مطالعات راهبردی زنان، شماره 53

مطالعات راهبردی زنان، شماره 53 (7)

چکیده: طلاق، به عنوان مساله اجتماعی، از جمله گسیختگی های خانواده است که از ساخت اجتماعی و عاملیت زوجین متاثر می شود. مقاله حاضر با تلفیق نظریه های سطح کلان (بحران ارزش ها) و خرد (مبادله اجتماعی، همسان همسری و نیاز - انتظار)، به تحلیل علل طلاق در استان مازندران پرداخته است. روش تحقیق، کمی به صورت تحلیل محتوا بود که با استفاده از ابزار پرسش نامه معکوس انجام شد. جامعه آماری شامل 12101 پرونده طلاق در دادگستری استان مازندران بود که از میان آن ها، تعداد 980 پرونده با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید. نتایج نشان داد که نرخ طلاق در استان مازندران، بازتاب به ترتیب چهار عامل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و شخصیتی است که با هم دیگر توانسته اند 11.4 درصد از واریانس طلاق در استان را تبیین کنند. نتایج پژوهش دلالت بر آن دارد که گذار جامعه از نظم سنتی به مدرن به همراه تجربه زیستی تقریبا متمایز با گذشته، عوامل ساختی و عاملیتی احتمال طلاق را افزایش خواهد داد.
کلمه های کلیدی:
• طلاق
• خانواده
• همسان همسری
• مبادله اجتماعی
• بحران ارزش ها
• نیاز- انتظار

چکیده: در این مقاله، بر اساس رویکردهای نظری، برخی از بازدارنده ها و تسهیل کننده های اقتصادی- اجتماعی موثر بر کاهش یا افزایش احتمال وقوع طلاق مطالعه شده اند. در این نوشتار به نقش برخی عوامل زمینه ای همچون شهرنشینی، سن زوجین در هنگام ازدواج و زمینه قومی به عنوان عوامل اجتماعی اشاره شده است. از میان عوامل اقتصادی موثر بر طلاق نیز به نقش حمایت اقتصادی والدین، استقلال مالی زن و به تاثیر اشتغال از منظر دیدگاه اقتصادی بکر و از میان عوامل اجتماعی به نقش الگوگیری از دیگران و در بحث بازدارنده های طلاق به تعلقات دینی، تعلقات خانوادگی (تعداد فرزندان) و الزام به نقش های سنتی پرداخته شده است.
کلمه های کلیدی:
طلاق
• دینداری
• استقلال مالی
• عرفی شدن
• تعلقات خانوادگی
• یادگیری اجتماعی
• دیدگاه بکر

چکیده: امروزه در جهان شاهد بحران ها و چالش های گوناگون در عرصه های مختلف هستیم که بحران زنان یکی از بارزترین این بحرانهاست. از منظر دقیق انسان شناسانه بحران های انسانی در بیرون، در واقع در درون انسان شکل گرفته است، از این رو بحران زدایی نیز باید از درون انسان آغاز شود. از نگاه جامعه شناسانه نیز بحران زنان در غرب ناشی از عوامل گوناگونی مانند باورها، آموزش های نادرست خانواده و اجتماع است که حل آن نیازمند توجه به سیاست ها و برنامه های متناسب با نقشه راه مبتنی بر توحید و کرامت انسان می باشد. در این مقاله با به کارگیری روش مروری تحلیلی و استنباطی و با رویکردی نقادانه به بررسی و تحلیل بحران زنان در غرب، ریشه ها و عوامل شکل گیری آن با تکیه بر آموزه های کتاب مقدس و پیامدهای آن پرداخته شده است.
کلمه های کلیدی:
 فمینیسم، کتاب مقدس، بحران، بحران زدایی، انتقال بحران

چکیده: افزایش فروپاشی ازدواج ها یکی از چالش های اساسی زندگی خانواده در عصر کنونی است. در کشور ما نیز آمار طلاق یک روند صعودی را در طی سالیان اخیر تجربه کرده است. با توجه به پیامدهای ناگواری که فروپاشی ازدواج برای افراد مطلقه و فرزندان آنها در پی دارد، هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه کیفی عوامل موثر بر نارضایتی زناشویی و طلاق بوده است. بدین منظور 28 زوج متقاضی طلاق در شهر کرمانشاه به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساخت دار مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های نظریه داده بنیاد نشان داد که دو دسته از عوامل، نارضایتی زناشوئی را رقم می زنند: عوامل قبل از ازدواج شامل ازدواج با انگیزه نامناسب (فرار از فشارهای اجتماعی مجرد ماندن و فضای ناخوشایند خانه پدری) و ازدواج اجباری، و عوامل بعد از ازدواج شامل تعارض با خانواده همسر، حضور اندک شوهر در منزل و تداوم معاشرت های مجردی، تعارض بر سر نگرش های نقش جنسیتی، خشونت زناشوئی، خیانت، بدگمانی و مشکلات مالی. به علاوه، یافته ها حاکی از این بود که تنها چهار عامل اعتیاد، خیانت، خشونت و تعارض شدید با خانواده همسر (مشخصا درگیری فیزیکی) باعث اقدام عملی متقاضیان طلاق برای پایان دادن به رابطه زناشوئی می شود. یافته ها نشان دادند که برخی از عوامل نارضایتی زناشوئی و طلاق در بافت فرهنگی- اجتماعی نمونه مورد مطالعه با آنچه که در بافت فرهنگ های غربی مطرح می باشد، متفاوتند و مستلزم تلاش ها و اقدامات متفاوت نظری و درمانی (مداخله ای) از جانب متخصصان حوزه خانواده هستند.
کلمه های کلیدی:
• طلاق
• خانواده
• ازدواج
• نارضایتی زناشویی
• تعارضات زناشوئی
• بافت فرهنگی - اجتماعی

چکیده: خانواده، کانون اصلی در جامعه و نقش مادری محور پایداری و پویایی آن است. با ورود به عصر مدرن، تغییرات اجتماعی و تحولات ساختاری در جوامع غربی، اساس خانواده و موقعیت مادری را دچار معضلاتی جدی کرده و آن را به مرز بحران رسانده است. مکاتب فکری مادی به همراه جنبش فمینیسم، با ایجاد زمینه های فکری و تغییر در باورها و ارائه تعاریفی دیگر از زن و نقش آفرینی های او و واسپاری کارکردهای بی مانند مادری و خانواده به موسسات اجتماعی، بیشترین نقش را در ایجاد این بحران داشته اند. جامعه ایرانی نیز با تغییرات فرهنگی و اجتماعی خود در دهه های اخیر از جمله افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق، کنترل جمعیت، افزایش مهدکودک ها و نهادهای جایگزین نقش والدین، در حال پیمودن مسیر تجربه شده غرب است.
مقاله حاضر با مروری بر تغییرات خانواده و مادری در غرب، عوامل اصلی این تغییرات را مورد واکاوی قرار داده و با بررسی تاثیرات فرهنگ غربی بر خانواده ایرانی، پیشنهادات و راهبردهایی در جهت مدیریت بحران مادری در جهان و پیشگیری از بروز این معضل در ایران اسلامی ارائه می کند و تنها راه موفقیت در این زمینه را تکیه بر الگوی اسلامی - ایرانی می داند.

چکیده:

چکيده فارسي:
اين مقاله با هدف زمينه سازي جهت توسعه علوم انساني اسلامي به طور عام و تاسيس پارادايم يا الگويي براي جامعه شناسي اسلامي خانواده و جنسيت به طور خاص، به بررسي مهم ترين مباني پارادايمي يا پيش فرض هاي معرفت شناختي، هستي شناختي، ارزش شناختي و روش شناختي يک جامعه شناسي اسلامي با تاکيد بر حوزه مطالعات خانواده و جنسيت مي پردازد. پذيرش دين به عنوان يکي از منابع معرفتي در علم، توجه به تبيين هاي غايت شناختي الهي، تاکيد بر عقلانيت نظري و عملي، فطرت و تفاوت هاي طبيعي زن و مرد به عنوان مباني انسان شناختي، درج سنت هاي اجتماعي و تاريخي به مفهوم قرآني آن در ذيل عنوان قانون مندي اجتماعي، در نظر گرفتن خدا و موجودات ماورائي در تحليل هاي اجتماعي و رد نسبيت گرايي ارزشي، ويژگي هايي هستند که اين پارادايم پيشنهادي را از ديگر پارادايم هاي موجود در علوم اجتماعي متمايز مي کنند، ضمن آنکه از نظر پذيرش مدل هاي رايج تبيين، تاکيد بر هويت مستقل فرد و جامعه و دفاع از جانبداري ارزشي در علم، ميان اين پارادايم و پارادايم هاي موجود يا دست کم برخي از آنها مشابهت وجود دارد.

چکیده:

چکيده فارسي:
افزايش نرخ طلاق، طي دهه هاي اخير در ايران نگراني هاي مختلفي را نزد مسوولين و محققان در پي داشته است. اين مقاله مرور دستاوردهاي پژوهش هايي است که طي سه دهه اخير به علل طلاق در ايران پرداخته اند. با مرور تحقيقات در جستجوي اوليه 140 سند (شامل مقالات و پايان نامه ها) و در سه مرحله غربالگري، 28 مورد انتخاب و بررسي شده است. يافته ها نشان مي دهد که در سطح پروبلماتيک «چرايي طلاق»، حدود 55 درصد سوالات، جنبه اجتماعي- جمعيت شناختي داشتند؛ 24 درصد جنبه روانشناختي و تنها حدود 21 درصد به عوامل اقتصادي مي پرداختند. «سن ازدواج و اختلاف سن زوجين»، «عوامل اقتصادي»، «وضعيت تحصيلات»، و «تعداد فرزند»، بيشترين متغيرهاي مستقلي بودند که به عنوان عوامل موثر بر طلاق مورد بررسي قرار گرفته اند. در نتيجه علل بازشناسي شده در اين پژوهش ها به لزوم توجه به موضوع کنترل آسيب هاي اجتماعي به ويژه مواد مخدر، توجه به سطح رفاه اجتماعي و اهميت مديريت تغييرات اجتماعي اشاره دارد. همچنين براي عمق بخشي به درک موضوع، بايد در جهت دهي و حمايت از تحقيقات مربوط به طلاق گام هاي جديتري برداشت. به لحاظ فني پژوهش ها نيازمند جهت گيري هاي بين رشته اي و تنوع بخشي به روش ها و مدل ها خصوصا تعادل بخشي به غلبه مدل هاي فرضيه آزماي پوزيتيويستي هستند.

چکيده عربي:
هذه المقاله تحليل للانجازات الأبحاث لأسباب الطلاق في إيران علي مدي العقود الثلاثة الماضية. استعراض البحوث في التفتيش الأولي 140 وثيقة (يشمل المقالات والرسائل العلمية)، والفرز من ثلاث مراحل، قد اخترن و واستعرضن 28 حالة. أظهرت النتائج أنعلي مستوي بروبلماتيک «لماذا الطلاق»، حوالي 55% من الأسئلة تتضمن جوانب الاجتماعية - الديموغرافية، 24% من الجوانب النفسية و يتناول حوالي 21% فقط من العوامل النفسية والقتصادية. إنس الزواج و فارق السن بين الزوجين، «العوامل القتصادية»، «حالة التعليم»، و «الأطفال»، و کانت معظم المتغيرات المستقلة التي خضعت للدراسة و العوامل التي تؤثر علي الطلاق. نتائج الاسباب المعترف بها في هذه البحوث تشير الي لزوم الاهتمام علي مکافحة الأمراض الاجتماعية، الاهتمام الي مستوي الرعاية الاجتماعية و إدارة التغيير الاجتماعي. أيضالتعميق الفهم للموضوع لابد من أنتتخذ خطوات أکثر جديدة في الاتجاه و المسائده الي البحوث. من الناحية الفنية تحتاج البحوث الي توجيهات التخصصات و تنويع الأساليب و النماذج، خصوصا التوازن التغلب علي نماذج نظرية الوضعية.
كليد واژه: كليدواژه فارسي: طلاق، پروبلماتيک، عوامل اقتصادي، آسيب هاي اجتماعي، مرور تحقيقات (كليدواژه عربي: الطلاق، العوامل الاقتصادية، الاضرار الاجتماعية، دراسة التحقيقات)