این پژوهش به "بررسی نقش پایگاه اجتماعی زنان و تأثیر آن بر جامعه‌پذیری فرزندان" می‌پردازد. زنان و مادران بطور غیرمستقیم بر روی فرزندان تأثیر می‌گذارند، زیرا کودکان مادران خود را الگو قرار می‌دهند. هدف اصلی آن این است که پایگاه اجتماعی زنان چه تأثیری می‌تواند بر جامعه‌پذیری فرزندان داشته باشد. چارچوب نظری این پژوهش از نظریات نظریه‌پردازانی چون امیل دورکیم در زمینه اجتماعی شدن و پایگاه اجتماعی ماکس وبر استفاده شده است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی و طرح تحقیق آن مقطعی می‌باشد. جامعه آماری زنان شاغل 45-28 ساله در معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهور که فرزندان آنها بین 6 تا 18 ساله می‌باشند که با استفاده از روش تمام شماری تعداد 86 نفر بدست آمده است و ابزار اصلی پرسشنامه می‌باشد و برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار spss استفاده گردید. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات، نتایج بدست آمده بین پایگاه اجتماعی مادر با میزان جامعه‏پذیری فرزندان رابطه‏ی معناداری را نشان نداد.

منتشرشده در پایان نامه ها

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش واسطه گری عزت نفس بین بی ثباتی پدر و مادر و ارزشهای اجتماعی با بهزیستی روانشناختی انجام شد .به همین منظور تعداد 328دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت(157دختر،171پسر)به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و با استفاده از مقیاسهای عزت نفس دو وجهی ، بهزیستی روانشناختی ریف (1989) ، بی ثباتی پدر ومادر یوشیزومی و مورایس (2006) ، ارزشهای اجتماعی شوارتز مورد ارزیابی قرار گرفت .اعتبار این مقیاسها به روش آلفای کرونباخ توسط محقق مورد ارزیابی قرار گرفت . لازم به ذکر است که ابعاد جهان گرایی ، امنیت ،سنت و خیر خواهی از میان 10بعد ارزشهای اجتماعی انتخاب شدند . نتایج یافته های توصیفی این پژوهش نشان داد که ابعاد خودارزشمندی وشایستگی به صورت منفی ومعنادار با بی ثباتی پدر و مادر در ارتباط می باشند . همچنین بی ثباتی پدر و مادر نیز با بهزیستی روانشناختی به صورت منفی ومعنادار در ارتباط است .

منتشرشده در پایان نامه ها

حجاب و رعايت عفاف از مختصات ارزشي زن مسلمان است كه تاكنون ضرورت و بداهت عقلي آن از جنبه هاي گوناگون بررسي شده است. پوشش به عنوان پديده اي اجتماعي محسوب مي شود كه در سال هاي اخير بيش از پيش توجه همگان را به خود معطوف كرده است. امروزه بيش از آنكه بحث پوشش صحيح و اسلامي مطرح باشد، بحث بدپوشي و استفاده از مدها و الگوهاي متنوعي مطرح است كه با آيين و احكام اسلامي همخواهي ندارند. اين مطالعه با استفاده از مرور تحقيقات انجام شده، به بررسي و شناخت عوامل اجتماعي رويگرداني از حجاب و ارائه راه كارهاي مرتبط با آن مي پردازد. در راستاي اين هدف، نظريات جامعه شناسي مربوط همچون نظريه هاي ساختي-كاركردي، نظريه كنش متقابل، ديدگاه تضادي و گزينش عاقلانه مطرح و الگوي تلفيقي اي از آنها ارائه گرديد؛ و در ادامه، علل رويگرداني مانند تاثيرات ساختاري، ضعف خانواده در هدايت و نظارت، نقش رسانه، بالا رفتن سن ازدواج و ... با توجه به نظريات، تبيين شدند. در نهايت نيز راه كارهايي براي كاهش بدحجابي مطرح گرديد.

کليدواژگان: پوشش، رويگرداني از حجاب، محيط هاي ارتباط، يادگيري، همانندسازي، دروني سازي، منافع و هزينه ها

اين مقاله به دنبال آسيب شناسي يكي از ناهنجاري هاي جامعه ايراني يعني «بدپوششي» است. بدين منظور با استفاده از چهار نظريه ساختاري، فرهنگي، معنايي و مبادله اي، تبيين جامعه شناختي جامعي از اين ناهنجاري ارائه شده است. چهار الگوي نظري در خانواده مطلوب اسلامي به نحو خاصي متجلي شده اند كه به كارگيري آنها به صورت پيامدي «حجاب» را بازتوليد مي كند. در خانواده ايراني اين الگوهاي نظري با تفاوت هايي از خانواده مطلوب اسلامي بيان شده است و اين تفاوت ها منجر به نابهنجاري هايي از جمله در سبك پوشش و حجاب شده است. بر اين اساس، با استفاده از روش تطبيقي نشان داده شده است كه دو نوع خانواده اسلامي و خانواده ايراني در مقوله حجاب چه تاثيرات متفاوتي توليد مي كنند. نتيجه اي كه حاصل شده اين است كه براي درمان اين نابهنجاري مي بايست خانواده ايراني، دقيقاً به نحوه چينش چهار الگو در آموزه هاي اسلامي از خانواده توجه نمايد تا به طور پيامدي امر نابهنجار «بدپوششي» جاي خود را به پديده بهنجار «حجاب» دهد.

کليدواژگان: زن، حجاب، بد پوششي، خانواده مطلوب، خانواده موجود

در دوران معاصر با شكل گيري سبك هاي جديد زندگي، خانواده دچار بحران هاي مختلفي شده است و پيشرفت هاي جديد نيز نتوانسته مانع از سير نزولي اين نهاد شود. با توجه به اينكه خانواده سلول اصلي جامعه است و سلامت روحي و فكري جامعه در گرو سلامت خانواده مي باشد، در دين اسلام از جايگاه بالايي برخوردار است و اين اهميت را مي توان در رهنمود هاي قرآن و اهل بيت يافت. اين تحقيق كه به شيوه تحليلي و توصيفي مي باشد، درصدد رسيدن به ملاك هاي دست يابي به خانواده موفق است. يكي از بزرگ ترين معيارهاي موفقيت در خانواده داشتن آرامش است. خداوند در قرآن كريم رسيدن به آرامش را بزرگ ترين هدف ازدواج بيان مي نمايد. اصلي ترين ملاك براي يك خانواده موفق اين است كه بسنجيم تا چه ميزان در جهت والاترين هدف آفرينش، يعني بندگي و معرفت خداوندگام برمي دارد؛ چراكه اين مسئله مي تواند بر رفتار تك تك اعضاي خانواده تاثير داشته باشد. از راه هاي رسيدن به موفقيت و آرامش در خانواده، داشتن باورهاي مثبت و همچنين داشتن محبت و مودت در ارتباط بين زن و شوهر بيان مي شود. اهميت دادن به آراستگي ظاهري، داشتن حسن ظن و دور كردن كينه ها از دل، به نيكويي سخن گفتن، داشتن ذائقه شيرين، صبر، سازگاري و ... مي تواند زوجين را براي رسيدن به اين هدف ياري نمايد.

کليدواژگان: آرامش، خانواده، زوجي، سبك زندگي

روند رو به رشد آمار طلاق قانوني بخصوص در سال هاي نخست و در شهرهاي بزرگ، نشان از وجود رابطه مخدوش زناشويي و نارضايتي همسران از استمرار رابطه همسري دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسي و واكاوي پديده طلاق عاطفي (خاموش) به عنوان عامل همواركننده طلاق قانوني در همسران صورت گرفته است. روش پژوهش از نوع توصيفي و اسنادي است. اين پژوهش، با استناد به رويكردهاي مثلث حريم زناشويي، مبادله اجتماعي و وجود مانع در صدد تحليل وضعيت طلاق عاطفي بين همسران برآمده است. كيفيت رابطه بين همسران و عوامل تاثيرگذار برآن تعيين كننده رضايت يا دلزدگي زناشويي بوده، نقش مهمي در تداوم زندگي مشترك دارد. از اين رو، توجه خانواده ها و همسران و در سطح كلي تر دست اندركاران و سياست گذاران به جدايي و ازهم گسيختگي زناشويي، مي تواند زمينه ساز ايجاد و رشد زناشويي موفق در آينده خانوده ايراني گرديده، فشارهاي اقتصادي، اجتماعي و رواني ناشي از طلاق عاطفي را در سطح خانواده ها و اجتماع تخفيف دهد.

کليدواژگان: طلاق عاطفي. جدايي. نارضايتي زناشويي

مطرح شدن افكار فمينيستي براي احقاق حقوق زنان در غرب، سبب شد كه آنان گرايش فوق العاده اي به سمت جنس موافق داشته باشند. در پيدايش لزبينيسم عوامل روان شناختي و مشكلات اجتماعي و مسائل علمي جديد، هر سه در سبب شناسي هم جنس خواهي موثر هستند و هر كدام در جايگاه خود نقش موثري در پيدايش اين پديده ايفا مي كنند. مقاله حاضر به بررسي عوامل موثر بر گرايش جنسي افراد و سبب شناسي اين پديده در عصر حاضر پرداخته و آن را از ديدگاه هاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد.

کليدواژگان: هم جنس خواهي، هويت جنسي، هرزه نگاري، خشونت، لقاح مصنوعي، مهندسي ژنتيك.

امروزه زنان، به ويژه در محلات فقير و حاشيه نشين، با توجه به فقر مضاعف، محروميت ها، روحيه مردسالاري و... موجود در اين محلات، مقوله سلامت زيست و زندگي سالمِ خود را در معرض خطر مي بينند. با توجه به رشد روزافزون جمعيت، شهرنشيني، مهاجرت، فقر و حاشيه نشيني كه به روند غالب جهان، به ويژه دركشورهاي جهان سوم تبديل شده است، ضرورت بررسي و مطالعه سلامت زيست اين قشر از جامعه كه سلامت كل جامعه، ارتباط تنگاتنگ و مستقيمي با آنان دارد، از اهميت فراواني برخوردار است. در اين زمينه، با هدف بررسي و سنجش سلامت زيست و دسترسي به شاخص هاي سلامت در ميان زنان ساكن در اين محلات، محله شيخ آباد قم به عنوان محدوده پژوهشي مقاله حاضر مورد بررسي قرار گرفته است.روش مطالعه، تحليلي-توصيفي بوده و تعداد380 پرسش نامه نيز بر اساس مدل كوكران و بر اساس روش نمونه گيري تصادفي در ميان ساكنان توزيع شد. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد كه زنان اين محله به علت ضعف مفرط اجتماعي، فرهنگي و نيز خشونت بسيار زياد همسرانشان در معرض انواع تهديدها قرار دارند كه در نهايت موجب افت شديد سلامت زيست آنها شده است .

کليدواژگان: حاشيه نشيني، سلامت زيست زنان حاشيه نشين، شاخص هاي سلامت، شهر قم، محله شيخ آباد
   

سه شنبه, 24 اسفند 1395 ساعت 23:07

بررسی جامعه شناختی مهريه

مهريه يكي از نهادهاي حقوقي پذيرفته شده در شريعت اسلام و در نكاح دائم است. پديد آمدن مهر نتيجه تدبير ماهرانه اي است كه در متن خلقت و آفرينش براي تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يكديگر به كار رفته است. قرار دادن مهر براي زن ايجاد شخصيت مي كند، به نحوي كه مي توان گفت ارزش معنوي مهر بيش از ارزش مادي آن است. پژوهش حاضر با هدف پايش جامعه شناختي به موضوع مهريه در دين اسلام و با شيوه اسنادي انجام شده است.
افزايش بي رويه ميزان مهريه و احياناً دور شدن از ماهيت و حكمت وضع و قانون گذاري آن، داراي دلايل و پيامدهايي است. از جمله دلايل آن، تغيير در نظام باورها، نگرش ها و رفتارها و افزايش ارتقاي منزلت اجتماعي زنان مي باشد و از پيامدهاي آن، گريز از ازدواج، نابهنجاري هاي اجتماعي، بحران شخصيتي و ... است. بازشناسي الگوي شرعي مقدار مهريه و قواعد حقوقي و اخلاقي حاكم بر آن مي تواند در اصلاح اين موضوع موثر واقع گردد. نگارندگان در مقام راه كار ايجابي ،بر اين باورند كه از يك سو، راه چاره براي دور نشدن از ماهيت مهريه و برخورداري از كاركرد مطلوب اين نهاد مشروع، توجه به قواعد اخلاقي مربوط به مهريه مي باشد. از سويي ديگر، اصلاح ديدگاه ها نسبت به نهاد ازدواج و اهداف آن براي كاهش مقدار مهريه نقشي بنيادين دارد.

کليدواژگان: ازدواج، خانواده، زن، اخلاق، حقوق
   

يكي از مطالبات برحق زنان در قرن بيستم در كشور هاي اروپايي و آمريكايي، داشتن حقوق اجتماعي مساوي با مردان، از جمله داشتن حق راي سياسي بود. از دهه هاي اول اين قرن در كشورهاي مختلف به تدريج حق راي زنان عملي شد و در اواخر اين قرن رفع تبعيض در همه زمينه ها توسط فمينيست ها مورد درخواست قرار گرفت. جهان مدرن در اوايل قرن بيست و يكم تا حدودي به سمت تشابه نقش هاي اجتماعي براي زنان و مردان پيش رفت. اين الگوي مبتني بر ليبرال دموكراسي امروزه به عنوان يك الگوي برتر در جريان جهاني شدن به حساب مي آيد و در اقصا نقاط جهان، زنان در انتظار رسيدن به اين حد از مشاركت اجتماعي و بخصوص سياسي هستند. اما ماجرا در ايران تا حدي متفاوت است. در قرن بيستم زنان ايران با مشاركت در انقلاب مشروطه به فعاليت سياسي پرداختند و در نهضت هاي بعدي نيز مشاركت فعال داشتند. با ورود انديشه هاي اسلامي به سياست، تغيير عميقي در مشاركت سياسي زنان پديد آمد. اين تغيير، خود به عنوان رقيبي براي الگوي ليبرال دموكراسي مطرح است. در اين مقاله تلاش ما بر اين است تا در يك مطالعه تطبيقي و به شيوه اسنادي، وضعيت سياسي زنان در دوران پهلوي را با وضيعت ايشان در دوران جمهوري اسلامي مقايسه كنيم. در اين نوشتار، به دنبال پاسخ گويي به اين سوال نيز هستيم كه مشاركت زنان در سه قوه مجريه، مقننه، و قضائيه چگونه بوده و هست؟ حاصل اين مقايسه نشان مي دهد كه وضعيت سياسي زنان در دوران جمهوري اسلامي پيشرفت چشمگيري داشته است، اما هنوز هم مي توان اميد به افزايش بيش از پيش آن داشت.

کليدواژگان: زنان، فمينيسم، ليبراليسم، زن در اسلام، ايران

صفحه1 از52