مسئله اصلی در این تحقیق شناخت عوامل موثر بر تفاوت نگرش دختران و مادرانشان به ارزشهای مربوط به خانواده است. جهت پشتوانه تئوریک تحقیق از نظریات ارزشها و نگرشها و نظریات تاریخی نسلی مارگارت مید و کارل مانهایم استفاده شده است. بر این اساس چهار متغیر مستقل شامل تفاوت سنی مادر و دختر، تفاوت سطح تحصیلات آنها، تفاوت در میزان استفاده از رسانه های جهانی (اینترنت و ماهواره) و تفاوت در میزان دینداریشان در نظر گرفته شده اند. جامعه آماری در این تحقیق دختران دانشجوی دانشکده های مختلف دانشگاه علامه طباطبایی و مادرانشان بودند. حجم نمونه 260 دختر محاسبه شده و نمونه گیری به روش سهمیه ای از دانشکده های مختلف صورت گرفته بود. جهت اجرای تحقیق از روش پیمایش استفاده شده و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است و برای تحلیل داده ها در SPSS از کندال tau-b و tau-c استفاده شده است. اعتبار ابزار اندازه گیری صوری است و پایایی آن از طریق آزمون-آزمون مجدد ارزیابی شده است.

منتشرشده در پایان نامه ها

این پژوهش در زمینه آموزش تکنیک‌های دلبستگی برای آغاز ارتباط بین مادر و جنین و ارتقاء رضایت زناشویی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تکنیک‌های دلبستگی پیش از زایمان بر افزایش دلبستگی مادر به جنین و افزایش رضایت زناشویی زنان باردار است. تحقیقات نشان می‌دهند بررسی مداخلاتی که مبتنی بر آموزش مفاهیمی همچون دلبستگی پیش از زایمان است، بر ایجاد دلبستگی مادر به جنین و رضایت زناشویی زنان باردار تأثیر دارد. روش و ابزار پژوهش حاضر، نیمه تجربی است و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. اعضای گروه آزمایش و کنترل که هر کدام شامل 15 نفر از زنان باردار بودند. سپس زنان گروه آزمایش در 8 جلسه‌ی 120 دقیقه‌ای در کارگاه آموزشی تکنیک‌های دلبستگی شرکت کردند. نتایج نشان می‌دهد آموزش تکنیک‌های دلبستگی پیش از زایمان بر افزایش دلبستگی مادر به جنین و رضایت زناشویی تاثیر مثبتی به جای خواهد گذاشت.

منتشرشده در پایان نامه ها

این پژوهش به "بررسی نقش پایگاه اجتماعی زنان و تأثیر آن بر جامعه‌پذیری فرزندان" می‌پردازد. زنان و مادران بطور غیرمستقیم بر روی فرزندان تأثیر می‌گذارند، زیرا کودکان مادران خود را الگو قرار می‌دهند. هدف اصلی آن این است که پایگاه اجتماعی زنان چه تأثیری می‌تواند بر جامعه‌پذیری فرزندان داشته باشد. چارچوب نظری این پژوهش از نظریات نظریه‌پردازانی چون امیل دورکیم در زمینه اجتماعی شدن و پایگاه اجتماعی ماکس وبر استفاده شده است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و طرح تحقیق آن مقطعی می‌باشد. جامعه آماری زنان شاغل 45-28 ساله در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور که فرزندان آنها بین 6 تا 18 ساله می‌باشند که با استفاده از روش تمام شماری تعداد 86 نفر بدست آمده است و ابزار اصلی پرسشنامه می‌باشد و برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار spss استفاده گردید. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات، نتایج بدست آمده بین پایگاه اجتماعی مادر با میزان جامعه‏پذیری فرزندان رابطه‏ی معناداری را نشان نداد.

منتشرشده در پایان نامه ها

علامه محمد حسين فضل الله از جمله مفسران شيعي لبناني محسوب مي شود كه با هدف ارائه اصول كلي حاكم بر نظام اجتماعي اسلام، در قالب شيوه اي تحليلي و اجتهادي به پردازش آيات قرآني پرداخته است. اين مقاله در قالب 3 بخش به بررسي ديدگاه وي درباره مشاركت اجتماعي زنان اختصاص يافته است. مهم ترين يافته هاي اين مطالعه از رهگذر بررسي آراء تفسيري ايشان اين است كه يكسان بودن مبدا پيدايش انسان ها ،كرامت ذاتي انسان ها، عقل گرايي و اجتماع گرايي از مهم ترين مباني تفسيري علامه فضل الله در تبيين مشاركت اجتماعي زنان محسوب مي شوند. علامه فضل الله با تاكيد بر تساوي عقلي زنان و مردان، اختصاص قواميت مردان به كانون خانواده، نفي قواميت مردان در حوزه خانواده با تعريف مردسالارانه و جواز تصدي مشاغل اجتماعي توسط زنان، مخاطبان را به جواز مشاركت اجتماعي زنان سوق مي دهد. بررسي تحليلي اين ديدگاه در مقايسه با ديگر صاحب نظران در اين عرصه، غايت ديگري است كه بدان پرداخته شده است.

کليدواژگان: علامه محمدحسين فضل الله، لبنان، تفسير قرآن، مشاركت اجتماعي، زنان

حجاب و رعايت عفاف از مختصات ارزشي زن مسلمان است كه تاكنون ضرورت و بداهت عقلي آن از جنبه هاي گوناگون بررسي شده است. پوشش به عنوان پديده اي اجتماعي محسوب مي شود كه در سال هاي اخير بيش از پيش توجه همگان را به خود معطوف كرده است. امروزه بيش از آنكه بحث پوشش صحيح و اسلامي مطرح باشد، بحث بدپوشي و استفاده از مدها و الگوهاي متنوعي مطرح است كه با آيين و احكام اسلامي همخواهي ندارند. اين مطالعه با استفاده از مرور تحقيقات انجام شده، به بررسي و شناخت عوامل اجتماعي رويگرداني از حجاب و ارائه راه كارهاي مرتبط با آن مي پردازد. در راستاي اين هدف، نظريات جامعه شناسي مربوط همچون نظريه هاي ساختي-كاركردي، نظريه كنش متقابل، ديدگاه تضادي و گزينش عاقلانه مطرح و الگوي تلفيقي اي از آنها ارائه گرديد؛ و در ادامه، علل رويگرداني مانند تاثيرات ساختاري، ضعف خانواده در هدايت و نظارت، نقش رسانه، بالا رفتن سن ازدواج و ... با توجه به نظريات، تبيين شدند. در نهايت نيز راه كارهايي براي كاهش بدحجابي مطرح گرديد.

کليدواژگان: پوشش، رويگرداني از حجاب، محيط هاي ارتباط، يادگيري، همانندسازي، دروني سازي، منافع و هزينه ها

اهميت راي دهي و رفتار انتخاباتي همواره در شاخه هاي مختلف نظري مورد تاكيد قرار گرفته است.يكي از مهم ترين رهيافت ها در اين زمينه، رهياف جامعه شناختي است كه در آن سعي مي شود گرايش هاي مختلف فرد بر اساس تاثير متغيرهايي همچون پايگاه اجتماعي و اقتصادي، سطح آموزش، سن، گرايش هاي مذهبي، جنسيت و...توضيح داده شود.مبتني بر اين رهيافت، جنسيت يكي از عواملي است كه ذيل الگوي شكاف جنسيتي بر تصميم راي دهندگان موثر است. مقاله حاضر در صدد شناخت تاثير جنسيت بر رفتار انتخاباتي در جامعه آماري مورد مطالعه(شهر اصفهان)مي باشد.براي انجام اين پژوهش و آزمون چهار فرضيه، از روش پيمايش استفاده شد و طي آن 230 پرسشنامه به تناسب جمعيت در بخش هاي مختلف شهر توزيع گرديد.بر اساس نتايج حاصل شده در اين تحقيق، بين متغيرهاي محافظه كاري، اهميت به ويژگي هاي ظاهري و مذهبي كانديداها و متغير جنسيت، رابطه معنادار وجود دارد، به گونه اي كه ميانگين زنان براي اين متغيرها بيشتر از مردان است. اما ميان متغيرهاي ميزان اهميت و شركت در انتخابات، ميزان آگاهي هاي سياسي و انتخاباتي و متغير جنسيت رابطه معنادار وجود ندارد و ميانگين اين متغيرها ميان زنان و مردان تقريباً يكسان است.

کليدواژگان: مشاركت سياسي، رفتار انتخاباتي، انتخابات، جنسيت، شكاف جنسيتي
   

اين مقاله به دنبال آسيب شناسي يكي از ناهنجاري هاي جامعه ايراني يعني «بدپوششي» است. بدين منظور با استفاده از چهار نظريه ساختاري، فرهنگي، معنايي و مبادله اي، تبيين جامعه شناختي جامعي از اين ناهنجاري ارائه شده است. چهار الگوي نظري در خانواده مطلوب اسلامي به نحو خاصي متجلي شده اند كه به كارگيري آنها به صورت پيامدي «حجاب» را بازتوليد مي كند. در خانواده ايراني اين الگوهاي نظري با تفاوت هايي از خانواده مطلوب اسلامي بيان شده است و اين تفاوت ها منجر به نابهنجاري هايي از جمله در سبك پوشش و حجاب شده است. بر اين اساس، با استفاده از روش تطبيقي نشان داده شده است كه دو نوع خانواده اسلامي و خانواده ايراني در مقوله حجاب چه تاثيرات متفاوتي توليد مي كنند. نتيجه اي كه حاصل شده اين است كه براي درمان اين نابهنجاري مي بايست خانواده ايراني، دقيقاً به نحوه چينش چهار الگو در آموزه هاي اسلامي از خانواده توجه نمايد تا به طور پيامدي امر نابهنجار «بدپوششي» جاي خود را به پديده بهنجار «حجاب» دهد.

کليدواژگان: زن، حجاب، بد پوششي، خانواده مطلوب، خانواده موجود

در دوران معاصر با شكل گيري سبك هاي جديد زندگي، خانواده دچار بحران هاي مختلفي شده است و پيشرفت هاي جديد نيز نتوانسته مانع از سير نزولي اين نهاد شود. با توجه به اينكه خانواده سلول اصلي جامعه است و سلامت روحي و فكري جامعه در گرو سلامت خانواده مي باشد، در دين اسلام از جايگاه بالايي برخوردار است و اين اهميت را مي توان در رهنمود هاي قرآن و اهل بيت يافت. اين تحقيق كه به شيوه تحليلي و توصيفي مي باشد، درصدد رسيدن به ملاك هاي دست يابي به خانواده موفق است. يكي از بزرگ ترين معيارهاي موفقيت در خانواده داشتن آرامش است. خداوند در قرآن كريم رسيدن به آرامش را بزرگ ترين هدف ازدواج بيان مي نمايد. اصلي ترين ملاك براي يك خانواده موفق اين است كه بسنجيم تا چه ميزان در جهت والاترين هدف آفرينش، يعني بندگي و معرفت خداوندگام برمي دارد؛ چراكه اين مسئله مي تواند بر رفتار تك تك اعضاي خانواده تاثير داشته باشد. از راه هاي رسيدن به موفقيت و آرامش در خانواده، داشتن باورهاي مثبت و همچنين داشتن محبت و مودت در ارتباط بين زن و شوهر بيان مي شود. اهميت دادن به آراستگي ظاهري، داشتن حسن ظن و دور كردن كينه ها از دل، به نيكويي سخن گفتن، داشتن ذائقه شيرين، صبر، سازگاري و ... مي تواند زوجين را براي رسيدن به اين هدف ياري نمايد.

کليدواژگان: آرامش، خانواده، زوجي، سبك زندگي

با آغاز خيزش هاي مردمي در خاورميانه و شمال آفريقا، بسياري از صاحب نظران معتقد به گذار رژيم هاي اقتدارگرا در منطقه به دموكراسي بودند، اما قدرت يافتن عواملي همچون حضور پر رنگ گروه هاي اسلام گرا مانند اخوان المسلمين، سر دادن شعارهاي اسلامي، پيشينه قدرتمند روي كار آمدن حكومتي اسلامي پس از انقلاب 1357 در ايران، و حضور زنان محجبه با پوششي اسلامي پا به پاي مردان، مباحث گذار را از اقتدارگرايي به مردم سالاري ديني سوق داد. در اين پژوهش به بررسي نقش اساسي زنان در خيزش هاي بيداري در منطقه در جريان پروسه گذار به دموكراسي با رويكردي ديني مي پردازيم. امروزه نقش زنان در اغلب فعاليت هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي بخصوص در تحولات اخير در منطقه غير قابل انكار است، اما عاملي كه بايد مد نظر قرار داد، تداوم مشاركت سياسي زنان در جامعه حتي پس از خاموش شدن اعتراضات و تصويب اصلاحات در قوانين دولت هاي جديد در كشورهاي عرب منطقه، با الگوبرداري از مشاركت زنان پس از انقلاب اسلامي در ايران است.

کليدواژگان: زنان، دموكراتيزاسيون، عدالت جنسيتي، انقلاب اسلامي ايرا

هدف اصلي اين نوشتار كه به روش توصيفي- تحليلي، با استفاده از منابع كتابخانه اي و اجراي روش دلفي به رشته تحرير در آمده، عبارت از بررسي جايگاه هويت فرهنگي و مولفه هاي آن با تاكيد بر هنر، در نظام آموزش و پرورش ايران است. به اين منظور، ابتدا مفهوم هويت فرهنگي و مولفه هاي اساسي آن با تاكيد بر مولفه هاي عرصه هنر، بررسي شده و سپس با موشكافي در اهداف كلي نظام آموزشي، ميزان توجه به مقوله هويت فرهنگي در بيان اهداف، مورد ارزيابي قرار گرفته است. در ادامه، نقش آموزش و پرورش در تقويت هنر و مولفه هاي آن بيان شده است. نتايج بررسي ها نشان داده كه در اهداف تصريح شده نظام آموزشي ايران، هويت فرهنگي از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و با توجه به تاثيرگذاري اين مقوله در ساير زمينه هايي كه به توسعه و تحكيم كشور مربوط است، نياز به تجديد نظر و بازانديشي وجود دارد.

کليدواژگان: هويت فرهنگي، هنر و اهداف تعليم و تربيت

صفحه1 از238