محمد صادق غلامی

محمد صادق غلامی

نشست علمی زنان و داعش با حضور صاحبنظران در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می شود.

دانش تدبیر منزل، دانشی است از حکمت عملی که کارش بیان اصول زندگی داخلی خانه، از ازدواج تا فرزندداری و روش معاشرت با دیگران است. این دانش از دیرباز مورد نیاز بشر بود و به آن می‌پرداخته است. ادیان آسمانی هم در این باره توصیه‌های زیاده‌ای داشته‌اند. این رساله، اثری است با نام «لباب» و طبعا با ارزش [تألیف سال 1113 هجری] که برای اولین بار نشر می‌یابد. مقدمه‌ای بر آن نوشتم و سپس متن را آورده ام. متن آن را هم در کتاب مهم نویسنده با عنوان رفیق توفیق منتشر کرده‌ام.

 

رساله ای در باب تدبیر منزل از سال 1113

مقدمه در باره سبک زندگی و دانش تدبیر منزل

سه رکن حکمت عملی، یکی تهذیب اخلاق، دیگری سیاست مُدن، و سوم تدبیر منزل است. اینجا مقصود از سبک زندگی، بخش تدبیر منزل است. خانه را چگونه اداره کنیم. مقصود اموری است که به زندگی در منزل و خانه ی آدمی مربوط می شود. زن گرفتن و آداب خانه داری، تربیت فرزند، رفت و آمد و معاشرت با دیگران، و رعایت هر آنچه به این محدوده مربوط می شود. این چیزی است که بشر تا وقتی که خانواده دارد، به آن نیازمند است.

در اینجا هم بخشی از آن جنبه دینی دارد و بخشی جنبه عقلی و آنچه به درایت آدمی بر می گردد. پیش از آمدن اسلام هم، در فرهنگ های مختلف در این زمینه قواعدی در کار بوده و اسلام هم به تناسب دیدگاه ها و ارزشهایی که مطرح کرده، توصیه هایی در حد سنّت یا فرض داشته است. البته گاهی مسائل عرفی، رنگ دینی به خود گرفته اما به طور کلی، فقها در محدوده آنچه ذیل احکام شرعی آمده، تلاش کرده اند تا حدود را مشخص کنند: آنچه الزامی است و آنچه به آدمی بر می گردد. علمای اخلاق هم همین طور.

اما باید گفت، مشکل مهم همین است که دین و عرف که گاهی بر هم منطبق هستند، و دین و عقل، محدوده شان قدری دشوار است. مقصود این است مثلا شده است که یک رویه عرفی، برچسب دینی خورده، بعدها عقل در این باره به چون و چرا پرداخته، و مجادله بالا گرفته است. اگر حدود اینها معین باشد، هم دین از آسیب در امان است و هم عقل، و نیز عرف معقول که معمولا و غالبا همان روش عقلایی اما تا حدی متغیر است.

به طور معمول در همه دوره ها، کسانی به بیان اصول زندگی یا همان تدبیر منزل پرداخته اند. این آثار، گاه رنگ صوفیانه و گاه رنگ فلسفی و گاه رنگ حدیثی و یا فقهی داشته است. هر کدام اینها، منابع و روش های خاص خود را دارد. مهم این است که تغییر زمان و اوضاع زمان، همیشه ایجاب می کرد تا آثار و کتابهای تازه ای نوشته شود. ذوق و سلیقه نویسندگان هم اهمیت زیادی داشت، این که به چه اصولی باور داشته باشند و روش فکری آنها چگونه باشد. ذهن حدیثی و نقلی داشته باشند یا تحلیلی و فلسفی. آدم های زاهد و در این زمینه برای دیگران هم سختگیر باشند یا اهل تسامح و تساهل.

در باره دوره صفوی، و در این زمینه، من همیشه به حلیة المتقین علامه مجلسی (درگذشته 1110)  فکر می کنم که مطابق رسم زمانه، و بر اساس دین و مذهب و عرف جاری و باورهای معمولی که هزاران سال بود در جامعه ایرانی وجود داشت، و بعدها با نفوذ فرهنگ و اقوام دیگر در ایران، تغییراتی کرده بود، نوشته شد.

مرحوم مجلسی، نگاه حدیثی ـ فقهی داشت. نوعی سنت گرایی حدیثی که به عرف هم احترام می گذاشت، در عین حال، در این نگاه، نوعی مبارزه با آنچه انحراف و بدعت دینی نامیده می شد، وجود داشت. برای مثال، روش های صوفیانه قدیم که تأثیر عمیق در جامعه ایرانی داشت، مورد انتقاد قرار می گرفت. در هر حال، حلیة المتقین اثری مهم در محدوده چارچوبهای پذیرفته شده بود، مسائلی که هنوز هم بسیاری از آنها، در جامعه ایران، مورد پذیرش است. این کتاب تأثیر عمیقی در جامعه ایرانی از همان عصر نگارش تا نزدیک به زمان ما داشت.

در سده اخیر، روش های تربیتی منبع تازه ای پیدا کرده و آن نوشته های جدید و مدرن است که گاهی صرفا برگرفته از روش های عرفی غربی، و گاه برگرفته از تحقیقات علمی است که بر اساس مبانی جدید تعلیم و تربیت شکل گرفته است. صد البته، تحولات اجتماعی و شهری متفاوتی که در عصر جدید روی نموده، در این زمینه بسیار موثر بوده است. حتی اگر آنها هم نبود، شهرنشینی همیشه تأثیر زیادی روی تغییرات مربوط به سبک زندگی در بخش تدبیر منزل داشته است. در حال حاضر، نگاه های تازه ای در این زمینه وجود دارد و روزانه، توصیه های اخلاقی متفاوتی در زمینه های مختلف به مردم ارائه می شود. در کنار آن، همچنان پایبندان به حدیث و آیه، روی اصول خود تکیه دارند، و در عمق جامعه آشکار یا مخفی، مجادلاتی در این زمینه وجود دارد که روی زندگی جاری تأثیر گذاشته، و علاوه بر تغییرات، آشوب های بین نسلی را هم پدید آورده است. نسل جدید و قدیم، اصول تربیتی متفاوتی دارند و در این باره مستندات خاص خود را ارائه می دهند.

فارغ از اینها، آدمی، اصول اخلاقی ثابتی هم دارد که با تسامح می توان آنها را فطری دانست، اصول اخلاقی که به قول کانت اساسا اعتقاد به خدا به خاطر همین اصول اخلاقی ثابت در وجود آدمی است. این اصول اخلاقی کاملا و نسبتا ثابت در میان انسانها، خیلی به هم نزدیک است و همین است که به هر حال، یک پوشش واحدی به اصول تربیتی کلی داده و غالب پژوهشگران و مردم را در یک مسیر ولو عریض، حرکت می دهد. همه دلشان می خواهد، آرام، سعادتمند، بدون دردسر، بدون تعدی دیگران و به دیگران، و در عین حال شاد و بدون از درد و رنج باشند.

همه اینها را عرض کردم که بگویم، در اینجا یک نمونه عالی از سبک زندگی در بخش «تدبیر منزل» از دوره صفوی دارم که ارائه می دهم. رساله ای است با نام «لباب». اسم زیبایی برای آن انتخاب شده است. نویسنده روحانی دینی نبوده، بلکه یک دبیر و منشی اما متدین بوده است. بنابر این و همزمان، حریت خود را دارد، اما به هر حال در چارچوب زمان حرکت می کرده است. از این که فکر کرده و این متن را نوشته خشودم. او وفادار به این اصل است که لا دین لمن لا عقل له. دینداری را با عقل سنجیده است، اما به هر حال در جامعه صفوی است، جامعه سنتی که از قدیم الایام تا همین اواخر، تحصیل زن را هم نمی پذیرفت، اما اکنون، دیگر علما حرفی در این باب ندارند و همه راضی هستند و از استدلالهایی که قدیم رایج و نرخ شاه عباسی داشت و مجلسی و نراقی در امر متقین و اندر مفهوم سعادت بیان می کردند، خبری نیست!

اینجا یعنی در این کتاب هم همان مشی هست، اما در بخش های دیگر مسائل، نویسنده آدم جالبی است. مثلا در فهم این که هر کسی ازدواج کند، رزقش خواهد رسید و نباید نگران باشد. تفسیر او جالب است، و منبطق بر این نکته که خیر، تا وقتی کسی شغل درست و حسابی ندارد، نباید زن بگیرد، و آن آیه معنایش این نیست که حتی آدم بیکار برود ازدواج کند، خداوند رزق و روزی او را خواهد داد، و نظایر دیگر.

نویسنده محمدعلی قزوینی است که این اثر را در سال 1113 [سه سال پس از درگذشت مجلسی] نوشته است، کسی که در ماههای اخیر بنده کتاب «رفیق توفیق» را در امر سیاست مدن از او چاپ کردم. همو رساله لباب را هم نوشته و در پایان آن کتاب گذاشته که همراه آن چاپ شده است. به نظرم رساله لطیفی است و بهتر بود من اینجا می گذاشتم تا مردم بیشتر استفاده کنند. برای مخاطب، هم یک نمونه تاریخی از یک دوره تاریخی است و هم اثری اخلاقی با اصولی که امروزه هم بسیاری از مباحث آن با تعلیم و تربیت دینی ما سازگاری دارد، و می تواند برای جامعه ما هم سودمند باشد. بگذریم که، مطالبی هم دارد که عرف جاری آن روزگار بوده و همان طور که اول بحث نوشتم، به هر حال، زمینه بحث به گونه ای است که مطالب دینی، و عقلی و عرفی گاه در هم آمیخته می شود و باید در این زمینه مراقب بود.

این شما و این هم رساله لباب در تدبیر منزل:


رساله لباب در حکمت عملی

لُبّ اوّل در زن خواستن

بدان که در باب تزویج و مناکحت تأکید و سفارش بسیار در نصّ و احادیث ائمّه اطهار، وارد گردیده، و خداوند عالمیان هر فردی از افراد حیوان را زوج آفریده، و کسی که بالغ و عاقل و قدرت بر تزویج داشته باشد، و عمداً ترک آن کند، اختلال در شرایع الهی جایز داشته، چه هیچ دابّه، حتّی پشه و مگس بی‌زوج و زوجه به سر نمی‌برند. پس آدمی از دواب کمتر نمی‌تواند شد؛ و هرآینه مراد از خلق انسان، نیست مگر توالد و تناسل، و ازدیاد عِباد خالق، جزو و کل، همچنان که در کلام مجید وارد است که فرموده: «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ‏ مِنْ‏ عِبادِكُمْ‏ وَ إِمائِكُمْ» [ نور: 32].

و هر آینه مزاوجت باعث خشنودی جناب رسالت‌مآب ـ صلوات الله علیه و آله ـ است، چنان که می‌فرماید: «تناکحوا، تناسلوا فَانّی أُباهی بِکُم الأمَم یَومَ القیامةِ و لَو بالسّقط». ولیکن شرط است که تا دخل و درآمد خود را معیّن نگردانند، و شغل و کاری که از آن منفعتی حاصل شود به هم نرسانند، اراده تزویج نکنند، چه مدلول آیه کریمه: «إِنْ‏ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏» [نور: 32] مورد خاصّی دارد، و آن وقتی است که کسی را کسبی و صنعتی بوده باشد، و به جهتی از جهات، پریشان و بی‌سامان گردیده، در این وقت اگر تزویج نماید، باعث وُسعت رزق می‌شود، جهت آن که زوجه را رزقی مقرّر هست که اضافه ی رزق زوج می‌شود، و همچنین آدمی وقتی که کدخدا [= داماد شدن] می شود، و به فکر اساس کدخدایی و اسباب خانه‌داری افتاده، آن چه به هم رسانده، به هرزه و لاطایل صرف می نمود، در کدخدایی، به ظروف و فروش و غیره داده، سامان و سرانجامی پیش می‌گیرد، به خلاف آزادگی که بی‌مصرف صرف نماید، و زن نیز قدری مال و اسباب با خود می آورد، و فرزند و خدمتکار به هم می‌رسند، و رزق این‌ها همه داخل رزق زوج می‌شود. و اگر زوج و زوجه هر دو صاحب حرفه و غبطه بوده، مسرف و متلف نباشند، البتّه از موافقت ایشان، سرانجام احوال و انتظام حال به هم می‌رسد، و اسباب که در خانه به هم رسید، اگر گاهی تنگی و گرفتگی رو دهد، اسباب را می‌توان فروخت، و رهن می‌توان گذاشت. و همچنین اعتبار قرض در کسی که صاحب خانه و کدخدایی باشد، بیشتر است.

و اکثر از این راه است که چون در عُذوبت مرتکب فسوق می شوند، و بی پروایانه به راه می روند، لهذا بی سرانجامی می گردند، و  چون کدخدا شدند، بالخاصه زن، باعث تنفر از فسوق می گردد، بلکه آدمی را از زندگانی ملول می سازد، مگر قلیلی به ندرت با وصف کدخدایی، نا کدخدایی کنند و به فسوق میل نمایند.

[داماد باید شغلی داشته باشد و بعد ازدواج کند]

حاصل این که وسعت رزق بدین جهات بهم می رسد، نه این که شخصی هیچ شغلی و سررشته کاری در دست نداشته باشد، و خود را به بلای زن و فرزند گرفتار سازد؛ چنان که گفته‌اند: «مردیت بیازمای، و آن گه زن کن». یعنی اوّل راه تحصیل مال و نان به دست آر، و آن گاه زن به خانه بیار.

و از زنان باید اختیار کرد بکر و خرد‌سال را که دیگری را ندیده باشد تا به این کَس، اُنس بگیرد، و چنان پندارد که بهتر از زوج او کسی نیست. و تا از ذوات الأرحام باشد، پیوند با بیگانگان نشاید کرد که در احادیث تأکید و سفارش در این خصوص بسیار وارد شده، چه بنات اعمام و اخوال در اصطلاح پنبه جامه‌ گویند، در حالت سَرّا و ضَرّا سازگاری می‌نمایند، و معاونت و مواسات به عمل می‌آورند، بر خلاف بیگانگان که تا وسعت در مال و قوّت جوانی باقی است، از دل و جان خدمت می‌کنند، و پروانه‌وار بر دور این کَس می‌گردند. و چون عسرتی روی داد، یا پیر و علیل شده از کار افتاد، کار را به طلاق و عتاق و جدایی و افتراق می‌رسانند، و غم‌خوار و مهربان نمی‌باشند.

و اگر از ایشان مقدور نباشد، البتّه از خاندان قدیم اصل و نجیب که به نیک‌نامی مشهور باشند، باید نمود، و از این جاست که حکما و علما، خوض تمام نموده‌اند در باب پیوند با جماعت اصیل، و ارباب صلاح و عفاف، زیرا که اکثر از زنان که زادگی و نجابت ندارند، وقتی که از شوهر، خوفناک شدند، یا به سبب بدخویی و خسّت او و امثال آن رنجیدند، یا تعریف مال و جمال دیگری را شنیدند یا دیدند، میل به هم رسانیده، شوهر را مسموم، و به وسایل دیگر دفع می نمایند، و از این قبیل بسیار و بی‌شمار واقع شده، حتّی حضرت امام حسن ـ علیه السلام ـ  را یکی از زوجات آن حضرت که سفیه [= جعده] نام داشت، به پیغام و فریب معاویه پلید ـ لعنه الله ـ و امید تزویج یزید ـ علیه اللعنه ـ زهر داد، و زوجه محترمه امام حسین ـ علیه السلام ـ با وصف بیگانگی، به همه جهات، چون از دودمان بزرگ و نجیبه بود، امّ الأئمّه ـ صلوات الله علیها و علی اولادهم اجمعین ـ گردید.

[از ازدواج با زنان فاسق باید پرهیز کرد]

دیگر آن که از زنانی که ارتکاب فسوق نموده، و قناع حیا از سر برگرفته باشند، و چادر رسوایی بر دوش افکنده، اجتناب باید کرد. چنان که اکثر از مردم معقول، رغبت به قحبگان که در زیر هزار بازاری و قصّاب و کنّاس خفته‌اند، به هم رسانیده‌، به محض توبه کردن، از ایشان مطمئن شده‌، و نمی‌دانند که توبه او بالفرض که خالص باشد، عذاب اخروی او را کم می‌کند، امّا طهارت مولد به هم نمی‌رساند، و کسی که مدّت‌ها لگدکوب شهوات اراذل بوده، در ذات او چه چیز باقی، و کریمه «الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ» [نور: 3] دلیل است بر این که، ناپاک به مزاوجت بدکار لایق است، و طیّب و طاهر به مناکحت عفیفه صالحه شایسته و موافق، چنان که جناب ربّ العالمین می‌فرماید: «الْخَبيثاتُ‏ لِلْخَبيثينَ‏ وَ الْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبين» [نور: 26].

[زنان فاسد را نباید اجازه رفت و آمد به خانه داد]

و اکثر خاندان‌ها از این راه بر هم می‌خورد که قحبه در خانه ایشان راه یافته، و مادر و خواهر و سایر اُناث که در آن سلسله‌اند با او مؤانست کرده، نقل و حکایات ایّام رسوایی خود را از جهت ایشان بیان می‌کند، و زنان که ناقص عقل‌اند، رغبت به اطوار او به هم رسانند، و عصمت از دودمان ایشان برطرف می‌شود، و باعث اختلال احوال آن خانواده می‌گردد. چنان که گفته‌اند: «نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود».

و در احادیث وارد است که «إیّاک وخَضراءُ الدّمِن»، و آن سبزه‌ای است که در حوالی مزبله‌ها و امثال آن رسته می‌شود. و این قسم زنان که به حسب ظاهری، حُسنی دارند، و چون شیطان، مشّاطگی ایشان می‌نماید، به نظر محبوبه می‌آیند، آن سبزه، دَمِن است که بی‌بنیاد و بداصلِ خبث نهاد است، و آدمی از فرزندی از ایشان به هم رساند، ایمن نتواند بود که رغبت به افعال مادر ننماید، و آن چه از امّهات سر زده، کم می‌باشد که بنات و بنین نیز مرتکب آن نشوند؛ چه اصل شیر مادر است، و تا شیر، پاک نباشد، فرزند طیّب و طاهری برنمی‌آید.

دیگر زنی که بسیار دراز و لاغر یا بسیار کوتاه و فربه یا ارزق و زردموی یا عقیمه بوده باشد، یا حیض، دیر دیر بیند، یا بدخو و زبان‌دراز، یا صاحب غنج و ناز، یا همیشه نالان و تن‌پرور، یا صاحب فرزندان از شوهر دیگر باشد، یا به وسیله مالی که داشته باشد منّت بسیار گذارد، به مزاوجت اختیار نباید کرد.

[آفتِ گرفتنِ زن ثروتمند]

دیگر آن که به هوس جمال و امید مال، زن نباید خواست که در حدیث ممنوع، و تجربه هم شده است که هر کس به عشقبازی حسن میل زن نموده، البته در نظر شوهر، زشت و مکروه گردیده و به افتراق رسیده، و اگر به طمع ما بوده، بی شک خیر ندیده، بلکه احتراز از زنی که مشهور به مال‌داری باشد، لازم است؛ برای آن که زن، چون شوهر را محتاج مال خود دید، می‌خواهد زیادتی کند، و زوج را در زیر بار اطاعت خود ذلیل سازد، و اکثر از این راه، دیّوث می‌شوند.

پس در تزویج شریعت نبوی، محضِ اطاعت فرمان الهی را باید منظور داشت، و از پی صلاح و تقوی باید رفت تا خیر و برکت در خانه به هم رسد.

و در حالت حیض یا جنابت طرفین، و ایّام منحوسه، جماع نمی باید کرد، به تخصیص در روز حیض که اکثر اولاد که بدکار برمی‌آیند، از این راه است که ولد حیض‌ و جنابت اند که شیطان ـ علیه اللعنه ـ دخل در تولّد (: توالد) ایشان دارد. و همچنین در حالت جماع، نظر به فرج زن نکنند که باعث کوری فرزند می‌شود، و در اثنای مجامعت حرف نزنند که فرزند معیوب می‌گردد.

[با همسر نباید تندخویی کرد]

دیگر با زن و اهل بیت تندخویی نکنند که فشار قبر از این به هم می‌رسد. و زن را ضرب و حد جایز نیست، مگر در سه محل: یکی آن که از مال شوهر بی‌اذن او به کسی چیزی تصدّق کند، یا از خانه بی‌رخصت بیرون رود، یا بی‌حیایی و بی‌ادبی به زبان کند.

دیگر در نفقه عیال، خسّت و سماجت نکنند از راه احتیاج، مرتکب بد عملی نشوند، و زنان پیر را از قبیل دلاّله و مشّاطه و فال‌گیر و غیر آن، به خانه راه ندهند که آن جماعت، زنان را از راه بیرون می‌برند. و زنان فاحشه را نگذارند که با اهل بیت او آمیزش نمایند، و به حمّامی که این قسم زنان رفته باشند، زنان خود را نفرستند که زر و زیور ایشان را دیده، هوسناک می‌گردند. و مهمانی که به خانه آورند چنان نکنند که زنان او مهمان را ببینند یا مهمان را نظر بر عورات افتد، یا صدای ایشان را بشنود، و خصوصاً وقتی که مهمان مقبول و دل پذیر، و صاحب خانه، پیر یا زشت باشد.  

[رفت و آمد زن را از پشت بام به خانه همسایه منع کنید]

و زنان را نگذارند که به عقب در و پشت بام، و از راه بام به خانه همسایه روند. و هر چه دلخواه زنان باشد، و هر تکلیفی که کنند قبول ننمایند، و متابعت امر ایشان نکنند که باعث خرابی خانه است؛ و اختیار دخل و خرج را به دست زن ندهند، و کار بازار و خرید و فروش را به زنان نفرمایند، و غلام و نوکر جوان و توانا را به اندرون خانه راه ندهند، و دختران  وکنیزان را وقتی که بالغ شدند بی‌شوهر نگاه ندارند که کریمه «وَ لا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ» [نور: 33] دلیل بر این معنی است. و در حالت پیری، زن جوان نخواهند، و چون علّتی و سستی داشته باشند، اراده تزویج ننمایند که زن بی‌شوهر کم می‌باشد که صبر تواند کرد. و اگر به شهر غریبی داخل شوند، کدخدا نگردند، و تا در میان اهل خود، مادر و خواهر و قوم و قبیلت و خویشان نباشند، زن بیگانه نخواهند، و اگر از مردم شهرستان باشند، روستا و دهاقین را نکاح نکنند که فرزندان دو تخمه به ندرت خوب برمی‌آیند. و کنیزان را با غلامان آمیزش ندهند که آن‌ها را خبری از عصمت و عفّت نیست مگر به ندرت که از خاندان عزّت باشند، و به اسیری گرفتار شوند، از قبیل امّهات بعضی ائمّه ـ علیهم السلام که بعض ایشان پادشاه‌زاده بوده‌اند.

[باید زنان را فرصت اختلاط با سایر مردان را نباید داد و از گردش ایام عید و محرم دور داشت]

دیگر این که زنان را رخصت سیر باغ و صحرا و تماشای ایّام عید و محرّم و غیر آن، و فرصت اختلاط و معاشرت اقوام و همسایگان نشاید داد، زنی که بساز و صحبت و رقص و سماع آموخته، یا به معاشرت زنان بدنام، از قبیل قوّال و رقّاص و سحّاقه میل نموده باشد، نزدیک او نمی باید گردید. و زنان و دختران را کتب شعری و حکایات عشق و عاشقی نشنواند، حتّی از سور قرآنی، حکایت حضرت یوسف و زلیخا را نهی کرده‌اند که بخوانند، بلکه جایز نیست که زنان را به غیر از واجبات خود، چیز دیگر فرا گیرند، یا خطّ و سواد به هم رسانند که هر کس رقعه نوشتن و شعر و غزل خواندن فرا گرفت، می‌خواهد به مردم بنماید، و چون متعارف نیست که به محرمان این قسم رقعه‌جات نویسند، اولاً به زنان بیگانه که خواهر خوانده باشند، رقعه و پیام می‌فرستند، و رفته رفته انتقال به مردان بیگانه نموده، معشوق به هم می رسانند.

لبّ دوم در فرزند پروردن

بدان که مراد از تحصیل فرزندان حقیقتاً وجود پرستندگان یزدان است، و مجازاً بقای ذکر و نام و نشان، پس فرزند را چنان باید تربیت نمود که در دنیا باعث ذکر خیر، و در آخرت شفیع جرایم پدر و مادر تواند بود.

و حقوق پدر و فرزند در آداب مخدوم، به تقریب شفقت بر خلق الله مذکور شد، امّا حقّ فرزند بر پدر آن است که او را به شیر پاک بپرورد، و ختنه کند، و بعد از هفت سالگی، معلّمی که به صلاح و سداد آراسته، پیر و شکسته باشد، به خصوصِِ فرزندان خود مقرّر دارد که اکثر اطفال در مکتب خانه‌ها مشق نادرستی می‌رسانند، و از یکدیگر بدکاری فرا می‌گیرند، و سعی کنند تا مسایل واجبی خود را بیاموزند، و بعد از بلوغ، کدخدا کند تا به زنا و لواطه و خیال‌های شیطانی گرفتار نگردند.

[هرچه کودک خواست به او بدهند تا از دیگران نخواهد]

و پسر اگر صاحب حُسن باشد، همیشه همراه خود رفیق گرداند، و تنها نگذارد که به سیر و صحرا رود (: پسر به صحرا رود)، و با اجلاف محلّه مختلط شود، و هر چه دلش خواهد، خود به جهت او مهیّا گرداند تا از مردم نگیرد، چه اطفال اوّل به صور جانوران که از چوب می‌سازند رغبت به هم می‌رسانند، و بعد از آن به گنجشک و همچنین تا کبوتر بازی و خروس بازی و بُز، تا به  عشق بازی قوچ و گاو جنگی رسد؛ پس تا تواند این‌ها را به اطفال ننماید، و بعد که دید و مایل گردید، خود به جهت او به هم رساند، و یک یک را در نظر او مکرّر گرداند، و به لطایف الحیل او را از تعشّق با امثال این لهو و لعب متنفّر سازد که اگر اوّل وهله، منع کنی به لجاجت می‌افتد، و به عقوق می‌رساند، بلکه از این بدان و از آن بدین منتقل سازد، و با خود به سیر و تماشا ببرد تا با دیگران نرود.

[کودک را از هرزه گردیدن پرهیز دهد]

و در اوّل حال، به خرج کردن زر و هرزه گردیدن (:خوردن) نیاموزانند که چون عادت کرد، ترک نمی‌تواند نمود، و نگذارد که آرزوی چیزی بهم رساند تا زر و پول از مردم نگیرد، و خود را نبازد و به قمار که اوّل آن، با گردوبازی کردن است، راغب نگرداند، و به مجلس قحبه و شراب و ورزش خانه کشتی گیران و به کنار معرکه بازیگران نبرد که به دام شیطان نیفتد.

و حکایات هرزه‌کاری‌های خود را در ایّام جوانی، یا نقل عشق و عاشقی (:عشق بازی) دیگران را در حضور فرزندان بیان ننماید که رغبت به هم می‌رسانند. و فرزندان را تنها به مسجد و حمّام و بازار نفرستد، و با تندخویی (:بدخویی) و خسّت فرزندان را نرنجاند تا عاق نشوند، و اکثر اوقات حکایات فریب مزوّران که اطفال مسلمانان را به تخم بازی و کاغذ باد و غیر آن از راه می برند و بدنام می‌سازند، به جهت فرزندان باز گوید، و طرق بدنامی و رسوایی و شنامت مصاحبت اجلاف را به ایشان بفهماند و از عار و فضیحت بترساند.

[به فرزند، کسبی یا صنعتی بیاموزد، حتی اگر خود صاحب منصب است]

و اگر صاحب منصب باشد، فرزند را کسبی و صنعتی که شایسته و لایق باشد بیاموزد که اگر او نیز به منصب رسد، از دانستن آن صنعت، نقصی عاید نمی‌شود، و [اما] اگر روزگار نامساعدت کرد، از آن کسب، تحصیل نان تواند کرد، و عاجز و مضطر نماند. و اگر از اصناف و پیشه‌وران (:پیله وران) باشد، فرزند را بعد از آن که خط و سوادی به هم رسانید، به صنعتی که مایل باشد، مقرّر دارد تا هنری در دست داشته باشد، و روزی که میراث از دستش برود عاجز نماند، و اعتماد به ملک و مال به هم رسانیده باشد نکند که آن‌ها بعد از پدران، به فرزندان وفا نخواهد کرد، بلکه وبال ایشان، و باعث منازعه و جدال و بر هم خوردن خانمان، و اعوان و دعوای زنان و مردان خواهد شد، و چیزی که به کار ایشان خواهد آمد همان صنعت است.

[فرزند را مطلق العنان نگذارد و اکثر اوقات حالش را تفحص نماید]

و فرزند را مطلق العنان وا نگذارد که صبح برود و شام بیاید، بلکه اکثر اوقات از حال او تفحّص کند که مبادا حرام‌زادگانِ شیطان طینت که در کمین فرزندان مسلمانان می‌باشند، خود را بدو متّصل سازند.

[خود به نیکی و تدین رفتار کند تا کودک هم از او بیاموزد]

و اکثر اوقات، دعا و تصدّق به جهت حفظ فرزندان از شرّ شیطان انس و جن می‌کرده باشند. و اگر خواهد فرزند را که نیکوکار برآید، چون صاحب فرزند شود، ترک بدکاری و با مردمِ خوب و پرهیزکار آمیزش نماید تا اولاد او نیز به اطوار خوب میل نمایند، و به نماز و قرآن و حدیث شنیدن، و در جمعات به مسجد رفتن و در پای موعظه واعظ نشستن، و صبح زود برخاستن، و کم خوردن و کم خفتن و کم گفتن، ترغیب نماید، و بی جا نَزَند و عبث نرنجاند؛ و در حضور فرزندان سخن‌های معقول از کلام خدا و رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ بیان کند. و با فرزند به تندی سلوک نکند، بلکه اکثر اوقات به رفق و ملایمت، و به نقل و حکایات، آگاهش گرداند که نورسیدگان از ضرب و حد، به تعصّب می‌افتند، و آرزوی مرگ پدر می‌نمایند. پس فرزند را با خود مهربان، و مصاحبانه سلوک نماید تا با پدر اُنس گیرد، و از اختلاط جهّال و فسّاق و لوطی مشربان عار دارد. و نگذارد که با ادانی و اراذل آمیزش کند که اطفال با هر کس و هر چیز که در حالت کوچکی (:صبوّت) برآمدند و به مزاج ایشان موافقت و عادت کرد، حالی ایشان می شود، و سلب آن آسان میسّر نمی‌گردد.

لبّ سوم در ضیافت [و مهمانی رفت و دادن]

هرگاه با جمعی آشنا و مختلط باشی، تا دوست واقعی ایشان نباشی، به تحقیق بدان که ایشان نیز با تو محبّت قلبی ندارند، و در چنین حالتی، به ضیافت ایشان رفتن و ضیافت کردن صورتی ندارد؛ چه حقّ ممالحت [= حق نمک] عظیم است. و عیب جوانمردان است که منافقانه سلوک کنند، و کسی را که دوست ندارند یا دوست ندانند با او انگشت بر نمک زنند؛ پس چون خاطر از دوستی طرفین جمع کرده باشی، اگر تو را به ضیافت خوانند، وقتی که داخل مجمع شوی، بر اهل مجلس سلام کن، و تا به تواضع تو برنخیزند، قبل از آن مگو که بالله حرکت مکنید، چه ممکن است که اراده ی تواضع تو نداشته باشند! و تا همگی مهمانان که بدان خانه خواهند آمد نشناسی، در صدر خانه منشین؛ چه گاه باشد که عزیزتران آیند، و تو را باید به پایین آمد، بلکه به صف نعال رسید. و اگر در پایین نشینی و شأن تو از آن بالاتر باشد، تو را به عزّت مُصدّر خواهند داشت.

[آنچه را در خانه میزبان نباید انجام داد]

و چون نشستی تا کسی متوجّه تو نشود و چیزی نپرسند، ابتدای به حرف بی‌تقریب مکن. و چون طعامی حاضر شود، و تو آزاری داشته باشی، مگو که اشتها ندارم بلکه دست دراز کن، امّا ملاحظه را از دست مده؛ چه اکثر را عادت این است که ضیافت مردم را می‌خواهند خوار و بی‌مقدار برآرند. بعد از خوردن می‌گویند که امروز اشتها نداشتم یا آزاری داشتم. و اگر آزاری در خود مشاهده کنی، اظهار مکن که فلان چیز مرا آزار کرد که صاحب طعام دل شکسته می‌شود. و هر چه آورده باشد، از روی رغبت متوجّه شود. و غم‌خواری صاحب خانه مکن که چرا چنین کردی، و این قدر طعام چرا آوردی، و از روی یگانگی مگوی که فلان چیز خریداری کن، و فلان را چنان سرانجام ده، و خود را صاحب خانه مشمار.

[مهمان ناخوانده همراه خود مبر]

و آشنایان خود را به طعام دیگران دعوت مکن که میهمان فضول، بدتر از طفیلی است.  و از راه هوس مگو که اگر فلان طعام بود بهتر بود، یا من به فلان چیز رغبت دارم؛ چه ممکن است که آن را ممکن نباشد، و بیچاره را خجالت مده یا به مشقّت افتد. و اگر در طعام با کسی رفیق باشی، ستم شریکی و انتخاب لقمه منما، و دست در پیش خود دراز کن، و جانب انصاف را مُرعی دار که کین شکم بدترین عداوت‌هاست!

 و زیاده بر یک بار به ضیافت کسی مرو، تا تلافی نکنی، که آدمی در خانه خود مکدّر می‌شود، چه جای خانه مردم. و اکثر از اوساط النّاس این حالت دارند که چون دو نوبت از طعام ایشان کسی خورد، و تلافی نکند، آش مالش می نامند و تغییر سلوک نموده، آن چنان حرمتی که شایسته باشد نمی‌دارند. و نادرست که کسی همیشه اخراجات به جهت همیشه رفقا می‌کشیده، از آن محظوظ بوده باشند.

[مهمان ناخوانده مباش]

و همچنین بر سر سفره کسی ناخوانده منشین، و به اختلاط رفقا به خانه کسی که آشنا نباشی تطفّلاً مرو، و اگر به جهت رجوعی به خانه کسی روی، و جمعی مهمان باشند، بعد از انجام کار خود زود برخیز که اگر صد کس در یک خانه باشند، و یک بیگانه ناخوانده داخل شود، همگی به وحشت می‌افتند!

و اگر طعام میزبان، عیبی داشته باشد، اظهار مکن، و در غایبانه خبث طعام و آش کسی منما که علامت کفران نعمت است. بیچاره هر چه مقدورش بود مهیّا ساخته، اگر ناخوش داری دیگر به خانه او مرو. و بسیار هم تعریف نان و آش مردم مکن که خوب پخته یا پاکیزه ساخته‌اند که علامت لئامت است. و چون به خانه کسی مهمان شوی، دست و دل و چشم را پاک دار. نظم

در خانه دوستان چو محرم گشتی   دست و دل و دیده را نگه باید داشت

و حقّ نمک را از دست مگذار که «نمک» با «علی» ـ علیه السلام ـ در عدد مساوی است، و از این جهت در هر چه خوردنی باشد، نمک در کار است، و در قطع رگ جان نمک ناشناسان، مانند ذوالفقار است. نظم

نمک چون با علی در یک شمار است   از آن در هر مذاقی خوش‌گوار است

و ایضاً از روی حساب، چون نمک نام علی است، این است قسم خورند مردم به نمک.

لبّ چهارم در ضیافت کردن

بدان که در هر حالت که باشی، با ناجنس معاشرت مَکن، و کسانی که از عهده ضیافت ایشان بر نیایی، و تحمّل اخراجات دعوت ایشان نتوانی نمود، به دعوت مخوان که تا معاشران با یکدیگر موافقت نداشته باشند، و پای تفاوت اختلاط به میان آید، این کس به زحمت می افتد، چه کسی که ضیافت تو بر او آسان باشد، و تو را در ضیافت او باید به مشقّت افتاد یا در برابر ایشان باید ایستاد، هم‌صحبت شدن غلط و بی‌فایده است.

و چون ابنای جنس خود را به دعوت خوانی، هر چه تو را ممکن و مقدور است در حدّ وسط، نه کم و نه زیاده باشد، مهیّا دار، چه بعضی به جهت دو کس، سه قاب طعام می‌پزند و بعضی برای صد کس، یک قاب مهیّا می دارند، و این هر دو غلط است، امّا آن چه که حاضر آوری، باید که پاکیزه و نظیف باشد.

[غذای خوب و پاکیزه برای مردم طبخ کن]

و اهتمام در خوبی اجناس و پاکیزگی طبخ و متعلّقات آن به عمل بیاور که طعام اندک با وصف پاکیزگی، بهتر از صد لنگری طعام کثیف است. و مهمانِ بسیار مَطَلب بلکه به چهار و پنج کس اکتفا کن، و اصناف مختلفه که با یکدیگر آمیزش نمی توانند نمود، و از هم وحشت می نمایند، در  دعوت مجتمع مساز که عادت بازاریان آن است که در هر قرنی یک ضیافت کرده، با هر کس که آشنا و خویش و قومی که داشته باشند، همگی را یک جا می طلبند، و این شکنجه است نه ضیافت.

 و از مهمان مپرس که این طعام را چگونه پخته‌اند، و هر چیز می‌خواهند بیاورند، و چه چیز در پیش شما هست، و چه چیز نیست، زیرا که هر چه داری حاضر آورده، و هرگز مهمان نخواهد گفت که من حلوای نزاکت می‌خواهم، و در خوان تو نیست؛ پس پُرسیدن که چه می‌خواهید بی‌فایده، و علامت لئامت است. ولیکن متوجّه اطراف بوده از هر طعامی که در پیش مهمانان نباشد، یا کم باشد، بفرست، و تا طعام نزد همگی مهمانان گذاشته نشود، شروع به خوردن مکن، و تا دست نکشند، پیشتر از مهمان دست مدار، و بعد از طعام مگو که چیزی نبود لایق شما [باشد] که این عادت بازاریان است!

در اثنای طعام خوردن، به لقمه مردم نگاه مکن، چنان که در اخبار آمده که یکی از خلفای بنی امیّه، به شخصی که نزدیک به او نشسته طعام می‌خورد، گفت: در لقمه تو مویی هست؛ آن شخص لقمه را انداخت برخاست، و گفت: کسی که آن قدر بر دست مهمان نظر کند که مو در لقمه‌ای بیند، طعام او را نتوان خورد.

[سر سفره از غذای خود تعریف مکن]

و تعریف طعام خود مکن؛ و در حضور مهمان جنگ و غوغا با پسر و برادر و غلام و چاکر خود مکن که مهمانان وحشت می‌کنند. و چون ضیافتی کنی، بعد از آن دیگر نقل مکن که فلان کس را طلبیده بودم، و فلان چیز پخته بودم، و به مهمان مگو که فلان روز، که در خانه ما بودند چنین و چنان شد، و تا خانه علی حِدَه نداشته باشی که صدای زنان و فریاد اطفال به مهمانان نرسد، مردم را مهمان مکن، و عِرض و ناموس خود را نقصان مرسان البته.

لبّ پنجم در معاشرت با مردم در قهوه‌خانه و باغ و صحرا و امثال آن

بدان که به آشنایی و دوستی جمعی که در این اماکن تحصیل شوند، اعتماد نمی‌توان نمود مگر آن که حقّ ممالحت [هم نمکی] به میان آمده، دوستی قلبی به هم رسد. پس وقتی که در این اماکن داخل شوی، تا کسی را مایل به جانب خود، و راغب به آشنایی بر نیابی، از راه وُسعت مَشرب در میا، و بی‌تقریب شروع به اختلاط مکن که اکثر اوقات از راه این که آدمی خود را محبوب القلوب می‌داند، با مردم گفتگو کرده، در اوّل وهله خود را هرزه‌گو می‌شناساند، و طبایع مردم را متنفّر می‌سازد، و اگر در این اماکن، یکی از آشنایان تو طعامی به قدر کفاف خود در پیش داشته باشد، و تو را تکلیف کند، رفیق مشو، و اگر دو کس را کافی باشد تا تکلیف او را بالطّوع و الرّغبه نیابی، به تکلیفات رسمی که می‌گویند خوش باشد، دست دراز مکن.

[فلان شخص سهم الغیب دارد، تا دست به دهان بری حاضر می شود!]

و چون رفیق شوی، کمتر بخور که از هزار کس یک کسی چنین نیست که از طعام مردم خوشحال شود، خصوصاً بازاریان و تجّار که اگر یک لقمه از نان ایشان بردارند، آن را عظمی می‌گذارند که گویا از حاصل بحر و کان گذشته‌اند. و بسیار شنیده شده که شخصی دو سه نوبت طعام این قسم مردم را خورده بود، می‌گفتند که فلان کس طرفه سهم الغیبی دارد، تا دست به دهان می‌بری، حاضر می‌شود!

و جمعی که در این امکنه چیزی می‌خورده باشند، و تو داخل شوی، بی‌تکلّفانه دست دراز مکن، و اگر تکلیف کنند تا قدرت تلافی نداشته باشی مخور؛ و اگر سائلی سؤال کند از طعام مردم، تو تصدّق مکن، و اگر خواهی که چیزی خوری در قهوه‌خانه و باغ و صحرا، از رفقا مپرس که چه چیز می‌خورید؛ چه اکثر مردم را عادت این است که اگر یک  فِلس خرج کنند، ده کس را می‌خواهند ممنون گرداند، و از یکان یکان می‌پرسند که به فلان چیز میل داری! پس عادت جوانمردان است که هر چه مقدورش باشد حاضر آورد، و هر که خواهد بخورد، و تا در این مکان‌ها باشی، چیز به تنهایی و پنهانی در جیب و بغل مخور که علامت لئامت است؛ و اگر چیزی از مأکولات به جهت تو هدیه آوردند، به رفقا در آن مجلس تقسم کن که ذخیره آن از عیب و عار است.

[جایی نشسته اید، به اسباب و وسائل مردم دست نزنید]

و در پهلوی جمعی که نشسته باشی، به آلات و اسباب و ادوات ایشان، خصوصاً قلم‌تراش و مقراض و اسباب قلمدان، دست مزن که باعث تفرقه ی خاطر نشود.

و با خدمتکاران قهوه خانه و حمّام، تندی و درشتی مکن که همگی مردم به خبث آن  کس می‌افتند، و در چنین مَجمع‌ها فریاد بلند و حرکات ناخوش و خنده‌های جِلفانه مکن، و برهنه مشو، و رخت و رخوتی که به جهت خود خریده باشی (: به خود گرفته باشی) به مردم منما که این به چند می‌ارزد که حمل بر زیادتی (:نادیدگی) افتخار تو می‌کنند، خصوصاً رخوت و اسبابی که به جهت زنان گرفته باشی، به مردم منما که منافی عصمت است.

[میان حلقه ناآشنایان در مَیا]

و با جمعی که آشنا نباشی، در میان حلقه ی ایشان در مَیا، و آشنایان نیز تا راغب به صحبت تو نباشند، در اختلاط، سِمِج مشو، و گاهی هم (بر قصد،) طفره بزن تا محبّت مجدّد شود. و افیون و تنباکو از مردم مَطَلب که باعث خِفّت نفس و موجب بی‌‌اعتباری این کس می شود.

لبّ ششم: در منادمت جمعی که در مرتبه با هم مساوی یا نزدیک باشند

بدان که ضوابط آداب ندما و معاشران، آن است که در مجلس راح از احوال و از اوصاف آبا و اجداد و مفاخرت بالاستقلال و استبداد گفتگو ننمایند، و به امتیاز مجلس و وضع و زیادتی خانه و اثاث البیت خود زبان نگشایند که این معنی باعث سخافت و باعث  منازعت بلکه جلافت است.

و مزاح و خوش طبعی و بدخویی و تندی با چاکران یکدیگر ننمایند، و از نظاره محبوب و معشوق یکدیگر کفّ نفس لازم دانند، و آن چه دیشب گذشت، فردا تکرار و نقل نکنند، و بر ما حضر یکدیگر به دیده حقارت و کراهت ننگرند، و عیب رفقا را بپوشانند، و حفظ عیب واجب دانند، و به دیدن هم خوشحال و از روی رفق و همواری و مهربانی، تحمّل مکروهات یکدیگر نموده، فرمان‌برتر باشند از برای یکدیگر از نعلین ایشان!

[در رفاقت و منادمت، قرب طبایع مزاج را منظور دارند]

و واجب است که در منادمت، قرب طبایع مزاج را منظور دارند تا باعث پشیمانی و ندامت نشود، پس بدان که تاجیک را با ترک آمیزش میسّر نشود، و روستایی را منادمت با شهری سر نمی‌گیرد، و عرب را با عجم چراغ اختلاط در نمی‌گیرد، و تا مجانست در میانه علّت ضم نشود، مؤانست دو کس به یکدیگر دست نمی‌دهد، مگر به ندرت فِرَق مختلفه با یکدیگر مخالطت نمایند، یعنی تاجیک ترک حسب و ترک تاجیک مشرب، یا عربی متعجّم، یا عجمی مُتعرّب در میان هم برآیند، امّا محال است که محبّت قلبی در میانه داشته باشند، زیرا که در میان سرشت و طبایع ایشان مباینت است، اوضاع و احوال ایشان هم دور از یکدیگر، در کمال مناقضت، خصوصاً در مابین ترک و تاجیک که تا غرضی منظور است، الفت رسمی باقی است، و صحبت نفاقی می دارند اما وقتی که مدّعا مرتفع شد، تاجیک ضایع می گردد.

[رفاقت ترک و تاجیک]

پس هرگاه تاجیکی با ترکان قرار الفت دهد، ضرور است که شش چیزی را گردن نهد، اوّل: اتلاف مال. دوم: زبان بستن از لوازم شریک و همال. سوم: خود را بنده و خدمتکار ایشان دیدن. چهارم: از پی شراب و قحبه دویدن. پنجم: اگر به دست شحنه و محتسب گرفتار شوند، در زنجیر رفتن و جریمه دادن (در زنجیر بخوابد و جریمه دهد). ششم: هرگاه ایشان با یکدیگر منازعه کرده، دست به تیغ و خنجر بزند، تاجیک به کشتن برود.

حاصل این که موافقت مزاج در منادمت عمده است؛ باید که در معاشرت و مکالمت لجاج و سماجت ننموده، از پی هر حرف نیفتند، و اغماض را بهتر از اعتراض شمارند، و پای تکلّف و ساختگی به میان درنیاورند، از افعالی که به سبکی و خنکی رسد، اعراض (احتراز) نمایند، و معاملت به انصاف کنند تا به منازعه و جدال نرسد، و همیشه با یکدیگر به رضا و خشنودی اتّصال و انفصال نمایند تا باعث دوام مخالطت باشد، چنان که حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: «شَرطُ الألفة تَرکُ الکُلفَة».

لبّ هفتم: در معاشرت با عموم ناس

بدان که تا اوصاف و اخلاق کسی را مطّلع نشوی، و از صفات حسنه او خاطرجمع ننمایی، راه آشنایی نباید گشاد، و با هر کسی به زودی خوش نباید آمد که اکثر مردم در قهوه‌خانه‌ها و باغ و بستان‌ها از راه اختلاط با هم آشنا گردیده، به بلای بد گرفتار می‌گردند، زیرا که آن چه از مصاحبان بدفعال عاید به حال مردم می‌شود، از هیچ دشمنی نمی‌شود؛ چنان که در آداب ندما گذشت؛ و از اینجاست که حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ  می‌فرماید: «وَحدَةُ المَرءِ خیرٌ مِن جَلیس السُّوء». [تنهایی مرد بهتر است از همنشین بد] پس همیشه رغبت به صحبت اخیار و صلحا و جماعت نیکوکار نمایند،  واز الفت و صحبت اشرار و اراذل و فسّاق اجتناب و احتراز نمایند.

[بر آشنایان و دوستان، فخر مفروش]

و جمعی که با تو آشنا باشند، در مقام اثبات مزیّت و فخر با ایشان مباش، و با جمعی که از تو پریشان‌تر باشند، استهزا مکن که از راه تنگدلی به جواب عنیف، حُرمت این کس را تخفیف می‌دهند، یا دل شکسته شده نفرین می‌نمایند؛ و همچنین با مجانین و اطفال و نسوان و بندگان و چاکران مردم و بازاریان و فرومایگان، و جمعی که از تو بیم و امیدی نداشته باشند، شوخی و هزّالی و تندی و تلخ گویی منما که این طایفه قدردان عزیزان نمی‌باشند، و با کسانی که از تو به حسب و جاه مال یا سنّ و سال بزرگ‌تر باشند، به استخفاف سلوک مکن، و با پیران و کهن‌سالان از راه غرور جوانی به سَبُکی و ریشخند و بر پشت خمیده قامتان مَخند، و به مجلس و محفلی که داخل شوی، در میان رفقا به یک کس مگو که به شوق صحبت تو به این جا آمده ام یا مشتاق تو بودم، یا جمعی را طبیده باشی، به یک کس مگو که مراد صحبت تو بود. و اگر در مجمع، چیزی به دوستان تواضع کنی، همگی را حصّه برسان، هر چند به لبخندی یا  برگ سبزی باشد که این‌ها همگی باعث رنجش سایر یاران می‌شود، هر چند جمعی با تو دوست باشند، راز خود را با هیچ یک در میان مگذار که ممکن نیست او هم به دیگران اظهار نکند. نظم

به دوست گرچه عزیز است راز خویش مگوی
که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز

[تا درآمدی کافی نداری مهمانی راه مینداز]

و تا دخل و درآمدی نداشته باشی، خود را به مهلکه ی اخراجات زیاد مَیَنداز، و زر و پول در حضور رفقا مشمار که بعضی حسد  می نمایند، و پاره‌ای خبث می‌کنند، و قدری حسرت می‌برند، و بعضی مساعده می طلبند، و چون ندهی، دشمن می‌شوند، و اگر بدهی، دشمن‌تر.

و لفظی را که خوب یاد نگرفته باشی، در محاورات استعمال مکن، و تا قابلیّت تمام به هم نرسانیده باشی، خود را مهذّب مگردان. با ارباب استعداد آمیزش منما که باعث رسوایی است، زیرا که مردم، فهمیده و دقیق الطّبع می‌باشند، و اندک چیزی را در کمال رنگینی ادا می‌نمایند؛ پس وقتی به مجمع اهل کمال داخل شو که تو هم از ایشان باشی.

[دوست خطاکار را سرزنش مکن]

و دوستی که خطایی کرده باشد، او را از قبیل دوستی خرس مَیازار که چرا چنین کردی تا چنان شود که این‌ها سرزنش است، بلکه متسلّی ساز، و تسلیه این معنی دار که گویند دلگیر مباش که این‌ها متعلّق به قضاست؛ و اگر توانی امداد نما و الاّ به شماتت و لوم، خاطر او را رنجه ساختن، بدتر از دشمنی است. و تا کاری از تو برنیاید، و به دست و زبان باری از دوش برادران نتوانی برداشت، احوال کسی را مپرس که چونی و چگونه می گذرانی. و به ارباب دنیا منگر و غصّه مخور، و به مال و خواسته ی مردم رشک و حَسد مبر که دنیا را جمعی که پیش از ما و شما داشتند، و هزار سال و دو هزار خوردند، تمام نشد، اگر جمعی ده سال یا بیست سال خورند، تمام نخواهد شد! پس سعی کن تا تو هم نانی به هم رسانی، و جزم بدان که آن چه به دیگران داده‌اند، از مال تو و حصّه تو نیست، تو را باید نصیب خود را طلبید. به نصیبه دیگران کاری مدار.

[با خلایق طریقه پیش سلامی را لازم شمار]

و با خلایق، مهربانی و خوش‌خویی نموده، طریقه ی پیش سلامی را لازم شمار، و چون به جمعی ملاقات کنی، رو به جانب یکی از آن میان به سلام مخصوص مگردان که دیگران آزرده می شوند، و کسی را به اسم، سلام مده که آقا فلان سلامٌ علیک! و انتظار سلام کردن دیگران مکش که اکثر مردم را عادت این است که سجده و کورنش می نمایند و پنجاه نوبت گردن کج نموده، سر را خم می‌نمایند، اما در سلام علیک گفتن زبانشان را از قفا کشیده اند، و ذلّت خود می دانند که سلام کنند.

و چون دو کس از آشنایان با هم نزاع کنند، تو در میانه سخن‌چینی مکن (: در میان سخن مگو)، و سخن در پنهان و آشکار مگو که چون صلح کنند، هر یک به جهت رفع خجالت، اظهار سخنان تو را کرده، گناه را به گردن تو می‌اندازند.

و چون یکی از رفقا را مهموم بینی، در اثنای آن با او بسیار حرف مزن که باعث کدورت می‌شود؛ پس اگر خواهی که خشنودی کنی با دیگری، مشغول سخن و نقل و حکایات غریبه و لطیفه گردیده، او را از هم و غم باز آرد و به سخن در آرد. (حکایات غریبه در میان آر که او مشغول شود، و رفع کدورت او می‌شود).

[دوستان زمان پریشانی را بیش از دوستان ایام دولت، مهربانی کن]

و جمعی که در ایّام دولت و نعمت اظهار دوستی کنند، مخلص واقعی مَدان، و در زمان پریشانی از ایشان توقّع مهربانی مدار؛ و چون یکی از رفقا، کسب و کاری بوده باشد، او را به صحبت و اختلاط از کار خود مانع مشو، و با دیگری که بیکار است سخن کن، و شخصی که صنعتی دارد و از آن معاش خود را گذراند، به مفت و رایگان از او چیزی مگیر و بیکار مفرما (و به کار مفرما)، مثل این که شخصی به کتابت قرآن و صحیفه، نفقه عیال به هم می‌رسانیده باشد، به او تکلیف مکن که فلان دعا را به جهت من بنویس، که اکثر مردم را عادت این است که گله می‌نمایند، دو کلمه خواستیم ننوشت، و خبر ندارند که ده کس دیگر هم این توقّع را از او دارند؛ و اگر تن در دهد، همیشه باید بیگار مردم کند.

[از دوست نادار، توقع خدمت مدار]

و همچنین کسی که به فقر و اضطرار گرفتار است، یا آزاری و عارضی دارد، او را به حال خود واگذار، و توقّع خدمت از او مدار که فلان کار به جهت من به تقدیم رسان یا با من به فلان جا بیا که اختلال حال و تشویش او به خودش، او را بس است. و در معاشرت و رفاقت بار خود را بر دوش مردم مگذار که کسی ضامن مهمّات تو نیست، هر کسی، آن قدر کار از خود دارد که کافی بوده باشد. و همچنین خود را نیز به زیر بار مردم، آن قدر مده که از عهده نتوانی آمد؛ چه مردم عالم را انصاف نیست، و اگر کسی را شرمگین یابند، می‌خواهند هر چه دارد، از دستش بگیرند، و هیمه و کاه بر دوشش بار کنند. نهایت آن چه که از دستت برآید، به دست و زبان، در کار مسلمانان دریغ مدار. نظم

تقصیر مکن در قدمی یا سخنی   بی‌فایده همچو نقش دیوار مباش

[به طیف بازاری جماعت اعتماد مکن]

و به آشناییِ بازاریان اعتماد مکن، بلکه از صنف ایشان نباشی، معاشرت مکن که اختلاط بازاری کشنده است. و با کم‌خرد و مغرور آشنایی مکن که آخر به کدورت و فساد می‌رسد. و با آشنایان، بسیار هزل و خوش طبعی مَکن که آخر به خشونت انجامد. و تا مقدور است قرض ربا مکن که هر که قرض ربا دارد، برکت از کسب و کارش بر می خیزد. پس اگر پریشان باشی، آن چه داری بفروش، وچون وُسعتی به هم رسد، باز سرانجام ‌کن، و اگر از گرسنگی مرده باشی، از آشنایان رسمی مساعده مَکُن، و چون گرفتی، زود باز ده که امروزه طریقه مردمی در میان ابنای زمان مفقود است، و آن چه از مردم سابق شنیده‌ای که در حالت تنگدستی معاونت یکدیگر می‌نموده اند، و دفع احتیاج دوستان را بر ضرورت خود ترجیح می داده‌اند، فراموش کن که در این دوران اگر یک درهم بگیری، و ادای آن دو روز به تأخیر افتد، ریشه محبّت را به مقراض می‌زند، چنان که گفته‌اند: نظم

مده قرض و مگیرش نیم حبّه    که انّ القرض مقراض المحبّة

و تا قیامت خبث می‌کنند که فلانی، این قدر از من گرفت و نداد، بلکه یکی را ده می‌خوانند، و اگر ناخوشی به میان آید، همین را سرزنش او می کند، بلکه به جهت همین معنی که بر مغز آن شخص بکوبند، عمداً گفتگویی می‌نمایند، او را سرزنش نموده، در میان مجمع خِجل می‌سازند که دیگر نطلبد، و دیگران هم مُتنبّه شده، جرأت مساعده طلبیدن نکنند، و دوستی را به جهت یک درهم، رسوای عالم می‌سازند، و عِرض او را بر باد می‌دهند.

[در ایام پریشانی خود را حقیر مگردان و تا توانی از رفقا چیزی مطلب]

و در پریشانی، خود را ذلیل و حقیر مگردان، و از رفقا و ابنای جنس چیزی مَطلب، و مکرّر اظهار پریشانی و شکوه روزگار و تنگدستی مکن، و پرده از روی کار خود بر مَدار که محنت جوع بهتر از ذلّت در میان امثال و اقران است، و به زیر بار منّت کسی مرو که در ایّام معاشرت به چشم حقارت در تو می‌نگرند، و در زمان آزردگی سرزنش می‌نمایند که من فلان کار را برای او کردم، و در فلان مهم اعانت نمودم، بلکه هرگز از هیچ کس استعانت در هیچ باب جز خدا منما، مگر مخلص و دوست واقعی باشد، چنان که گفته‌اند: نظم

حقّا که با عقوبتِ دوزخ برابر است   رفتن به پایمردی همسایه در بهشت

و زن و فرزند را گرو گذاشتن، بهتر از آن است که مردم گویند که این مرد ما را به جان رسانید!

و با رفقا و آشنایان با تفاخر و تکبّر سلوک مکن، و اگر خود را ممتاز می‌دانی، مختلط مشو، و خود را اگر عزیز دانی، توقّع آن مدار که مردم هم بدان سان تو را عزیز دانند، و چون آزاری و مرضی یا زخمی و جراحتی داشته باشی، مکرّر اظهار مکن، و به مردم منما که متنفر می شوند، و اگر تبخاله باشد، آتشک می‌شمارند، و احتراز می‌کنند.

و اگر چیزی خواهش کنی، اگر برادرت باشد، تکلیف مکن که بفرست فلان چیز را بیاورند که هرچند کریم الطّبع باشد، از تکلیف می‌رنجد.

[در وقت سخن گفتن، از کارهای ناهنجار دست بدار]

و چون شروع به حکایت کنی، در آن اثنا از انداختن آب دهان، و بینی پاک کردن، و اخ و تف بسیار کردن، و در میان حرف، بسیار خندیدن احتراز نما، و سخن تطویل مده. و حکایت را که یک بار گفتی دیگر مگو. و اگر کسی سخنی با تو گوید، در میان آن به دیگری متوجّه مشو، و حرف را از دهان متکلّم مگیر که من بهتر می‌گویم، و در میا، و سخن کسی را مقراض مزن، یعنی اضطراب به پرسیدن بعضی از آن مکن، صبر کن تا تمام کند، اگر آن چه تو خواهی نگوید سؤال کن، و اگر غلطی کند، بعد از اتمام سخن، به وجه احسن که کذب او ظاهر نشود، بیان کن.

[با عامیان صحبت علمی مَکن]

 و با عامیان صحبت علمی مدار، و در مجلسی که عرب و مازندرانی بوده، بحث عقلی و نقلی مکن، و هر چه خود تعقّل کرده باشی، البتّه مستحسن مَدان، و بر سر آن ایستادگی و لجاجت منما. و نقل طعامی که شب با اهل خود خورده باشی با رفقا مگو که گوشتی و روغنی چنان تحصیل کرده بودم که خواهند گفت، منّتی که بر شکم خود  دارد، بر ما می‌گذارد، و اگر دو کس با رمز و ایما با هم سخن گویند، مگو که چه می گویید. چه، اگر می‌خواستند تو را با خود شریک می کردند؛ و اگر دانسته‌ای (: دریابی)، اظهار مکن که فهمیدم.

و حرفی که قایل از ذکر آن امتناع کند، به جِدّ مپرس، و اگر اظهار آزاری یا کدورتی کند، نقیر و قطمیر او را تجسّس منما که بسیار سخن‌ها هست که ذکر آن خالی از شناعت و شئامت نیست، مثل این که شخصی گوید، جراحتی دارم، باید پرسید که چون است، و نباید پرسید که در کجاست! چه احتمال دارد که در عضوی باشد که نشاید گفت، یا گوید بیماری دارم. باید گفت خدا شفا دهد، چه اگر می‌خواست اظهار کند، می‌گفت پسرم یا برادرم بیمار است؛ پس در این وقت، پرسیدن که بیمار کیست، علامت حُمق است، زیرا که گاه باشد که زوجه او باشد، و شرمی از اظهار آن نماید.

و اگر شخصی سخنی شروع کند، و از اول متوجّه نشوی، و بعضی را نشنوی، وحی سماوی نیست که البتّه باید شنید. آن‌ها را شنیده ای انگار! و مگو از فلان جا نشنیدم، باری اعاده کن که هم قایل می‌رنجد، و هم آن کسانی که تا آن جا شنیده اند.

[در مجالس متکلم وحده مباش که قرآن را هم بسیار نمی توان شنید]

و در مجلسی که نشسته باشی و شخصی داخل شده، به خصوصِ شخصی دیگر سلام کند، تو جواب مگوی، و اگر از دیگری سخنی پرسد، تو متعهد مشو. و در مجالس، اوّل تا آخر متکلّم الوحده مَباش که قرآن را بسیار نمی‌توان شنید! بلکه یکی بگو و دو بشنو. و توصیف کمالات خود و اظهار به مُلک و مال مکن، و اسباب خود را به تقریبات مطلب که مردم تماشا کنند. و در مجالس تا مقدار دانش هم‌صحبتان را ندانی، معرفت خرج مکن که شاید از تو بهتری باشد، و سخنی گویی (گوید) که مسخره شوی. و تواضعات زبانی مردم را که گویند بنده شما هستم، باور مکن که این‌ها در اصطلاح پنبه بر ریش چسبانیدن است.

[در مجالس متکبرانه منشین و به غلام و چاکر مردم، امر و نهی مکن]

و در مجالس تکبّرانه منشین، غلام و چاکر آشنایان را خدمت مفرما، و افتخار به آشنایی یا ملازمت بزرگان و نقل اعتبار خود نزد مصاحبان مکن، و کسی که حرفی از دوستان به تو رساند، قبول مکن که تماشا طلب بسیار است که می خواهد هنگامه بسازد، و خود را به مردم کریم الطّبع مشناسان، و فقرا را به احسان میاموزان یا در عهده برایی که ناامید نسازی. نظم

به روی خود درِِ اطماع باز نتوان کرد   چو باز شد به درشتی فرار نتوان کرد

و احوال و اوضاف زن و دختر و خواهر و غیر ایشان از عورات را به رفقا اظهار منما، خواه توصیف و اظهار رضا باشد، و خواه شکایت ناسازگاری و اشباه آن. و از کذب و خبث رفقا پرهیز کن تا دیگران بدگمان نشنوند، و آن چه که به مردم دهی، اگر آلاف و الوف باشد، فراموش کن، و اگر کسی اعانتی به تو برساند، هر چند که به درهمی باشد، از یاد مگذار، و مکافات او را اگر همه به دعای خیر باشد، به جای آر.

[در کار مردمان در تربیت فرزندان و نوکران شان دخالت مکن]

و در باب یتیمان و مراعات جانب ضعیفان کوتاهی مکن، و کسی که فرزند و برادر غلام و نوکر خود را تربیت کند، و آزاری به دست و زبان رساند، تو حمایت مکن، و کاری مدار، و کسی که تصدّق یا انعام یا مساعده به مستحقّی دهد، مانع مشو، و در راه رفتن، پیشاپیش رفقا مرو، و رفیقان را در زن خواستن و غلام و نوکر گرفتن و سفر رفتن، و اموری که احتمال خطا و صواب و نفع و ضرر در آن باشد، ترغیب مکن، و پا در میان مگذار که اگر خوش‌نشین شود، تو را مدخلی نیست، و اگر نقصی عاید شود، بد دعایی خواهی برد.

و اگر خواهی که مردم پاس حرمت تو بدارند، آشنایان را به زبان خوش دلجویی نموده عزیز دار، و بی‌ادبی با هیچ کس مکن، و اگر خواهی که رسوا نشوی، پرده عصمت کسی را به قول و فعل پاره مکن، و اگر خواهی که دشمن به هم نرسانی، دروغ مگو، و خبث کسی مکن، و به کسی را وعده مده که فلان چیز را به تو می‌دهم یا خواهم کرد که گاه باشد که میسّر نشود. و اگر خواهی که محروم نشوی، طمع از کسی مدار.

[با عمله دیوان و چوبدار و یساول رفاقت مکن]و اگر خواهی به محنت گرفتار نشوی، با یساول و ریکا [= محافظان شاه] و چوبدار حکام و عمله دیوان آشنایی مکن، و خود را به آن طایفه مشناسان. و اگر خواهی مالت زیاده شود، با خلق به امانت دیانت سلوک کن. و اگر خواهی که زنان و فرزندان، خوب برآیند، بدگویی و بدخواهی زن و فرزند کسی مکن.

و اگر خواهی عمرت دراز شود، حقوق الهی را از صوم و صلات و حج و زکات و خمس و امثال آن، ضایع مگردان، و از شکر خدا غافل مشو، و اگر خواهی جاه و حرمت و آبرو و عزّت در میان خلق به هم رسانی، سحرخیزی پیشه کن، و نماز شب و دعای سحرگاه، تشبث نمای، و اگر خواهی خدا، تو را به تو وانگذارد، در هیچ حالت از یاد خدا به غفلت مگذران (: از یاد خدا غافل مشو) و خود را از درگاه قرب او به عصیان و طغیان دور مگردان.

ولله الحمد علی بلوغ آلائه، وله الشکر علی سبوغ نعمائه، که این صحیفه ی گرامی و تحفه نامی، به میمنت القاب، نواب کامیاب قدسی القاب خورشید رکاب فلک جناب شاهنشاهی در سلک بیان انتظام پذیرفت، و این حقیر عدیم الاستطاعه، به فیض اشعه ی انوار التفات بندگان آستان سپهر بُنیان عرش نشان اعلی حضرت ظل الّلهی، این لآلی گران بهار ا به مثقب خامه سخن سرا سُفت. امید که این قطره کمتر از کم، به فیوضات سحاب آن محیط فضل و کرم، همچشمی عمّان و عدن نماید، و مس وجود بی بود این ذرّه بی بضاعت، از کیمیای لطف آن خورشید آسمان شفقت و مکرمت، هم وزن طلای احمر آید، و الاّ از همچون من نادان بی زبانی چه برآید، و از دست بیان من چه گشاید. کی ام من و چه باشد کار من. (مصرع): من همان ذوقم که می یابند از گفتار من.

(الحمد لله ربّ العالمین) و الصّلاة و السّلام علی النّبی العربیّ، والرّسول المکّیّ المدنیّ، وآله و اولاده الطاهرین المعصومین، إلی انقضاء الزّمان، و سلّم تسلیماً کثیراً کثیراً طیّبا مبارکاً.

تمت الرسالة الشریفة فی یوم اثنین شهر شعبان المعظم 1113 در دار السلطنه اصفهان.

رسول جعفریان

 

منبع: وبلاگ رسول جعفریان در سایت خبر آنلاین

 

 

دوشنبه, 02 اسفند 1395 ساعت 14:43

مهمترین اولویت حیات حضرت فاطمه(س)

نجفی معتقد است زنان در جاهایی می‌توانند در جامعه حضور داشته باشند که مردها نمی‌توانند باشند. وی معتقد است مهمترین اولویت حیات حضرت فاطمه(س) فعالیت در خانه بود.

 اگر برای یک‌بار هم تجربه استفاده از مترو را داشته باشید حتماً دستفروشانی را دیده‌اید که با تبلیغِ کالاهایشان سعی در جلب توجه مسافران و فروششان دارند.

مراسم «شب پروین» به مناسبت یکصد و دهمین زادروز پروین اعتصامی شاعر ایرانی معاصر، در آلمان برگزار می‌شود.

همایش ملی آینده نگری تحولات خانواده و زنان در ایران اسفند 95 برگزار می شود. مهلت ارسال چکیده مقالات این همایش تا 30 آذر است.

به دنبال افزایش حملات نژادپرستانه در آمریکا، زنان محجبه و مسلمان در این کشور به منظور مقابله با این حملات، به کلاس‌های دفاع شخصی رجوع کرده‌اند.

اثر خانم فاطمه سحمرانی، از بانوان شاعر لبنان در چهارمین اشكواره بین‌المللی شعر بانوان عاشورایی در تهران برگزیده و از وی تجلیل شد.

چهارشنبه, 19 آبان 1395 ساعت 22:24

عاشورا، از حماسه تا اسطوره

گفتگو با دکتر سیده رقیه میرابوالقاسمی نویسنده کتاب «تحول گفتمان در گزارش واقعه کربلا»

فهیمه بهرامی ـ تصویری که از حرکت امام حسین (ع) در روز عاشورا در طول تاریخ تشیع عرضه شده است تا چه حد با واقعیت آنچه که رخ داده بود تطابق دارد؟ افرادی که در طول قرن‌ها تلاش کرده‌اند تا در قالب متون و اشعار ادبی، عرفانی، تاریخی یا فقهی گزارشی از واقعه کربلا به دست مخاطب و نسل‌های آینده خود بدهند، چه رویکردی به این واقعه داشته‌اند و در دوره‌های مختلف تاریخ، کدام گفتمان‌ها در گزارش واقعه کربلا مسلط بوده است؟ دکتر سیده رقیه میرابوالقاسمی، استاد تاریخ دانشگاه در کتابی با عنوان «تحول گفتمان در گزارش واقعه کربلا» این موضوع را مابین قرن‌های چهارم تا دهم مورد مطالعه دقیق و محققانه‌ای قرار داده‌اند. در مورد این کتاب و نظریات ایشان در خصوص این موضوع با ایشان وارد گفتگو شده‌ایم.

چهارشنبه, 05 آبان 1395 ساعت 21:07

تسلیت شهادت امام سجاد (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان، فرا رسیدن سالروز شهادت امام سجاد (ع) را محضر امام زمان (عج) و شیعیان آن حضرت تسلیت می گوید.

بی بی سادات رضی بهابادی، معصومه علی بخشی؛
 نظر به پیوند ناگسستنی اهل بیت با قرآن و نقش ایشان برای دستیابی به فهم معارف قرآنی، شناخت گفتارهای قرآنی ائمه از اهمیت به سزایی برخوردار است. از امام موسی کاظم 275 روایت قرآنی به ما رسیده است. این پژوهش به گونه شناسی این روایات می پردازد. گفتارهای قرآنی امام کاظم قابل تقسیم به انواعی است: 1. روایات تفسیری 2. روایات تاویلی 3. روایات تطبیقی 4. روایات استشهادی 5. روایات مربوط به علوم قرآنی. بیشترین روایات قرانی امام با 112 عدد، روایات تفسیری است که به بیان معنای ظاهری آیات می پردازد. عصر امام کاظم هم زمان با حضور مذاهب فقهی و کلامی متعدداست؛ از این رو، استشهاد به نص و مضامین آیات قرآن، بخش عظیمی از گفتارهای قرآنی امام با81 مورد است. روایات تاویلی با 39 عدد به بیان معنای باطنی و روایات تطبیقی با 26 عدد به بیان مصادیق اختصاص دارد. کوچک ترین بخش گفتارهای قرآنی امام، روایات علوم قرآنی است که هفده روایت است.

پنج شنبه, 01 مهر 1395 ساعت 15:22

تبریک میلاد امام کاظم (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان، فرا رسیدن سالروز میلاد پربرکت هفتمین امام شیعیان، حضرت موسی بن جعفر (ع) را به محضر امام زمان (عج) و شیعیان آن حضرت تبریک می گوید.

نشست هم اندیشی گروه های تخصصی گروه علوم انسانی دانشنامه زن مسلمان روز شنبه 27 شهریور 1395 در سالن جلسات ساختمان مدیریت جامعه الزهرا (س) با حضور اعضای گروه ها برگزار شد.

دوشنبه, 29 شهریور 1395 ساعت 21:23

تبریک عید سعید غدیر خم

سایت دانشنامه زن مسلمان فرا رسیدن عید سعید غدیر خم را به محضر امام زمان (عج) و شیعیان آن حضرت تبریک می گوید.

چهارمین همایش بین‌المللی شعر زنان عاشورایی و انقلابی با همکاری حوزه هنری برگزار می‌شود.
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از پایگاه خبری حوزه هنری، «بنیاد آیه‌های ایثار و تلاش» با همكاری مركز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، چهارمین همایش بین‌المللی شعر زنان عاشورایی و انقلابی را برگزار می‌كنند.

شنبه, 27 شهریور 1395 ساعت 00:37

تبریک میلاد امام هادی (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان فرا رسیدن میلاد امام هادی (ع) را به محضر امام زمان (عج) و شیعیان آن حضرت تبریک می گوید.

 

پنج شنبه, 18 شهریور 1395 ساعت 21:58

تسلیت شهادت امام باقر (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان، فرا رسیدن شهادت امام محمد باقر (ع) را خدمت امام زمان (عج) و تمامی پیروان آن حضرت تسلیت می گوید.

همایش ملی «جنسیت و خانواده در نگاه علامه طباطبایی‌(ره)» به همت مرکز تحقیقات زن و خانواده وابسته به مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران اسفندماه سال جاری برگزار می‌شود.

چهارشنبه, 17 شهریور 1395 ساعت 19:12

سی و نهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ: 23/04/95 ساعت آغاز::6:30 صبح ساعت پايان: 8:30
چهارشنبه, 17 شهریور 1395 ساعت 19:09

سی و هشتمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ: 09/04/95 ساعت آغاز:17:30 ساعت پايان: 19:30

چهارشنبه, 17 شهریور 1395 ساعت 18:52

سی و هفتمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ: 02/04/95          ساعت آغاز:17:30 ساعت پايان: 19:30

در پی جمع آوری امضاء توسط فعالان حقوق زنان مسلمان در هند، یک دادگاه عالی بمبئی طی حکمی محدودیت ورود زنان به زیارتگاه معروف و شناخته شده درگاه حاجی علی در بمبئی را ناقض حقوق اساسی زنان دانست.

نوع حجاب زنان در کشورهای اسلامی ، متفاوت و در نوع خود جالب است. در کشورهای حوزه خلیج فارس بیشتر از نقاب استفاده می شود و در کشورهایی چون ترکیه بیشتر از حجابی به نام «امیره». در ایران حجاب قالب بین زنان، روسری و شال است اما ....

گروه پژوهشی مطالعات زنان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی سخنرانی با عنوان زنان و مهاجرت؛ از دیگری جنسیتی تا دیگری ملیتی (با نگاهی به ادبیات مهاجرت عربی) با سخنرانی دکتر شکوه السادات حسینی برگزار می کند.

سه شنبه, 02 شهریور 1395 ساعت 18:05

زنان مسلمان آمریکایی و چتر خدا

زنان مسلمان آمریکایی در فیلمی که در فضای مجازی با نام «چتر خدا» منتشر شده است، از دلایل انتخاب حجاب می‌گویند.

دوشنبه, 01 شهریور 1395 ساعت 15:54

بهانه جذاب برای حجاب دختران

لباس‌های دخترانه‌ای که هم زیبا هستند و هم پوشش مناسب اسلامی دارند. در مدت شکل‌گیری این برند بیش از ۱۰ هزار لباس تولیدی‌شان را به فروش رسانده‌اند.

وزیر کشور آلمان به بهانه اینکه استفاده از پوشیه مغایر با روح آزادی در این کشور است، خواهان منع استفاده از آن در اماکن عمومی شد.

فتواهایی مبنی بر عدم اشکال استفاده از رحم اجاره‌ای وجود دارد. بنابراین استفاده از این روش برای بچه‌دار شدن از نظر شرعی از نظر فقها بلامانع است. اما این روشِ کمک باروری درکنار دیگر روش‌های کمک باروری مباحث اجتماعی پیچیده‌تری دارد و مسائل عدیده فقهی، اخلاقی و حقوقی را به دنبال خواهد داشت. به عنوان مثال درمورد نسب بچه این مسئله مطرح می‌شود که بچه نه صرفا از نظر بایولوژیک بلکه از نظر اجتماعی و فقهی متعلق به چه کسی خواهد بود؟

عایشه چودری در کتاب "خشونت خانوادگی و سنت اسلامی"(انتشارات دانشگاه آکسفورد 2013) تفاسیر مختلفی را که در طول تاریخ از آیۀ معروف قرآن دربارۀ تنبیه بدنی زن توسط شوهر، یعنی آیۀ 34 سورۀ نساء[1] نوشته شده‌ ارائه می‌دهد.

ابراهیم فیاض معتقد است روانشناسان از مردم پول می‌گیرند ولی پیشنهاد طلاق می‌دهند اما مسعودی فرید گفت که چنین ادعایی یک نگاه کلی است و باید مبتنی بر شواهد صحبت کرد و علل اقتصادی و فرهنگی در این حوزه بیشتر نقش دارد.

اسلام زنان را از مسئولیت اقتصادی در برابر خانواده معاف کرده و بر نقش مادر و همسری تأکید کرده است، شرایط اشتغال و مقدار آن باید با روحیات زنان تناسب داشته باشد اشتغال مادر اگر حساب شده و به اندازه نباشد و در هنگام نیازمندی‌های عاطفی فرزندان در اختیار آنان نباشد، باعث مشکلات جدی می‌شود.

مدیرعامل خانه شهریاران جوان گفت: پایگاه هایی با نام «اندیشکده» در سطح شهر و با رویکرد افزایش آگاهی در حوزه های مختلف روانشناسی، جامعه شناسی، مدیریت شهری، کسب و کار و ورزش راه اندازی شده است.

یکشنبه, 24 مرداد 1395 ساعت 13:11

تبریک میلاد امام رضا (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان، فرا رسیدن میلاد پر برکت امام رضا (ع) را محضر امام زمان (عج) و تمامی شیعیان آن حضرت تبریک می گوید.

کتاب نشانه‌شناسی در پوشاک زنان ترک و کرد در ایران ، به نگارش  معصومه محمدی سیف ،  317 ص.، انتشارات تهران : جامعه شناسان، نوبت اول چاپ 1395، با شمارگان 200 نسخه روانه بازار گردید.

یکشنبه, 24 مرداد 1395 ساعت 10:47

کارگاه غنی سازی روابط زوجین

مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی بلاغ، کارگاه غنی سازی روابط زوجین را برگزار می نماید.

سانس خصوصی استخر گروهی از زنان مسلمان فرانسوی در پارک‌ آبی مارسی در پی دریافت پیام تهدید به مرگ و گلوله لغو شد.

دبیر علمی جایزه پروین اعتصامی گفت: آموزه های دینی ما هرگز از شأن زنان نکاسته و به زن و مرد یکسان احترام گذاشته و به هر دوی آنها مسئولیت داده است.

دوره‌های آموزش شعر و داستان جایزه پروین در بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان آغاز شد و تا دوشنبه ۱۸ مرداد ادامه خواهد داشت.

 دپارتمان امور اجتماعی اقتصادی سازمان ملل متحد در آخرین گزارش خود  آمار «نسبت جنسی» در کشورهای مختلف را منتشر کرده است؛ بر این اساس، در کشور کوراسائو به ازای هر 100 کودک پسر ، بطور میانگین 121نوزاد دختر به دنیا می آید. در ایران به ازای هر 100 کودک پسر، 99 نوزاد دختر  متولد شده است. در قطر اما به ازای هر 100 نوزاد پسر فقط 30 نوزاد دختر به دنیا آمده است!

کتاب در مورد بیوگرافی زنان و خیلی کلی است. این‌که چرا در آثار چاپ‌شده، نقش زنان به صورت کلی دیده می‌شود، باید بررسی شود. باید بررسی شود که این زنان چه در دوره پهلوی و چه جمهوری اسلامی، ‌چه نقشی داشتند و اگر به خواسته‌شان رسیده‌اند، به چه نحوی بوده است؟
زن‌سرپرست بودن زمانی معضل است که مرد نان‌آور خانواده است و به دلیل طلاق، فوت و... نمی‌تواند هزینه‌های خانواده را پرداخت کند و اگر خانواده زیر خط فقر برود، مسأله‌ساز می‌شود. موضوع اساسی این است که باید امنیت شغلی و مالی زنان را از طریق ایجاد اشتغال، بیمه‌های تأمین اجتماعی و... بالا برد تا زمانی که زنان همسر خود را از دست می‌دهند، زیر خط فقر نروند.
دولت، چهارم مرداد ماه 1395 لایحه برنامه ششم توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور مشتمل بر 35 ماده را تقدیم مجلس شورای اسلامی کرد که متن کامل این لایحه امروز منتشر شد.

لزوم توجّه به تأثیرات یک حکم فقهی و فتوا و نحوۀ تبیین آن در نگرش افراد به شبکۀ احکام شرعی و حتّی اعتقادات و اخلاق است. گاهی یک فتوا باعث می‌شود نگاه افراد به منظومۀ آموزه‌های دینی تغییر نماید. این نکته صحیح است که نباید پیش ذهنی‌های مقلّدین موجب رد فتوا و حکم مرجع تقلید شود، ولی بحث در آن است که برای بسیاری از متخصصین نیز سؤالات فراوانی دربارۀ این فتوا و توضیحات و جوابیه‌های متفرّع بر آن وجود دارد.

پنج شنبه, 14 مرداد 1395 ساعت 11:30

زنان و دختران ۴۰ شهر مشکل تحصیل دارند

مقعری با بیان اینکه استان تهران سال گذشته دارای ۱۰۰ نفر بی سواد بود، گفت: ولی دراطلس آسیب های اجتماعی به ویژه در حوزه سواد که نهاد ریاست جمهوری تهیه کرده ۴۰ شهر وجود دارد که در زمینه تحصیل زنان و دختران بسیار آسیب دیده هستند.

نرجس رودگر: یکی از ویژگی های ملاصدرا تنظیم، تدوین، تنقیح و برهانی کردن رشحات نظری حکما، فلاسفه و عرفای سابق و معاصر خویش است که حاصل آن نظام واره ای منسجم و بی سابقه از هستی ‌شناسی، جهان ‌شناسی و انسان ‌شناسی حکمت متعالیه است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، کتاب «بررسی نظریه تطابق عوالم با تأکید بر آثار و لوازم آن از منظر ملاصدرا» اثر سرکار خانم نرجس رودگر، یکی از آثار برگزیده هفدهمین همایش کتاب سال حوزه بود که مورد تقدیر قرار گرفت. خبرنگار خبرگزاری حوزه در گفتگو با این بانوی نویسنده به معرفی ابعاد علمی و مختلف این اثر ارزشمند پرداخته است.

اشاره:

سرکار خانم نرجس رودگر در سال 1358 در قم و در خانواده ‌ای اهل علم دیده به جهان گشود. از ده ‌سالگی مقدمات حوزوی را نزد پدر فرا گرفت. وی با انگیزۀ غور بیشتر در علوم دینی، رشته معارف اسلامی را در دوره دبیرستان برگزید و در سال 74 رسماً وارد حوزه گردید.

علاقه ‌مندی وی به علوم عقلی، شور و اشتیاق زائدالوصفی را در او ایجاد می کرد و در نتیجه با ورود به دوره کارشناسی ارشد، فلسفه و کلام دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) را پی گیری نمود. پس ‌ازاین دوره به‌ صورت جدی تدریس در عناوین درسی منطق، فلسفه، کلام و معارف را در حوزه و دانشگاه تعقیب کرد. تألیف کتاب «فمینیسم، نظریات، آموزه‌ ها و نقد» از فعالیت‌ های پژوهشی وی به شمار می رود که پس از انتشار در جشنواره‌ های متعدد حوزوی حائز کسب رتبه و عنوان گردید.

وی به دلیل اهتمام به مطالعات همه ‌جانبه در آثار اندیشمندان جهان و از سوی دیگر دغدغه نشر معارف ناب و بی ‌بدیل اسلام در این دوره، زمان معتنابهی را صرف یادگیری زبان انگلیسی نمود. نامبرده بهمن ‌ماه 1389 تحصیل در مقطع دکتری را در رشته فلسفه اسلامی دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) آغاز کرد و در سال 1393 موفق به دفاع از رساله دکتری با درجه عالی شد. همچنین در این مقطع، مباحث عرفان نظری (مبانی عرفان نظری، تمهیدالقواعد، شرح مقدمه فصوص الحکم) را به ‌صورت غیرحضوری نزد استاد یزدان پناه آموخت. کسب عناوین دانش ‌آموخته برتر و پژوهشگر برتر در هر دو مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری از افتخارات علمی این بانوی طلبه است.

* تاکنون چه آثاری از شما منتشر شده است؟

کتاب «فمینیسم، تاریخچه، نظریات، آموزه ‌ها، نقد» که در 1386 توسط مرکز تحقیقات زن و خانواده و سازمان ملی جوانان منتشر شده و در همان سال دو جایزه جشنواره علامه حلی و کتاب سال حوزه را به خود اختصاص داد. به ‌علاوه مقالات متعدد علمی- پژوهشی در موضوعات مختلف فلسفی از آثار منتشره اینجانب می باشد.

* آیا آثار علمی دیگری نیز در دست اقدام دارید؟

به دلیل مطالعات تخصصی در دو زمینه فلسفه اسلامی و مباحث علم النفس و همچنین مطالعات زنان، موضوعاتی بین ‌رشته‌ای که کمتر از آنچه باید مورد مداقه علمی محققان قرارگرفته، مانند بحث رابطه جنسیت و نفس و یا تأثیر جنسیت در معرفت از مباحثی است که هم‌ اکنون آن را دنبال می ‌نمایم و تاکنون دو مقاله علمی در این دو موضوع تدوین نموده ‌ام. همچنین طرح پژوهشی مباحث ناظر بر فلسفه برای کودک که اخیراً به‌ صورت جدی وارد مراکز آموزشی کشور شده به دلیل فرصت ‌ها و چالش ‌هایی که دارد مورد دغدغه پژوهشی اینجانب هست.

* تعریفی از نظریه تطابق عوالم از منظر ملاصدرا ارائه بدهید؟

 هستی از نظر ملاصدرا دارای مراتب متعددی است که به جهت اختلاف آثار و احکام غالب در یک طیف از این مراتب، اسم «عالم» بر آن اطلاق می ‌شود. بر این اساس، ملاصدرا از چهار عالم وجودی نام می ‌برد: عالم إله، عالم عقل، عالم مثال و عالم ماده. تطابق به معنای نوعی این ‌همانی و عینیت در عین غیریت است. تطابق عوالم که بیانگر چگونگی رابطه بین عوالم هست، به این معناست که عوالم هستی در حقیقت و هستی عین یکدیگرند و تنها در شدت و ضعف، تقدم، تأخر و سایر ملاک ‌های تشکیکی باهم تفاوت دارند. به بیان ساده ‌تر عالمی که در آن زندگی می ‌کنیم، مطابق عالم بالاتر یعنی عالم مثال است. حتی می ‌توان گفت همان عالم بوده و تنها ازنظر شدت وجودی، تضعیف‌ شده و با وجودی رقیق ‌تر در این مرتبه از هستی به شکل کنونی نمایان شده است. این مسئله وقتی جذاب ‌تر می ‌شود که در سلسله‌ مراتب هستی بالاتر رفته به عالم إله برسیم. آن گاه عینیت عالم إله و عالم مادون و مغایرت آن‌ ها صرفاً از نظر شدت، ضعف، تقدم و تأخر وجودی چهره جالب ‌توجهی را از ارتباط خالق و مخلوق به تصویر می ‌کشد. طبق این اصل همه موجودات این عالم، در عوالم فوق نیز حاضرند؛ البته با وجودی برتر.

 * پیشینه اصل تطابق در کلمات عرفا و حکمای قبل از صدرا چگونه هست؟

پیشینه بحث تطابق عوالم، بیشتر صبغه ‌ای عرفانی دارد. بحث از عوالم در عرفان نظری، ذیل عنوان حضرات خمس ذکر شده و بحث از تطابق، در مباحث عرفانی، ذیل عنوان تطابق نسختین آمده است. این مباحث در اکثر آثار عرفانی از جمله شرح فصوص الحکم قیصری، شرح فصوص الحکم ابن ترکه، مصباح الأنس ابن حمزۀ فناری و خصوصا تفسیر بحر محیط اعظم سید حیدر آملی، قابل‌ مشاهده می باشد.

تطابق عوالم را نمی‌ توان در حکمت مشاء و اشراق جستجو کرد چراکه یکی از مهم ‌ترین پایه ‌های این اصل تشکیک وجود است که از اصول ابداعی حکمت متعالیه بوده و فلسفه مشاء و حکمت اشراق، قائل به آن نیست. البته این امر به معنای انسلاخ این مباحث در دو مشرب فلسفی مذکور از حکمت متعالیه نیست؛ چراکه بسیاری از مقدمات مانند قول به ‌مراتب هستی رابطه علی بین مراتب مذکور در مشارب سابق موجود است. حتی می ‌توان از برخی کلمات ابن ‌سینا در بحث علیت استلزاماتی غیرمستقیم ناظر به اصل تطابق عوالم استنتاج نمود.

* هنر ملاصدرا در ارائه و تبیین این اصل چه بود؟

نکته جالب ‌توجه در نظریات حکمی ملاصدرا که کمتر از آن یاد می ‌شود، حضور شاید کم اما عمیق یکی از حکمای یونان باستان به نام فلوطین است. مطالعه کتاب انئادها یا تاسوعات فلوطین برای ذهنی که آشنا به جهان ‌شناسی صدرایی است، به گونه قابل‌ توجهی این تقارب فکری را متبادر می سازد. به ‌گونه ‌ای که می ‌توان گفت بسیاری از اصول برجسته حکمت متعالیه که مکتب صدرایی را متمایز از مکاتب قبلی نمود، در اندیشه‌ های فلوطین قابل رصد است. اصولی چون تشکیک، حضور عوالم مادون در عوالم بالا، وحدت در کثرت و کثرت در وحدت به‌ علاوه بسیاری از اصول علم النفس فلسفی. جالب اینجاست که خود ملاصدرا با رعایت امانت ‌داری شایان تحسین اقتباس فکری این نظریات را در جای ‌جای آثار خود تذکر می ‌دهد. لازم به ذکر است این امر نه ‌تنها از ارزش و بدیع بودن حکمت صدرایی نمی‌ کاهد، بلکه نشانگر بعدی دیگر از نبوغ وی در فهم کلمات پیشینیان و بیرون کشیدن رگه ‌های زرین حقیقت از بین سطور پر از ابهام حتی حکمای یونان است. جنبه دیگر نبوغ ملاصدرا تنظیم، تدوین، تنقیح و برهانی کردن رشحات نظری حکما، فلاسفه و عرفای سابق و معاصر خویش است که حاصل آن نظام واره ای منسجم و بی سابقه از هستی ‌شناسی، جهان ‌شناسی و انسان ‌شناسی حکمت متعالیه است.

* کدام آثار ملاصدرا به این اصل به ‌تفصیل پرداخته ‌شده است؟

تمام آثار فلسفی ملاصدرا منعکس ‌کننده این نظریه است. از اهم این آثار می ‌توان به المبدأ و المعاد، مفاتيح الغيب، اسرار الآيات، الحكمة المتعاليه في الاسفار العقلية الاربعه، المظاهر الالهية فى اسرار العلوم الكمالية، العرشية، الشواهد الربوبية فى المناهج السلوكية، المشاعر، تفسير القرآن الكريم،‏ كسر الاصنام الجاهلية اشاره نمود.

* آیا این نظریه از امهات درک فلسفه صدرایی است؟

یکی از فرضیاتی که در این پژوهش تعقیب شده و به نتیجه رسیده، نشان دادن جایگاه محوری اصل تطابق عوالم در حکمت صدرایی است. ملاصدرا در جای ‌جای نظریات خود به این اصل اشاره می ‌کند و مهم ‌تر اینکه در تبیین بسیاری از آرای جهان شناختی، انسان ‌شناختی و معرفتی خود از اصل تطابق عوالم کمک می ‌گیرد  و نظریات متعددی را مبتنی بر این اصل توجیه عقلانی می ‌نماید. این امر که در پژوهش مذکور با عنوان آثار و لوازم اصل تطابق عوالم در حکمت صدرا بیان ‌شده، نشان ‌دهنده موقعیت ویژۀ تحلیلی این اصل در حکمت متعالیه است.

* بازتاب رساله علمی شما در مجامع علمی چگونه بود؟

این رساله در هفدهمین همایش کتاب سال حوزه حائز رتبه برگزیده در گروه فلسفه شد.

* در پایان اگر مطلبی مانده بفرمایید.

فلسفه اسلامی به ‌ویژه حکمت متعالیه دارای ظرفیت ‌های محتوایی و نظری بسیار گرانقدری است که متأسفانه به ‌اندازه لازم از این اقیانوس معرفت بهره‌ گیری نمی ‌شود. این در حالی است که جوامع امروز در لایه ‌های مختلف خود تشنه و محتاج آب حیات معرفت حقیقی است.

درست است که طبق توصیه ‌های گذشته گان، ماجراجویی نظری در بحر پرخطر فلسفه کار هر نوآموز ناآزموده ‌ای نیست، اما دورنگه داشتن جامعه از جهان ‌بینی ‌ای چنین غنی، جذاب و مسحورکننده، لطمات عمیق بی‌ هویتی و سبک ‌سری فرهنگی را به دنبال دارد که امروزه در جوامع، شاهد آن هستیم. راه چاره، ورود اندیشمندان و متخصصان با اذواق مختلف در فضای نظری و فلسفی اسلامی است که نتیجه آن اشراب این‌ گونه جهان ‌شناسی و انسان ‌شناسی در فرآورده‌ های مختلف علوم انسانی از جمله فرهنگ، هنر، سیاست، اقتصاد و ... است. عینی شدن، کارآمد شدن، و به خدمت گرفتن گنج ‌های معرفتی بی ‌بدیلی که حکمای مسلمان برای نسل ما به ودیعت نهاده ‌اند، از ضرورت ‌های فرهنگی امروز است که البته این امر نیازمند نرم‌ افزارهای تبدیل ‌گر سرمایه ‌های نظری سابق به بسته ‌های معرفتی به زبان روز برای تزریق به سطح فرهنگ جامعه است.

چهارشنبه, 13 مرداد 1395 ساعت 20:34

افزایش حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی

معاون وزیر نیرو در امور بانوان گفت: حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی افزایش یافته است.

چهارشنبه, 13 مرداد 1395 ساعت 20:33

برگزاری جشنواره ملی دختران

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده از برگزاری جشنواره ملی دختران در پاییز امسال خبر داد.

نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه با منتشر نشدن آمار طلاق دیگر کسی به فکر ریشه‌یابی این مشکل نمی‌افتد، گفت: سازمان ثبت احوال به جای پاک کردن صورت مساله، تحلیلی در مورد دلایل بروز طلاق و راهکار جلوگیری از آن به خانواده‌ها ارائه دهد.

چهارشنبه, 13 مرداد 1395 ساعت 20:31

بسته کتابی با موضوع دهه کرامت معرفی شد

انتشارات سروش در آستانه ولادت باسعادت حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت بسته کتاب‌های خود با مضمون کرامت و مقام دختر را برای مطالعه علاقه‌مندان معرفی کرد.

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با اعلام آمادگی برای همکاری با ستاد امر به معروف و نهی از منکر گفت: باید از روشهای اقناعی و ایجابی در امر به معروف استفاده شود.

چهارشنبه, 13 مرداد 1395 ساعت 20:28

حرم حضرت معصومه(س) در آستانه میلاد

حرم حضرت معصومه(س) در آستانه میلاد آن حضرت حال و هوای خاصی دارد.
 
 
 
 
 

نماینده آستان مقدسه حضرت فاطمه معصومه(س) در شورای هماهنگی بزرگداشت دهه کرامت از برگزاری ویژه برنامه «زمزمه معرفت» و برنامه «در پناه تو» همزمان با این ایام خبر داد.

خانم علاسوند به بررسی شبهات حقوقی زنان پیرامون بلوغ دختران، ارث و نفقه بانوان، حقوق زن در برابر شوهر، فرزندخواندگی در اسلام، سیادت در اسلام، بانوان راوی حدیث، احادیث پیرامون سرزنش زنان و قوامیت مردان بر زنان پرداخت و گفت:بهره‌برداری زنان از بسته‌های مالی اسلامی بیشتر از مردان است.

ردپای زنان در تاریخ تفکر ما اگر مروری بر تاریخ تفکر داشته باشیم، درخواهیم یافت که «تولید فکر» چندان هم قانونمند نیست اما با این حال، جوامع باید به الگو و فرمول‌هایی برای تولید فکر دست پیدا کنند؛ در این میان «شرایط جامعه» و نفس وجود «افراد اهل تأمل» فاکتورهای انکارناپذیری تلقی می‌شوند؛ برای مثال، تولید شعر تنها به زمینه و بسترهای اجتماعی وابسته نیست هر چند که وجود شرایطی همچون آزادی بیان و... لازم و ضروری به نظر می‌رسد.

کتاب «فراوانی مطلق: روزشمار زنانی که به دنبال آرامش‌اند» نوشته سارابان براناک با ترجمه فاطمه معتمدی به تازگی منتشر شده است.
فرزاد عبدی، کارشناس ارشد رشته حقوق جزا و جرم‌شناسی دو کتاب جدید درباره حقوق کودکان و زنان در شرع و قانون می‌نویسد.

نمایشگاه «تلفیق ایمان و مد، سبک زندگی مسلمان در استرالیا» از خرداد ماه آغاز شده و تا نیمه شهریور در آرشیو ملی استرالیا ادامه دارد.

رئیس بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان گفت: در حاشیه هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی قصد داریم تا از یک پروین پژوه و یک فرد خارجی فعال در حوزه ادبیات فارسی نیز قدردانی کنیم.

یکشنبه, 10 مرداد 1395 ساعت 18:12

زنان ایرانی در چه سنی مادر می شوند؟

چند سالی است که با بالارفتن سن ازدواج در میان دختران و پسران، دختران ایرانی نسبت به گذشته دیرتر مادر می شوند. در حال حاضر، زنان 25 تا 29 سال با 31/3 درصد فراوانی، بیشتر در این مقطع زمانی برای اولین بار، مادر می شوند.

مرحله دوم یازدهمین دوره آزمون‌های ارزیابی و اعطای مدرک تخصصی به حافظان قرآن کریم شهریورماه به همت سازمان دارالقرآن الکریم در تمامی استان‌ها برگزار می‌شود. تعداد بانوان راه‌یافته به این مرحله حدود 5 برابر تعداد آقایان است.

براساس اعلام هیات داوران بخش پژوهش و نقد ادبی هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی، کتاب‌های «نثر فارسی در سپهر سیاست» نوشته مریم صادقی، «تاریخ شعر زنان از آغاز تا سده هشتم هجری قمری» نوشته روح‌انگیز کراچی، «عشق صوفیانه در آینه استعاره» نوشته زهره هاشمی، «قدسیت و ساختار: جستاری در روایت‌شناسی تطبیقی متون قدسی» نوشته نوشته مریم صالحی‌نیا و «زبان و جنسیت در رمان» نوشته ملاحت نجفی عرب، 5 نامزد این بخش برای کسب جایزه بهترین اثر پژوهشی و حوزه نقد ادبی هستند.

یکشنبه, 10 مرداد 1395 ساعت 17:45

مریضخانه نجمیه؛ یادگار مادر نخست وزیر

میان شلوغی و ازدحام همیشگی خیابان جمهوری، کنار ساختمان پرماجرای علاءالدین، ساختمان سالخورده‌ای خودنمایی می‌کند که ۸۷ سال پیش با دستان پر مهر زنی خوش فکر بنا شد. «مریضخانه نجمیه» آن روزها و..

شنبه, 09 مرداد 1395 ساعت 11:33

تسلیت شهادت امام صادق (ع)

سایت دانشنامه زن مسلمان فرا رسیدن شهادت امام صادق (ع) را تسلیت می گوید.

جمعه, 08 مرداد 1395 ساعت 23:53

امام صادق (ع) و نظام سازی در اجتهاد

عزت السادات میرخانی؛

بحث از صناعت اجتهاد و اسلوب استخراج حکم و تشخیص موضوع، فن دسترسی به کبریات قضایا در حل صغریات‌، نحوه برخورداری از اجتهاد مناسب با نیاز امروز بشر، آشنایی با تحولات تاریخی مربوط به اجتهاد در اسلام و بالاخره کیفیت نظام‌سازی در اجتهاد شیعی از مسائل مهمی است که در عصر کنونی به واسطه ضرورت‌های فردی و اجتماعی مورد تعامل قرار می‌گیرد. از طرفی طرح شبهات وارد شده در نحوه پاسخگویی مجتهد، اصول و مبانی پایدار این فن، میزان توسعه در اصول و قواعد راهبردی اجتهاد از مواردی است که پردازش موضوعات مذکور را ضروری می‌نماید. در این نوشتار اهتمام بر ارائه شیوه نظام‌سازی و دستمایه‌های اجتهاد شیعی است؛ ضمن آنکه نحوه کارآمدی آن در حل مسائل فردی و جمعی بر اساس آموزه‌های امامان معصوم مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ بویژه آنکه حوادث میان زمان رسول‌ خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع) با عصر‌صادقین(ع) موجباتی را برای سازماندهی، استحکام این اجتهاد بر مبنای کتاب و سنت و عقل بما هو عقل در برابر اجتهاد ناصواب از سوی امام صادق(ع) پایدار ساخت.

 

برای دریافت فایل مقاله، اینجا را کلیک کنید!

 

 

 

 

جمعه, 08 مرداد 1395 ساعت 23:50

ابن ابی العوجا و امام صادق (ع)

طاهره عظیم زاده تهرانی؛

عبدالکریم بن ابی العوجا، یکی از افرادی است که در سده دوم هجری/هشتم میلادی به زندیق معروف بودند. وی بدون ترس، در مراکز مقدس مسلمانان حاضر شده، به اظهار عقاید خود می­پرداخت. گفت­وگوهای او با امام صادق(ع) و شاگردان ایشان، شیوه استدلال جعفر بن محمد(ع) را با کسانی که به آفریدگار اعتقاد نداشتند، نشان می­دهد. این نوشتار علاوه بر بیان عقاید و مسلک ابن ابی العوجا، به بررسی گفت­وگوهای او با امام صادق(ع) می­پردازد.

 

برای مطالعه این کتاب، اینجا را کلیک کنید!

 

 

 

 

فاطمه جان احمدی، مهدی نیک آفرین؛

وجود انحرافات فرهنگی و بدعت‌های دینی در عصر امویان، لزوم بازنگری در فرهنگ اسلامی به‌ویژه فرهنگ مذهب تشیع را فزونی بخشیده بود. مناسب‌ترین شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مختص عصر امامین صادقین (ع) بود که فرصتی مناسب برای انجام فعالیت‌های فرهنگی را فراهم آورد. امام صادق (ع) از بسترها و زمینه‌های موجود عصر خویش بهره جست و توانست با انجام فعالیت‌های فرهنگی گسترده، نظام فرهنگی جامعه شیعه را طراحی و مدیریت نماید. هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که مهم‌ترین پیامدها و نتایج مهندسی فرهنگی امام صادق (ع) چه بود؟ با بررسی منابع و گردآوری و پردازش اطلاعات به شیوه توصیفی ـ تحلیلی نتایج ذیل حاصل شد:مهم‌ترین دستاوردهای تلاش و فعالیت امام صادق (ع)، توسعه تشیع، نظام‌مند شدن عقاید و باورها، شکل‌گیری تشکیلات سیاسی، پویایی فقه شیعی و شکل‌گیری نظام آموزشی منسجم می‌باشد. در واقع مهندسی فرهنگی امام صادق (ع) از طرفی موجبات شکل‌گیری ساختار فرهنگی شیعه و از طرف دیگر زمینه‌های پویایی فرهنگ و تمدن اسلامی را فراهم آورد.

 

برای دریافت فایل این مقاله، اینجا را کلیک کنید!

 

 

 

 

خانم دکتر زهرا روح اللهی امیری عضو گروه تاریخ دانشنامه زن مسلمان ضمن تاکید بر توجه و دخالت دادن زنان در مراکز علمی پژوهشی، از زنان پژوهشگر خواست با واقع نگری نسبت به مسایل زنان، تحت تاثیر تفکرات فمینیستی قرار نگیرند. وی مهم ترین وظیفه زن مسلمان را نقش آفرینی مثبت و موثر او در خانه دانست و در عین حال تاکید کرد تعامل زنان پژوهشگر با اعضای خانواده می تواند زمینه پژوهش را به بهترین نحو فراهم کند.

پنج شنبه, 07 مرداد 1395 ساعت 13:38

جوانمردی زنان / سید مسعود رضوی

در ماههای گذشته، دو دفتر ویژه درباره فتوت و جوانمردی در اطلاعات حكمت و معرفت منتشر شد و از جوانب مختلف به این موضوع مهم تاریخی و فرهنگی پرداختیم. اماجوانب متعدد دیگری در این زمینه وجود دارد كه می باید پژوهیده و منتشر شود. یكی از مهمترین و مغفول ترین موضوعات در این عرصه، مساله رابطه زنان و فتوت است. در این مقاله گوشه هایی از این موضوع بررسی و تحلیل شده است.

نقل است كه حسن بصری گفت: «شبانروزی پیش رابعه بودم و سخن طریقت و حقیقت می‌گفتم، چنان كه نه برخاطر من گذشت كه: «من مردم»، و نه بر خاطر او گذشت كه: او زن است. آخرالامر چون برخاستم خود را مفلسی دیدم و او را مخلصی»

نخستین همایش مطالعات تطبیقی اسلام و مسیحیت به همت مرکز آموزش های کاربردی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار می شود.

امر وجودی یافتنی است و نه امر عدمی. عدم چیزی نیست تا یافته شود. خیر عبارت از وجود و داشتن است و در مقابل، شر عبارت از نداشتن و عدم است. عفاف در معنای وجود شناسانه، خیر است.

دومین همایش ملی «مطالعات و تحقیقات نوین و در حوزه تربیتی و روانشناسی ایران» ۲۰ مردادماه، در قم برگزار می‌شود.

کزازی با بیان اینکه در شاهنامه زنان برتر از مردان است با آن که شاهنامه نامه پهلوانی مردانه است، گفت: خانم فریبا مقصودی که او را می توانیم دبیر بانوی ایرانی بنامیم کاری کرده است هم چنان زنانه نوبی را به خوش نگاشته است.

«زنان در گفتمان پزشکی ایران با تکیه بر دوره­ صفویه» نوشته بهزاد کریمی، عضو هیات علمی گروه ایرانشناسی دانشگاه میبد منتشر شد.

زنان مسلمانی که می‌خواستند باحجاب در المپیک حضور یابند از فیبا خواسته بودند که به آنان اجازه داده شود با حجاب اسلامی در مسابقات بسکتبال شرکت کنند، اما مسئولین فدراسیون بسکتبال با این درخواست آن‌ها موافقت نکردند.

نخستین کرسی ترویجی با رویکرد نقد دیدگاه «اشتراک پدر و مادر در ولایت بر تربیت فرزندان» به همت گروه فقه و حقوق اسلامی در پردیس خواهران دانشگاه امام صادق(ع) برگزار می شود.

چهارشنبه, 25 فروردين 1395 ساعت 17:48

بیست و چهارمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  25/01/95    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 18 فروردين 1395 ساعت 17:45

بیست و سومین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  18/01/95   ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  26/12/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  19/12/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 12 اسفند 1394 ساعت 16:34

بیستمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  12/12/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 05 اسفند 1394 ساعت 16:31

نوزدهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  05/12/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 28 بهمن 1394 ساعت 16:26

هجدهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  28/11/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 21 بهمن 1394 ساعت 15:14

هفدهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  21/11/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 07 بهمن 1394 ساعت 15:03

پانزدهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  07/11/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  30/10/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  23/10/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  16/10/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

مشخصات جلسه:

تاريخ:  25/09/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح     ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 18 آذر 1394 ساعت 14:42

دهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه:

تاريخ:  18/09/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

چهارشنبه, 04 آذر 1394 ساعت 14:14

نهمین جلسه شورای دانشنامه زن مسلمان

مشخصات جلسه: تاريخ:  04/09/94    ساعت آغاز: :6:30 صبح    ساعت پايان: 8:30

سه شنبه, 05 مرداد 1395 ساعت 14:42

زندگی نامه علمی دکتر سید حسین فلاح زاده

عضو گروه تاریخ دانشنامه زن مسلمان

 

1-     مشخصات فردی:

 

نام: سید حسین نام خانوادگی: فلاح زاده ملیت: ج.ا. ایران تاریخ تولد: 1342

 

اشتغال: عضو هیئت‌علمی تمام‌وقت گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم

 

2- تحصیلات:

الف - حوزوی: اتمام سطح و اشتغال به خارج (از سال 1360 به بعد)

ب - دانشگاهی:

کارشناسی: دانشگاه تهران (1371-1367)

کارشناسی ارشد: دانشگاه تبریز (1374-1371)

دکتری PHD: دانشگاه شهید بهشتی (1385-1379)

 

3- درجه علمی: دانشیار

 

4- دروس تدریس شده در دانشگاه‌های باقرالعلوم (ع)، شهید بهشتی، دانشگاه قم، پیام نور و غیره:

 

الف - مقطع کارشناسی:

تاریخ ایران در عصر ساسانیان (4 واحد)

تاریخ اسلام تا سال 40 هجری

تاریخ تحولات جهان اسلام از سال 40 تا سال 227 هجری

تاریخ تحولات ایران در عصر سامانیان، آل‌بویه و غزنویان  

تاریخ اروپا در قرون جدید تاریخ زندگانی ائمه معصومین (ع)

تاریخ تشیع (1)

تاریخ تشیع (2)

تاریخ ایران باستان

 

ب - مقطع کارشناسی ارشد:

سیره نبوی (ص)

سیره علوی (ع)

تاریخ در قرآن

تاریخ زندگانی ائمه معصومین

تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی

جنبش‌های اسلامی معاصر ایران

 

ج - مقطع دکتری:

تاریخ تشیع

تاریخ اسلام تا پایان عباسیان

بررسی منابع تاریخی

 

5- فهرست مقالات چاپ‌شده و محل نشر:

 

  1. 1)مقاله " تنوع برونی و درونی تاریخ‌نگاری اسلامی " فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش 18
  2. 2)مقاله " رویکرد تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره) فصلنامه کتاب نقد، 1378
  3. 3)مقاله " فایده مندی تاریخ از نظر مورخان اسلامی " فصلنامه قبسات (علمی پژوهشی)، ش 41
  4. 4)مقاله " تعامل تاریخی پیروان ادیان و عوامل مؤثر بر آن " قبسات (علمی پژوهشی) ش 42
  5. 5)مقاله " تاریخ‌نگاری اسلامی در گستره پژوهش " مجموعه مقالات تاریخ‌نگاری اسلامی، چاپ بوستان کتاب
  6. 6)مقاله «معرفت دینی و معرفت تاریخی»، قبسات (علمی پژوهشی)، سال 1387
  7. 7)مقاله «اراسموس و کتاب در ستایش دیوانگی» (برای گروه غرب‌شناسی پژوهشگاه جهت چاپ در مجموعه نقد و بررسی آثار برجسته غرب)
  8. 8)مقاله رفرمیسم و اصلاحات دینی جهت سمینار غرب‌شناسی پژوهشگاه جامعه المصطفی
  9. 9)مقاله: بررسی تاریخی زمینه‌های بروز تعارض در مدینه النبی – فصلنامه تاریخ اسلام (علمی پژوهشی) – ش 49 –بهار 1391(مشترک)

10) مقاله: سنت‌های تاریخی و اجتماعی از دیدگاه رسول خدا – فصلنامه تاریخ اسلام (علمی پژوهشی) – ش 52-زمستان 1391 (مشترک)

11) مقاله: رفتار سیاسی طاهریان در قبال خلافت عباسی، تبریز، مجله تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام (علمی پژوهشی)، 1390

12) مقاله: تشیع و دیگر جریان‌های مذهبی و اجتماعی ایران در عصر امام جواد (ع)، مجموعه مقالات سمینار امام جواد (ع)، قم، انجمن تاریخ‌پژوهان

 

6- فهرست کتب یا طرح‌های پژوهی و سرفصل‌های منتشرشده، یا در دست انتشار و محل نشر:

- کتاب "تاریخ تشیع (1) "که با همکاری اعضای گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تألیف شد این کتاب تاکنون چندین مرتبه توسط انتشارات سمت چاپ‌شده است.

- کتاب " مجموعه مقالات تاریخ اسلام " (برای اساتید گروه‌های معارف) چاپ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها

- کتاب: رضاخان و توسعه ایران، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1391

- کتاب: جهان در عصر بعثت (بررسی اوضاع ایران، یونان و روم)، قم، جامعه المصطفی العالمیه، 1394

- کتاب " فرهنگ و رفتاری سیاسی ایرانیان در قرن سوم " در دست چاپ توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تهران

- کتابشناسی توصیفی امام محمدباقر (ع) – در حال آماده شدن برای چاپ

- انجام طرح پژوهشی " روزشمار تاریخ اسلام از تولد پیامبر (ص) تا سال 329 هجری "

- تهیه سرفصل ارشد و دکتری رشته جدید " تاریخ تمدن اسلام و ایران " جهت دانشگاه باقرالعلوم (ع)

7- زبان‌های خارجی:

 

عربی: خوب انگلیسی: متوسط

 

8- راهنمایی رساله‌های دانشجویی:

 

- راهنمایی و مشاوره بیش از 50 رساله کارشناسی ارشد در دانشگاه‌ها و مراکز علمی مختلف (باقرالعلوم، پیام نور، مرکز جهانی علوم اسلامی، ...) که بخشی از آن‌ها به شرح زیر می‌باشد:

 

عنوان پایان‌نامه ارشد تاریخ دفاع نام دانشجو

دانشگاه

محل تحصيل دانشجو

استاد راهنما استاد مشاور
سیره قضایی امام علی (ع) 20/10/86 حجت‌الله فضلی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
مناسبات کلام و سیاست در عصر اول عباسی 23/6/87 علی رمضانی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر غلامرضا بهروز لک
سیره نظامی امام علی (ع) 25/10/86 یدالله حاجی‌زاده باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسن حضرتی
شیعه در دوره دوم خلافت عباسی 25/6/87 قهرمان کرمی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
سیره آموزشی و تربیتی امام علی (ع) 25/6/1388 زهرا احمدی نسب باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر علی ستاری
سیاست عباسیان در قبال مسیحیان 15/11/88 رحمان فتاح زاده باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
سیره امنیتی و اطلاعاتی رسول خدا (ص) 20/6/87 محمدرضا فرخی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محمدرضا جباری
آل‌بویه و مسئله مشروعیت 14/6/89 ابوالفضل ربانی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محسن مهاجر نیا
سیاست‌های خلافت اموی در برگزاری حج 10/6/89 احمد عالمی فرد باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
بررسی سیر تاریخی نگاه مورخان اهل سنت به حضرت فاطمه تا قرن هفت 25/6/89 فاطمه موسوی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر زهرا روح‌اللهی امیری
حیات علمی و فرهنگی شیعیان در دوران معاصر افغانستان 13/6/89 علیجان سعیدی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر عبدالمجید ناصری
نقش سیاسی و فرهنگی بهاییت در دوره پهلوی اول 15/6/89 مجید باقریان باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده احمد احسانی
وضعیت سیاسی اجتماعی شیعیان عراق در دوره حزب بعث 25/6/88 ابرار حیدری باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده احمد سعدی
مراسم حج در دوره اول عباسی 12/11/90 عباس موحدی نیا باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محمدرضا جباری
نگرش به مهدویت در عصر صفویان 11/11/91 محمدجواد صداقت باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر نعمت‌الله صفری
نقش عبدالله بن عباس در تحولات عصر خلفا 12/11/91 حسین حمزه باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
نقش زنان در جنگ‌های صدر اسلام تا آغاز امویان 10/11/91 سیده بتول مدنی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر زهرا روح‌اللهی امیری
نقش آل‌بویه در رفاه و امنیت عمومی 14/6/89 قاسم یزدی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر الله‌اکبری
پوشش و تغذیه در سیره نبوی 18/6/89 امیرعلی حسن لو باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محسن الویری
بررسی سیره آموزشی پیامبر اسلام 10/10/1390 سید یوسفعلی موسوی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر علی ستاری
رسول خدا و مدیریت حل تنش‌های مدینه 10/11/1390 حسین قاضی خانی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر سید محمدحسین هاشمیان
سیره اطلاعاتی و امنیتی امام علی (ع)   اکبری باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محمد ستوده

حیات سیاسی و فرهنگی

ابن تیمیه

15/11/1388 علی پور باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محمدجعفر علمی

تشیع ری از ابتدا تا پایان

آل‌بویه

30/6/87 فاطمه اسماعیلی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر حسین ایزدی
بنی امیه در روایات معصومین 30/1/94 مرضیه کاظمی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر زهرا روح‌اللهی امیری
جایگاه و حقوق زنان در عصر صفویه بر اساس سفرنامه‌های خارجی 20/2/94 فاطمه احمدی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر زهرا روح‌اللهی امیری
سیره اقتصادی امیرالمؤمنین در تولید شهریور 93 مصطفی کریمی باقرالعلوم (ع) دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر هادی عربی
قضا در تاریخ اسلام تا سال 40 1386 محمدتقی نبوی جامعه المصطفی دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر محمود حکمت نیا
سیره بهداشتی معصومین 1389 مهدی کرمانی پیام نور قم دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر خسرو بیگی
دولت‌های شیعی جنوب هند 1388 جلال غلمانی پیام نور قم دکتر سید حسین فلاح زاده دکتر خسرو بیگی

 

عنوان پایان‌نامه ارشد

 

تاریخ دفاع

 

نام دانشجو

 

دانشگاه

محل تحصيل دانشجو

استاد راهنما استاد مشاور
منبع‌شناسی تاریخ طبری 25/6/85 معصومه اختیاری باقرالعلوم (ع) دکتر حسن حضرتی دکتر سید حسین فلاح زاده
دیدگاه معاصرین اهل سنت د درباره رخداد عاشورا 29/1/89 شهربانو نادری باقرالعلوم (ع) دکتر عبدالمجید ناصری دکتر سید حسین فلاح زاده
مزدکیان در سه قرن نخستین اسلامی 13/11/89 سید جواد موسوی بردکشکی باقرالعلوم (ع) دکتر حسین ایزدی دکتر سید حسین فلاح زاده
اندیشه‌های تاریخی علامه طباطبایی 23/12/89 حسن احمدیان دلاویز باقرالعلوم (ع) دکتر محسن الویری دکتر سید حسین فلاح زاده
تأثیر ظلم در فروپاشی جوامع از دیدگاه سنت‌های الهی 4/11/90 مهدی محمدی باقرالعلوم (ع) دکتر محسن الویری دکتر سید حسین فلاح زاده
جریان‌شناسی غلو در کوفه تا نیمه قرن دوم هجری 30/6/90 مجید احمدی کچایی باقرالعلوم (ع) دکتر نعمت‌الله صفری دکتر سید حسین فلاح زاده
تأثیر فرهنگ ایرانی و آموزه‌های شیعی در مراسم آل‌بویه 13/6/88 احمد فلاح زاده باقرالعلوم (ع) دکتر محسن الویری دکتر سید حسین فلاح زاده
تاریخ اجتماعی شیعیان در دوره تیموریان 92 مهدی یکه خانی باقرالعلوم (ع) دکتر محسن الویری دکتر سید حسین فلاح زاده
حج در دوره صفویه 30/10/91 معصومه کامکار باقرالعلوم (ع) دکتر حسن زندیه دکتر سید حسین فلاح زاده
امام خمینی (ره) و احیای تمدن اسلامی 11/6/89 یحیی زینالی باقرالعلوم (ع) دکتر علیرضا واسعی دکتر سید حسین فلاح زاده
امام علی (ع) و جنگ روانی 15/11/87 زهرا پاکدل باقرالعلوم (ع) دکتر اصغر قائدان دکتر سید حسین فلاح زاده
تاریخ تشیع قم تا پایان دوره صفوی 15/11/1387 مریم سادات قدمی باقرالعلوم (ع) دکتر محسن الویری دکتر سید حسین فلاح زاده

 

 

9- نظارت بر پروژه‌های علمی و ارزیابی آن‌ها:

 

 

ردیف عنوان فعالیت

محل انجام فعالیت

تاریخ انجام فعاليت

شروع پایان
1 نظارت و ارزیابی علمی پروژه «سیره سیاسی نبوی» که به‌صورت متن درسی توسط دکتر فراتی فراهم آمد پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی 2/2/1387 1/4/1387
2 نظارت و ارزیابی علمی پروژه «تاریخ‌نگاری در کرمان» از دانشگاه شهید باهنر کرمان دانشگاه شهید باهنر کرمان 20/1/1387 13/6/1387
3 نظارت و ارزیابی علمی پروژه رویارویی ارزش‌های دینی و سنت‌های جاهلی (واقعه حره) تألیف دکتر واسعی پژوهشکده تاریخ و سیره 3/9/1388 5/11/1388
4 نظارت و ارزیابی علمی پروژه «ایران و تشیع» دکتر محرمی مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه 14/9/1391 29/11/1391
5 نظارت و ارزیابی علمی مجموعه مقالات حیات حکمت و حکومت پیامبر (ص) پژوهشکده تاریخ و سیره مهرماه 1389 آذرماه 1389
6 ارزیابی علمی کتاب «پژوهشی پیرامون جابر بن یزید جعفی» برای جشنواره فارابی جشنواره فارابی 16/5/1390 25/5/1390
7 ارزیابی کتاب «چهل‌چراغ طاغوت شکن (زندگی چهل مجتهد مبارز عراق)» برای جامعه المصطفی جامعه المصطفی پاییز 1389 21/12/1389
8 ارزیابی کتاب «مناسبات اهل‌بیت با ایرانیان» تألیف آقای دکتر سامانی پژوهشکده تاریخ و سیره    
9 ارزیابی فصولی از 7 کتاب: جغرافیای ارمینیه، دولتمردان شیعی، نهاد ولایتعهدی، سیاست‌های مالی و... پژوهشکده تاریخ و سیره    
10

ارزیابی و نظارت علمی کتاب «تعامل اعراب مسلمان و ایرانیان»

دکتر حاجی‌زاده

پژوهشکده باقرالعلوم 1391 1392

 

 

10– سخنرانی علمی در مراکز دانشگاهی و مصاحبه با رسانه‌ها:

 

- کارشناس برنامه تاریخی دیار سلمان رادیو معارف از بهار سال 91 تا زمستان 93 که به ارائه 120 برنامه هفتگی منتهی شد (در این برنامه مستمر تاریخ ایران از عصر باستان تا پایان صفویه به‌صورت تحلیلی موردبررسی قرار گرفت) بخشی از فایل‌های آن روی سایت رادیو معارف قرار دارد و قرار است مجموعه آن با همکاری دانشگاه باقرالعلوم به‌صورت کتاب مجازی منتشر شود.

 

- سخنرانی در دانشگاه قم با عنوان: زمینه‌ها و علل گرایش ایرانیان به اسلام در قرون نخستین اسلامی (سال 1384)

- سخنرانی در دانشگاه آزاد ابرکوه با عنوان: تأثیر هجرت امام رضا (ع) به ایران بر تشیع ایرانیان (سال 1386)

سخنرانی در جمع معاونین فرهنگی دانشگاه‌ها با عنوان هویت بخشی در سیره رسول خدا (ص)

مشهد، زمستان 1391

سخنرانی در جمع معاونین فرهنگی دانشگاه‌ها با عنوان هویت و ایران باستان، گرگان، دانشگاه گلستان

برگزاری کارگاه یک‌روزه برای اساتید معارف دانشگاه علوم پزشکی شیراز و غیره با عنوان: تعامل یا تقابل ایران، اسلام و اعراب، شیراز، زمستان 1393

سخنرانی در نشست فرهنگیان و معلمین شهرستان ابرکوه، زمستان 1392 با عنوان: اصول حاکم بر سیره رسول خدا (ص)

سخنرانی در جمع دانشجویان دانشگاه رفسنجان با عنوان: ایران باستان کاستی‌ها امتیازات، دانشگاه رفسنجان، 1391

سخنرانی در نشست اساتید بسیجی با عنوان: تمدن ایران در عصر صفویه، قم، هتل خورشید،1392

- مصاحبه با روزنامه قدس با عنوان: عاشورا، امام حسین (ع)، عقل‌گرایی (سال 1384)

- مصاحبه با شبکه چهار در مجموعه: سیره سیاسی پیامبر اسلام (سال 1386)

- مصاحبه با شبکه چهار در برنامه‌ای مرتبط با عاشورا (مجموعه آن در دست چاپ است)

- مصاحبه با روزنامه قدس با عنوان صلح امام حسن (ع) سال 1388

- مصاحبه با مجله جهاد دانشگاهی با موضوع: ایرانیان و قیام امام حسین (ع) سال 1388

 

11– مسئولیت‌های علمی و اجرایی:

- همکاری پژوهشی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران سال‌های 1364 تا 1367

- همکاری پژوهشی با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تهران 1371 تا 1374

-عضو هیئت‌علمی گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) (از سال 1374 تاکنون)

- مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم (ع) طی چند نوبت (از 1374 به بعد)

- عضو گروه تاریخ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از سال 1380 تا 1391

- معاونت پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه از سال 1380 تا 1386

- مدیر گروه تاریخ دانشنامه فرهنگ فاطمی (س) (پژوهشگاه) از سال 1382 تا 1387

- مدیر گروه تاریخ دانشنامه قرآن‌شناسی (پژوهشگاه) به مدت دو سال

-عضو شورای علمی مرکز تخصصی تاریخ حوزه علمیه قم و مدرس آن مرکز

-عضو مؤسس انجمن تاریخ‌پژوهان حوزه علمیه قم

-عضو هیئت تحریریه فصلنامه " تاریخ اسلام "

- عضو هیئت‌امنای انجمن ایرانی تاریخ اسلام (زیر نظر وزارت علوم) یک دوره

- عضو گروه تألیف کتب درسی تاریخ وزارت آموزش‌وپرورش به مدت دو سال

- عضو هیئت تحریریه مجله انجمن ایرانی تاریخ اسلام

- عضو کارگروه هویت معاونت فرهنگی وزارت علوم و تحقیقات طی سال‌های 90 تا 92

- عضو شورای پژوهشی پژوهشکده تاریخ و سیره پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

 

12- سفرهای علمی و زیارتی به خارج از کشور:

 

- سفر زیارتی به عربستان (حج عمره) تابستان 1386

- سفر به هندوستان (دهلی، آگرا، لکنو، حیدرآباد) بهار 1387

- سفر به اتریش (وین، لینز، سالزبورگ) بهار 1388

- سفر به آلمان (مونیخ، برلین، لایپزینگ، ویتنبرگ، هامبورگ) بهار 1388

- سفر زیارتی به عربستان (حج عمره) تابستان 1389

-سفر زیارتی به عراق زمستان 1388

- سفر به روسیه (مسکو، سن پترزبورگ، ...) تابستان 1389

- سفربه بلاروس (مینسک) تابستان 1389

-سفر حج تمتع به عربستان، تابستان 1394

 

13- ارائه پیشنهاد و طرح‌های علمی:

-     پیشنهاد برگزاری سمیناری به مناسبت هزاره ابن مسکویه به پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سال 1378 که به انجام رسید.

-     پیشنهاد و ارائه طرح تهیه دانش‌نامه سیره نبوی (ص) به پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که اکنون در حال نگارش است.

 

استاد حوزه علمیه خواهران گفت: بحث اشتغال زنان در جامعه نباید باعث تضعیف و کمرنگ شدن فرهنگ عفاف و حجاب شود.

امروزه پوشش نامناسب در شهر به حدی رواج یافته و عفت عمومی را در تنگنا قرار داده است که گاهی شرم در چهره‌ی مردان و زنان مومن به اشک تبدیل شده و انگیزه‌ی رفتن از پیاده‌روی‌های شهر را از آنان می‌گیرد.

مدیرکل امور زنان وزارت آموزش و پرورش گفت: قرار است در سال تحصیلی آینده پوشش تحصیلی دختران بازمانده از تحصیل افزایش یابد.

دبیرخانه نخستین جشنواره «زن، خانواده و رسانه» اعلام کرد با توجه به استقبال روزنامه نگاران و خبرنگاران جهت شرکت در جشنواره، زمان ارسال آثار تا پایان مرداد تمدید شد.

معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده گفت: بررسی لوایح حوزه زنان در مجلس تا پایان مرداد در دستور کار مجلس قرار دارد.

مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده آموزش وپرورش با بیان اینکه عدالت جنسیتی در آموزش دختران مناطق محروم در دستور کار است، گفت: آموزش و پرورش زمینه ایفای مطلوب نقش اجتماعی زنان را فراهم کرده است.

دوشنبه, 04 مرداد 1395 ساعت 18:38

اولین جشنواره عکس حجاب و دختران جوان

اولین جشنواره و نمایشگاه عکس «حجاب و دختران جوان»ویژه‌ عکاسان با حجاب «ویژه‌ بانوان» در مجموعه فرهنگی یادمان شهدای هقتم تیر«سرچشمه» برگزار می شود.

این نشست با حضور دکتر منصور اتحادیه، دکتر زهرا شجاعی و برخی اساتید دیگر و با حضور منوچهر نظری مولف کتاب به همت انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار می شود.

 

 

صفحه1 از3