايگاه اجتماعي و اقتصادي، سطح آموزش، سن، گرايش هاي مذهبي، جنسيت و...توضيح داده شود.مبتني بر اين رهيافت، جنسيت يكي از عواملي است كه ذيل الگوي شكاف جنسيتي بر تصميم راي دهندگان موثر است. مقاله حاضر در صدد شناخت تاثير جنسيت بر رفتار انتخاباتي در جامعه آماري مورد مطالعه(شهر اصفهان)مي باشد.براي انجام اين پژوهش و آزمون چهار فرضيه، از روش پيمايش استفاده شد و طي آن 230 پرسشنامه به تناسب جمعيت در بخش هاي مختلف شهر توزيع گرديد.بر اساس نتايج حاصل شده در اين تحقيق، بين متغيرهاي محافظه كاري، اهميت به ويژگي هاي ظاهري و مذهبي كانديداها و متغير جنسيت، رابطه معنادار وجود دارد، به گونه اي كه ميانگين زنان براي اين متغيرها بيشتر از مردان است. اما ميان متغيرهاي ميزان اهميت و شركت در انتخابات، ميزان آگاهي هاي سياسي و انتخاباتي و متغير جنسيت رابطه معنادار وجود ندارد و ميانگين اين متغيرها ميان زنان و مردان تقريباً يكسان است.

کليدواژگان: مشاركت سياسي، رفتار انتخاباتي، انتخابات، جنسيت، شكاف جنسيتي
   

اين مقاله به دنبال آسيب شناسي يكي از ناهنجاري هاي جامعه ايراني يعني «بدپوششي» است. بدين منظور با استفاده از چهار نظريه ساختاري، فرهنگي، معنايي و مبادله اي، تبيين جامعه شناختي جامعي از اين ناهنجاري ارائه شده است. چهار الگوي نظري در خانواده مطلوب اسلامي به نحو خاصي متجلي شده اند كه به كارگيري آنها به صورت پيامدي «حجاب» را بازتوليد مي كند. در خانواده ايراني اين الگوهاي نظري با تفاوت هايي از خانواده مطلوب اسلامي بيان شده است و اين تفاوت ها منجر به نابهنجاري هايي از جمله در سبك پوشش و حجاب شده است. بر اين اساس، با استفاده از روش تطبيقي نشان داده شده است كه دو نوع خانواده اسلامي و خانواده ايراني در مقوله حجاب چه تاثيرات متفاوتي توليد مي كنند. نتيجه اي كه حاصل شده اين است كه براي درمان اين نابهنجاري مي بايست خانواده ايراني، دقيقاً به نحوه چينش چهار الگو در آموزه هاي اسلامي از خانواده توجه نمايد تا به طور پيامدي امر نابهنجار «بدپوششي» جاي خود را به پديده بهنجار «حجاب» دهد.

کليدواژگان: زن، حجاب، بد پوششي، خانواده مطلوب، خانواده موجود

در دوران معاصر با شكل گيري سبك هاي جديد زندگي، خانواده دچار بحران هاي مختلفي شده است و پيشرفت هاي جديد نيز نتوانسته مانع از سير نزولي اين نهاد شود. با توجه به اينكه خانواده سلول اصلي جامعه است و سلامت روحي و فكري جامعه در گرو سلامت خانواده مي باشد، در دين اسلام از جايگاه بالايي برخوردار است و اين اهميت را مي توان در رهنمود هاي قرآن و اهل بيت يافت. اين تحقيق كه به شيوه تحليلي و توصيفي مي باشد، درصدد رسيدن به ملاك هاي دست يابي به خانواده موفق است. يكي از بزرگ ترين معيارهاي موفقيت در خانواده داشتن آرامش است. خداوند در قرآن كريم رسيدن به آرامش را بزرگ ترين هدف ازدواج بيان مي نمايد. اصلي ترين ملاك براي يك خانواده موفق اين است كه بسنجيم تا چه ميزان در جهت والاترين هدف آفرينش، يعني بندگي و معرفت خداوندگام برمي دارد؛ چراكه اين مسئله مي تواند بر رفتار تك تك اعضاي خانواده تاثير داشته باشد. از راه هاي رسيدن به موفقيت و آرامش در خانواده، داشتن باورهاي مثبت و همچنين داشتن محبت و مودت در ارتباط بين زن و شوهر بيان مي شود. اهميت دادن به آراستگي ظاهري، داشتن حسن ظن و دور كردن كينه ها از دل، به نيكويي سخن گفتن، داشتن ذائقه شيرين، صبر، سازگاري و ... مي تواند زوجين را براي رسيدن به اين هدف ياري نمايد.

کليدواژگان: آرامش، خانواده، زوجي، سبك زندگي

صفحه1 از780