زنان یکی از گروه ‏های هدف در برنامه‌های فقرزدایی‌اند؛ به‌ویژه زنان مطلقه و همسرفوت‌شده که به‌واسطۀ شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه با مسئلۀ فقر بیشتر درگیرند. این پژوهش درصدد سنجش عوامل مؤثر بر فقرزدایی و توانمندسازی زنان مطلقه و بیوۀ شهرستان سلسله (به‌منزلۀ یکی از شهرستان‌های محروم) است. جامعۀ آماری تحقیق، زنان مطلقه و همسرفوت‌شدۀ شهرستان سلسله است. حجم نمونه به روش خوشه‏ ای و تصادفی 120 نفر و از ابزار پرسش‌نامه برای جمع ‏آوری داده ‏ها استفاده شد. برای تحلیل داده‏ها نیز از آمارهای رواسپیرمن، تا اوبی کندال و رگرسیون گام‏به‏گام و همچنین در قالب مدل‌سازی معادلات ساختاری، از نرم‏افزار آموس استفاده شد. یافته‏ های پژوهش نشان داد بین میزان وام‏ های کم‌بهره، طرح‏های خوداشتغالی، آموزش عمومی و مهارت‏آموزی و فقرزدایی زنان رابطۀ معناداری وجود دارد. نقش کمک ‏های غیرنقدی کمیتۀ امداد امام خمینی (ره) بر فقرزدایی زنان تأیید نشد. یافته‏ ها، در صورت تأکید بر وام‏های کم‌بهره و مشارکت‌دادن زنان در طرح‏ های خوداشتغالی و مهارت‏ آموزی و آموزش عمومی، از کارکردی مثبت بر عمل‌کرد این سازمان در فقرزدایی زنان حکایت دارد.

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامۀ روان درمانی مبتنی بر غنی سازی روابط درون خانوادگی بر مهارت فرزندپروری مادران و نشانه های بالینی کودکان با اختلال رفتاری انجام شد. در این پژوهش دانش‌آموزان به همراه والدینشان با انتساب تصادفی به سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه‌های آزمایشی به ترتیب گروه اول فقط دریافت کننده برنامه آموزشی، گروه دوم فقط دریافت کننده دارو و گروه سوم دریافت کننده همزمان برنامه آموزشی و دارو بوده است و گروه کنترل هم هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامۀ جمعیت شناختی، سبک فرزندپروری بامریند و فهرست نشانه های بالینی کودک اجرا شدند. برنامۀ بهبودبخشی روابط درون‌خانوادگی به شکل هشت جلسۀ گروهی والدین، یک جلسۀ خانوادگی اختصاصی، دو جلسۀ تماس تلفنی و یک جلسۀ تقویتی برگزار شد. تحلیل داده‌ها به روش تحلیل کواریانس چند متغیره از نوع اندازه‌گیری های مکرر بود. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که روان درمانی مبتنی بر غنی‌سازی روابط درون خانوادگی موجب ارتقای مهارت های فرزندپروری مقتدرانه و کاهش نشانه های بالینی فرزندان شده است و این نتایج در پیگیری سه ماه نیز پایدار است.

منتشرشده در مقالات

هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل‌کنندگی ویژگی‌های شخصیتی در رابطه میان همسرآزاری علیه زنان با نشانه‌های افسردگی در آن­‌ها بود.
مواد و روش ها روش پژوهش پیمایشی و از نوع همبستگی است. 400 زن متأهل با روش نمونه‌­گیری در­دسترس، به سه پرسش‌نامه همسرآزاری قهاری، افسردگی بک (BDI-II) و ویژگی‌­های شخصیتی NEO پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها به روش رگرسیون سلسه مراتبی و با استفاده از نرم‌افزار spss 22 انجام شده است.
یافته ها زنانی که دچار همسرآزاری می‌شوند، به طور معناداری دچار نشانه‌های افسردگی هستند. بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر، از بین ویژگی‌های شخصیتی، تنها ویژگی توافق‌جویی بین خشونت روان‌شناختی و خشونت جنسی با میزان نشانگان افسردگی نقش تعدیل‌کنندگی ایفا می کرد.
نتیجه گیری با شناسایی و تشخیص ویژگی‌­های شخصیتی در زنان قربانی همسر­آزاری می‌توان زنان آسیب‌پذیر به خشونت را آموزش داد و درمان کرد

همسرآزاری  افسردگی زنان  زنان قربانی خشونت  ویژگی‌های شخصیتی زنان  نشانه‌هاي افسردگي  پنج عامل شخصیت  قربانیان خشونت

منتشرشده در مقالات

سیاست جنایی تقنینی ایران و موضع آن در قبال اسناد بین المللی که در سازمان ملل متحد تنظیم شده به ترتیب چه در کنوانسیون سرکوب قاچاق اشخاص و بهره کشی از روسپیگری دیگران و چه پروتکل دوم الحاقی به کنوانسیون پالرمو(2000) بدین نحو بوده که دولت ایران هر دو کنوانسیون را امضاء کرده اما تا به امروز از الحاق به آن ها امتناع نموده است و اثر حقوقی چنین عملی این است که دولت ایران در راه اجرای این کنوانسیون ایجاد اخلال نمی کند، و ملزم و متعهد به اجرای مفاد آن نمی باشد، علیرغم امتناع دولت ایران از الحاق به کنوانسیون 2000 دولتمردان، کشور را از خطرات این جنایت مصون ندیده و خود اقدام به تصویب قانون مبارزه با قاچاق انسان در تاریخ1383/4/28 نموده اند. این قانون در مقایسه با کنوانسیون، معیارهای کنوانسیون را در خصوص جرم انگاری و تعیین مجازات رعایت نموده و حتی فراتر از کنوانسیون بوده است و اقدامات انفرادی قاچاقچیان طبق این قانون قابل پیگرد می باشد اما در خصوص بزه دیدگان، قانون مذکور ساکت است و شاید بتوان بزرگترین نقطه ضعف این قانون را در رابطه با عدم حمایت از بزه دیدگان قاچاق بر خلاف کنوانسیون 2000 دانست.

منتشرشده در پایان نامه ها

مجموعه ای که پیش روست حاصل تلاشی است اندک در مسیر احقاق حقوق از دست رفته بانوان و رهاندن آنان از ستم دیدگی تاریخی شان، خشونت، این رفتار تعمدی آشکار یا پنهان که از ضعیف ترین حالت آن تا شدیدترین درجه اش، متضمن آسیب روحی یا جسمی قربانی خواهد بود، رفتاری است ضد اجتماعی که امروزه علی رغم داشتن قربانیان متعدد از هر سن و جنسیتی، زنان را آنچنان گرفتار خود ساخته که ناگزیر می بایست خشونت دیدگی بانوان را معضلی عمده در جامعه کنونی تلقی نمود، از این رو تلاش این مجموعه متمرکز بر آن است تا با رویکردی به خشونت پذیری خواسته و ناخواسته زنان، دلایل و عوامل گوناگون آن در دو جامعه ایرانی و آمریکایی، که هر دو به نحوی خاص و ویژه به این بیماری اجتماعی مبتلایند، بتوان از نگاهی جرم شناسانه، راه حلی ‹‹کیفری - اجتماعی›› را برای مبارزه با این معضل ارائه نمود، آشنایی با انواع گسترده خشونت علیه زنان بخصوص حجم بیداد کننده خشونت خانگی در ایران و خشونت اجتماعی در آمریکا و مطلع گشتن از بهای جبران ناپذیر و همه گیر آن، راهی جز اتخاذ سیاست جنایی کاربردی و مناسب را برای ما باقی نخواهد گذاشت، از این رو در طی فصول و مباحث این نوشتار پس از مطالعه انواع. ریشه ها و بهای خشونت بر زنان، سعی می شود تا در دستیابی به یک سیاست جنایی مثمر ثمر که متضمن تدابیر پیش گیرنده از یک سو و تدابیر حمایتی از سوی دیگر است، توفیق حاصل گردد؛ سیاستی علمی و منسجم با همکاری تمام ارکان جامعه، نه صرفا" رکن قانونی، بلکه حرکتی وحدت بخش که در ان ارکان دولتی، غیر دولتی و بخصوص زنان سهم عمده ای را بر عهده گیرند، تا هر جامعه، چه جامعه در حال توسعه ای همانند ایران با ریشه های بی شمار سنتی و مذهبی و چه جامعه توسعه یافته و صنعتی چون آمریکا، سعی نماید تا در چهارچوب مقتضیات زمانی و مکانی و با توجه به تعلقات فرهنگی و اجتماعی مردمان خود، با اتخاذ سیاست جنایی مشارکتی، مسیر وقوع خشونت بر زنان را از یک سو با موانع بی شمار روبرو کرده و از وقوع آن پیش گیری نماید و از سوی دیگر زنان خشونت دیده ای را که جامعه در پیش گیری از وقوع ستم بر آنان موفق نگردیده در چتر حمایتی قانونی - اجتماعی به مأمنی امن رساند.

چکیده (انگلیسی):

What you read here is a little try to adjudicate the lost right of women ‎and release them from historical oppressed. Coarseness is an obvious of hidden ‎voluntary behavior that from weakest position till harsthest causes physical or mental ‎damages in victim. Coarseness is an anti-social behavior that despite of having several ‎victims of different age and sex, affect women most of all and so we must mention ‎rudeness aganist women the exact problem of nowadays soceties. Effort of this ‎complex is looking to find a social driminal solution for rudeness against women after ‎pay attention to voluntary and involuntary acceptance of cruelty in women, reasons ‎and different factors in both iranian and American society that suffering from this ‎problem ...

منتشرشده در پایان نامه ها

کنوانسیون رفع کلیه ی اشکال تبعیض علیه زنان از مهمترین اسناد بین المللی است که در راستای حقوق زنان تدوین شده است. هر کشوری برای الحاق به آن ابتدا باید آموزه ها و مفاد آن را با باورها و قوانین خود بسنجد تا نقاط مشترک و متعارض را به دست آورد و سپس آگاهانه درباره عضویت یا عدم عضویت در آن تصمیم بگیرد. امروزه یکی از مهمترین مسائل جوامع انسانی مسئله رعایت حقوق زنان و حفظ منزلت والای آنان و پرهیز از برخوردهای تبعیض آمیز و مبتنی بر جنسیت با زنان است. در همین راستا دولتها و سازمان های بین المللی، کنوانسیونها و اسناد بین المللی مهمی را که همگی در جهت نفی هرگونه تبعیض علیه زنان و احقاق حقوق آنان و برقراری تساوی بین حقوق زن و مرد هستند تدوین کرده و به تصویب رسانده اند. از جمله این اسناد می توان به اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و مهمتر از همه «کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان» اشاره کرد. مهمترین هدف این اسناد و معاهدات، برقراری نظام هماهنگ جهت اجرای مفاد این معاهدات در سطح جهانی است. بسیاری از نویسندگان حقوقی بر این باورند که اصلی ترین مانع عدم تحقق این هدف، تعداد بسیار حق شرطهای اعمال شده به این معاهدات و به ویژه کنوانسیون یاد شده و همچنین نوع حق شرط هاست. رساله حاضر در مورد بررسی حق شرطهای وارده بر کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است؛ و برای این منظور کنوانسیون، نهاد نظارتی آن و حق شرطها به تفکیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

چکیده (انگلیسی):

ABSTRACT The Convention for the Elimination of all Forms of ‎Discrimination Against Women is among the most important international documents ‎prepared with regard to women’s rights. To adhere to this document, each country ‎must initially evaluate its content against its beliefs and laws so as to recognize the ‎converging and diverging points and then consciously decide about membership or ‎otherwise in the convention. One of the most important issues facing human societies ‎is that of women’s rights and maintaining their high status and avoiding ‎discriminatory and gender-based treatments of them. In this regard, governments and ‎international organizations have signed and ratified important documents, all of which ‎seek to rule out any discrimination against women, establish their rights and give them ‎rights equal to those of men. The Universal Declaration of Human Rights, the ‎International Covenant on Civil and Political Rights, the International Covenant on ‎Cultural, Social and Economic Rights and most important of all, the Convention for ‎the Elimination of all Forms of Discrimination Against Women are among these ‎documents. The most important aim pursued through these documents and covenants ‎is to establish a coordinate system for the implementation of the content of these ‎covenants in a universal scale. Many law authors believe that the most important ‎obstacle towards reaching this goal is the great number of reservations applied to such ‎covenants, particularly the aforesaid convention, and also the kind of reservations ‎applied. The present dissertation sets out to investigate reservations applied to the ‎Convention for the Elimination of all Forms of Discrimination Against Women, and to ‎achieve this purpose, the convention, its supervisory institution and reservations have ‎been separately analyzed.‎

منتشرشده در پایان نامه ها

در این پایان نامه سعی بر آن شده از دو منظر موافقان و مخالفان به تطبیق قوانین داخلی و کنوانسیون رفع تبعیض از زنان پرداخته در نهایت مواد کنوانسیون که با قوانین ایران اسلامی معارض است شناسایی شده و نقاط مشترک و مثبت آن بارز شود. این مساله طی شش بخش ارائه گردیده است. پژوهش شامل موارد ذیل است کلیات و مفاهیم، تاریخچه کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان و مفاهیمی همچون تبعیض، تساوی و الحاق. تعهدات مندرج در متن و مواد کنوانسیون و فهرست الزاماتی که دولت ها با پیوستن به کنوانسیون متقبل می گردند، معرفی و بررسی موارد انطباق مواد کنوانسیون با قوانین داخلی و فقه اسلامی حق آزادی اندیشه و بیان، حق برخورداری از امنیت، حق انتخاب کردن (حق رای)، حق برخورداری از محاکمه عادلانه، حق برخورداری از تامین اجتماعی، خدمات بهداشتی درمانی و بیمه، حق تساوی در مقابل قانون، حق انتخاب شدن، حق اشتغال، حق تحصیل، حق تابعیت، حق خانواده، حق مسکن و اقامتگاه و حق مالکیت از دو دیدگاه کنوانسیون و قوانین داخلی و انطباق آن دو بر یکدیگر بررسی مفاد و مواد کنوانسیون که با قوانین داخلی و گاه فقه اسلامی همخوانی ندارد و با آن ناسازگار است که این موارد عبارت اند از دیه، طلاق، شهادت، بلوغ، تعدد زوجات، حق انتخاب مسکن، مدیریت و زمامداری زنان، قضاوت، ازدواج، ارث و اهلیت. دلایل مخالفان جمهوری اسلامی به کنوانسیون، آثار و پیامدهای عدم الحاق جمهوری اسلامی به کنوانسیون

منتشرشده در پایان نامه ها

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش روش ذهن آگاهی بر میزان علائم اختلال وسواس - اجبار در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان اجرا گردید. بدین منظور تعداد 18 بیمار مبتلا به اختلال وسواس - اجبار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک معرفی شده بودند و دارو مصرف می کردند، به روش تصادفی ساده از میان جامعه پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه نه نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس - اجبار مادزلی به عنوان پیش آزمون در هر دو گروه اجرا شد. آزمودنیهای گروه آزمایش به صورت فردی و حضوری به مدت شش جلسه در معرض برنامه درمانی آموزش روش ذهن آگاهی قرار گرفتند. این برنامه شامل توضیح ماهیت اختلال وسواس - اجبار و انواع آن، مراحل چهارگانه ذهن آگاهی و ارائه تکالیف خانگی با استفاده از روش ذهن آگاهی بود که از طریق یک کتابچه راهنمای محقق ساخته و با هدایت پژوهشگر به هر بیمار آموزش داده می شد. در طول درمان علاوه بر جلسات هفته به هفته حضوری، بیماران از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر در ارتباط بوده و به منظور برطرف نمودن مشکلات احتمالی در انجام تکالیف، راهنماییهای لازم را دریافت می نمودند. آزمودنیهای گروه کنترل فقط دارو دریافت می کردند و هیچ نوع درمان روانشناختی بر آنها اعمال نمی شد. با توجه به استفاده از پرسشنامه وسواس – اجبار مادزلی که دارای یک نمره کل علائم اختلال وسواس-اجبار و پنج مقیاس فرعی وسواس شستشو، وسواس وارسی، کندی وسواسی، تردید وسواسی و نشخوار ذهنی می باشد، نتایج تحلیل کواریانس دال بر تأثیر آموزش روش ذهن آگاهی در بهبودی معنادار علائم کلی وسواس در مرحله پس آزمون و تداوم این بهبودی پس از دوره یک ماهه پیگیری بود (001/0>P). همچنین نتایج حاکی از تأثیر این روش در بهبودی معنادار علائم شستشو (002/0>P)، وارسی (001/0>P)، کندی وسواسی (04/0>P)، تردید وسواسی (002/0>P) و نشخوار ذهنی (001/0>P) در مرحله پس آزمون و تداوم این بهبودی پس از دوره یک ماهه پیگیری در علائم شستشو، وارسی، تردید وسواسی و نشخوار ذهنی (001/0>P) و کندی وسواسی (03/0>P) در مبتلایان به اختلال وسواس – اجبار بود

منتشرشده در پایان نامه ها

هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر درمان شناختی رفتاری بر اختلال کنش جنسی زنان بوده است. این پژوهش بر روی 20 نفر بیمار دچار اختلال کنش جنسی انجام گرفت. این 20 نفر بصورت تصادفی از بین بیماران مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره و روانپزشکی شهر اصفهان انتخاب شدند. گروه های آزمایش و کنترل هر کدام متشکل از 10 نفر بودند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه یک ساعته، تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفت و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. فرض پژوهش بر این بود که درمان شناختی رفتاری باعث کاهش اختلال کنش جنسی، بی ارگاسمی، اجتنابگری جنسی، نافراوانی جنسی، فقدان ارتباط جنسی و ناشهوت انگیزی جنسی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل می شود. شرکت کنندگان در این پژوهش قبل و بعد از اجرای مداخله به کمک پرسشنامه رضایت زناشویی گلومبک روست مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کواریانس حاکی از آن بود که که درمان شناختی رفتاری بصورت معناداری اختلال کنش جنسی، گروه آزمایش را نسبت به گروه کنترل بهبود بخشیده است (001/0=P). همچنین این درمان باعث کاهش معناداری در میزان بی ارگاسمی (008/0=P)، اجتنابگری جنسی (00/0=P)، نافراوانی جنسی (018/0=P))، ناکامروایی جنسی (003/0=P)، فقدان ارتباط جنسی (002/0=P) و ناشهوت انگیزی جنسی (00/0=P) در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر اختلال کنش جنسی زنان مؤثراست و این روش می تواند بعنوان یک روش مداخله ای مفید برای افراد دچار اختلال کنش جنسی به کار رود

منتشرشده در پایان نامه ها

چکیده (فارسی): رساله حاضر که به نقد تطبیقی تساوی حقوقی زنان در اسلام کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان می پردازد مطالب محوری زیر را در ردارد: 1. با بررسی محتوایی که در بخش اول از کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به عمل آمده نظریه تساوی به عنوان نظریه حاکم بر آن استحراج و مواردی که کنوانسیون خواستار برقراری تساوی بین زن و مرد در آن موارد می باشد مطرح گردیده و موارد تمام زمینه های اقتصادی, اجتماعی, فرهنگی و سیاسی را شامل می شود. 2. نظریه تساوی در بستر فکری جدید غرب ظهور پیدا کرده که شاخص های تفکرات جدید غرب را می توان در قالب عناوینی چون اومانیسم, سکولاریسم, نسبت گرایی, فردگرایی, حق محوری, بی اعتنایی به نهاد اخلاق و... ذکر کرد که این مبانی فکری به وضوح در کنوانسیون خودنمایی می کند که در واقع تعارض ریشه ای و تئوریک اسلام و کنوانسیون مربوط به این بعد می شود. 3. علاوه بر مبانی مذکور که ریشه تحولات همه جانبه در غرب بوده برخی تفکرات دیگری نیز در حوزه زنان با در ارتباط با زنان به وجود آمده که در واقع ناشی از همان مبانی علم اولیه بوده است تفکراتی نظیر نفی سنت, نفی جنسیت, تبیین جدید از نسبت بین زن و مرد, شخصیت گرایی افراطی, حق زن بر کنترل جسم خود, نفی خانواده و طور منطقی این تفکرات به نظریه تساوی تیبین زن و مرد می انجامد. 4. علاوه بر نقدهایی که بر مبانی فوق به عنوان تفکرات مدرن وارد است و اینکه اعمال نظریه تساوی موجب بی عدالتی میان زن و مرد می شود نباید از اهداف پشت پرده سودجویانی که به این نظریه دامن می زنند غافل ماند البته قضاوت در مورد کنوانسیون باتوجه به دستاوردهای نامطلوبی که برای جامعه زنان داشته کار ساده ای است. 5. اسلام به عنوان منادی به حق عدالت خصوصیات ویژه ای را که یک قانونگذار صالح باید داشته باشد دارد و براساس اصولی که برای شخصیت زن مسلمان طراحی کرده حقوق و تکالیفی برای او برشمرده که در نظام حقوقی اسلام کاملا عادلانه و واقع بینانه است. 6. کنوانسیون در تمام مواردی که اسلام میان زن و مرد از نظر حقوقی تفاوت قائل است با آن تعارض دارد به گونه ای که جمع اسلام و کنوانسیون به مثابه نقیضین غیرممکن است.

چکیده (انگلیسی): The present thesis in cludes following central issues' giving critics and examination ‎of women rights equity in islam. in islam and women anti discrimination convension correspond ‎dingly: 1. first section examins contently women anti diecrimination convension thereby, it ‎extracts equity idea as dominatnt idea then provides cases that the convension calls for ‎establishment of male-female equity including all economic, socialm cultural, and political fields. ‎‎2. equity emecged from modern western intellectual ground that one can call new western ‎thoughts parameters in the formats of humanism, secularism, relativism, individualism, ‎authoritism, ethics ignority,... these intellectual foundations exhabit blatantly in the convension, ‎to which original theoretical conflict of islam and the convension is related. 3. in addition to fore ‎said foundations in which multiateral evolutions in west root, there are some other thoughts ‎ranging into women and or about woment acually derived from the same eary common ‎foundations, such as anti-tradition, anti-sex, new interpreation of male-female ratio, extremist ‎individualism. women right over ger own body, anti-marriage,... considering these thoughts, there ‎is no reason to distinguish male-female rights resulting rationally in male-female equity. 4. in ‎addition to critics against above foundations as modern thoughts, and that equity adoption ‎causes to injustice between man and woman, one should not ignore behind purposes of profiteers ‎who fire that idea. caiving infavourable accomplishes for women society, of course , judgement ‎about the convension is not a difficult task. 5. islam as a hearld of justice has special properties ‎that a rigteous lawmaker should has, accounting rights and duties for muslom woman bused on ‎principles drawn for her, that are fair and realistic within legal system. 6. convension conflicts ‎with islam in all parts that islam differentiates legally between man and woman , so the they obey ‎principle of excluded middle .

منتشرشده در پایان نامه ها
صفحه1 از30