فصلنامه علمی - پژوهشی زن در توسعه و سیاست

فصلنامه علمی - پژوهشی زن در توسعه و سیاست (399)

طبقه بندي هاي فرزند

شواهد نشان‌دهندۀ تغییر فرهنگی در ایران و ترجیح بدن لاغر در بین زنان است. توجه فراوان به زیبایی و تناسب اندام از پیامدهای جامعۀ مصرفی است و زنان برای دستیابی به اندازۀ بدنی دلخواه به روش‏های متعددی، همچون رژیم‏های زیبایی و لاغری اندام، روی آورده‏‏‏ اند. بنابراین، مطالعۀ حاضر به منظور سنجش عوامل اجتماعی مرتبط با گرایش به ایده ‏آل‏ های زیبایی اندام در بین زنان شهر تبریز به مرحلۀ اجرا درآمده است. چارچوب نظری تحقیق با نظریه‏ های بوردیو، گیدنز، گافمن و فمنیسم شکل گرفته است. جامعۀ آماری تحقیق متشکل از کلیۀ بانوان مراجعه ‏کننده به باشگاه‏ های ورزش بدن‌سازی (تناسب اندام) دایر در شهر تبریزند. با استفاده از روش پیمایش و شیوۀ نمونه‏ گیری خوشه‏ ای چند‌مرحله‏ ای، تعداد 55 باشگاه انتخاب شده و تعداد 385 نفر از بانوان مراجعه ‏کننده به این باشگاه ‏ها به روش نمونه‏ گیری تصادفی انتخاب شده‌اند. اطلاعات مورد نیاز با به‌کارگیری پرسش‌نامۀ محقق‏ ساخته جمع ‏آوری شده و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم ‏افزار آماری Spss صورت گرفته است. یافته ‏ها نشان می‏دهد که میانگین گرایش به ایده ‏آل ‏های زیبایی اندام در زنان مطالعه‌شده، 12/111 است. براساس نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل‏ های دومتغیره و چند‌متغیره، متغیرهای نگرش فمنیستی، سرمایۀ فرهنگی، مصرف رسانه،‏ وضعیت تأهل و سن، با گرایش به ایده‏ آل‏ های زیبایی اندام رابطۀ آماری معنا‏داری نشان داده ‏اند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر نشان می‏دهد که متغیرهای سرمایۀ فرهنگی، مصرف رسانه و سن از طریق تحت‌تأثیر قرار دادن متغیر نگرش فمنیستی بر میزان گرایش به ایده ‏آل ‏های زیبایی اندام تأثیرگذار است. بر اساس نتایج رگرسیون چند‌متغیره، این متغیرها توانایی پیش‏ بینی 37‌درصد از تغییرات میزان گرایش به ایده ‏آل‏ های زیبایی اندام را دارند.

کلید واژه ها:جامعه‌شناسی بدن ، نگرش فمینیستی،  زنان تبریز ، عوامل اجتماعی  تبریز  ،تناسب اندام ،  گرایش به ایده‌‌آل‌های زیبایی اندام  

در خانواده، زنان با استفاده از جدیدترین اطلاعات و دانش در رابطه با موضوعات مختلف زندگى و آموزش به دیگر اعضاى خانواده و همچنین دقت و نظارت در انجام‌دادن صحیح آن‏ها مى‏توانند روش‏هاى نوین و بهینه را جانشین باورهاى غلط و غیراقتصادى اعضاى خانواده کنند و سطح فرهنگى و اجتماعى خانواده را بیش از پیش افزایش دهند. در این پژوهش، بهره‌وری اقتصادی خانواده از جمله مشارکت زنان در هزینه‌کرد درآمد خانواده، تغییر و اصلاح رفتارهای مصرفی، نظارت زنان بر نحوۀ مصرف خانواده، اعمال محبت مادرانه برای ایجاد انضباط اقتصادی و آموزش رفتار درست اقتصادی به فرزندان از جنس تقسیم کار و ایفای نقش و... در خانواده مد نظر است. برای شناسایی مؤلفه‏ های ذکر‌شده از نظریه‏ های منابع، قدرت، نظریۀ سیستمی و توانمندسازی استفاده شده است. روش تحقیق پژوهش در جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها پیمایشی بود که با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌ای چند‌مرحله‌ای بر 200 زن متأهل شهرستان اهواز انجام شد. تکنیک نمونه‌گیری استفاده‌شده نمونه‌گیری طبقه‏ ای چند‌مرحله ‏ای است. یافته‌ها نشان می‏دهند که متغیرهای مشارکت زنان در هزینه‌کرد درآمد خانواده، تغییر و اصلاح رفتارهای مصرفی، نظارت زنان بر نحوۀ مصرف خانواده، اعمال محبت مادرانه برای ایجاد انضباط اقتصادی و آموزش رفتار درست اقتصادی به فرزندان با متغیر وابستۀ بهره‌وری اقتصادی خانواده رابطۀ مثبت دارد. براساس نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند‌متغیری، مشارکت زنان در هزینه‌کرد درآمد خانواده و تغییر و اصلاح رفتارهای مصرفی از تبیین‌کننده‏ های مهم‌ بهره‌وری اقتصادی خانواده معرفی شد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که نزدیک به 39/0‌ درصد از واریانس بهره‌وری اقتصادی خانواده از سوی متغیرهای تحقیق تبیین می‌شود.

کلید وازه ها:اقتصاد خانواده  ،درآمد خانواده ، مشارکت زنان در اقتصاد خانواده ، نقش زن در اقتصاد خانواده،  سیره رضوی ، مصرف خانوار،  بهره‌وری اقتصادی 

دوشنبه, 03 مهر 1396 ساعت 14:33

تابع عرضه خانه‌داری زنان متأهل در شهر تهران

نوشته شده توسط

در نظریۀ اقتصادی متعارف، به تولید خانگی و خدمات ارائه‌شده در داخل خانوار چندان توجه نمی‏شود، زیرا آنچه در خانوارها تولید و مصرف می‏شود ارزش اقتصادی ندارد و در محاسبات ملی اقتصادی وارد نمی‏شود. این در حالی است که خانواده محل شکل‏ گیری بسیاری از کالاها و خدمات ارزشمند است که در تعیین رفاه مردم جامعه نقشی برجسته دارند و زنان در کانون این بحث‌اند. از‌این‌رو، در این مقاله برای تحلیل فعالیت مهم و ارزشمندی با نام «خانه‏ داری»، الگویی جایگزین ارائه می‏شود که با خصوصیات خانوادۀ ایرانی کمی سازگارتر است. در این تحقیق، از روش پیمایشی و مطالعۀ میدانی استفاده شده است. روش جمع‏ آوری اطلاعات مبتنی بر نمونه‏ گیری تصادفی ساده از زنان متأهل و مراجعه به واحدهای انتخابی بوده است. بر این اساس، تابع عرضۀ خانه‏ داری که از الگو به‌دست می‏ آید، با استفاده از نمونه‏ ای شامل 409 زن متأهل ساکن شهر تهران با دست‌کم 35 سال، بر‌اساس الگوی رگرسیونی سانسور‌ شده، با در نظر گرفتن توزیع لجستیک برای جزء خطای رگرسیون و به روش حداکثر راست‌نمایی تخمین زده شده است. نتایج از این حکایت دارد که درآمد، آموزش، اشتغال و سن زنان و همچنین درآمد خانواده و مدت زندگی زناشویی همگی بر میزان خانه‏ داری زنان اثر منفی دارند، اما تعداد فرزندان اثر مثبت را نشان می‏دهد.

کلید واژه  :   خانه‌داری ، درآمد زنان  ،زنان متأهل  ،درآمد،  درآمد خانواده ، زنان شهر تهران ، خانه‌داری زنان  ،تخصیص زمان،  تولید خانگی  

امروزه، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت یکی از شاخص‏ های مهم توسعه به‌شمار می‏رود؛ این در حالی است که زنان، به‌ویژه در مناطق روستایی، به دلیل آسیب‏ پذیری بیشتر نسبت به مردان، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایین‏تری داشته ‏باشند که این مسئله لزوم بررسی عوامل تأثیرگذار بر آن را دو‌چندان می‏کند. با توجه به اهمیت موضوع، این تحقیق توصیفی‌ـ همبستگی با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی انجام گرفت. جامعۀ آماری این پژوهش را 13 هزار و 835 نفر از زنان 15 تا 64 سال ساکن در مناطق روستایی شهرستان اسلام ‏آباد غرب در استان کرمانشاه تشکیل دادند که با توجه به جدول بارتلت و همکاران (2001)، 250 نفر از آنان با روش نمونه‏ گیری چندمرحله‏ ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ استاندارد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که چهار متغیر سن، تعداد اعضای خانوار، تعداد فرزند و سابقۀ زندگی مشترک رابطۀ منفی و معنا‏دار و دو متغیر سطح تحصیلات و زمان صرف‌شده برای ورزش روزانه رابطۀ مثبت و معنا‏دار با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی داشتند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که بین میانگین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان بر‌حسب متغیرهای وضعیت تأهل، سرپرستی خانوار، داشتن بیمه و انجام‌دادن معاینات دوره‏ای پزشکی تفاوت معنا‏داری وجود داشت. در‌نهایت، شش مؤلفۀ سبک زندگی ارتقادهندۀ سلامت شامل مدیریت تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت‏ پذیری سلامتی، ورزش و فعالیت بدنی، مدیریت استرس و ارزشمند‌بودن زندگی 57‌درصد از واریانس کیفیت زندگی مرتبط با سلامت زنان روستایی را تبیین کردند.

کلید واژه ها:زنان روستایی  ،سلامت زنان  ،کیفیت زندگی،  کیفیت زندگی، مرتبط با سلامتی،  عوامل تأثیرگذار،  اسلام‌ آباد غرب (شهرستان) ، سبک زندگی ،ارتقادهنده سلامت  

کارآفرینی محور توسعۀ اقتصادی است و کارآفرینان با تخریب روش‏های کهن و ناکارآمد قبلی و جایگزینی آن‌ها با شیوه‏ های کارآمد و نوین به نظام اقتصادی پویایی و حیات می‏بخشند. از عواملی که در کارآفرینی دخیل‌اند، مسئلۀ جنسیت است و میزان موفقیتی که هر جنس در کسب‌و‌کار خود به دست خواهد آورد، به‌طور خاص به ویژگی‏های آن‌ها برمی‌گردد. از‌این‌رو، هدف این پژوهش بررسی ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است. روش پژوهش توصیفی‌ـ پیمایشی و جامعۀ آماری شامل مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران است (507 نفر) که از بین آن‌ها تعداد 213 نفر (90 زن و 123 مرد) به‌‌منزلۀ نمونۀ آماری به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته (با ضریب قابلیت اعتماد 82/0) استفاده شده است که دو گروه از ویژگی‌های شخصیتی و شناختی‌ـ مهارتی کارآفرینان را می‌سنجد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ویژگی‌های کارآفرینانۀ مؤسسان زن و مرد دبیرستان‌های غیردولتی شهر تهران در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. بین ویژگی‌های کارآفرینانه در دو گروه زنان و مردان تفاوت معناداری وجود ندارد. ویژگی شخصیتی تحمل ابهام در زنان کارآفرین و استقلال‌طلبی در مردان کارآفرین در سطح نامطلوبی ارزیابی شده است. همچنین، بین ویژگی‌های شخصیتی زنان و مردان مؤسس مراکز آموزشی، به‌جز ویژگی‌های استقلال‌طلبی و تحمل ابهام، تفاوت معنا‌داری وجود ندارد. بین ویژگی‌های شناختی‌ـ مهارتی زنان و مردان نیز تفاوت معناداری وجود ندارد و در هر دو گروه در سطح نسبتاً مطلوبی ارزیابی شده است.

کلید واژه: جنسیت ، زنان کا‌رآفرین ، کارآفرینی  ،تهران  ،کارآفرینی زنان،  مردان کارآفرین،  مدرسه غیر دولتی ، ويژگي‌هاي کارآفريني  ،دبیرستان غیر دولتی  

ایران طی دهه‌های اخیر با مسئله‌ای جمعیتی به نام کاهش شدید باروری مواجه شده است. با توجه به حرکت جامعۀ ایران به سمت مدرنیته و در‌نتیجه تغییر سبک زندگی افراد، سؤال اساسی این تحقیق آن است که تغییر در سبک زندگی چه اندازه می‌تواند نگرش کنش‌گران در معرض باروری را تحت‌تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تأثیر مؤلفه‌های سبک زندگی بر نگرش به فرزندآوری بین زنان در آستانۀ ازدواج مراجعه‌کننده به شبکه‌های بهداشت درمانی شهر تهران انجام گرفته است. با استفاده از تکنیک پرسش‌نامه،‌ 384 نفر از زنان شهر تهران بررسی شدند. طبق نتایج تحقیق، 3/83درصد زنان بررسی‌شده نگرش متوسط و ضعیفی به فرزندآوری و کارکردهای آن دارند. همچنین، بین مؤلفه‌های سبک زندگی (مدیریت بدن، اوقات فراغت، مصرف فرهنگی و پایگاه اقتصادی اجتماعی) با نگرش به فرزندآوری رابطۀ معناداری وجود دارد و 32‌درصد از تغییرات نگرش به فرزندآوری با متغیرهای مستقل تبیین می‌شود. بین مؤلفه‌های سبک زندگی، متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی قوی‌ترین متغیر پیش‌بین متغیر وابسته است. به عبارتی، متغیر مذکور علاوه بر اثر مستقیم بر نگرش زنان شهر تهران به فرزندآوری، بر همۀ ابعاد سبک زندگی اثرگذار است و متغیر مصرف فرهنگی نیز علاوه بر تأثیر بلافصل بر نگرش زنان، تحت‌تأثیر سایر ابعاد و مؤلفه‌های سبک زندگی است. همچنین، مؤلفۀ مدیریت بدن بعد از پایگاه اقتصادی اجتماعی، بر نگرش زنان به فرزندآوری اثرگذار بوده است.

کلید واژه ها: فرزندآوری،  اوقات فراغت زنان ، پایگاه اجتماعی زنان ، پایگاه اقتصادی زنان،  اوقات فراغت ، مدیریت بدن،  مصرف فرهنگی ، تهران،  سبک زندگی،  پایگاه اجتماعی،  نگرش زنان ، پایگاه اقتصادی،  زنان در آستانه ازدواج

بزه ‏دیدگی زنان، به‏‌منزلۀ معضلی اجتماعی، امروزه بسیار شیوع دارد؛ حال‏ آنکه در این بین زنانی هستند که علاوه بر آسیب‏ پذیری بالقوه، به‌دلیل مهاجر‌بودن و در اقلیت بودن نیز بیشتر بزه ‏دیده می‏شوند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی انواع بزه‏دیدگی زنان مهاجر افغان و ایرانی در فضای شهری مشهد و بررسی عوامل اثرگذار بر بزه‏ دیدگی آن‌هاست. این پژوهش به شیوة پیمایش صورت گرفته است و محققان برای بررسی تأثیر مهاجرت بر میزان بزه ‏دیدگی زنان، جامعۀ آماری این پژوهش را زنان مهاجر افغان ساکن مشهد قرار داده‌اند و برای بررسی و مقایسۀ وضعیت زنان مهاجر با زنان ایرانی ساکن مشهد در شرایط یکسان، از 112 زن ایرانی در مشهد نیز به‏‌منزلۀ گروه کنترل استفاده کرده‌اند. برای جمع‏ آوری داده ‏ها از پرسش‏نامه استفاده شده است. پرسش‏نامه ‏ها را زنان مهاجر افغان و زنان ایرانی مناطق 2، 3، 4، 5، 9، 11 مشهد تکمیل کرده‌اند. یافته‏های حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که میان ویژگی‏های فردی، محیطی و اقتصادی و میزان بزه‏دیدگی زنان مورد پژوهش رابطۀ معناداری در سطح اطمینان 95‌درصد وجود دارد. شایان ذکر است که مشخص شد میان سن، تحصیلات و حجاب با میزان بزه ‏دیدگی زنان در برخی از جرایم علیه اشخاص نظیر تعرض‌ها، تجاوز جنسی، ربایش، هجوم و ضرب ‏و‏شتم ارتباط معکوس وجود دارد، زیرا از میان افراد پژوهش‌شده، زنان جوان، کم‏ حجاب، بی‏سواد یا ناآگاه موارد بیشتری از بزه ‏دیدگی را در جرایم علیه اشخاص نسبت به دیگران اعلام کردند. همچنین، زنانی که به نوعی نابسامانی در خانواده داشتند، بزه‏ دیدگی بیشتری را، چه درون خانواده و چه خارج از خانواده، تجربه کرده‏ بودند. اشتغال زنان در مشاغل کاذب، در کارگاه‏ های دور از شهر، در محیط‏ های ناشناخته و غیر‌رسمی و فاقد نظارت و حتی کار شبانۀ آن‌ها، خود فی‏ نفسه به‏‌منزلۀ عاملی خطرزا بود و زنان را به ورطۀ قربانی‏شدن ‏می‏کشاند. در‌نهایت امر نیز، مشخص شد که میان منطقۀ محل سکونت زنان با میزان بزه ‏دیدگی آن‌ها در همۀ جرایم ارتباط وجود دارد

کلید واژه ها:زنان افغانی ، زن ایرانی ، زنان مهاجر  ،بزه‌دیدگی زنان ، مهاجران افغانی ، مهاجرت زنان ، بزه‌دیدگی  ،مشهد  ،تیپ‌شناسی تطبیقی  .

کاهش صمیمیت و گسست عاطفی یکی از چالش‌های خانوادۀ معاصر است که افراد و گروه‌های مختلف به شیوه‌های گوناگونی آن را درک و تفسیر می‌کنند. هدف این پژوهش، کشف زمینه‏ها و نحوۀ مواجهه با طلاق عاطفی از طریق ادراک و معنای ذهنی زنانی است که درگیر این فرایند شده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینه‌ای میان زنان شهر یزد انجام شد. در نمونۀ پژوهش 33 نفر از زنان درگیر طلاق عاطفی مشارکت داشتند که از نظر سن، تحصیلات، تعداد سال‏های زندگی مشترک و فاصلۀ سنی با همسر، متفاوت بودند. برای انتخاب نمونه‌ها از روش نمونه‌گیری هدفمند و برای گردآوری داده ‏ها از مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته استفاده شد. داده‌ها با شیوۀ کدگذاری نظری تجزیه‌وتحلیل شد. بر‌اساس یافته‌ها، زنان مشارکت‌کننده، طلاق عاطفی را به‌صورت خلأ ارتباطی‌ـ حمایتی ادراک می‌کنند. بخشی از فرایند شکل‌گیری طلاق عاطفی به بستر نابسامان خانوادۀ قبل از ازدواج بازمی‌گردد. پس از ازدواج نیز عواملی همچون ضعف تعهد همسری، خشونت و رسانۀ مخاطره‌آمیز در شکل‌گیری و تداوم فرایند طلاق عاطفی نقش دارند. نحوۀ واکنش و مدیریت زنان در مواجهه با طلاق عاطفی به‌ صورت‌های کنش اصلاحی، پنهان‌سازیو تلافی‌جویانه بروز می‌یابد. در پایان، حمایت محوری به‌‌منزلۀ راهکار کاهش طلاق عاطفی مطرح شد

                  کلید واژه ها:زنان یزد  ،طلاق عاطفی ، خلأ ارتباطی  ،خلأ ارتباطی ،حمایتی  .

دوشنبه, 27 شهریور 1396 ساعت 16:41

زنان، دین‌داری و مادری

نوشته شده توسط

مادر‌شدن هم برای زنان و هم برای جامعه مهم است. مادری سنگ بنای خانواده و منبع عمدۀ هویت زنانگی است و به همین دلیل نسبت آشکاری با تلاش زنان برای حضور در عرصۀ عمومی و نیز تغییرات اجتماعی‌ـ فرهنگی جامعه دارد. دراین‌صورت، آیا نگرش زنان نسبت به مادری‌کردن در حال تغییر از سنتی به مدرن است؟ و آیا دین‌داری بر آن مؤثر است؟ در تحقیق حاضر، مادری براساس الگوی (A.G.I.L) پارسونز به‌مثابۀ یک نظام کنش صورت‌بندی شده است. در پژوهشی پیمایشی در شهر تهران تلاش شده با استناد به آن، به سؤالات یادشده پاسخ داده شود. نتایج بیانگر آن است که پاسخ هر دو پرسش مثبت است؛ هرچند روابط دو متغیر یادشده بسته به مؤلفه‌های بررسی‌شدة آن‌ها متفاوت است، نگرش بیشترین نسبت پاسخ‌گویان به مادری و ابعاد آن نه سنتی و نه مدرن، بلکه ترکیبی از این دو است. این امر درخصوص بُعد اجتماعی به بیشترین حد (2/76‌درصد‌) و درخصوص بعد فرهنگی به کمترین حد (66‌درصد) می‌رسد. سهم اصلی در تبیین تغییرات نگرش به مادری بیشتر برعهدۀ دین‌داری ذهنی است (32/0) تا دین‌داری عملی (17/0). التقاطی و ترکیبی‌بودن نگرش غالب به مادری را می‌توان حاکی از شرایط گذار جامعه از سنتی به مدرن در بلندمدت و به تبع آن وقوع تضاد هنجاری در آینده تفسیر کرد.

براساس نظریۀ گروه خاموش، زبان و شیوه‌های ارتباطی، متأثر از شرایط اجتماعی است که در آن مردان قدرت و امکانات بیشتری دارند و زنان، به دلیل محرومیت، به‌مثابۀ گروه‌های خاموش محسوب می‌شوند؛ لیکن تحولات تکنولوژیکی اخیر و دسترسی به فضاهای مجازی به کاهش نابرابری‌های اجتماعی و تقویت گروه‌های ضعیف اجتماعی از جمله زنان انجامیده است. در این مطالعه، نحوۀ تأثیر فضاهای مجازی (سایت‌های مربوط به مراقبت‌های پزشکی دوران بارداری و زایمان) بر توانمندسازی زنان باردار به‌مثابۀ گروه‌های خاموش واکاوی شده است. این تحقیق با بهره‌گیری از روش نظریۀ مبنایی و نمونه‌گیری هدفمند با 16 نفر از زنان باردار مراجعه‌کننده به این سایت‌ها و مصاحبۀ کیفی با آن‌ها انجام شده است. نتایج مطالعه نشان می‌دهد زنان با استفاده از فضای مجازی توانسته‌اند بر محدودیت ناشی از جنسیت فایق آیند و مسائل بارداری را بدون دغدغه بیان کنند و فضاهای مجازی به توانمندسازی ارتباطاتی زنان باردار یاری رسانده است. علاوه بر این، زنان توانسته‌اند به کمک اطلاعات حاصله از اینترنت، نقش فعالی در فرایند مراقبت‌های پزشکی خود ایفا کنند؛ بنابراین، فضاهای مجازی به تعدیل قدرت در رابطة پزشک و بیمار انجامیده است.

صفحه1 از29